چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393

صدای خاموش

 

 

مجالس مذهبی مخصوص زنان که اکنون خود را در بستر شرایط کنونی جامعه، بازتولید کرده است و تأثیرگذاری آن بر زنان و به تبع آن، خانواده ها و تأثیرپذیری فضای این جلسات از معضلات و مشکلات جامعه، نشان از اهمیت این نهاد و ضرورت توجه به ثمرات و آسیب های احتمالی آن دارد

 
جلسه زنانه

مادر معمولاً در خانه نیست. از این جلسه به آن جلسه می‌رود. هر چه کمتر در خانه بماند و به مشکلاتش فکر کند زمان زودتر می‌گذرد. همه ذهن ‌او را حرف‌های خانم جلسه‌ای پر کرده است.

متاسفانه امروز در برخی جلسات بانوان افرادی از احساسات و عقاید مذهبی بانوان سوءاستفاده کرده و با القائات افکار مسموم، نحله انحرافی خود را ترویج می‌کنند.

آیت‌الله مقتدایی در مراسم آغاز سال تحصیلی حوزه‌های علمیه خواهران، در مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) گفت: وقتی آمار فعالیت‌های حوزه علمیه خواهران را مرور می‌کنیم قلب مان شاد می‌شود، زیرا ما این شرایط را با شرایط رژیم سابق مقایسه می‌کنیم.

فرقه‌های منحرفی که اجازه تبلیغ و اشاعه ندارند، خانه‌ها را به دلیل نظارت نداشتن مردم و حکومت، انتخاب می‌کنند و ممکن است مردم کم اطلاع به سادگی فریب آموزش‌های آنان را بخور

در رژیم سابق چنین مسایلی در کشور نبود و معدود افرادی هم در این زمینه فعالیت می‌کردند به شکل کاملا فردی و محدود بود؛ مثلا در اصفهان بانو مجتهده امین در مکتب توحید چند شاگرد داشت و در برخی شهرهای دیگر هم افرادی بودند که فعالیت می‌کردند.

متاسفانه امروز در برخی جلسات بانوان افرادی از احساسات و عقاید مذهبی بانوان سوءاستفاده کرده و با القائات افکار مسموم، نحله انحرافی خود را ترویج می‌کنند.آنها با مرید سازی و مریدپردازی برای خود دستگاهی می‌سازند تا به مقاصد شوم برسند، در این زمینه طلاب خواهر وظیفه بسیار سنگینی برای مقابله با آنها دارند.

جلسات زنانه، فرصتی برای فرقه‌های منحرف

فرقه‌های منحرفی که اجازه تبلیغ و اشاعه ندارند، خانه‌ها را به دلیل نظارت نداشتن مردم و حکومت، انتخاب می‌کنند و ممکن است مردم کم اطلاع به سادگی فریب آموزش‌های آنان را بخورند. عضو هیئت علمی جامعه‌المصطفی به جلسات مختلط عرفان‌های کاذب، فرقه‌های صوفی‌گرایی و اخباری‌گیری و برخی جلسات غیراخلاقی اشاره می‌کند که گاه در مناطق مختلف شهر به صورت همزمان نشست داشته‌اند و سخنران اصلی از طریق تلفن همراه یا اینترنت برای مخاطبان سایر خانه‌ها صحبت می‌کنند. گاهی شبکه‌های ضدانقلابی یا شبکه‌های آموزش مسیحیت نیز از پوشش جلسات زنانه بهره گرفته‌اند. برخی سرشاخه‌های شبکه گلدکوئیست نیز در جلسات خانگی فعال بوده‌‌اند.

آسیب‌هایی که خانواده در معرض آن است

مادر معمولاً در خانه نیست. از این جلسه به آن جلسه می‌رود. هر چه کمتر در خانه بماند و به مشکلاتش فکر کند زمان زودتر می‌گذرد.

بچه‌ها خودشان شام دیشب را به جای ناهار گرم می‌کنند و به مدرسه می‌‌روند. همه ذهن ‌او را حرف‌های خانم جلسه‌ای پر کرده است. تلاش می‌کند حرف‌هایی که امروز آموخته برای دیگران بازگو کند، اما بچه‌ها و پدر خانواده روی خوش نشان نمی‌دهند. زن احساس تنهایی می‌کند. فردا بیشتر لحظه‌شماری می‌کند تا وارد محیطی شود که همفکرانش وجود دارند.

گاهی خانم جلسه‌ای سفری مخصوص خانم‌ها به قم ترتیب می‌دهد و همسایه‌ها ثبت‌نام می‌کنند. زن به تنهایی می‌رود و خانواده می‌مانند.

آسیب فوق در آسیب‌شناسی‌های جلسات زنانه کمتر مورد نظر قرار گیرند؛ برخی زنان تحت‌تأثیر سخنان مبلّغ از فضای فرهنگی و عقیدتی خانواده فاصله می‌گیرند، اما سایر اعضای خانواده در این هجرت فکری با آنان همراه نمی‌شوند؛ برخی زنان نیز با آموزش دینی اندک و شرکت در مراسم دعا و البته تضمین مُبلّغ مجلس، درباره مقام و منزلت والای خود نزد خدا دچار عُجب می‌شوند؛ زنان برای فرار از روابط ناموفق با همسر و فرزندان به این جلسات پناه می‌برند، بدون آنکه راه‌حلی پیدا کنند.

ساماندهی جلسات زنانه، بر عهده کیست؟

هر محصول فرهنگی باید حدی از کیفیت را داشته باشد تا مجوز فروش را به دست بیاورد؛ اما متأسفانه در عرضه آموزه‌های فرهنگی آن هم در قالبی تأثیرگذار مانند جلسات خانگی زنان، هیچ‌گونه ساماندهی و نظارتی صورت نمی‌گیرد

در بعضی محله‌هایی که زوج‌های جوان بیشتر ساکن هستند، به فعالیت زنان مبلغ که به مباحث مشاوره و مهارت‌های زندگی مسلط هستند، نیاز بیشتری احساس می‌شود. برخی مبلّغان با سطح تحصیلات بالا بهتر است در بعضی مناطق برنامه نداشته باشند. زیرا در سطح مخاطب صحبت نمی‌کنند.

زنان مبلغ علاوه بر نظارت و کنترل، به حمایت نیز نیاز دارند. لازم است آن دسته از مبلّغانی که تحصیلات کافی ندارند یا آگاه به زمان نیستند و خودشان نیز گرفتار آسیب‌های اجتماعی روز هستند و تنها روخوانی قرآن و البته جذب مخاطبان را بلدند، آموزش‌های جدی ببینند. آموزش‌های غیرحضوری شامل بسته‌های آموزشی در قالب سی دی، کتاب و خبرنامه باید برای مبلّغاتی که صاحب پرونده شده‌اند، به طور مستمر تهیه شود.

اما مسئولان سازمان تبلیغات اسلامی گویا رضایت نسبی از وضعیت تبلیغات در حوزه زنان و خانواده دارند.

زنان مبلغ علاوه بر نظارت و کنترل، به حمایت نیز نیاز دارند. لازم است آن دسته از مبلّغانی که تحصیلات کافی ندارند یا آگاه به زمان نیستند و خودشان نیز گرفتار آسیب‌های اجتماعی روز هستند و تنها روخوانی قرآن و البته جذب مخاطبان را بلدند، آموزش‌های جدی ببینند

حجت‌الاسلام و المسلمین موسوی هوایی، معاون پژوهشی سازمان تبلیغات اسلامی در مصاحبه با حوراء از جلسات هفتگی برای بانوان مبلغ در استان‌های مختلف کشور می‌گوید و پشتیبانی‌هایی که از زنان مبلغ می‌شود. از نظر ایشان بیش از 50 درصد راه طی شده و اگر چه به دلیل کمبود بودجه و فقدان هماهنگی در بعضی حوزه‌ها کار کامل نشده اما وضعیت در کل مطلوب است و استعدادهای خوبی در مراکزی مانند دارالقرآن و تبیان و خبرگزاری مهر و مراکز پاسخگویی به شبهات کار می‌کنند. البته ایشان وضعیت مطلوب را متناسب با بودجه موجود تعریف می‌کند نه نیازهای مسئله تبلیغ در حوزه زنان.

پژوهش‌های نامبرده شده از سوی معاون پژوهشی سازمان نیز به طور خاص، جلسات زنانه را بررسی نکرده و به آسیب‌های عام زنان و خانواده مثل حجاب، ازدواج و طلاق پرداخته است. چنین به نظر می‌رسد که هنوز پژوهش‌های میدانی کمّی و کیفی در حوزه جلسات زنانه انجام نشده آماری از تعداد جلسات زنانه، انواع آن، انواع مخاطبان،‌ محتوای طرح شده و آسیب‌های آن وجود ندارد.

به نظر می‌رسد با توجه به حجم وسیع کار در تهران و سایر نقاط کشور و همین‌طور با توجه به اهمیت بالای جلسات زنانه تبلیغی، هنوز تلاش شایسته‌ای برای به ثمر رساندن طرح شناسایی و ساماندهی زنان مبلغ انجام نشده است.



سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393

صدای خاموش

 

 

 

بازیگری همیشه حرفه ای جذاب بوده و طرفداران خودش را داشته. برای بعضی ها آنقدر جذاب که حاضرند برای رسیدن به آن دست به هر کاری بزنند
 
بازیگر شدن به شیوه فیس بوک

در مقابلِ عده ای که به دنبال هر راهکاری برای بازیگر شدن می روند، هستند کسانی هم که در این میان از این علاقه و شیفتگی که نسبت به هنر پبشگی وجود دارد سوء استفاده می کنند.

اخاذی و کلاهبرداری به نام بازیگران معروف و چهره های شناخته شده موضوعی است که همیشه وجود داشته، فقط در دوره های مختلف شکلش متفاوت شده است. در سال های اخیر با تغییر شیوه های ارتباطی و راه افتادن شبکه های اجتماعی خیلی از سودجویان با راه اندازی صفحاتی به نام بازیگران و یا شرکت های فیلمسازی از علاقه و شاید هم در نگاهی دیگر سادگی شیفتگان بازیگری سوء استفاده می کنند. شاید یکی از مزایای شبکه های اجتماعی برای این افراد این باشد که آنچه را که از خود به نمایش می گذارند بسیار متفاوت با آن چیزی است که هستند و خیلی راحت با تصاویر ساختگی و طراحی های جذاب مخاطب خود را وسوسه می کنند.

یکی از نمونه های نزدیک این اتفاقات مربوط به صفحه ای است که با نام یکی از بازیگران مطرح سینما ( به گفته برخی منابع بهرام رادان) در فیس بوک راه اندازی شد ه بود.

در روزهای اخیر رییس فضای تولید و تبادل اطلاعات تهران بزرگ از دستگیری این فرد خبر داد که با ایجاد صفحه جعلی از دختران جوان اخاذی می‌کرده است.

این فرد با راه‌اندازی صفحه‌ای در فیسبوک به نام این بازیگر معروف مرد سینمای ایران بعد از مدتی به بهانه دعوت از دختران برای حضور در فیلم‌ها و سریال‌ها از آنها هدیه و مبالغی پول دریافت کرده و پس از آن، ارتباط خود را با این دختران قطع می‌کرده است. این اتفاق در حالی رخ داده بود که این بازیگر در خارج از کشور به سر می‌برد و افرادی به قصد سودجویی اقدام به ایجاد صفحه‌ای در فیسبوک به نام این بازیگر معروف سینما کردند.

رییس پلیس فتای تهران بزرگ با بیان اینکه کارشناسان با مهندسی اجتماعی معکوس توانستند با گرداننده این صفحه ارتباط برقرار کنند و در اقدامی غافلگیرانه و در حالی که قصد اخاذی از دختری 24 ساله را داشت، او را دستگیر کردند. ماموران در بررسی کامپیوتر شخصی این فرد متوجه شدند که این فرد از چهار دختر جوان دیگر اخاذی کرده است.

وی با بیان اینکه بررسی‌ها نشان داد که این فرد در ابتدا از طریق کامنت‌نویسی با دختران جوان ارتباط برقرار کرده و پس از آن با تکیه بر شباهت صدایش به این بازیگر معروف، تماس تلفنی با قربانیان خود برقرار کرده و از آنها اخاذی می‌کرد. علاوه بر شباهت فوق‌العاده صدای این متهم به بازیگر معروف مرد، این متهم سعی می‌کرده با استفاده از تکیه کلام و نحوه گویش برخی کلمات این بازیگر، به دختران نزدیک شود.

 

چندی پیش هم در ایام ماه مبارک رمضان یک شرکت تبلیغاتی از طریق پیامک اعلام کرده بود ضیافت های افطاری را با حضور هنرمندان شناخته شده کشور برگزار می کند که هزینه برگزاری این افطاری ها از 600 هزار تا 18 میلیون تومان اعلام شده بود.

در اظهار نظرهای متولیان این کار اشاره شده بود که :ما چون کارهای سینمایی هم انجام می‌دهیم آشنایی زیادی با بازیگران داریم. در فهرست بازیگران نام هایی چون الناز شاکردوست، الهام حمیدی، نسرین مقانلو، تینا آخوندتبار، بهنوش بختیاری، پریناز ایزدتبار، بهاره رهنما, محمدرضا گلزار، امین حیایی، حسام نواب صفوی، سام درخشانی، کامبیز دیرباز و ... هنرمندانی هستند که می‌توانند در مراسم شما حضور داشته باشند. مجریان برنامه را هم می‌توانید از بین محمود شهریاری، علی ضیاء، محمدرضا سنیانی و بهمن هاشمی انتخاب کنید. سامان گوران و حمید ماهی‌صفت از طنازهایی هستند که بتوانند شب خوبی را برای مهمانان شما رقم بزنند. بستگی به معروف بودن و شهرت بازیگر مورد نظر دارد. پایه از 600 هزار تومان است و به 18 میلیون تومان هم می‌رسد.»

مدیر شرکتی که این کارها را انجام می‌دهد می‌گوید: «بستگی دارد به محبوبیت هنرپیشه‌ای که انتخاب می‌کنید. همچنین اگر آخر هفته و ایام تعطیل باشد این نرخ بالاتر هم می‌رود. پایه قیمت‌های ما از شبی 600 هزار تومان است. مثلا علیرضا برجی خواننده تیتراژ «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» با این دستمزد در افطاری شما می‌خواند. بهنام صفوی اگر اجرای زنده بگذارد بین 12 تا 13 میلیون تومان می‌گیرد. یک‌سری از خواننده‌ها حاضرند پلی‌بک بخوانند اما یک‌سری‌ها هم مثل شهرام شکوهی زیر بار نمی‌روند و می‌خواهند اجرای زنده داشته باشند. شما به این آیتم‌ها باید فیلمبرداری از مجلس، اجاره سالن و عکس را هم اضافه کنید.»

مدیر این شرکت ادامه می‌دهد: «قیمت‌ها متغیر است. همانطور که گفتم از 600 هزار تومان شروع می‌شود و به 18 میلیون تومان می‌رسد. این رقم را محمدرضا گلزار می‌گیرد. به هر حال مردم دوست دارند و بعضی از چهره‌ها در بین مردم محبوب‌تر هستند.»

بعد از این ماجرا کامبیز دیرباز گفت: این نوع شایعه پراکنی در کشور مد شده است؛ از بیماری کلیوی من گرفته تا خبرسازی برای ازدواج برخی از همکاران بازیگرمان.

امروز هم که شایعه شد من و تعدادی دیگر از بازیگران سینما و خوانندگان با گرفتن پول در مراسم افطاری حضور پیدا می کنیم. من این مسئله را کاملا تکذیب کرده و با همکاری حسام نواب صفوی بازیگر خوب کشورمان که به حرفه وکالت هم مشغول است به زودی این مسئله را به صورت حقوقی پیگیری می کنیم.

باید هرچه سریعتر جلوی این سوء استفاده ها از نام و جایگاه هنرمندان گرفته شود. با چنین روش هایی هم آبروی هنرمندان به باد می رود، هم از مردم سوء استفاده می شود.

در میان این گروه ها تعدادی هم به بهانه شرکت های فیلمسازی با روش های مختلف عده ای را که برای بازیگر شدن به هر دری می زنند جذب خود می کنند و با در اختیار داشتن عکس و فیلم خصوصی از این افراد آن ها را تحت فشار قرار می دهند و اخاذی می کنند.

جذابیت ها و امکاناتی که در شبکه های اجتماعی وجود دارد آنها را به رسانه هایی قدرتمند تبدیل کرده که توسط خود مردم اداره می شوند. فضای مجازی همانطور که از اسمش پیداست مرز میان واقعیت و خلاف آن را مشخص نمیکند. حکایت سودجویان در فضای مجازی هم همین است، که از این جذابیت ها و امکانات سوء استفاده می کنند و به نام واقعیت از کاربران شبکه های اجتماعی اخاذی می کنند.



یکشنبه نهم شهریور 1393

صدای خاموش

 
یکی از آداب و رسومی که در همه جوامع بشری وجود دارد، برگزاری مراسم ختم برای تازه در گذشته است، کسانی که عزیزی را از دست داده اند دور هم جمع می شوند تا غم خود را تقسیم کنند یکدیگر را تسلی بخشند. اقوام و آشنایان برای رسیدگی به آنان و تسکین دادنشان دور هم جمع می شوند و هر کاری از دستشان بر بیاید انجام می دهند.

 

تجمل

این رسم پسندیده هم مثل خیلی از آداب و رسوم جوامع و ملل در گذر زمان دستخوش تغییراتی بوده است، و جامعه اسلامی ما هم از این تغییرات در فرهنگ تشییع و مراسم ختم متوفی بی نصیب نبوده است.

اما هزار افسوس که این تغییر و تحولات در این زمینه نه تنها مثبت نبوده که به طرز آزار دهنده ای منفی و مخرب بوده است.

این روزها مجلس عزای ما هم چون مجالس عروسی و ولیمه هایمان، تبدیل شده به مجالس خودنمایی، مانور تجملات و تشریفات افراطی و چشم و هم چشمی های ناتمام.

چیزی که در این مجالس به چشم می خورد و خیلی هم آزار دهنده است این است که همه چیز در این مجالس مهم است به جز شخص متوفی، افراد به جای اینکه به فکر او و وحشت شب اول قبرش و رساندن خیری به وی باشند در صدد نمایش داشته های خود هستند.

سعی می کنند مراسم عزا را هر چه با شکوه تر و همراه با غذاهای رنگارنگ در تالارهای آن چنانی برگزار کنند، و به جای زنده کردن یاد عزیزشان، یاد مردم عصر جاهلیت را زنده کرده و گرامی می دارند.

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: ”‌غذا خوردن نزد مصیبت دیدگان از رفتار و کردار زمان جاهلیت است و سنت اسلامی آن است که غذای آنان از سوی دیگران فراهم شود، همان گونه که پیامبر(صلی الله علیه و آله) در مورد جعفر بن ابی طالب، چنین رفتاری را در پیش گرفت”‌‌.(حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعة،  ج 3، ص ص 237، ح 3504) 

اگر شیوه پیامبر بزرگ ما آن بوده این میزهای رنگارنگ، تاج گل هایی که خیابان را پر می کند، دیس های شربت و شیرینی و ... از کجا آمده است، این فرهنگ را ما از کی آموخته ایم؟ به سفارش کدام دین این کارها را می کنیم؟

 

یک هشدار به بانوان محترم

در مجالس ختم و عزای آشنایان شاهد رفتارهای ناشایستی از برخی خانم ها هستیم، کسانی که این مجالس را با سالن مد و شوی لباس اشتباه گرفته اند، به طرزی لباس می پوشند و خود آرایی می کنند که  گویی هفته هاست منتظر چنین روزی بوده اند و برای شرکت در این مجلس برنامه داشته اند، که این چنین با آرایش و لباس های تجملاتی دستکش ها و شال های تور و ... خود را آراسته اند.

متأسفانه این قبیل بانوان در مراسم هیئت های عاشورا و عزاداری ابا عبدالله الحسین علیه السلام هم ذره ای ملاحظه مجلس را نمی کنند، بارها و بارها مشاهده کرده ام که در تمام طول مجلس از جنس لباسشان رنگ مو و جواهراتی که آویزان خود کرده اند صحبت می کنند و متوجه نیستند که شاید در این جمع کسی باشد که بخواهد در سکوت برای امام عزیزش اشک بریزد.

این رفتارهای ما واقعا چه سودی به حال شخص متوفی دارد، منظور ما از حضور در این مجالس چیست؟

از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل است: ”‌هر که اندوهناکی را تسلیت گوید، خداوند در روز قیامت به او احترام کرده، لباس زیبایی را بر او خواهد پوشاند”‌‌.[حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعة، ج 3، ص 213، ح 3435، مۆسسة آل البیت، قم، 1409 هـ ق]

آیا وقتی خانواده عزادار ما را با این ظاهر ببیند خوشحال می شوند؟ واقعا چه احساسی به آن ها دست می دهد؟ لحظه ای خود را به جای آن ها بگذاریم، آیا ما دوست داریم در مجلس ختم ما هم دیگران این گونه رفتار کنند؟ 

برای متوفی چه کنیم؟

خوب است بدانیم که نه این سالن های شیک و مجلل و نه آن میزهای غذا با انواع غذاها هیچ کدام ذره ای به درد متوفی نمی خورد، کسی که تازه این دنیا را ترک کرده و اسیر خاک و دنیای آخرت شده است به هر خیری که از جانب ما به او برسد بسیار محتاج است، هر چه تعداد شرکت کنندگان در مجلس ختم او بیشتر باشد پسندیده است و چقدر خوب می شود که همه این شرکت کنندگان با تلاوت قرآن، آمرزش خواهی برای متوفی و خیرات  روح  او را شاد کنند. 

 

بهترین هدیه برای متوفی

از بهترین آداب مجالس عزا هدیه اعمال نیک از قبیل قرائت قرآن، ذکر صلوات، دعا و طلب رحمت و مغفرت و گریستن بر مصائب اهل بیت(علیهم السلام)، برای روح متوفی است. از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده است: «مردگانتان را که در قبرها آرمیده اند از یاد نبرید. مردگان شما امید احسان شما را دارند. مردگان شما زندانی هستند و به کارهای نیک شما رغبت دارند. آنها خود، قدرت انجام کاری را ندارند، شما صدقه و دعائی به آنها هدیه کنید.» [ یزدی، شیخ حسن بن علی، انوار الهدایة، ص 115، چاپخانه نعمان، نجف.] 



چهارشنبه پنجم شهریور 1393

صدای خاموش

 
من خودم همین دیروز در داروخانه خواستم گوش‌پاک‌کن بخرم. مسوول داروخانه گفت ایرانی داریم و یونانی. نمی‌دانم چرا یونانی را خریدم. شاید چون بسته‌بندی قشنگ‌تری داشت، شاید چون از اروپا آمده بود، شاید چون رویش به انگلیسی نوشته شده بود. به هرحال هر چه بود من میان داریوش و اسکندر، ‌اسکندر را انتخاب کردم.

 

گاهی همه همین‌طور می‌شویم. مثلا محک سال‌هاست فریاد می‌زند «با هزار تومان چه کار می‌شه کرد» و صدایش به جایی نمی‌رسد. اما صدای حرکت 10 دلاری و 100 دلاری کمپین آب‌ یخ گوش‌مان را کر کرده است. به هر حال کمپین کمپین خارجی است و شرکت در آن کلاس دارد. اما شرکت در کمپین نخریدن محصولات لبنی افت دارد. یا حرکت اعتراضی برای دریاچه ارومیه. اصلا کمپینی که خوشگل‌ها و خوش‌تیپ‌های هالیوودی در آن شرکت نکنند کمپین نیست. حالا نسل یوز ایرانی در حال انقراض باشد یا نباشد. قیچی در شکم مرد ایرانی جا مانده باشد یا جا نمانده باشد. نردبان شهرداری باز شده باشد یا باز نشده باشد. با پنجه‌بوکس زده باشند یا نزده باشند. جنگل گلستان را به عمد آتش زده باشند یا به عمد آتش نزده باشند. سونامی بیماری‌های خاص داشته باشیم یا نداشته باشیم. طیاره‌ها افتاده باشند یا نیفتاده باشند.

 

اینها برای ایرانی جماعت کمپین نمی‌شود. البته گاه هنرمندان در کلیپ‌های خیریه و اینها شرکت می‌کنند اما این طوری که در کمپین آب‌ یخ حماسه آفریدند در آنجا حماسه‌سازی نمی‌کنند. البته شهر موش‌ها فرق دارد. شما همین الان کمپین خواندن «ک مثل کپل» راه بینداز و بگو در حال خواندن «ک مثل کپل» از خودتان فیلم بگیرید و یکی دیگر را هم دعوت کنید. یعنی آقایان شمقدری و سلحشور هم دعوت این کمپین را لبیک می‌گویند.

 

برای ما کمپین اگر شوخی و خنده نداشته باشد کمپین نیست. یعنی این‌قدر که ما به آب‌ یخ ریختن اغلب هنرمندان‌مان خندیدیم برای بیماران ای‌ال‌اس بغض نکردیم. به‌ویژه آب‌ یخ ریختن پژمان جمشیدی و سام درخشانی که رسما فیلم کمدی بود.

 

به هر حال کشور ما کشوری است که معمولا کپمین‌خورش خوب است. یعنی شما از صبح تا شب برای چندین مسئله سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... می‌توانید ایده‌ کمپین بدهید. حیف است که از این ظرفیت استفاده نکنیم و در شهر موش‌ها بمانیم. ما آدمیم خب.

 

باقی بقای‌تان!

رضا ساکی *



سه شنبه چهارم شهریور 1393

صدای خاموش

 

 

روابط اجتماعی که هیچ رابطه مثبتی از دل آن بیرون نمی‌آید و آثار روانی مخربی نیز برجای می‌گذارد. دل سوزاندن‌هایی که خیلی‌ها را گربانگیر خود کرده است، فخر فروختن‌هایی که شاید با زبان و شاید هم با رفتار اجتماعی صورت گیرد.

 
قبر

فخرفروشی، فارغ از نژاد و طبقه

قدیم‌ها یادش به خیر، پز دادن و فخر فروختن تنها برای مسائل و دارایی‌های نادر اتفاق می‌افتاد، آن هنگامی که دل سوزاندن‌ها، تفاخرها و پز دادن‌ها از طبقه بالای جامعه به شهرنشینان پایین طبقه ابلاغ می‌شد.

اما امروز، امروز اوضاع متفاوت شده. البته تفاخرهای بالا به پایین همچنان به کار خود ادامه می‌دهند اما گروه‌ها و خرده فرهنگ‌های فخر فروش به قوم جاهل قدیمی اضافه شدند. طبقه متوسط جامعه نیز این روزها کم فخرفروشی نمی‌کند!!!

این روزها هر کس احتمالاً چیزی دارد که با آن فخر فروشی کند

فخر فروشی فوتبالیست ها در اینستاگرام !

در جامعه فوتبال نیز هر چند وقت یکبار یک چیز مد می شود، یک مدت پورشه، یک مدت فلان مارک، یک مدت فیسبوک و اکنون هم اینستاگرام. بسیاری از فوتبالیست های لیگ برتری هم اکنون در اینستاگرام فعالند.

چنین تصور مکن که وضعیت موجود و این زندگی دنیایی که به آن عادت کرده ای تا ابد این گونه خواهد بود و تغییر و تحولی نخواهد یافت. ای انسان! این را بدان که ناگهان تغییری روی می دهد که تمام این جهان را بر هم می زند

تا اینجای کار که اشکالی ندارد اما برخی از فوتبالیست ها برای استفاده از این فضای مجازی دیگر شورش را در آورده اند. آنها کوچک ترین و جزئی ترین فعالیت های روزانه خود را بر روی اینستاگرام قرار می دهند و جدیدترین مدل لباس و اتومبیل خود را نیز در اینستاگرام به نمایش عموم می گذارند. گاهی اوقات به نظر می رسد اینستاگرام به ابزاری برای فخر فروشی برخی از فوتبالیست ها تبدیل شده است..

تفاخر حتی در علم هم جایز است

کار ما به جایی رسیده است که حتی ساحت مقدس علم را به این خصیصه نادرست انسانی خود گره زده‌ایم و پای آلودگی‌های اخلاقی خود را به حوزه دانش هم باز کرده‌ایم. این روزها پز دادن اسامی رشته‌های دهان پر کن که چند دقیقه‌ای طول می‌کشد، نام کامل آن را انسان بیان کند؛ شده است مایه مباهات. قدیم‌ها اگر فخر فروشی علمی انجام می‌شد، در حد سطحی بود. به طوری که تنها دانشجو سر خود را بالا می‌گرفت و دانشگاه دولتی محل تحصیل خود را مایه مباهات خود می‌دانست. اما این روزها و به برکت مۆسسات علمی رشته‌های دهان پر کن از جمله مهندسی...، مدیریت...و...شده است مایه مباهات.

دردهای تلخ امروز جامعه

اینکه امروز، آیا تمامی وسایل جهیزیه یک تازه عروس از یک برند است یا خیر؟ همه رنگ وسایل آشپرخانه هایمان با هم ست است یا خیر؟ ادکلن ما مارک است یا خیر؟ تبدیل به درد و دغدغه‌ی جامعه شده است.

و هرکس هم که این موارد را داراست، راحت به خود اجازه می‌دهد آن‌ها را پتک کرده و بر سر ضعیفان و افرادی که با آن‌ها سر و کار دارد، بکوبد؟

اسامی عجیب و غریب تنها برای پز دادن

به قدری مصداق‌های تفاخر و پز دادن در جامعه ما مسخره و عجیب به نظر می‌رسد که گاهی باید از گریه‌های این درد تلخ اجتماعی به خنده افتاد. برای مثال و متأسفانه اسامی فرزندان در جامعه ما نیز مایه مباهات و فخر شده است به طوری که هرچه نام کودک را عجیب و غریب‌تر بگذاریم، از کلاس اجتماعی بیشتری هم برخورداریم؛ و در این میان بسیاری از والدین فقط به لحن آوایی و زیبایی نام کودک خود توجه می‌کنند و فارغ از معنا آن را برای فرزند خود برمی گزینند و همین مسئله منجر به ورود اسامی بیگانه از فرهنگ‌های غربی، یونانی و حتی رومی شده است؛ و متأسفانه این مسئله کاملاً مغایر با روایات و تأکیدات پیشوایان ما در رابطه با نام گذاری فرزندان است به طوری که آن بزرگواران، انتخاب نام مناسب برای فرزند را حق کودک بر والدینش می‌دانند.

همچون اعراب زمان جاهلیت رفتار می‌کنیم!!

این روزها خیلی از مردم شهر ما از اعراب زمان جاهلیت هم ناپسندتر رفتار می‌کنند. اعرابی که مردگان خود را مایه مباهات و فخر بر سایر قبایل می‌دانستند. این روزها از مرده‌هایمان بگیر و مراسم ختم و گل روی سنگ قبر گرفته تا ست بودن مارک حلقه عروس با ادکلنش برایمان مهم شده است.

ما هم همچون اعراب، نه به مرده‌هایمان رحم می‌کنیم و نه به زنده‌هایمان.

و خطاب به این ماجرا خداوند در انتقاد از فخرفروشی بر یکدیگر می فرماید «الهکم التکاثر» ، که متأسفانه پیرامون این مسئله در جامعه باید گفت: «کو گوش شنوای این آیه».

امان از دست این مردم

این روزها همه کار می‌کنند تا مصرف کنند تا آن طور زندگی کنند که مردم می‌خواهند. این مردم شده‌اند ملاک همه انتخاب‌های ما، هنگام خرید لباس و یا انتخاب‌ها حتماً شده است که شما هم به خود بگویید مردم چه گویند

در پایان لازم به ذکر است، رفتن و گرفتار شدن در وادی تفاخر کنندگان همچون گردابی است که به سختی احتمال نجات فرد از آن وجود دارد. این روزها همه کار می‌کنند تا مصرف کنند تا آن طور زندگی کنند که مردم می‌خواهند. این مردم شده‌اند ملاک همه انتخاب‌های ما، هنگام خرید لباس و یا انتخاب‌ها حتماً شده است که شما هم به خود بگویید مردم چه گویند. امان از دست این مردم! امان از این رواج‌های غلط و سبک زندگی‌های نادرستی که پیله‌وار برای خود ساخته‌ایم و همچون غاری در آن فرورفته و تمایل به بیرون آمدن از آن را هم نداریم.

یک بار هم به خود بگوییم، خدا چه می‌گوید؟

خداوند متعال به لطف و رحمت خود، در دعوت انسان به سوی بندگی خود، ابتدا او را از خواب غفلت بیدار می کند و او را این چنین خطاب قرار می دهد که: ای انسان! چنین تصور مکن که وضعیت موجود و این زندگی دنیایی که به آن عادت کرده ای تا ابد این گونه خواهد بود و تغییر و تحولی نخواهد یافت. ای انسان! این را بدان که ناگهان تغییری روی می دهد که تمام این جهان را بر هم می زند.

لازم به ذکر است که، انسان طبیعتاً وقتی با چیزی خو گرفت، چنان تصور می کند که هرگز از آن جدا نمی شود و آن چیز هرگز از بین نمی رود. انسانی که به دنیا و مال و ثروت و نعمت و امکاناتش دل خوش می کند و به آن ها خو گرفته است، کم کم فراموش می کند که روزی خواهد آمد و هر آن چه دارد تمام می شود و از بین می رود. این جاست که باید از خواب غفلت بیدار شود و به خود بیاید که چنین تصوری درست نیست. این وضعیت و زندگی روزی از بین می رود



شنبه یکم شهریور 1393

صدای خاموش

 
یکی دیگر از مولفه های مهم در ماجرای بدحجابی که سالهای سال است، محور بحث های اجتماعی و فرهنگی مسئولان کشور قرار گرفته، نگرشی است که مردان نسبت به نوع حجاب همسرانشان دارند، مسئله ای که گاه مهم ترین دلیل بدحجابی لقب می گیرد.

 
زن و مرد، دختر و پسر، غیرت

 با نگاهی به مولفه های بدحجابی در سطح شهر متوجه می شویم که بسیاری از زنان بدحجاب در سایه حمایت مردهایی که تعریفشان از حجاب بسیار متفاوت از تعاریف معمول است، به رفتار نابهنجار خود تاکید می ورزند و زمینه را برای پیامدهای اجتماعی بعدی مهیا می کنند. تعریف های متفاوتی که نگاه به آنها می تواند بازگو کننده برخی از عوامل اصلی رواج بی حجابی باشد.

حجاب چیه، دلت پاک باشه!

یکی از بهانه هایی که بسیاری از آقایان در برابر این پرسش که چرا اجازه می دهند همسرشان با چنین ظواهری در محیط های عمومی حضور یابد، عنوان می کنند این است که مگر به لباس رنگی و چند تار موی بیرون مانده از روسری چه اشکالی دارد؟! مهم این است که دل آدم پاک باشد و من به عفاف و پاکدامنی همسرم اعتماد دارم! این مردان با تکیه به اینکه حجاب و عفاف معیار درستی برای پاکی و پاکدامنی محسوب نمی شود، همواره به دفاع از لباس و پوشش نامناسب همسرانشان بر می ایند و در این میان گاه از خود زنان هم اصرار بیشتری بر ادامه روند بدپوشی دارند!

این همه چادری که از چادر برای پوشش خطایشان استفاده می کنند

یکی از بهانه هایی که بسیاری از آقایان در برابر این پرسش که چرا اجازه می دهند همسرشان با چنین ظواهری در محیط های عمومی حضور یابد، عنوان می کنند این است که مگر به لباس رنگی و چند تار موی بیرون مانده از روسری چه اشکالی دارد؟! مهم این است که دل آدم پاک باشد و من به عفاف و پاکدامنی همسرم اعتماد دارم!

یکی دیگر از بهانه هایی که برخی از مردان در برابر انتقاد مردم از بدپوششی همسرانشان عنوان می کنند، این است که حجاب و چادر دلیل بر خوب بودن زن و دختر نیست و ما چه بسیار زنان و دخترانی را می شناسیم که تحت لوای پوشش چادر، رفتارهای دور از اخلاقی را انجام می دهند و در حالی که مردم گول چادر و حجابشان را می خورند و اصلا حواسشان به پشت پرده این چادر نیست!

مردان فمینیسم نمای مدافع بدحجابی!

نوع دیگر از مردانی که از طرفداران بدپوششی همسران و دخترانشان هستند، افرادی هستند که داعیه تساوی حقوق زن و مرد را دارند و می گویند، چطور است ما می توانیم به راحتی و بدون پوشش های دست و پا گیر در محیط های اجتماعی حضور پیدا کنیم ، اما زنان و دختران با این همه لباس و پوشش محدود کننده قدم به محیط های عمومی بگذارند و نتوانند از آزادی و راحتی پوشش بهره مند شوند؟! از طرفی به باور این نوع مردان، زنان در انتخاب حجابشان مختار هستند و هیچ کسی حق ندارد زنان را به نوع خاصی از پوشش و حجاب اجبار کنند. این در حالی است که این افراد اصلا توجهی به تاثیرات اجتماعی و پیامدهای خانمان براندازی که بدحجابی زنانشان می تواند بر پیکره اجتماع وارد  کند، ندارند!

روشنفکرم، پس اجازه بدحجابی به همسرم می دهم!

از جمله مردانی که دوست دارند زنشان در محیط های عمومی بد حجاب ظاهر شوند، مردانی هستند که به اصطلاح ادعای روشنفکری دارند و حجاب و چادر را در منافات با باورهای روشنفکر مابانه شان می دانند. شاید در مکالمات روزمره هم بسیار این عبارت را شنیده باشیم که فلانی روشنفکر است و کاری به حجاب و پوشش زنش ندارد و او را آزاد می گذارد! بدعت نامناسبی که متاسفانه تحت لوای روشنفکری مدتها است که حیات خود را در جامه خود اغاز کرده است و زمینه را برای سوء استفاده چشم چرانان خیابانی فراهم آورده است

خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو!

مردانی که طرفدار بد پوششی زناشان هستند، دسته ای دیگری هم دارند، کسانی که بدپوششی و بدحجابی را همرنگی با جماعت تلقی می کنند و می گویند نود درصد زنان و دختران سطح اجتماع، حجاب کامل ندارند و در این میان اتفاقا این خانم های چادری با حجاب هستند به دلیل اینکه نسبت به بدحجاب ها در اقلیت قرار گرفته اند ببیشتر در چشم هستند و جلب توجه می کنند و به همین دلیل همسران ما هم برای اینکه همرنگ جماعت شوند، چنین ظاهری را در پیش گرفته اند!

دوست دارم همسرم از همه زنان زیبا تر به نظر بیاید!

برخی از همسران خانم های بدحجاب هم با ادعای اینکه می خواهند همسرانشان از همه زنان و دختران شهر زیباتر به نظر بیاید، روی این رفتار دور از عرف همسرشان لاپوشانی می کنند. این افراد به گونه ای رفتار می کنند که انگار معابر عمومی شهر استیج مدو لباس است و دوست دارند همسرانشان را با بیشترین آرایش و زیباترین لباس ها در خیابان هاحاضر شوند و در این میان از همسر سایر مردان خیابان، سرتر به نظر برسد!

نگاه هایی که روی همسر سنگینی می کند

خودم اجازه چشم چرانی را به سایر مردها می دهم!

این افراد به گونه ای رفتار می کنند که انگار معابر عمومی شهر استیج مدو لباس است و دوست دارند همسرانشان را با بیشترین آرایش و زیباترین لباس ها در خیابان هاحاضر شوند و در این میان از همسر سایر مردان خیابان، سرتر به نظر برسد!

اینکه مردان به چه دلیل به همسرانشان اجازه می دهند با پوشش و آرایش نامناسب در معابر عمومی حضور پیدا کنند و خودشان هم زنانشان را در چنین مسیری همراهی می کنند، هر چه که باشد، نتیجه ای که در امتداد این روند رخ می دهد این است که خودشان به مردان خیابان و محیط های اجتماعی اجازه می دهد که از تماشای زیبایی های همسرش لذت ببرند و به نوعی خود راه را برای چشم چرانی مردان در برابر ناموس و همسرش می گشاید. از سوی دیگر زمانی که همسر این افراد به تنهایی در محیط های اجتماعی و معابر عمومی با همان پوشش و ارایش نامناسب حضور پیدا می کند، زمینه را برای مزاحمت مردان خیابانی می گشاید و در چنان شرایطی خود مرد هم حضور ندارد که بخواهد از همسرش در برابر این تعدی ها دفاع کند و در این میان امینت زن در اجتماع دچار مشکلاتی می شود.

در کنار زنان، تفکر مردان هم در برابر حجاب باید تغییر کند

با توجه به تاثیری که مردان در نوع حجاب همسرانشان دارند، می توان نتیجه گرفت که نهاد های سیاست گذار در کنار تاکید بر حجاب دختران و زنان باید در ایجاد باورهای صحیح در خصوص حجاب و پیامد هایی که بد پوششی می تواند بر زندگی خود زنان و دختران وارد کند، تصور مردان را در خصوص بدحجابی همسران هم تغییر دهند تا هم خانواده و هم جامعه از پیامد های بدحجابی در امان بماند.



شنبه یکم شهریور 1393

صدای خاموش

 

 

 

سواد رسانه‌ ای به رویه‌ ی درک رسانه‌ های جمعی و کاربرد آن می ‌پردازد و همچنین به اقشار مختلف جامعه کمک می کند تا درکی آگاهانه و انتقادی درباره ی ماهیت رسانه‌ های جمعی، فنون استفاده از آن و توسعه این فنون داشته باشند. باید توجه داشت که با افزایش سطح سواد رسانه‌ ای درک مخاطبان از چگونگی کار رسانه، تولید معنا و ساخت واقعیت از سوی رسانه افزایش می یابد.
 
رسانه

امروزه جنگ رسانه‌ ای به دلیل ماهیت نرم‌ افزاری و هدف گذاری بر اذهان مخاطبان از سوی پژوهشگران متعدّد تحت عناوین مختلفی مورد توجه قرار گرفته و در دهه‌ های اخیر به عامل تعیین کننده ‌ای در اجرایی شدن سیاستگذاری‌ های کلان کشورها در رسیدن به اهداف تبدیل شده است. جنگ رسانه‌ ای از اواخر جنگ جهانی اول به صورت حربه‌ای روانشناسانه درخدمت استعمارگران درآمد. هدف اساسی این جنگ‌ که به عنوان جنگ تبلیغاتی به شمار می ‌آمد، استعمار فکری کشورهای ستمدیده جهان به منظور استثمار اقتصادی، فرهنگی، سیاسی آنان بود و برای این منظور‌، افکار عمومی کشورهای خود را برای توجیه این سیاست فریب می ‌دادند و به بیراهه می ‌کشاندند.

در این میان باید توجه داشت که اخیرا در ادبیات سیاسی از عبارت سلاح‌ های انهدام جمعی (Mass Destruction Weapons) زیاد استفاده می ‌شود و منظور، سلاح‌ های اتمی و شیمیایی و بیولوژیک است که در مدت کوتاهی می ‌تواند میلیون‌ ها انسان را به قتل برساند. از زمان روی کار آمدن نومحافظه ‌کاران و دولت بوش در آمریکا و اتکای بسیار زیاد این گروه جنگ ‌طلب و مستعمره‌ چی به دروغ و همراهی انواع رسانه‌ ها در پخش و رواج دروغ‌ ها اصطلاح سلاح‌ های فریب جمعی(Mass Deception Weapons)  نیز رایج شده است.

با توجه به حجم عظیم اخبار فارسی و انگلیسی تولید شده توسط رسانه‌ های جریان اصلی و اسلام‌ ستیز غربی، شناخت، تحلیل و ردیابی هدفِ نویسنده خبر برای مخاطبان آن الزامی است. از این رو 20 تاکتیک اصلی از سلاح استراتژیک فریب جمعی را به اجمال نام می بریم.

در واقع این سلاح به عنوان یک سلاح استراتژیک دارای بیست تاکتیک اصلی است که سعی می ‌شود هر کدام به صورت مجزا مورد بررسی علمی به همراه ذکر مثال‌ های متعدد قرار بگیرد. برچسب‌ زنی، تلطیف و تنویر، شایعه، کلی ‌گویی، دروغ پراکنی، پاره‌ حقیقت ‌گویی، انسانیت‌ زدایی و اهریمن ‌سازی، پیشگویی ‌های فاجعه‌ آمیز، قطره چکانی سانسور، جاذبه‌ های جنسی، ایجاد تفرقه و تضاد، ترور شخصیت، تکرار، ماساژ پیام، ارعاب، مبالغه،مغالطه و ...

 

 

برچسب ‌زنی یا اسم‌ گذاری (برچسب زدن به یک فکر و یا عقیده) برای تحریک به رد فکری و اندیشه ‌ای بدون بررسی شواهد مورد استفاده قرار گیرد. بر اساس این تاکتیک، رسانه‌ ها، واژه‌ های مختلف را به صفات مثبت و منفی تبدیل کرده و آنها را به آحاد یا نهادهای مختلف نسبت می ‌دهند. هدف از این عملکرد، آن است که ایده و فکر گروهی محکوم شود، برای آنکه استدلالی در محکومیت آنها آورده شود یا قداست پیدا کنند، برای آنکه استدلالی در حمایت آنان آورده شود.

 به عنوان مثال، رسانه‌ های کشورهای غربی با چسباندن عبارات منفی به مفهوم بنیادگرایی Fundamentalism و اطلاق آن به کشورهای اسلامی، سعی دارند چهره منفی ‌ای از این کشورها در اذهان عموم مخاطبین خود القاء و ایجاد کنند. یا به مقاومت مشروع مردم مظلوم فلسطین و لبنان، برچسب تروریسم می ‌زنند و حمایت ایران از این مبارزین را حمایت از تروریسم می‌ نامند. نمونه دیگر آن را می‌ توان چسباندن عبارت "سلاح اتمی" به "برنامه هسته‌ ای" کشورمان دانست.

رسانه

سواد رسانه ای

سواد رسانه‌ ای به رویه‌ ی درک رسانه‌ های جمعی و کاربرد آن می ‌پردازد و همچنین به اقشار مختلف جامعه کمک می‌کند تا درکی آگاهانه و انتقادی درباره ی ماهیت رسانه‌ های جمعی، فنون استفاده از آن و توسعه این فنون داشته باشند. باید توجه داشت که با افزایش سطح سواد رسانه‌ ای درک مخاطبان از چگونگی کار رسانه، تولید معنا، ساماندهی و ساخت واقعیت از سوی رسانه نیز افزایش می یابد و اساساً سواد رسانه ‌ای با هدف آموزش رسانه ای و ایجاد درکی عمیق و درست از رسانه و برملا شدن ابعاد پنهان خبر ایجاد شده است ابعادی نظیر نقاط قوت و ضعف رسانه، نبوغ هنری و حیله‌گری، واقعیت خبر و ... .

رسانه با دقت ساختارهای زیرکانه ‌ای ارائه می‌کند که بسیاری از تصمیم‌گیری ‌ها و نتایج را از عوامل تعیین‌کننده منعکس کنند. بیشتر دیدگاه ما نسبت به واقعیت بر مبنای پیام های رسانه ‌ای می باشد که پیش ‌ساخته هستند و حاوی نگرش‌ ها، تفسیرها و نتایجی است که با توجه به اهدافی خاص شکل گرفته و از این رو اگر سواد رسانه ای وجود نداشته باشد بتدریج واقعیت ها نیز در پس اهداف رسانه های خاص مدفون می شوند.

در عصر حاضر (عصر ارتباطات)، رسانه به ابزاری در راستای جنگ نرم دولتمردان تبدیل شده است؛ ابزاری که توسط آن عقاید و نظریات خود را به خورد اذهان عمومی می دهند و در واقع حقیقت را واژگون می سازند بنابراین در راستای احیای واقعیات و عدم ایجاد وارونگی خبر باید به اشاعه ی سواد رسانه ای پرداخت تا مخاطب به عمق و واقعیت خبر پی برده و بازیچه ی اهدافی خاص قرار نگیرد.



شنبه یکم شهریور 1393

صدای خاموش

 
شبکه های ماهواره ای با انواع برنامه های سبک زندگی (lifestyle)، فیلم ها و سریال های خارجی و حالا با ساخت سریال های کاملاً ایرانی به دنبال جذب مخاطب بیشتری هستند. آیا اتفاق جدیدی در حوزه شبکه های ماهواره ای در حال شکل گیری است؟ و آیا صدا و سیما حریفی قدرتمندتر پیدا کرده است؟
 
فارسی وان

یک منتقد سینما در یادداشتی که سایت بی بی سی فارسی آن را منتشر کرده، پس از بررسی اجمالی تاریخچه ورود شبکه های ماهواره ای به ایران، به رویکرد جدید این شبکه ها برای جذب مخاطب ایرانی اشاره کرده است.

وی در بخشی از این یادداشت با اشاره به حضور ندا سیدی در سریال جدیدی که شبکه فارسی وان تولید کرده، می نویسد "این سریال با استفاده از ندا سیدی که به دلیل حضور در برنامه آکادمی گوگوش برای مخاطب آشنا است سعی کرده است تا بینندگان بیشتری را با خود همراه کند."

 

شبکه های ماهواره ای با انواع برنامه های سبک زندگی (lifestyle)، فیلم ها و سریال های خارجی و حالا با ساخت سریال های کاملاً ایرانی به دنبال جذب مخاطب بیشتری هستند. آیا اتفاق جدیدی در حوزه شبکه های ماهواره ای در حال شکل گیری است؟ و آیا صدا و سیما حریفی قدرتمندتر پیدا کرده است؟

اولین بار آرتور سی کلارک، نویسنده داستان های علمی تخیلی، در سال 1945 پیشنهاد داد ماهواره ای به فضا فرستاده شود تا همه ایستگاه های رادیویی و تلویزیونی را پوشش دهد. اما پرتاب نخستین ماهواره جهان، که اسپوتنیک 1 نام داشت، یک دهه بعد یعنی در سال 1957 ( 1336) انجام شد. این سرآغاز دورانی بود که می توان آن را عصر ماهواره نامید. البته مدت زمانی طول کشید تا فعالیت تجاری ماهواره ها و به دنبال آن ماهواره های تلویزیونی گسترش پیدا کنند.

 

سال 1379 شروع دوران شبکه های ماهواره ای در ایران است. شبکه محلی NITV به مدیریت ضیا آتابای اولین شبکه ماهواره ای فارسی زبان بود که طی ماجرایی عجیب و بدون اطلاع مدیران آن بر روی ماهواره هات برد قابل دریافت شد. بعد از آن شبکه های ماهواره ای گسترش فراوانی یافتند. اکثر برنامه های شبکه های ماهواره ای که مرکز بیشترشان هم لس آنجلس بود شوهای متکی به مجری، اخبار و پخش فیلم های قبل از انقلاب بود.

سال 1382 شبکه PMC با رویکرد حرفه ای به موسیقی، رویکرد شبکه های ماهواره ای را تغییر داد و گروه جدیدی را به مخاطبان آن اضافه کرد. سال 1387 شبکه بی بی سی فارسی با تیم حرفه ای و جوان شکل متفاوت و نوظهور دیگری را از شبکه های ماهواره ای ارائه کرد. با این حال تکیه اصلی این شبکه بر حوزه خبر و اطلاع رسانی بود و هنوز جای خالی شبکه های مختص سبک زندگی به چشم می خورد.یکی دو سال بعد شبکه های ماهواره ای فارسی وان، من و تو و جم با تکیه بر برنامه های سبک زندگی و سرگرمی شروع به کارکردند. تا پیش از این مخاطبان فارسی از طریق شبکه ام بی سی پرشیا، فیلم ها و سریال های خارجی را با زیرنویس فارسی می دیدند. اما این شبکه ها با دوبله برنامه های خارجی فصل جدیدی را در رسانه های ماهواره ای آغاز کردند.

دوبله های ضعیف و آماتور این شبکه ها، گرچه اعتراضات گسترده فرهیختگان را در پی داشت؛ اما باعث جلب انبوه بیشتری از مخاطبان در سراسر ایران شد. اکنون اما شبکه های ماهواره ای فارسی هم درجستجوی فضایی جدید هستند و حالا چندهفته ای است که اولین سریال کاملا ایرانی تولید خارج، به نام رویای شیرین از شبکه فارسی وان پخش می شود.

رویای شیرین روایتگر داستان دختر جوانی است در سودای خوانندگی و به دلیل محدودیت های ایران به خارج می رود. فیلمنامه ضعیف و خط قصه کلیشه ای بزرگترین مشکل این برنامه است. شخصیت پردازی در آن به خوبی رعایت نشده است. دیالوگ نویسی هایش چنگی به دل نمی زند و بازی هایش به دل نمی نشیند.

با این همه این سریال با استفاده از ندا سیدی که به دلیل حضور در برنامه آکادمی گوگوش برای مخاطب آشنا است سعی کرده است تا بینندگان بیشتری را با خود همراه کند



شنبه یکم شهریور 1393

صدای خاموش

 

 

 زمانی که بدحجابی در جامعه افزایش یابد آمار خشونت و جنایت علیه زنان بالا می رود چنان که شاهد هستیم امروزه در غرب آزارهای جنسی و مساله خشونت علیه زنان روز به روز افزایش می یابد.

 
بدحجابی

هر چند بدحجابی بسیاری از زنان و دختران با انگیزه مخالفت آنها با دین نیست و تنها نوعی بی توجهی و سهل انگاری است، ولی با دقت و تامل در این ناهنجاری اجتماعی در می یابیم که اخیرا عواملی سبب افزایش فوق العاده بدحجابی در سطح جامعه شده است که اگر آگاهی های کافی نسبت به این معضل اجتماعی و پیامدهای منفی ناشی ازآن به مردم داده نشود، بدون شک در آینده نزدیک با مشکلات بزرگتری روبرو خواهیم شد.

بدون شک در عصر ما که بعضی آن را عصر برهنگی و آزادی جنسی نامیده اند و بی بندوباری زنان را جزیی از آزادی آنان می دانند، سخن گفتن از بدحجابی و پیامدهای آن برای برخی ناخوشایند و چه بسا مخالف تمدن و پیشرفت باشد! مفاسد بی شمار و مشکلات و گرفتاریهای اخلاقی روزافزون که از این آزادیهای بی قید و شرط به وجود آمده، سبب شده که تدریجا این مساله به عنوان یک معضل اساسی اجتماعی مطرح گردد؛ چرا که بی حجابی علت اصلی رواج فساد اخلاقی در جامعه است و فساد اخلاقی مهمترین عامل انحطاط و نابودی فرهنگ یک جامعه به شمار می آید.

بی حجابی علت اصلی رواج فساد اخلاقی در جامعه است و فساد اخلاقی مهمترین عامل انحطاط و نابودی فرهنگ یک جامعه به شمار می آید.

وقتی فساد و بی بندوباری در جامعه زیاد شود آن جامعه قادر به حیات واقعی نخواهد بود و در مقابل هرگونه هجوم بیگانگان نابود خواهد شد. مطالعه ادوار گذشته تاریخ بشری نشان می دهد هر قومی به فساد روی آورده به سرعت دچار نابودی گردیده است.در تهاجم فرهنگی نیز رواج بی حجابی و هرزگی در جامعه بهترین ابزار دشمن به شمار می رود.

بدحجابی در جامعه ایرانی مقوله ایست که اوج آن مربوط به دهه اخیر بوده و بسیاری از جوانان ایرانی را مسموم و مسحور خود ساخته است.

موضوع مهم اینجاست که واقعاً به چه دلیل امروزه درصد بالایی از افراد جامعه به خصوص جوانان به پوشش‌ها و حجاب‌های نادرست روی آورده و از حدهای دینی و عرفی و اجتماعی گذر کرده‌اند و از پوشش و حجاب، فارغ از حایل و حدود شخصی، به عنوان پدیده‌ای تحریک آمیز و جذاب استفاده می‌کنند

این نوع پوشش در واقع ادغام پوشش‌های فرهنگ‌های بیگانه، همراه با طراحی به اصطلاح خلاقانه کسانی است که از طریق این نوع پوشش‌ها سود می‌برند. حال آنکه اگر پوشش به معنای واقعی آن -یعنی حایل و حجاب میان محدوده فردی و اجتماعی انسانها- در جامعه نهادینه و اجرا شود می‌تواند مانع بسیاری از گسستگی‌های خانوادگی شود، چرا که در واقع خانواده ابتدایی ترین و اصلی ترین مهد پرورش و زایش فرهنگ‌های متعالی نسل هاست. در این صورت جامعه، بدون قرار گرفتن در معرض آسیب‌های ناشی از اختلاط های جنسی، می‌تواند بستر مناسبی برای کار و فعالیت باشد.

ولی موضوع مهم اینجاست که واقعاً به چه دلیل امروزه درصد بالایی از افراد جامعه به خصوص جوانان به پوشش‌ها و حجاب‌های نادرست روی آورده و از حدهای دینی و عرفی و اجتماعی گذر کرده‌اند و از پوشش و حجاب، فارغ از حایل و حدود شخصی، به عنوان پدیده‌ای تحریک آمیز و جذاب استفاده می‌کنند.

گفتنی است هر نیاز و احساسی در آدمی بیانگر آن است که پاسخی برای آن نیز در عالم خارج وجود دارد یعنی هر احساس و نیازی می‌بایست در عالم خارج برآورده شود، در غیر اینصورت سر برآورده و طغیان می‌کند و به صورت رفتارهای نامتعارف و ناهنجار ظهور می‌یابد. در واقع خداوند علاوه بر اینکه برای هر یک از مخلوقات خود ویژگی‌هایی قرار داده، عوامل بیرونی برای برآورده شدن آن نیاز را نیز به مخلوقات خود عطا فرموده است. زمانی که تشنه و نیازمند نوشیدن آب هستیم، آب نیز تشنه تر است برای نوشیده شدن.

غریزه جنسی مثل شمشیر دو لبه‌ای است که اگر بخوبی و در نهاد خانواده مهار نشود، به غریزه‌ای نیرومند، عصیانگر و دریاصفت تبدیل می‌شود و هر چه بیشتر و از طریق کنترل‌نشده اطاعت شود، سرکش‌تر می‌شود و همچون آتشی است که هر چه به آن بیشتر بدمند شعله‌ورتر می‌شود، در نتیجه غریزه جنسی همچون دیگر غریزه‌های انسان باید به اندازه و طبیعی تامین شود.

اما چه عواملی باعث طغیان غریزه جنسی و بالا رفتن سطح استانداردهای جنسی می‌شود؟ چرا تامین صحیح نیاز جنسی در نهاد خانواده کمرنگ و پای این نیاز به محیط کار و جامعه باز شده است؟ چرا آرامش روانی خانواده‌ها در حال نابودی است؟ چرا بحرانی به نام خشونت و آزار جنسی در حال گسترش است ؟ چرا...؟

نبود حد و مرز تعریف شده میان زن و مرد در محیط کار و جامعه، معاشرت‌های همراه با بی‌بند و باری و بد حجابی، پوشش‌های جاذب و بدن‌نما، آرایش‌های محرک و از همه بدتر تماشای برنامه‌ها و سریال‌های ماهواره‌ای که در آنها روابط جنسی جنون‌آمیز و تبلیغات مسموم بسیار دیده می‌شود عامل اصلی تشدید تحریکات، هیجانات، خیالپردازی‌ها و الگوبرداری‌های ناصحیح جنسی است و روابط خارج از پیمان ازدواج را به دنبال دارد و تقاضای جنسی را که غریزه‌ای نامحدود است افزایش می‌دهد و این خواسته به شکل عطش جنسی و با چشم‌چرانی شعله‌ور می‌شود.

مرد طالب است و زن مطلوب

زن موجودی جذاب، لطیف، خواستنی و یکی از زیبایی‌های نظام آفرینش است. سخن گفتن و جذابیت‌های رفتاری‌اش از سرمایه‌های وجودی اوست. به حکم طبیعت زن مطلوب است و خواسته یا ناخواسته مرد را طالب خود می‌کند. میل به خودنمایی، خودآرایی و دلبری در زن بسیار قوی‌تر از مرد است و همین عامل هم هست که مرد را دلباخته می‌کند و در دام علاقه خود اسیر می‌سازد. مرد با کوچک‌ترین بهانه‌ای حتی یک نگاه تحریک می‌شود. صبر و تحمل او در برابر غرایز جنسی از زن کمتر است و دائم فکر کردن به صحنه‌های ذخیره شده از گناهان، آرامش و روان او را بر هم می‌زند و او را در باتلاق مسائل جنسی گرفتار می‌کند. اینجاست که اگر مرد میل خود را به طور طبیعی و در نهاد خانواده ارضا نکند، کامجویی‌ها، التهابات جنسی و لذت‌های شهوانی اشباع نشدنی او در محیط کار و اجتماع هویدا خواهد شد و این زن است که در خانه و جامعه امنیت خود را از دست می‌دهد.

وقتی فساد و بی بندوباری در جامعه زیاد شود آن جامعه قادر به حیات واقعی نخواهد بود و در مقابل هرگونه هجوم بیگانگان نابود خواهد شد. مطالعه ادوار گذشته تاریخ بشری نشان می دهد هر قومی به فساد روی آورده به سرعت دچار نابودی گردیده است.در تهاجم فرهنگی نیز رواج بی حجابی و هرزگی در جامعه بهترین ابزار دشمن به شمار می رود

البته در روابط آزاد زن و مرد اگر تمایل به یکدیگر دوسویه و متقابل باشد، پیوندهای کامل مشروع یا نامشروع بی‌سرانجام شکل می‌گیرد. ولی اگر تمایل یکطرفه باشد و زن علاقه و تمایلی به ایجاد رابطه نداشته باشد، در بسیاری از موارد پدیده‌ای به نام تجاوز و خشونت یا آزار جنسی در قالب چشم‌چرانی، تماس لمسی، خویشتن‌نمایی و... رخ می‌نماید.

مردان بیمار و هوسباز، ماهیت زن را در تن و جسم او خلاصه می‌کنند. آنان ارزش زن را فقط ناشی از رفتار یا جذابیت جنسی او می‌دانند و خصوصیات بارز و معنوی همچون همسری و مادری زن را در نظر نگرفته و او را در خیال خود به یک شیء جنسی تبدیل می‌کنند. قیافه‌های پرناز و غمزه، موهای الوان، چشم‌های نافذ و قسمت‌های ظریف و تراش خورده بدن زن از جمله مهم‌ترین قسمت‌های محرکی است که تظاهر آن می‌تواند امنیت و مصونیت زن را سلب کند. به همین دلیل چون نمی‌توان جلوی قوه قدرتمند بینایی برخی مردان را گرفت، اسلام از زنان خواسته که با حفظ پوشش از حقوق فردی و اجتماعی خود محافظت و دفاع کنند. در حقیقت پوشیدگی باعث می‌شود که انسان هر چه را که می‌خواهد، نبیند و در نتیجه درباره‌اش هم فکر نمی‌کند و در نهایت گناه و تحریکات کمتری اتفاق می‌افتد.

مسلما با بدحجابی، جاذبه های جنسی در اجتماع زیاد شود دیگر جوانان به نگاه چشم چرانی اکتفا نمی کنند و تا مرحله ای پیش می روند که از ضوابط و شرع دست می کشند و به روابط نامشروع گرفتار می گردند و این همان بحرانی است که امروزه در غرب بیداد می کند. بیماری های مقاربتی مثل؛ایدز،فرزندان نامشروع،سقط جنین…

لذا می‌بایست برای تن، حجاب و حایل متناسبی مهیا کنیم که علاوه بر داشتن ظاهری مناسب، روح مجال ظهور و عروج یابد. بدانیم و بیاموزیم که حجاب و پوشش، حصار و زندان تن نیست بلکه مأوی و محل امنی برای عروج به آزادی و اندیشه‌های کمال گرایانه از کالبد خویش است.

 

منابع : بیتوته / حجاب برتر / جام جم



یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393

صدای خاموش

 
در چند سال گذشته اغلب کشورها بالاخص مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی، با هدف تاثیرگذاری در افکار عمومی و اختلاف افکنی اقدام به راه اندازی قارچ گونه ی شبکه های ماهواره ای فارسی زبان نموده اند. تا با سیاست و خط مشی خاص خود آنچه را که آنها را در رسیدن به سلطه ی جهانی یاری می کند، در قالب برنامه های مختلف صوتی و تصویری به ذهن مخاطب تزریق نمایند.
 
شبکه های فارسی زبان

امروزه رسانه های گروهی به عنوان مهمترین و موثرترین ابزار ارتباطی در سطح جهان محسوب می شوند. پیشرفت های بی حد و مرزعلم و تکنولوژی در قرن اخیر باعث از بین رفتن فاصله های زمانی و کاهش زمان دسترسی به اطلاعات شده است. تبعات این روند، تغییراتی اساسی در شیوه های دسترسی به اطلاعات عمومی و خصوصی دولت ها و افراد ایجاد کرده است. با روی کار آمدن ماهواره ها، نیاز فزاینده بشر برای گسترش روابط بین جوامع به تکامل نسبی رسید. البته با گذشت زمان این تکنولوژی مورد سوء استفاده ی برخی دولتمردان قرار گرفت، به گونه ای که حاکمان برای نیل به اهداف خود، از ماهواره ها بهره جستند تا جایی که نظر، عقاید و فرهنگ مورد نظر خود را به جهانیان القا نمودند.

در واقع پس از جنگ جهانی دوم استفاده از ماهواره ها برای پیشبرد روند ارتباطاتی رواج گسترده ای پیدا کرد. از این رو، دولتمردان غربی با برنامه ریزی های دقیق و موشکافانه، در صدد پیاده کردن اهداف جهانخوارانه ی خود بر آمدند. از این رو، برخی کشورها با استفاده از تکنولوژی های صوتی و تصویری و همچنین تکیه بر ابزارهای فرهنگی و تبلیغاتی (Propaganda) و با اهداف سیاسی برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی (جنگ نرم) در جوامع گوناگون سرمایه گذاری کردند.

 

 ایجاد شبکه های ماهواره ای

در چند سال گذشته اغلب کشورها بالاخص مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی، با هدف تاثیرگذاری در افکار عمومی و اختلاف افکنی اقدام به راه اندازی قارچ گونه ی شبکه های ماهواره ای فارسی زبان نموده اند. تا با سیاست و خط مشی خاص خود آنچه را که آنها را در رسیدن به سلطه ی جهانی یاری می کند، در قالب برنامه های مختلف صوتی و تصویری به ذهن مخاطب تزریق نمایند. حائز اهمیت آن که اغلب این شبکه ها (اعم از صوتی و تصویری) بر مبنای مبارزه با اسلام و ایران اسلامی پایه گذاری شده است و در این راستا با قدرت بیش از پیش نسبت به اوایل انقلاب اسلامی ایران، سعی بر اشاعه ی چند همسری، خیانت، روابط آزاد جنسی و ... دارند تا بتدریج شیرازه ی جامعه ی اسلامی را رو به زوال گذارند. این روند در حالی است که متاسفانه آمار طلاق در ایران رو به افزایش است و ماهیانه دوازده هزار پرونده ی طلاق توافقی در سراسر کشور وارد سیستم قضائی می شود.

با این حال اخیرا موج تازه ای از برنامه های شبکه‌ های ماهواره‌ ای فارسی زبان با ساخت سریال‌ هایی با مضامین روابط آزاد، ازدواج سفید، نادیده گرفتن احکام شرعی و ... فضای رسانه ای ایران را دربرگرفته است که زنگ خطری برای رسانه ملی و مسئولین مربوطه می باشد زیرا گردانندگان شبكه‌ های فارسی زبان برون مرزی به خوبی پی ‌برده ‌اند كه نیاز فكری و تفریحی یک ایرانی به ویژه قشر جوان چیست.

یكی از مشخصه‌ های آشکار شبكه‌ های ماهواره ای فارسی زبان گستردگی و تنوع برنامه‌ های آن می باشد، به گونه ‌ای كه برای هر نوع اندیشه ای برنامه ای خاص اعم از مستند، سریال، موسیقی و ... دارند؛ در واقع یكی از راهبردی ترین برنامه های سردمداران غربی در جنگ نرم استحاله فرهنگی است.

در این راستا كارشناسان امور فرهنگی معتقدند كه ورود ماهواره به جامعه ی ایرانی نوعی هژمونی می باشد و طبق تعاریف موجود هژمونی به معنای پذیرش سلطه ی بیگانه و تحت فرمان درآوردن مخاطب است، آن هم با رضایت و آگاهی كامل طرف مقابل؛ این روزها در شبكه‌ های ماهواره ‌ای همه نوع گرایشی وجود دارد با این تفاوت كه گرایش ‌ها طبق تعریف غرب است! در راس این شبکه ها که تعداد آنها از صد شبکه نیز تجاوز کرده شبکه های فارسی 1 ، من و تو و شبکه ی اهل بیت می باشد که آمار بالایی از ایرانیان را به خود اختصاص داده است، چنانکه شبكه ی فارسی ‌وان (Farsi 1) با توجه به این كه مدت كوتاهی است راه‌ اندازی شده است، چندی پیش اعلام کرد بیش از 15 میلیون مخاطب در ایران دارد.

 

پشت پرده ی شبکه های ماهواره ای فارسی زبان

باید توجه داشت که شبکه های ماهواره ای فارسی زبان با حمایت مالی کشورهای غربی راه اندازی شده اند به طور مثال شبکه ی "من و تو" با بودجه ی مستقیم وزارت امور خارجه ی انگلیس و شبکه ی "فارسی1" با بودجه ی مستقیم وزارت امور خارجه ی رژیم صهیونیستی با مدیریت "رابرت مرداک" اداره می شود. البته بر اساس گزارش‌ ها بودجه40 میلیون دلاری شبكه ی "من وتو" در حقیقت 40 برابر بیشتر از بودجه ی شبكه فارسی 1 است، چرا كه گردانندگان پشت پرده این شبكه ها دریافته‌ اند، شبكه "من و تو" به لحاظ سیاسی و فرهنگی موفق تر از فارسی 1 عمل كرده است.

شبكه فارسی 1 با پخش برنامه ها و سریال های خارجی به صورت دوبله شده به دلیل نازل بودن كیفیت دوبله ی برنامه‌ ها، بتدریج دچار یك افول در جذب مخاطب شده است در حالی که شبكه"من و تو" تجربه ی موفق‌ تری داشته زیرا كه در مدت زمان كوتاهی توانسته است مخاطبین بیشتری در مقایسه با شبکه ی فارسی 1 پیدا كند كه علت آن را باید در برنامه ریزی هوشمندانه ی تنوع برنامه‌ ها و نیز كم هزینه بودن آن جستجو کرد.

 

نتیجه

امروزه دشمنان جمهوری اسلامی ایران بر این مهم واقفند که جنگ نظامی در مقابله با این کشور بی فایده بوده و از این رو سعی بر آن دارند تا با پیشبرد اهداف خود با استفاده از جنگ نرم از کانال رسانه های مختلف وارد عمل شده و اعتقادات و افکار عمومی، مخاطبان را تحت سلطه ی خود گرفته و در راستای نیل به اهداف خویش، قدمی عظیم بردارند. که متاسفانه تا به حال در این راه به موفقیت نسبی دست یافته اند و اگر مسئولین مربوطه در جهت خنثی سازی اهداف آنها برنامه ریزی دقیقی را انجام ندهند به زودی با جامعه ای از هم گسیخته و بی بند و بار مواجه خواهیم شد که با آرمان های انقلاب اسلامی فاصله ی زیادی داشته و در راستای اهداف دولتمردان غربی حرکت می کند و این جریان غیر قابل جبران می باشد. پس باید برآن باشیم تا با برگزاری نشست های تخصصی و برنامه ریزی عملی مخاطبان را به رسانه ی ملی باز گردانیم.



چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393

صدای خاموش

 
 

شبکه های اجتماعی و تجربه ای از نوع "با دیگران، تنها بودن"

شبکه های اجتماعی مجازی از حدود نیم قرن پیش، وارد دنیای ارتباطات شدند. شبکه هایی که در رقابت با یکدیگر، سیر تکاملی فناورانه خود را گذراندند و هر یک پس از دوره ای محبوبیت، جای خود را به دیگری داد.

شبکه های مجازی

فیس بوک برای اولین بار توانست نزدیک به یک میلیارد کاربر را به خود جذب کند. تاجایی که برخی افراد، از این شبکه اجتماعی تحت عنوان سومین کشور پرجمعیت جهان، پس از چین و هند، یاد کردند! این روز ها نیز شبکه های اجتماعی جدیدتری وارد میدان شده اند و به دنبال آن هستند که گوی سبقت را از فیس بوک بربایند. اینستاگرام در حالی به جمع شبکه های اجتماعی پیوست که ادعا کرده بود، بزرگترین موجودیت در جهان خواهد شد! در حالی که صاحب نظران در این فکر بودند که آیا اینستاگرام جای فیس بوک را خواهد گرفت یا خیر، پای اپلیکیشن های جدید تلفن های همراه به میان آمد. اپلیکیشن هایی هم چون وی چت، وایبر و واتس آپ، که با امکانات خود، بسیاری از قابلیت های شبکه های اجتماعی را در حالی در اختیار کاربران گذاشته اند که خصلت "همه جایی بودن" را بیش از آن ها در اختیار دارند.

حالا این شبکه ها در همه لحظات زندگی مان حضور دارند. در اتوبوس، مترو و حتی بسیاری از جمع های خانوادگی! احتمالا شما هم افرادی را دیده باشید که در مهمانی ها،‌ سرشان را پایین انداخته و در گوشی موبایل شان غرق شده اند! یا شاید تجربه کرده باشید که چندین ساعت حضورتان در یک مهمانی خانوادگی، به بحث و گفتگو درباره واتس آپ و وایبر و رد و بدل کردن اطلاعات و تصاویر جدیدی که از این طریق دریافت کرده اید، گذشته باشد! و در تمام این لحظات، احتمالا به این موضوع نیندیشیده اید که چه قدر تنهاتر شده اید!

در دوران ظهور تلویزیون در غرب، مقالات انتقادی بسیاری از سوی برخی اندیشمندان غربی نوشته شد که معتقد بودند تلویزیون، اعضای خانواده را از هم دور کرده و کنار هم نشستن اعضای خانواده به صورت نیم دایره و با محوریت تلویزیون در خانه، روابط صمیمانه آن ها را خدشه دار می کند! این در حالی است که امروزه اینترنت و شبکه های اجتماعی، حتی آن در کنار هم نشستن های ظاهری را هم از ما گرفته اند. تا جایی که هر یک از فرزندان خانواده، به تنهایی و در اتاق خود به سر می برند و یا در عین حال که در کنار خانواده ی خود هستند، کیلومتر ها از آن ها فاصله دارند. شاید این کلام طنز را شنیده باشید که چندی پیش در شبکه های اجتماعی پخش شد و با پسند ها و نظرهای موافق بسیاری مواجه شد:

" دیروز اینترنت خونه قطع شده بود، رفتم کنار خانواده چند ساعتی نشستیم حرف زدیم، به نظرم آدمای خوبی می اومدن! "

این کلام با زبان طنز و کنایه، به همین موضوع اشاره دارد و این که محیط مجازی چنان افراد را در خود جذب کرده که به ندرت امکان برقراری ارتباط با خانواده شان را می یابند!

شبکه های اجتماعی را می توان هم چون گذرگاهی به حساب آورد که از آن ها عبور می کنیم. از لینکداین به سراغ فیس بوک می رویم. از فیس بوک به اینستاگرام جذب می شویم و پس از اینستاگرام هم شبکه های جدید تری قادر خواهند بود که اوقات فراغت و حتی ساعات کاری مان را در اختیار بگیرند. افراد در حین عبور از این گذرگاه ها، هنجار ها و قواعدی را می آموزند و با خود به دنیای واقعی شان می آورند!

 

نکته بسیار مهمی که در این میان از سوی بسیاری از خانواده ها مورد غفلت واقع می شود این است که تنها بودن افراد در هنگام عبور از این گذرگاه ها، تبعات بسیاری به همراه خواهد داشت. این شبکه ها در همان حال که ما را از خانواده دور می کنند، میان ما و ارزش های اخلاقی و خانوادگی مان نیز فاصله می اندازند. یک مثال ساده برای آن، قیودات و پندارهای مذهبی هم چون محرم و نامحرم است که افراد جامعه از کودکی با آن رشد پیدا کرده اند، اما در بسیاری از تعاملات اعضای این شبکه ها، چنین قیوداتی رنگ می بازند. این آسیب به خصوص برای خانواده های معتقد و مذهبی، جدی تر است؛ چرا که فرزندان از طریق این شبکه ها، به یک باره امکان ارتباط با افرادی را پیدا می کنند که همواره از این رابطه برحذر شده اند و توهم مجازی بودن ارتباط، چنین ارتباطی را خالی از اشکال جلوه می دهد. این در حالی است که این بی قیدی ها به تدریج برای افراد عادی شده و در فضای واقعی زندگی افراد نیز مجال ظهور می یابد.

شبکه های مجازی

این روزها شاهد رواج استفاده از این شبکه ها در فضاهای کاری و میان همکاران هستیم. امری که علاوه بر ایجاد دل‌مشغولی و کاهش کارایی، می تواند نوع روابط افراد را نیز تغییر دهد. عده ای همکار را در نظر بگیرید که تا چندی پیش با یکدیگر روابط محترمانه ای داشته اند و حالا همگی در یک شبکه اجتماعی با یکدیگر در ارتباط هستند. عکس های خصوصی یکدیگر را می بینند و به بیان حرف ها و لطیفه های شخصی و جنسی با یکدیگر می پردازند. با این وجود، دیگر نباید انتظار داشت که این روابط در فضای واقعی و محیط کاری، هم چنان رسمی و محترمانه باقی بماند!

شبکه های اجتماعی هم چنین می توانند آسیب هایی جدی بر روابط همسران وارد کنند. جالب است بدانید از هر پنج مورد وکلای مشاور در امور طلاق در آمریکا، چهار نفر گفته‌اند که شاهد افزایش در موارد طلاق مرتبط با شبکه‌های اجتماعی بوده اند! آمار طلاق در ایران نیز حکایت مشابهی دارد. برای مثال فردی متاهل و معتقد را در نظر بگیرید که وارد شبکه های اجتماعی شده و مطالب نوشته شده توسط دیگران، از جمله افرادی از جنس مخالف را می خواند و از خواندن آن ها لذت می برد. به مرور ممکن است با خواندن آن نوشته ها، صاحبان این نوشته ها را عاطفی تر، رمانتیک تر و شاعرانه تر از همسر خود بیابد! چنین احساسی در بهترین حالت، می تواند موجب سرخوردگی و نارضایتی وی در زندگی زناشویی شود!

شهید آوینی چندی پیش چنین خطری را در کتاب آینه جادو برای تلویزیون گوشزد کرده بود:

"در درون خانه تلویزیون روابط متقابل اعضای خانواده را با یکدیگر بریده است و با وجود یک تلویزیون روشن،‌ دیگر جمع واحدی در خانه تشکیل نمی شود. همه فرد فرد،‌ جدا از هم نشسته اند و رابطه ای فردی بین خود و تلویزیون برقرار کرده اند. این سخن را همه ما بار ها از خانم هایی که خودشان غرق در تلویزیون نیستند خطاب به شوهرانشان شنیده ایم که با من ازدواج کرده ای یا تلویزیون؟"[1]

حالا با وجود قابلیت های رسانه ای جدید و شبکه های اجتماعی گوشی های تلفن همراه بار ها و بار ها خواهیم شنید که "با من ازدواج کرده ای یا تلفن همراهت؟!" و به تلویزیون راضی خواهیم شد، چرا که دست کم، کنار هم بودن های ظاهری مان را حفظ می کرد.

[1].آینه جادو، ج 1، ص 60-61.



چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393

صدای خاموش

 
دوستی خیابانی، دختر و پسر

آدمی در دوجنس زن و مرد آفریده شده است و خداوند گرایش این دو جنس را در نهاد آنها سرشته است اما این ارتباط امروزه از حد خود گذشته است و از محدوده شرعی خارج شده و سمت و سوی غربی به خود گرفته است.

ناهنجاری اجتماعی مانند بدحجابی و روابط دختران و پسران چیزی است که این روزها زیاد دیده و شنیده میشود و مسئله ای نیست که قابل کتمان باشد.به هرحال برخی از قشر جوان جامعه الگوهای سنتی خود را زیر پا گذاشته وروشهای غربی را در پیش گرفته اند که شاید بخشی از این ناهنجاری ها ارتباط گسترده ایی با جنگ نرم داشته باشد.علی الخصوص که رسانه های فارسی زبان وابسته به غرب درصدد ترویج اینگونه روابط و بی بند و باری هستند.

تحقیقات و تجربه نشان داده که اینگونه روابط تاثیرات چشمگیری در روابط آینده و هویت فردی دارد به خصوص در جامعه سنتی امروز که باعث جدایی فرد از خانواده و جامعه میشود و اغلب این روابط سرانجام به نتایج خوشایندی ختم نمیشود وهرچند اکثر آنها این روابط را با قصد ازدواج آغاز می کنند اما در نهایت بیشتر آنها نه تنها به ازدواج ختم نمی شود بلکه مثل یک سایه سنگین همیشه با آنها خواهد بود و گاه تهدیدی برای آنها میشود.

منظور از دوستی های خیابانی رابطه گرم و صمیمی است که بین دختر و پسر از طریق دیدار مخفیانه یا رد و بدل کردن هدیه و یا صحبت های تلفنی ایجاد میشود و تحقیقات نشان داده که فقط 10درصد این دوستی ها به ازدواج ختم میشود و آنها هم دوام پایداری ندارد و 90درصد باقی مانده دوستی های خیابانی یا برای سرگرمی یا منفعت طلبی و یا هوس آلود و بی هدف است جالب اینکه سن این دوستی های خیابانی روز به روز در حال کاهش است که زنگ خطر را برای خانواده ها به صدا درآورده است.از نگاه جرم شناختی با رسیدن فصل تابستان و فراغت جوانان از تحصیل، آمار دوستی های خیابانی و جرایم آن افزایش می یابد...

در این دوستی ها شناخت ظاهری از جنس مخالف بالا رود و برخی نیازهای معقول برطرف شود، اما وقتی پای هیجان به میان آید میزان شناخت واقعی پایین می آید و تمایلات جنسی پسرانه و عشق های کاذب احساسی دخترانه که با تداوم این دوستی ها بتدریج شکل می گیرد و قوی می شود هرگز در یک نقطه و قبل از رسیدن به خط قرمز متوقف نمی شود

این روزها افراد به بهانه های مختلف دوستی و مراودت اجتماعی را جایگزین ازدواج میکنند و برای توجیه این کار خود دلایلی را هم ارائه می کنند.متاسفانه در جامعه امروز ما نقش دختران و پسران در گرایش به جنس مخالف به اینصورت است که پسران داشتن دوست دختر را برای خود قدرت اجتماعی و عامل موفقیت محسوب میکنند و از این طریق به دنبال رفع نیازهای جنسی و عاطفی خود هستند در حالیکه این مسئله در دختران متفاوت است و آنها ارتباط با پسران را نوعی جذابیت برای خود تلقی می کنند و از این طریق به دنبال هدف نهایی یعنی ازدواج هستند در مقابل پسران بیشتر به جنبه عریزی مسئله اهمیت می دهندو به دنبال رفع نیازهای جنسی خود هستند و با وعده های دورغین و فریبدهنده دختران را تسلیم خواسته های خود میکنند و در نهایت در این میان بیشترین کسی که ضرر میکند و آسیب می بیند دختر است که این آسیب ها عبارت است از :آسیب روانی،معنوی ،اجتماعی،کم شدن حس اعتماد و...زیرا گاهی دختری به پسری علاقه مند میشود و حتی گاهی به گمان اینکه این دوستی به ازدواج ختم میشود خود را در اختیار او قرار می دهد اما پس از بی وفایی و تر ک پسر،به شدت سرخورده و افسرده میشود و در زندگی آینده متعادل نخواهد بود و در صورت ازدواج از طرف همسر و خانواده شوهر سرزنش ‌می شود و به هر بهانه‌ای، روابط قبلی وی را به رخش می‌کشند. این پدیده می‌تواند تهدیدی برای نهاد خانواده در جامعه و افزایش میزان طلاق باشد.

دوستی پاک بین دختران و پسران!

در جامعه امروز افرادی هستند چه در بین مجردها و چه در بین متاهل ها که با صراحت تمام اظهار میکنندکه می توانندبا جنس مخالف ارتباط گرم،صمیمی و پاک داشته باشند اما منظور از این دوستی های پاک چیست؟!

دوستی خیابانی، دختر و پسر

افراد وقتی در ارتباط با جنس مخالف بحث پاکی این دوستی را مطرح می کنند در واقع از سازوکار دفاعی انکار تراشی استفاده کرده و خود را توجیه می کنند و با صغری و کبری چیدن واقعیت امر را کتمان می کنند. در واقع در این دوستی های به اصطلاح پاک پسرها اظهار میکنند همینکه در روابط دوستانه خود با دخترها به حس خوبی برسیم و محبت و مهربانی زیادی را دریافت کنیم و از حال و هوای یکدیگر با ایمیل و پیامک با خبر شویم، یعنی حد و مرز دوستی مان را رعایت کرده ایم. اغلب دخترها هم که طرفدار این نوع روابط هستند، بیان می کنند همین که در این دوستی ها با خصوصیات پسرانه آشنا می شویم و گاهی هم می توانیم موضوعات و کارهای پسرانه و مردانه مان را با آنان در میان بگذاریم، برایمان اقناع کننده است؛ غافل از این که، ممکن است در این دوستی ها شناخت ظاهری از جنس مخالف بالا رود و برخی نیازهای معقول برطرف شود، اما وقتی پای هیجان به میان آید میزان شناخت واقعی پایین می آید و تمایلات جنسی پسرانه و عشق های کاذب احساسی دخترانه که با تداوم این دوستی ها بتدریج شکل می گیرد و قوی می شود هرگز در یک نقطه و قبل از رسیدن به خط قرمز متوقف نمی شود و می تواند از مرزهای پیش بینی نشده ای عبور کند که طرفین انتظار وقوع آن را نداشته اند! منظور از تمایلات جنسی فقط برقراری رابطه جنسی نیست و می تواند خیالپردازی های جنسی، گفت وگوها و بحث های جنسی، لذت از ظواهر جنسی و مسائل این چنینی باشد.

دوستی های خیابانی درمان ندارد!

متاسفانه زمان زیادی را برای آسیب شناسی و درمان مقطعی این معضل از دست داده ایم و اکنون با نتایج عملکرد ضعیف خانواده ها رو برو هستیم نتایجی که تلخ است اما داستان نیست.اگر اینگونه ارتباطات به عادت تبدیل شود دیگر کانونی به اسم خانواده نخواهیم داشت و سن ازدواج بالا می رود و جنس مخالف نسبت به هم بی تفاوت و بی اعتماد می شوند و در نهایت خانواده ایی شکل نمیگیرد و شاهد بسیاری از ناهنجاری های رفتاری ،اخلاقی و بهداشتی و ...میشویم و امروز باید بگوییم که استحکام خانواده ها نه تنها در خطر است بلکه به شدت آسیب پذیر و ضعیف شده است و شاهد این ادعا، آمار بالای طلاق مقابل ثبت ازدواج است. سن ازدواج نه تنها بالا رفته بلكه سن بلوغ، ‌پایین آمده است؛‌ در اینجاست که خانواده ها نقش حیاتی دارند و والدین باید به نیازهای عاطفی و روحی فرزندان و شیوه پاسخگویی به آنها واقف شوند تا فرزندان به آسانی عظمت خویش را فدای لذت های پوچ و لحظه ای نگرداند و این معامله ای زیانبار است که در بسیاری مواقع ضرر آن قابل جبران نیست. عظمت خود را دریابید…

به زور نمی توان کسی را به بهشت برد!

به نظر شما آیا می توان کسی را به زور به بهشت برد و واقعیت جامعه(روابط دختر و پسر)را پنهان کرد و به فکر از بین رفتن اینگونه روابط و جدا کردن آنها بود؟

جامعه باید این واقعیت را بفهمد و برای آن برنامه ریزی کند و باید به جای اینکه جوانان را مجبور به کاری کنیم باید این ارتباط را سامان دهیم و برای آن برنامه ریزی کنیم.

این روزها افراد به بهانه های مختلف دوستی و مراودت اجتماعی را جایگزین ازدواج میکنند و برای توجیه این کار خود دلایلی را هم ارائه می کنند

سوال اینجاست که کدام نهاد یا سازمان وظیفه هدایت و الگوسازی برای ارتباط بین دختر و پسر را بر عهده دارد؟ کدام نهاد وسازمان باید بر نحوه ارتباط این جوانان نظارت داشته باشد؟ آیا وظیفه رسانه ملی ، سازمان ملی جوانان، وزارت فرهنگ و ارشاد، نهادهای آموزشی و دانشگاهی است که این ارتباط را مدیریت کنند؟ آیا وظیفه نیروی انتظامی است که فرهنگ ارتباط و سطح دوستی‌های جوانان را مشخص کند و برای آن خط قرمز بکشد؟!

خانواده ایی که فرزندش را در بطن جامعه می فرستد باید به امید کدام نهاد یا سازمان باشد تا جوانش از گزند آسیب های اجتماعی در امان باشد و اگر وظیفه این نهادهاست باید بگویند در چه زمینه ای برای بهبود وضعیت جوانان اقدام کردند تا دوستی های خیابانی به مدارس ابتدایی و راهنمایی نرسد و آیا اصلا این نهادها صلاحیت رسیدگی به این مساله را دارند یا خیر.

متاسفانه ما در چند سال گذشته فقط این معضل را تشخیص داده ایم و هیچ اقدامی برای بهبود این وضعیت انجام نداده ایم.امروز بسیاری از جوانان به دلیل عدم نظارت کافی در دام فسادهای اخلاقی افتاده اند و خیلی از آنها راه بازگشتی به کانون خانواده ندارند حال از خودمان بپرسیم مسول نظارت جوانی که به اشتباه در دام فساد اجتماعی قرار گرفته کیست؟آیا با بی تفاوتی ها و شانه خالی کردن های ما محکوم به سرزنش و نابودی هستند..



چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393

صدای خاموش

 
 تصویری که از نوح نبی الله در فیلم «نوح»به نمایش در می آید بیشتر شبیه یک اقتباس سمبولیک است .فقط دست مایه ای تاریخی برای اثبات نظریه ای مربوط به عصر حاضر شده.

 
نوح نبی

کارکرد اجتماعی و فلسفی فیلمی مثل نوح در جنجال های رسانه ای مفهوم خود را از دست می دهد و در گیر شدن در باب ممنوعیت ها و سانسور و ... باعث می شود مسیر در پیش چنین تفکری کاملا مورد بررسی قرار نگیرد .

در میان جوامع مسلمان به همین که تصویر یکی ازپیامبران الهی بازسازی شده است اشکال وارد می کنند و طبیعی است که همین نکته ، قاطبه جامعه را از تاثیر فلسفی چنین فیلم هایی غافل می کند . در میان آرا محافل مسیحی نیز عدم تطبیق با متون عهد جدید را ملاک این تحریم می دانند .

نوح در واقع یک برداشت آزاد از یک رویداد دینی و تاریخی است . رویدادی که بیش از هر اتفاق دیگری در آموزه های دینی مورد بررسی و بحث قرار می گیرد . از این روی که به نوعی ادامه ی داستان آفرینش است و البته سر آغاز بشریت نوین در مفهوم فلسفی.

با این وجود نوح - نسخه ی دارن آرنوفسکی- در پی مطرح کردن سوال نیست و در واقع با نوع قرائتش تصویر فلسفی متفاوتی در ذهن مخاطب ارائه می کند . و از قضا همین بخش مسیر فیلم سازی در هالیوود است که بسیار زیرکانه در پی خلط مباحث دینی و تاریخی است .

در جایی کارگردان فیلم در توجیه و یا دفاع از فیلمش گفته که این فیلم نوعی برداشت آزاد از داستان نوح است که برای هر دو گروه مخاطب فیلم معنی پیدا می کند . چه کسانی که به این واقعه به چشم یک رویداد تاریخی ، دینی و واقعی می نگرند و هم آنانی که آن را افسانه می پندارند . از همین اظهار نظر به ظاهر ساده می شود به ریشه های این نوع برخورد با پدیده های دینی پی برد . این که قائلیت به افسانه بودن در مرحله ی طرح ، خود بخشی از مجال به حذف گزینه های حقیقی از یک موضوعیت مشخص است . به هر حال موضوع بحث ما یک فیلم است . فیلمی که با داستان پیش می رود و پیش از این هم در میان متون نمایشی که خاستگاهشان سینما و پیشتر تئاتر بوده است چنین قرائت هایی را سراغ داریم . برای نمونه از زندگی ژاندارک فیلم های زیادی ساخته شده است که روایت های متفاوتی دارند. حتی در مورد زندگی مسیح (ع) نیز این قرائت های مختلف وجود داشته و البته همیشه مورد مناقشه بوده است . اما زمانی این مناقشه به بحرانی در میان محافل مذهبی و روشنفکری تبدیل شده است که آرا فلسفی در گذر از یک برداشت آزاد به یک تعمیم مدرن منحرف شده است . به عنوان مصداق مشابه به آخرین وسوسه ی مسیح می توان اشاره کرد .

اسکورسیزی آخرین وسوسه ی مسیح را از روی کتابی به همین نام (نوشته ی نیکوس کازانزاکیس) ساخت و در موقع اکران هم با مخالفت های زیادی مواجه شد . اسکورسیزی در آن فیلم از برداشت آزاد و قرائتی امروزی و فلسفی تا نمایش صحنه های خلاف عادت فیلم های مذهبی پیش رفت و پایه گذار دیدگاهی دراماتیک در این چنین فیلم هایی بود . با این که آخرین وسوسه ی مسیح را محصول فضای ادبیات داستانی باید بدانیم اما نوع پرداخت سینمایی در این فیلم موجب شد تا این نوع نگاه فلسفی در واقع دست مایه ای به نام سینما ثبت شود و از آن به بعد بود که در دیگر متون نمایشی چنین دیدگاهی ادامه پیدا کرد .

 بنا به اعتقاد مسیحیت که برای مصلوب شدن مسیح وجه حقیقی قائلند ( در حالی که به اعتقاد مسلمانان هرگز حضرت مسیح دستگیر و به صلیب کشیده نشده اند ) در لحظه ی واپسین ، مسیح لبخندی می زند که در یک جمله داستان آخرین وسوسه ی مسیح به این لبخند می پردازد . این که شاید مسیح با آن لبخند تصویر اندیشه ای را نمایش داده که شاید انتخاب نکردن مسیری مبارز گونه و الهی چه سرانجامی برایش در پیش خواهد داشت .

نوح نبی

در نوح هم علاوه بر سوالات فراوانی که در ذهن مخاطب ایجاد می کند آغازگر تلقین یک نقص ناخواسته به الهی بودن روح بشر امروز است . این جانبداری اومانیستی که اتفاقا ارزش حداقلی را نیز از انسان می گیرد در سطح قرار می گیرد و در دو مکالمه ی مشخص فیلم وجود دارد . اول جایی که پادشاه با نوح به مجادله می پردازد و خودش را پرچمدار محافظت از قابلیت های انسانی می شمرد و در جای دیگر مکالمه ی نوح با ایلا همسر پسرش چنین گفت و گوی مشابهی دارد . ظاهر پادشاه و اکت های نمایشی اش یادآور ضدقهرمان هاست در حالی که دیدگاهش بشری است . خب با این وجود می توانیم این توجیه را داشته باشیم که حرف های اخلاقی و انسان دوستانه می تواند از زبان یک موجود شر صادر شود . اما آن جایی که نوح در پایان فیلم همین حرف ها را از زبان عروسش می شنود و به موجوی منفعل تبدیل می شود که در میان بازماندگان سیل انگار از پایین ترین درجه درک حقایق بهره می برد کارکرد دراز مدت چنین فیلم هایی مشخص می شود .

در میان روایات تاریخی که هم در عهد عتیق و عهد جدید آمده است و هم در متون اسلامی اعتقاد به داشتن فرزند برای قابیل وجودندارد . اما با دیدگاهی مایوسانه در این فیلم این گونه مطرح می شود که سرنوشن ناگزیر بشر با آن قسم از هویتش رقم می خورد که خود نقشی در آن نداشته است .

در این فیلم نوح تصمیم ندارد جز خانواده اش هیچ انسانی را نجات دهد و دلیل این فقط دستور عنوان می شود و بعد در میانه ی گفت و گوهای اشخاص فرعی این طور می آید که انگار این ناگزیری از سر تقدیر محتوم است و جبر از نسل قابیل بودن چنین بلایی سر آدمی می آورد . در بسیاری از روایات وقتی هابیل به دست قابیل کشته می شود ، ادامه ی نسل آدم از شیث پدید می آید و اصلا قابیل هیچ فرزندی ندارد . حتی اگر دیدگاه فیلم در مورد نسل قابیل را بپذیریم وجود تنها یک خانواده پنج شش نفره از نسل شیث شبهه برانگیز خواهد بود .

در تمامی متون دینی از ارشادهای نوح سخن به میان آمده است . دعوت نوح به توحید و به تبع آن نجات از عذاب این جهانی و اخروی . با این که در فیلم هرگز نوح را در کنار قومش و یا در حال ارشاد نمی بینیم . هرگز از نوح عملی انسانی سر نمی زند که وجوه یک نبی الهی را متبادر کند . نوح در حدی مهربانی دارد که همسرش و پسرانش دارند و در بسیاری موارد باید به توصیه و نهیب خانواده اش میل رحم را در خود زنده نگه دارد .



یکشنبه دوازدهم مرداد 1393

صدای خاموش

 
تفکیک جنسیتی در ادارات و دانشگاه ها از ابتدای انقلاب اسلامی طرفداران و حامیان متعددی داشت که مسائل دینی و اخلاقی را مدنظر قرار می دادند. البته باید دانست این طرح از همان روزهای آغازین انقلاب و حتی در میان اعضای شورای انقلاب و انقلابیون باسابقه مخالفانی هم داشت؛ این دسته از فعالان سیاسی در جامعه آن روز، لزومی نمی دیدند میان زنان و مردان در محیط کار و تحصیل فاصله ای باشد.

 
تفکیک جنسیتی

آنها معتقد بودند دین اسلام هیچگاه محدودیتی را برای معاشرت عادی زنان و مردان در محیط جامعه و کار فراهم نمی کند. نظر امام خمینی(ره) درخصوص نکشیدن دیوار در کلاس های درس دانشگاه ها هم یکی از نشانه های جدی بودن این بحث ها در روزهای آغازین انقلاب است.

در طول 35 سال گذشته دو گروه ایده جداسازی جامعه را با هدف و دو غرض خاص دنبال کردند؛ گروه اول کسانی که بر اساس درک و اجتهاد شخصی خود فکر می کنند جداسازی جامعه در محل کار و کشیدن دیوار در خیابان ها باعث سلامت اخلاقی و دینی جامعه می شود. گروه دوم افرادی که از همان روزهای ابتدای انقلاب این گونه مسائل را با عینک سیاسی و نه علمی می دیدند.اکنون هم اظهار نظرهایی وجود دارد :

برای آرامش کارکنان ،محل استقرار کارکنان جدا خواهد شد

براساس یکی از بخش‌نامه‌های شهرداری تهران، تمام مدیران زیرمجموعه شهرداری موظف شده‌اند که «صرفا از نیروهای کارمند آقا جهت سمت‌هایی مانند مسئول دفتر، منشی، اپراتور تلفن، تایپیست و مسئول پیگیری» استفاده کنند. همچنین براساس این بخش‌نامه برای آرامش و آسایش کارکنان، محل استقرار کارکنان زن و مرد جدا خواهد شد.

نکته‌ای که وجود دارد این است که چرا قالیباف پس از گذشت بیش از 8 سال از دوره‌ی مدیریتش و در حالی که وی در این مدت مواضعی چنین صریح و سرسختانه‌ای در دفاع از تفکیک جنسیتی نداشته، به فکر تصویب و اجرای این طرح افتاده است؟ آیا قالیباف دیگر برنامه‌ای برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری ندارد؟ یا می‌خواهد با تغییر چرخشی در رفتار و عملکرد خود، به دامان اصولگرایان برگردد و از این به بعد به عنوان یک اصولگرای تمام‌عیار در عرصه‌ سیاسی کشور حضور داشته باشد؟

آقای قالیباف در سخنرانی خود ضمن دفاع از تفکیک جنسیتی در شهرداری تهران، گفته است: «ما غیرت دینی داریم. نباید اجازه بدهیم یک خانم در طول وقت اداری و طی روزها و ماه‌ها ساعت‌های تماس و معاشرت‌اش با نامحرمان بیشتر از محرم و شوهر و فرزندش باشد. غیرت ما کجا رفته؟»

طرح تفکیک جنسیتی -یا به قول شهردار، جداسازی اتاق‌ها- در مجموعه تحت مدیریت وی و دفاع سرسختانه‌اش از این طرح، مسائلی را یادآور می‌شود که با عملکرد و رفتارهای قالیباف در گذشته تناقضاتی دارد.

حسن روحانی رئیس جمهور ایران مخالف تفکیک پسران و دختران در دانشگاهها و ادارات است. در این مورد او می گوید: "در کجای قانون اساسی مجوز تفکیک جنسیتی در دانشگاهها صادر شده و از آن سخنی به میان آمده است؟"

طرح تفکیک جنسیتی در ادارات به رشد فکری کارکنان کمک می کند

دیر کارگروه سبک زندگی اسلامی ایرانی سازمان نشر آثار و ارزش های مشارکت زنان در دفاع مقدس گفت: متاسفانه امروز شاهدیم در شرکت های خصوصی، دولتی و سازمان های اداری به دلیل تداخل جنسیتی، برخی مسایل بوجود می آید که می تواند به طلاق و فروپاشی خانواده ها منجر شود.

وی با بیان اینکه مشکلات خانوادگی در سیستم و نظام اداری بیمار ما کاملا خود را نشان می دهد، ادامه داد: وقتی زن و مرد کارمند در کنار یکدیگر در فضای اداره که خانه دوم آنهاست، قرار می گیرند، بالطبع مسایلی میان آنها رد و بدل می شود و برخی گفت وگوها و مراودات صورت گرفته میان آنها می تواند به مسایلی از جمله جدایی افراد از همسرانشان بیانجامد.

مدیر کارگروه سبک زندگی اسلامی ایرانی سازمان نشر آثار و ارزش های مشارکت زنان در دفاع مقدس، ضمن حمایت از طرح تفکیک جنسیتی در شهرداری تهران، افزود: شهرداری تهران به عنوان مبدع این کار می تواند طرح خود را به عنوان یک الگو در اختیار شهرداری های کل کشور قرار دهد و امیدواریم دولت نیز بدنبال آن بتواند این طرح را اجرایی کند.

و اما این طرح مخالفانی هم دارد!

تفکیک جنسیتی در کجای قانون اساسی آمده است؟

حسن روحانی رئیس جمهور ایران مخالف تفکیک پسران و دختران در دانشگاهها و ادارات است. در این مورد او می گوید: "در کجای قانون اساسی مجوز تفکیک جنسیتی در دانشگاهها صادر شده و از آن سخنی به میان آمده است؟"او همچنین اسلامی کردن دانشگاهها و ادارات را مفهومی فراتر از طرز پوشش و روابط می داند:"اسلامی کردن دانشگاهها و ادارات جلو و عقب بردن رو سری نیست"

طرح تفکیک جنسیتی در ادارات موفقیت آمیز نیست

 سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی گفت: در کل در بحث مسائل جنسیتی موضوع اصلی رعایت حدود شرعی و اسلامی است و این گونه تفکیک ها نمی تواند موفقیتی در این زمینه داشته باشد.

وی با بیان اینکه اجرای این گونه طرح ها در واقع کاری بیهوده است، اظهار داشت: به طور یقین در راستای اجرای این طرح ها افرادی که اجرا کننده آنها هستند، مقصود و مرادشان نیز برآورده نمی شود.

با طرح تفکیک جنسیتی در ادارات و نهادها مشکلات موجود حل نمی شود بلکه تنها باید به سالم سازی محیط در سازمان و نهادها اقدام شود تا بتوانیم شاهد رعایت حدود شرعی و اسلامی نیز باشیم. تفکیک جنسیتی خوب یا بد؟

تفکیک جنسیتی خوب یا بد؟

این سوال مفهومی کلی را که در آن پاسخهای صحیح و خردمندانه از "خوب " تا " بد" می تواند گسترده باشد را به چالش کشیده است و البته با توجه به فضای جامعه که بخصوص در سالهای اخیر بسیاری تلاش کردند که مروجین موضوع حجاب را به حامیان ایده " جداسازی جنسیتی در همه جا و حتی آسانسورها " تعبیر کنند طرح این سوال هدف ساده ای را دنبال می کند و آن ضعیف نشان دادن پای استدلال و منطق و عقل در موضوع حساس و زیربنایی و ارزشمند حجاب است.

به عبارت ساده تر چون تا کنون هرجا صحبت از تفکیک جنسیتی شده است زیرکانه سعی کرده اند تفکیک جنسیتی را معادل جداسازی آقایان از بانوان در همه صحنه های اجتماع و حتی محیطهای خانواده ( از آسانسور و اتوبوس و دانشگاه و سینما گرفته تا حتی اتاق و دید و بازدید های خانوادگی ) قلمداد کنند پاسخ این سوال را هم ساده و مبرهن نشان دهند.

به عبارت ساده تر چون تا کنون هرجا صحبت از تفکیک جنسیتی شده است زیرکانه سعی کرده اند تفکیک جنسیتی را معادل جداسازی آقایان از بانوان در همه صحنه های اجتماع و حتی محیطهای خانواده ( از آسانسور و اتوبوس و دانشگاه و سینما گرفته تا حتی اتاق و دید و بازدید های خانوادگی ) قلمداد کنند پاسخ این سوال را هم ساده و مبرهن نشان دهند

 بعضی از موافقین اصل حجاب هم شاید بی آن که خود بدانند به سادگی در دام این سوال گرفتار شده و به جای نشان دادن هدف گذاری و رویکرد اصلی سوال به خواننده به پاسخگویی پرداخته اند.

سوالی مغرضانه اما مهم!

 اگرچه اصل این سوال اشتباه است اما پرداختن به موضوع اصلی این سوال بسیار اهمیت دارد. این اهمیت نه از جهت نشان دادن مزایای جلوگیری از اختلاط دو جنس متفاوت و به قولی دوجنس مخالف طبیعت است ، بلکه از جهت پرداختن به جنبه های مهم و مغفول این موضوع در سطح جامعه ماست.

 هر آدم معقول و منطقی می داند که پاسخ اصلی این سوال ساده است و همه می دانند که تفکیک محیط های فعالیت و حتی حضور خانمها و آقایان تا جایی که با اصل فعالیت همخوانی دارد و فواید آن از مضرات عقلانی اش بیشتر است نه تنها توجیه دارد که حتی با هر مکتب و مرام و ایدئولوژِی و در همه جای دنیا طرفداران بی شمار دارد و اندیشمندان و صاحب نظران نیز بر آن تأکید می کنند و هر روز نیز بر خیل این طرفداران افزوده می شود.

نکته اساسی این جاست که در کشور ما و با وجود انقلابی معناگرا که بستر اصلی آن اقتصاد و درآمد و رفاه نبود و برخلاف بسیاری از انقلاب های مشهور تاریخ بشریت که مردم از فرط گرسنگی و از سر درماندگی به مبارزه با حاکمیت وقت پرداختند آن چه این مردم مسلمان را به خیابانها کشید تلاش برای استقرار ارزشهای دینی و اخلاقی بود ، علی رغم گذشت نزدیک به چهار دهه از عمر پر برکت نظام و با وجود همه قوانین بسیاری که در این مقوله وضع شده است و با همه فراز و فرودهایی که مجموعه های نظارتی در مواجهه با آن داشته است واقعاً چقدر در رسیدن به جامعه مطلوب موفق بوده ایم؟ اصلاً سمت و سوی حرکت و میانگین نسبی به کدام سمت بوده است؟آیا روند نمای جریان حجاب در سالهای اخیر بهبود را نشان میدهد؟ و اگر نه ، تقصیر و کوتاهی چیست و مقصر کیست ؟

اگر قرار است به موضوع مهم و مبنایی حجاب پرداخته شود قدم اول یکسان سازی تعریف و تلقی از حجاب است و پاسخ دادن به این سوال مهم است که حجاب چیست؟ دومین سوال مهم ، چرایی و فلسفه حجاب است و سومین سوال مهم این است که راه های رسیدن به مطلوبیت ها و اهدافی که در فلسفه و تعریف حجاب تبیین می شود کدامست . پس از این می توان به نقد وضعیت موجود و بررسی نقش عوامل موثر در آن پرداخت و راههای بهبود این وضعیت را – حتی اگر در حد قابل قبول هم ارزیابی شود- تعریف کرد.

وقتی تلقی ما از حجاب به نوع پوشش و رنگ و ابعاد و ارتفاع لباس ها محدود شود و به موضوعات مهمی نظیر حیاباوری و رفتار و موضوع مهمتری همچون  نقش "ترویج عملی" به جای "سخنوری" نپردازیم نباید توقع داشته باشیم در توسعه حجاب و عفاف نمره قابل قبولی بگیریم و به دنبال تفکیک جنسیتی باشم



چهارشنبه هشتم مرداد 1393

صدای خاموش

 

 

امام جماعت بزرگترین مسجد شیخ نشین امارات، در اقدامی عجیب و سئوال برانگیز، با تحریف آشکار قرآن کریم، سوره جدیدی را در نماز عید فطر اختراع کرد.
بر اساس نوار ویدئویی منتشر شده در شبکه های اجتماعی، امام جماعت مسجد شیخ زاید در امارات، آشکارا به تحریف قرآن کریم پرداخت به طوری که دو آیه سوره الاعلی را ابتدا خواند و در کمال تعجب به جای تکمیل این سوره، سوره اللیل را قرائت کرد تا عامدا قرآن کریم را تحریف کند.
 
در مراسم نماز عید فطر که ولیعهد امارات شیخ محمد بن زاید هم حضور داشت، امام این مسجد، ابتدا دو آیه سوره الاعلی و سپس سوره اللیل را در ادامه این دو آیه به شکل تحریف آمیز خواند : "سبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلَى  الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى"(دو آیه ابتدایی سوره الاعلی) -- "وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى (3) إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى (4) فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى (5) وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى (6) فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى (7) وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنَى (8) وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى (9) فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى (10) وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى (11) إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى (12) وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى (13) فَأَنْذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى (14) لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى (15) الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى (16) وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى (17) الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى (18) وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى (19) إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى (20) وَلَسَوْفَ يَرْضَى (21)".
 
نکته تامل برانگیز این است که وی حتی حاضر نشد اشتباه فاحش خود در تحریف قرآن را اصلاح کند و حتی یک نفر از نمازگزاران به این اقدام عامدانه امام جماعت مسجد اعتراض نکرد و خواستار اصلاح آن نشد.
 
شبکه العالم لینک نوار ویدئویی مربوط به این اقدام تامل برانگیز شیخ اماراتی در تحریف قرآن کریم را در صفحه اینترنتی خود قرار داده است.


دوشنبه ششم مرداد 1393

صدای خاموش

 
اگر زن و شوهر بدانند که در تمام لحظاتی که همسرشان در کنارشان نیست، نمی توانند کار خلافی انجام دهند، چون فیلم کارهایشان گرفته شده و همگان از آن آگاهی خواهند یافت، به نظر شما چه مقدار آمار طلاق و خیانت و ... کاهش خواهد یافت؟

همه ما فرزندان آدم، از صبح علی طلوع که از خواب بلند می شویم تا شب هنگام که دوباره به خواب می رویم ، کارهای زیادی انجام می دهیم، خوب یا بد. از به یادآوری بعضی هایشان شرمگین می شویم و برخی دیگر مایه افتخار ماست، خجالت زده از گناهانمان هستیم و کارهای خوب و ثوابهایمان، دلمان را گرم می کند و آرزو می کنیم که ای کاش می شد همه کارهایمان خوب و زیبا باشد.

می گویند یکی از ویژگی های انسانهای خدا ترس، این است که هر شب،قبل از خواب، به حساب و کتاب کارهای روزمره خودشان می رسند، از گناهان توبه می کنند و تصمیم می گیرند که فردا کارهای ناشایست خود را تکرار نکنند و بر خوبی هایشان اصرار ورزند و ثواب هایشان را بیشتر کنند.

اما کسانی که از خدا نمی ترسند و شرم و حیایی از او ندارند چه؟ چه قید و بندی آنها را از اعمال ناشایست دور می کند؟ کسی که به چیزی اعتقادی ندارد، چه عاملی باعث انجام ندادن کارهای غیر انسانی او می شود؟

اما کسی که می داند همیشه در محضر خداست و هر کاری که انجام دهد از دید خدا دور نمی ماند، چه؟ آیا رفتار و گفتار  و کردار او با دیگران فرقی نمی کند؟ کسی که می داند خدا در حال مشاهده اوست، مسلما به کسی زور نمی گوید و حق کسی را به ناحق نمی خورد، کسی که می داند روز حسابی در پیش دارد، آیا دزدی می کند؟ اختلاس می کند؟ مال مردم را می برد؟ گناه می کند؟

بزرگان بر این باورند که بهترین راه ترک گناه این است که همیشه تصور کنی کسی در حال مشاهده توست، آن وقت آن کار زشت را انجام نمی دهی و رفته رفته عادت زشت گناه از سرت می افتد.روزی شخصی به نزد امیرالمومنین علیه السلام رفت و گفت: می خواهم گناه کنم! حضرت به او فرمودند: باشه گناه کن، اما جایی برو که خدا تو را نبیند!

آیا می دانستید جمله  "این مکان توسط دوربین مداربسته کنترل می شود" بیشتر از جمله " عالم محضر خداست، در محضر خدا خیانت نکنید" روی مردمان تاثیر دارد؟

حتما تا به حال این صحنه را زیاد دیده اید: مجلس عروسی و یا مهمانی است و بعضی افراد انگار که از قحطی فرار کرده اند در حال بلعیدن باقالی پلو با ژله هستند، در همین هنگام دوربین که در حال فیلمبرداری است به سمت آنها می آید، آیا توجه کرده اید که آنها چقدر با کلاس می شوند ، لبخند ملیحی می زنند و  چیزی که تا به حال در حال بلعیدن بوده اند، با چنگال و آرام آرام، و چقدر بی میل می خورند و بعد که دوربین که از آنها رد می شود، دوباره به بشقاب حمله ور می شوند!!!

از دید خانواده و آسیب های آن، اگر زن و شوهر بدانند که در تمام لحظاتی که همسرشان در کنارشان نیست، نمی توانند کار خلافی انجام دهند، چون فیلم کارهایشان گرفته شده و همگان از آن آگاهی خواهند یافت، به نظر شما چه مقدار آمار طلاق و خیانت و ... کاهش خواهد یافت؟

خیانت از جمله بیماری هایی است که شاید تنها راه درمان آن ، همین نوع نگاه است، نگاهی که بدانی هیچگاه تنها نیستی، و نمی توانی کار خلافی انجام دهی و کسی نفهمد.معمولا این آسیب خانواده، با این نوع تفکر همراه است که مواظب باشم کسی نفهمد، آبرویم نرود، همسر و فرزندان و بقیه اعضای خانواده ام نفهمند و وای از روزی که رازش برملا شود و آبروی شخص در پیش دوستان و بستگان برود و زندگی خانوادگی او تحت الشعاع قرار گیرد.

"الم یعلم بان الله یری ، آیا نمی دانید که خدا شما را می بیند" این آیه زیبا ، یک نوع ترس همراه با دلگرمی به انسان می دهد، از طرفی شرم و حیای انسان را در مقابل گناه افزون می کند و از طرف دیگر دلمان را گرم می کند که هیچوقت تنها نیستیم، مثل کودکی که می داند مادرش همیشه مواظب اوست و جرات انجام کار خلافی ندارد و از طرفی آغوش پر مهرش، تنها پناه ترس های اوست.



یکشنبه پنجم مرداد 1393

صدای خاموش

 
اینترنتی شدن روابط اجتماعی در جامعه امروز ایران به طرز ناباورانه ای بیان کننده این واقعیت است که گپ و گفت ها و مراودات دوستانه در دنیای مجازی به شکل نگران کننده ای در حال تبدیل شدن به فرهنگی پذیرفته شده است.

 
ازدواج اینترنتی

امروزه بشر استفاده از وسایل ارتباط جمعی چون اینترنت، ماهواره و رایانه را جز» لاینفک زندگی خود می داند. دنیای جدید نیز شیوه نوین را برای زندگی می طلبد و از همین رو زندگی نسل جدید با نسل گذشته متفاوت شده است به طوری که بسیاری از افراد ترجیح می دهند امور روزمره و گاه ضروری زندگی خود از جمله ازدواج و تجارت را از طریق اینترنت پیگیری کنند.

با نگاهی گذرا به دنیای اینترنت و تفحصی کوتاه در دنیای سایبر مشخص می شود که چند ده سایت دوست یابی و همسریابی با امکانات منحصر بفردی چون آلبوم تصاویر، تالارهای گفتگو و چت روم ها این زمینه را بوجود آورده اند که جوانان به سمت و سوی آشنایی های بی سرانجام کشیده شده بی آنکه از عواقب دردسرساز آن آگاه باشند.

این روزها ازدواج اینترنتی به یکی از مباحث مورد علاقه برخی جوانان تبدیل شده است که از این طریق شریک زندگی آینده خود را از آن طریق می یابند. چنین روندهایی تشکیل خانواده در ایران را با ابهاماتی رو برو کرده است. نخست آنکه خیلی ها با انگیزه دوست یابی وارد این سایتها شده اما پس از جدی شدن مباحث و اصرار یکی از طرفها به ازدواج، فرد برای تداوم رابطه حاضر به پذیرش آن شده در حالیکه خود نیز می داند که هیچ جدیتی در این موضوع ندارد.

تحقیقات نشان می‌دهد 80 درصد پسرها حاضر نیستند با دخترانی که قبلاً با آن‌ها رابطه صمیمی داشته‌اند ازدواج کنند و برای استفاده یا سوء‌استفاده جنسی به سایت‌های دوست و همسریابی مراجعه می‌کنند. چون واقعاً قصد ازدواج ندارند و هدفشان فریب دختران است

چت کردن نقطه شروع آشنایی اینترنتی است. ابزاری که از نظر خیلی ها وسیله مناسبی برای برقراری  ارتباط با افراد مختلف به شمار می رود و حتی برای انتخاب شریک زندگی خود هم به آن متوسل می شوند. البته قرار نیست پیش داوری کنیم و پرونده شناخت چتی را از همین اول ببندیم چرا که خیلی ها معتقدند با تغییر جوامع و رایج شدن روش های ارتباطی جدید، چت کردن هم می تواند جایگاه خود را به عنوان یک روش ارتباطی پیدا کند. به هر حال حتی اگر این فرضیه هم درست باشد، باید دید که در زمان فعلی و جامعه امروزی ما، چت کردن چقدر برای برقراری رابطه مناسب است و مهم تر از آن چقدر می تواند برای هدفی مثل ازدواج به کار گرفته شود.

مشکل اساسی این شیوه ی آشنایی این است که چون افراد در آن با هم ارتباط رو در رو و حضوری ندارند، شناخت، منحصر به گفته های افراد می شود. از آنجایی هم که اغلب نوجوانان و جوانان احساسی و عاطفی هستند به سخنان غیر واقعی فرد مقابل و تناقض های گفتاریش توجه نداشته و پس از گذشت مدتی به فرد مقابل علاقه مند می شوند.

تعارض رفتاری در پس رنگ و لعاب مجازی

متاسفانه پذیرش ازدواج اینترنتی به عنوان یک فرهنگ، مساله ای است که حتی فکر خانواده ها را هم به خود مشغول کرده است.

ارزیابی های آماری در یکی دو سال گذشته حاکی از آن بود که بی برنامگی در امر ازدواج، جامعه را با وضعیت نگران کننده ای روبرو کرده و چنانچه آمار جوانان در سن ازدواج و نا توان از ازدواج همچنان ادامه یابد در 10 سال آینده بر حسب جمعیت دختر و پسر و برخی متغیرهای کیفی چون افزایش دختران تحصیلکرده با یک درهم ریختگی و نا همترازی گیج کننده روبرو خواهیم بود.

سایت های اینترنتی مطمئنا قصد الهی ندارند

ارین منش نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس ازدواج اینترنتی را برای گسترش آشنایی دختران با پسران مفید می داند و می گوید: اگر جنبه آگاهی بخشی این وسیله نادیده گرفته شود و با یک نگاه احساسی و ناآگاهی یک فرد بخواهد همسرش را از طریق اینترنت برگزیند و نقش اینترنت در تشکیل خانواده احساسی باشد و برپایه احساسات، یک خانواده بنا شود، اینترنت را نباید در انتخاب همسر استفاده کرد اما اگر اینترنت بر آگاهی و آشنایی بیشتر طرفین ازدواج بیافزاید بسیار وسیله پسندیده ای است.

ازدواج اینترنتی

چون در فرهنگ ایرانی موانع زیادی برای ارتباط طولانی قبل از ازدواج بین خانواده های جوانان وجود دارد و جوانان نمی توانند با خصوصیات یکدیگر آشنا شوند استفاده از این ابزار برای آشنایی پیش از ازدواج مطلوب و مفید خواهد بود البته باید اطلاعات و خصوصیاتی که افراد از همدیگر می دهند خصوصیات واقعی باشد و فقط شرایط مثبت افراد گفته نشود.

وی با تاکید بر اینکه نباید یک پدیده وارداتی را با همان شرایط که در خارج از ایران وجود دارد، در جامعه ایران برپا کرد، گفت: باید ارزش های اسلامی در همسرگزینی اینترنتی لحاظ شود. آرین منش چت کردن را وسیله مناسبی برای ازدواج نمی داند، بلکه آن را بیشتر برای سرگرمی می داند و معتقد است که چت در این ماجرا نباید مهم تلقی شود چرا که بعید است فردی برای کسب اطلاعات کامل و همسر گزینی واقعی به اینترنت مراجعه کند

ازدواج اینترنتی خوب یا بد

هنوز زمان زیادی از قتل دختر جوانی که به سودای ادامه تحصیل در امریکا فریب پسری از آن سوی آب‌ها را خورده بود نمی‌گذرد. این دختر بر سر اشتباه خود و خانواده که به اندک اطلاعاتی که از جوان خواستگار داشتند اکتفا کرده بودند، جان خود را گذاشت اما ازدواج‌های موفق زیادی هم شکل گرفته است که مبنای رابطه آن دنیای مجازی بوده است.

آسیب شناسان اجتماعی در بررسی‌هایی که در این مورد صورت داده‌اند به این نتیجه رسیده‌اند که ازدواج در شرایط آشنایی در سایت‌های همسریابی اینترنتی حتی اگر با نظارت نهادهای واقعی هم صورت بگیرد چون براساس آگاهی نیست موفق نخواهد بود. از سوی دیگر این مسأله می‌تواند به سوء‌استفاده‌های عاطفی از یک قشر خاص منجر شود.

مشکل اساسی این شیوه ی آشنایی این است که چون افراد در آن با هم ارتباط رو در رو و حضوری ندارند، شناخت، منحصر به گفته های افراد می شود. از آنجایی هم که اغلب نوجوانان و جوانان احساسی و عاطفی هستند به سخنان غیر واقعی فرد مقابل و تناقض های گفتاریش توجه نداشته و پس از گذشت مدتی به فرد مقابل علاقه مند می شوند

تحقیقات نشان می‌دهد 80 درصد پسرها حاضر نیستند با دخترانی که قبلاً با آن‌ها رابطه صمیمی داشته‌اند ازدواج کنند و برای استفاده یا سوء‌استفاده جنسی به سایت‌های دوست و همسریابی مراجعه می‌کنند. چون واقعاً قصد ازدواج ندارند و هدفشان فریب دختران است.

بررسی درخواست‌های سایت‌های همسر‌یابی نیز نشان می‌دهد اغلب دختران قصد خود را ازدواج و اغلب پسران دوستی مطرح می‌کنند.

با این همه فعالیت سایت‌های همسریابی در حال حاضر با امکانات منحصر بفردی چون آلبوم تصاویر، تالارهای گفت‌و‌گو و چت روم‌ها ادامه دارد و این اتفاقی است که در کشورهای اروپایی نیز شاهد شکل‌گیری و رواج آن هستیم اما مبنا در این ارتباطات در اروپا بیشتر صداقت است و این ناشی از فرهنگ درست سایت‌های همسریابی در آن کشورها است.

اما در کشور ما هنوز فرهنگ استفاده مناسب از چنین فضایی وجود ندارد و به نظر می‌رسد این‌گونه‌ آشنایی در موارد بسیاری با دروغ و فریب همراه می‌شود و محل سوء‌استفاده برخی از افراد است که چیزی برای مخفی کردن دارند.

فرهنگ سازی ازدواج اینترنتی در جامعه برای شکل گیری یک خانواده سالم نیازی ضروری است. ایجاد زمینه های شناخت و فراهم نمودن امکان مشاوره بعد از آشنایی و ملاقات همچنین تحقیق و بررسی درباره مورد برگزیده شده نیز نباید مورد غفلت قرار گیرد.

مساله ای که نه تنها خود جوانان بلکه تمامی مسئولان ذیربط هم برای ساماندهی این نوع آشنایی و ازدواج، باید به آن توجه کافی داشته باشند. فقدان آموزش به عنوان کلیدی ترین چالش امروز در بحث ازدواج این امکان را فراهم ساخته که شیوه های همسریابی در کشور تحت تاثیر برخی انگیزه های انحرافی از ماهیت دوگانه ای برخوردار شود.

اثرات انحرافی این شیوه طبعا پیامدهای زیانباری را متوجه روح و روان جوانان این کشور خواهد کرد.همسریابی اینترنتی با این که ممکن است مراحل نهادینه شدن در کشور را طی کند اما باز هم با توجه به ماهیت پنهان فضای مجازی برای فرار انسانها از واقعیت و استفاده از نقاب در مقابل یکدیگر; یک شیوه انحرافی برای فایق آمدن بر مشکل انتخاب گزینه صحیح است در حالی که اتکا به این روش متضمن خطراتی است لذا یک از کارکردهای کاهش آسیب شناسی اینترنتی ایجاد محدودیت در برخی سایت‌هاست به این معنی که گزینه همسریابی در همه پایگاه‌های اینترنتی موجود نباشد و تنها برخی از سایت‌های دینی و فرهنگی از این امکان برخوردار شوند همچنین پرهیز از ارتباط مجازی طولانی‌مدت را نیز باید دیگر راهکار دانست به طوری که پس از آنکه کاربران اطلاعات مقدماتی را از یکدیگر کسب کردند، شرایط آشنایی چهره به چهره آنها تحت نظر خانواده فراهم شود تا رابطه مجازی محدود به مدت کوتاهی شود.



شنبه چهارم مرداد 1393

صدای خاموش

 
وعده و وعید دادن شده خوارک ما. در هر موقعیتی قرار می گیریم انگار موظفیم مسۆلیتی به عهده بگیریم آن هم مسۆلیتی که خوب می دانیم برایمان اهمیتی ندارد و هرگز دنبالش نمی رویم .

مثلا می گویند می خواهیم برای فلان دختر فقیر جهیزیه تهیه کنیم سریع تهیه چند قلم جنس را به عهده می گیریم ، بدون اینکه به جیبمان نگاه کنیم که می توانیم یا نه ؟

می خواهیم به مادرمان کمک کنیم، از جان گذشتگی می کنیم که آشپزخانه و اتاق ها و پرده ها همه با من ، شما خودت را خسته نکن ، اما همین که چشممان به تلویزیون می افتد یادمان می رود که قرار بود چه کار کنیم و نه تنها کمکی نکرده ایم که مادرمان را هم آزرده ایم . 

و این بدقولی و وعده تو خالی دادن در ادبیات محاوره ای ما موج می زند ، بارها شنیده ایم : "بابا بی خیال تا من هستم ، شما تکان نخور ""نمی گذارم آب توی دلت تکان بخورد " ،‌ " اینقدر پول به من قرض بده دو روز نشده بر می گردونم " و ...

ما حتی با خداوند متعال هم خلاف وعده می کنیم تا کارمان می لنگد شروع می کنیم به توبه کردن و  اینکه خدایا تو مشکلم را حل کن من چنین می کنم و چنان می کنم، خدایا دیگر دروغ نمی گویم ، خدایا قسم میخورم فلان قرضم را بدهم ، به پدر و مادرم خدمت کنم ، نمازم را دقیق بخوانم و سهل انگاری نکنم و هزاران قول و قرار دیگر که هرگز به آن ها عمل نمی شود.

خیلی اوقات چیزی برای ما کوچکترین اهمیتی ندارد که خود را ملزم به انجام آن کنیم اما بی دلیل می گوییم که فلان کار را حتما انجام می دهم مثلا از خانه که خارج می شویم هر وقت به مقصد رسیدیم حتما تماس بگیریم می گوییم چشم حتما خبر می دهم اما هرگز این کار را نمی کنیم چون برایمان مهم نیست و غافلیم با این کار چه استرسی به جان خانواده می اندازیم .

به مهمانی دعوت می شویم می پذیرم اما شرکت نمی کنیم ، به همسرمان هزاران قول می دهیم و هرگز عمل نمی کنیم .

وفای به عهد

یک سۆال :

چرا ما اینقدر قول می دهیم؟ چرا به بیشتر قولهایمان عمل نمی کنیم؟ چرا حواسمان نیست این وعده هایی که عمل نمی شود گناهان بزرگی شمرده می شوند که یک به یک در پرونده اعمال ما ثبت می شود .

این موضوع آنقدر اهمیت دارد که خداوند متعال در قرآن کریم صریحا از ما می پرسد: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ » (سوره صف آیه 2) ؛‌ اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، چرا چیزى مى‏گویید كه انجام نمى‏دهید؟

از جمله بدترین موجودات روی زمین كسانی هستند كه از بازخواست خدا نمی‌ترسند و در پیمان شكنی بی‌باكند مانند خود ما که وقتی وعده ای می دهیم به آن عمل نمی کنیم .

یک هشدار جدی برای بدقولان

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید : "وعده دادن چون دِین به گردن گرفتن است. وای بر آنکه وعده دهد و تخلف کند. وای بر آنکه وعده دهد و تخلف کند. وای بر آنکه وعده دهد و تخلف کند." ( راهنمای انسانیت ( ترجمه ی نهج الفصاحه ) – ص 649 )

امام على علیه السلام : وَإیّاكَ ... اَنْ تَعِدَهُم فَتُتبِعَ مَوعِدَكَ بِخُلفِكَ... فَاِنَّ الخُلفَ یوجبُ المَقتَعِندَ اللّه ِ وَ النّاسِ؛ پرهیز از خلف وعده كه آن موجب نفرت خدا و مردم از تو مى شود. (نهج البلاغه، از نامه 53)

 

بی قراری برای انجام وعده

الإمامُ علیٌّ علیه السلام : ما باتَ لِرجُلٍ عِندی مَوعِدٌ قَطُّ فباتَ یَتمَلمَلُ على فِراشِهِ لِیَغدوَ بِالظَّفَرِ بحاجَتِهِ ، أشَدَّ مِن تَمَلمُلی على فِراشی حِرصا علَى الخُروجِ إلَیهِ مِن دَینِ عِدَتِهِ ، وخَوفا مِن عائقٍ یُوجِبُ الخُلفَ ؛ فإنّ خُلفَ الوَعدِ لَیسَ مِن أخلاقِ الكِرامِ . [ غرر الحكم : 9692. ]

امام على علیه السلام : بى قرارى شبانه مردى در بسترش كه به او وعده اى داده ام، تا صبح شود و به مرادش برسد بیشتر از بى قرارى من در بسترم نیست كه جوش مى زنم صبح شود و از دَین وعده اى كه به او داده ام بیرون آیم و از ترس اینكه مبادا مانعى باعث خُلف وعده شود؛ زیرا كه خلف وعده از خصلت هاى كریمان نیست.



سه شنبه سی و یکم تیر 1393

صدای خاموش

 
تو هر خونه ای وارد میشی, میبینی که تابلوهای متفاوتی رو به دیوارها نصب کردن, یه خونه پره از تابلوهای طبیعت مثل گل و منظره و درخت و سبزه, یه خونه دیگه عکس های خودشون رو به دیوارها زدن و خونه بعدی شاید اصلاً هیچ تابلویی نداشته باشه.

اما در کنار این تابلوها یه قاب های طلایی و زیبا هم وجود داره که فکر می کنم با نصب کردنش تو خونه ها و اینکه آدم هر روز اونها رو ببینه, خیلی میتونه به زندگی پر تلاطم امروز ما آدم ها کمک کنه و بهمون انرژی بده تا در مسیر زندگی کم نیاریم و بتونیم با استقامت بیشتری این مسیر رو طی کنیم.

این قاب های طلایی و ارزشمند هستند که میتونن نقشه زندگی رو به ما نشون بدن و در شب های سرد و تاریک زندگی که هیچ کسی پیدا نمیشه دست ما رو بگیره و به ما کمک کنه این تابلوها, با مهربانی و عطوفت خاصی می گویند:

(وَ أَنَّ هذا صِراطی مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبیلِهِ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ: و [بدانید] این است راه راست من؛ پس، از آن پیروی کنید. و از راه‌ها[ی دیگر] که شما را از راه وی پراکنده می‌سازد پیروی مکنید. این‌هاست که [خدا] شما را به آن سفارش کرده است، باشد که به تقوا گرایید.( الأنعام:  153)

در طول تاریخ هم آدم هایی که تو خونه هاشون این تابلوها وجود داشته, آدم هایی بودن پر از صفا و دوستی و مهربانی, که زندگی با تمام سختی هاش هرگز نتونسته ذره ای از نشاط و شادابی اونها کم کنه و لحظه ای هم ناامید و سرگردان نشدن که خدایا من باید الان چکاری رو انجام بدم؟ چون در ثانیه ثانیه زندگی با این قاب ها که گاهی بر روی دیوار خونه هاشون نصب بوده و گاهی بر دیوار قلبشون جا گرفته بوده, میدونستن که باید چه طور با پستی و بلندی های زندگی کنار بیان و اونها رو با امنیت کامل و سرعت مجاز رد کنن.

1)تابلوی گذشت

(وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیمٌ: و نیكى با بدى یكسان نیست. [بدى را] به آنچه خود بهتر است دفع كن؛ آنگاه كسى كه میان تو و میان او دشمنى است، گویى دوستى یكدل مى‏گردد.( فصلت:  34)

بزرگواری و کرامت به عنوان یک خصیصه انسانی، زیباترین جلوه های اخلاقی را ترسیم می کنه. این مسئله در مناسبات اجتماعی ، بویژه در زندگی مشترک، حضور موثر و نافذی دارد. زن و شوهر بیش از هر مجموعه انسانی دیگر باید نسبت به هم روحیه بزرگ منشی داشته باشند. یکی از نشانه های بزرگ منشی و کرامت، عفو و گذشت و مدارا نسبت به هم است.

بله گذشت! اگر این تابلو را سرلوحه ی زندگی هایمان قراردهیم قطعاً بسیاری از مشکلات خانواده حل خواهد شد.

آموزه های اخلاقی اسلام، مدارا در اجتماع و محیط خانواده را توصیه می كند و همسران را به ایجاد فضایی آرام و به دور از تنش دعوت می کند. زن و یا شوهر با چشم پوشی از خطای همسر به نوعی شخصیت خویش را تکریم می كنند و رشد می دهند.

 

2)تابلوی تلاش

(وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ لِتَسْكُنُوا فیهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ‏:و از رحمت اوست كه براى شما شب و روز را قرار داد تا در شب آرامش گیرید و تا (در روز به كسب و كار) از فضل و بخشش او جستجو نمایید، و شاید سپاس‏گزارید.)( القصص :73)

 

3)تابلوی آرامش 

(الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ: همان كسانى كه ایمان آورده‏اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‏گیرد. آگاه باش كه با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد)(. الرعد:  28)

یاد خدا را از زندگی هایمان پاک نکنیم؛ تا می توانیم معنویت و یاد خدا را در زندگی های خود ساری و جاری کنیم، اگر می خواهیم آرامش داشته باشیم.

ایمان

4)تابلوی خوشبختی

(والَّذِینَ یُۆْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ أُوْلَـئِکَ عَلَی هُدًی مِّن رَّبِّهِمْ وَ أُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ: و آنان که به آنچه بر تو و بر پیامبران پیش از تو نازل شده است ایمان می‌آورند و به آخرت یقین دارند. آنهایند که از هدایتی از جانب پروردگارشان برخوردارند و آن‌ها همان رستگارانند.))(بقره 4و5)

بله دوست عزیزم! اگر خواهان خوشبختی واقعی هستیم حواسمون به این چند نکته باشد:

ایمان به آنچه بر ما نازل شده نه اینکه فقط بگوییم مسلمانیم و از زیر اعمالی که نشاندهنده ی ایمان واقعی ما است شانه خالی کنیم و حرف هایی بزنیم و اعمالی را مرتکب شویم که ایمان و مسلمانی ما را زیر سۆال ببرد ؛ " روزه مال 1400 سال قبل بوده نه الان، کجای قرآن گفته حجاب و حجاب مال اعراب بی سواد بوده و..."

به آخرت یقین داشته باشیم و بدانیم اعمال ما بالاخره روزی حساب و کتاب می شوند؛ "کی گفته قیامتی هست" را از گوش هایمان بیرون کنیم.

 

5)تابلوی موفقیت

(وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ: و از نعمت پروردگار خویش [با مردم‏] سخن گوى)(ضحی 11)

بیان موفقیت ها و پیروزی ها ، اثرات معجزه آسایی در زندگی دارد و بر روح و جان خود انسان نیز اثر آرام بخشى مى گذارد. یادآورى موفقیت ها  سبب مى شود كه انسان كمبودها را كمتر احساس كند، از بیماری ها شكوه نكند ، چرا كه بر سلامت اعضاء دیگر خود شكرگزار است، بخاطر از دست دادن چیزى جزع و فزع ننماید چرا كه بقیه امكانات خود را بازگو مى كند. 

 

6)تابلوی ثروت

(فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً, یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً , وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً: و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره آمرزنده است.[تا] بر شما از آسمان بارانِ پی در پی فرست و شما را به اموال و پسران، یاری کند، و برایتان باغ‌ها قرار دهد و نهرها برای شما پدید آورد.( 10تا12:نوح)

بسیاری از مشکلات بشر به سبب گناهان است. استغفار و توبه موجب می شود تا انسان به مسیر درست بازگردد و خود را سرزنش کند که مسیر نادرستی را پیموده است. از این رو در آیات قرآنی استغفار به عنوان عامل مهم در دفع و رفع بلا و جلب نعمت معرفی شده است.

از جمله کارکردهای استغفار افزایش رزق است که در آیات آمده و امیرمۆمومنان علی(علیه السلام) نیز درباره آن می فرماید: الاستغفار یزید فی الرزق؛ استغفار روزی را زیاد می کند.(بحارالانوار ، ج37 ، ص 13)

امام صادق (علیه السلام) برای «استغفار» چنین تأثیری را بیان کرده است: «زمانی که روزی شما کاستی گرفت و اندک شد، رو به استغفار و طلب توبه کنید که پروردگار متعال ، خود این راه را برابر ما گشوده و فرموده است:

یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْكُم مِّدْرَارًا وَیُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَیَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَارًا :

[تا] بر شما از آسمان بارانِ پى در پى فرستد.

و شما را به اموال و پسران، یارى كند، و برایتان باغها قرار دهد و نهرها براى شما پدید آورد.»(بحارالانوار، ج78، ص201. نوح، آیه 11 و 12)

 

7)تابلوی ازخودگذشتگی

((وَیُۆْثِرُونَ عَلَی أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ: و دیگران را بر خویش ترجیح می‌دهند هر چند خود نیازمند باشند و آنان که از بخل خویش درامان مانده باشند رستگارانند.)(حشر9)

مقصود از ایثار و ازخودگذشتگی این است كه انسان كاری را بدون «چشم‌داشت» و انتظار عوض از فرد یا جامعه انجام دهد، در برابر آن كاری كه جنبه معامله و معاوضه دارد و شخص به منظور كسب منافع مادّی زیر بار عمل می‌رود.

فرض كنید مردی است كه از مشاهده مناظر رقّت بار بینوایان و یتیمان، سخت رنج می‌برد و یا از كمك به این گروه خوشحال و شادمان می‌گردد، هرگاه همین فرد بدون ریا و تظاهر، قسمتی از زندگی خود را كه از آن نیز بی‌نیاز نباشد در اختیار این گروه بگذارد، در این موقع این عمل را «ایثار» و از خودگذشتگی می‌نامند؛ درست است كه این كار او را از ضربات شكننده وجدان آزاد می‌سازد و به زندگی او نشاط و شادی می‌بخشد، امّا چون او در این كار محرّك مادّی و سود دنیوی ندارد و حسّ مقابله و معاوضه او را بر این كار وادار نساخته است، از این نظر یك چنین كاری از نظر عقل و شرع، عملی شایسته و یك نوع فداكاری شمرده می‌شود.

به عبارت دیگر: در قضاوت و داوری خود كه آیا كدام عمل ایثار و ازخودگذشتگی است، باید انگیزه‌ها را در نظر گرفت. كارهای عاطفی انسانی كه گاهی از آن به ایثار و ازخودگذشتگی و جانبازی تعبیر می‌آورند، فعّالیّت هایی است كه در آن حساب و كتابی مطرح نباشد و شخص هنگام عمل، هیچ نوع سود مادّی را در نظر نگیرد و انگیزه‌های كاری در درون او نهفته و در اعماق قلب او لانه گزیند و بدون تشویق و تقدیر، بدون تظاهر و ریا، بدون انتظار نفع و سود از فردی یا جامعه‌ای، آن را انجام دهد.

ولی هرگاه در انجام عمل، محاسبات مادّی نادیده گرفته نشود و محرّك وی برای عمل، انتظار عوض مادّی از فردی یا اجتماعی باشد، در این صورت باید این عمل را یك نوع معامله و معاوضه نامید و شخص را یك فرد معامله‌گر شمرد.



سه شنبه سی و یکم تیر 1393

صدای خاموش

 
 با عرض معذرت و احترام نسبت به همه‌ی مردهای محترمی که می‌خواهند این متن را بخوانند و بلکه جامعه‌ی مردها، می‌خواهم اعلام کنم که این مردها هستند که ذاتاً یا بهتر است بگویم عموماً، « مرض قلب» دارند...

عاشقانه

بنابراین  مردها هستند که مریض‌اند و اتفاقاً چون مریض‌ هستند نیاز به مواظبت و حمایت بیشتری دارند. درواقع « مردبودن» اگر چه که یک مریضی نیست و مثل تمام تقدیرات الهی حتماً خوب و شایسته است اما در مرد بودن لوازمی خوابیده که یکی از آن‌ها – البته در بیشتر مردها- مریضی است. این مریضی که اگر اجازه بدهید اسمش را مریضی ذاتی می‌گذارم – هرچند که منظورم بیشتر عمومی است تا ذاتی- البته لازم است و احتمالاً اگر این مریضی در کنار خصوصیات دیگر «مردبودن» وجود نداشت علی القاعده نسل بشر تاکنون از بین رفته بود. خصوصیاتی مثل شجاعت، جسارت و حتی آن چیزی که در کلام امیرالمۆمنین « اهلی‌نبودن» نام گرفته است؛ حضرت امیر در سخنی بلند و واقع‌گرایانه می‌فرمایند: « قلوب مردان وحشی است؛ هر که با آن قلب انس بگیرد، آن قلب رام او خواهد شد.»

حالا بگذارید کمی صریح‌تر راجع به این مریضی سخن بگویم:

عموم ما آدم‌ها و به خصوص مدیران و تصمیم‌گیرانِ فضاهای فرهنگی، وقتی می‌خواهیم درمورد مفاسد اخلاقی حرف بزنیم و تصمیمی بگیریم، تصور اولیه‌مان این است که مشکل اصلی در روابط مرد و زن که مآلاً جامعه را به فساد اخلاقی می‌کشاند، به جامعه‌ی زنان بازمی‌گردد و باید برای این گروه بیشتر برنامه‌ریزی کرد و گویی معتقدیم این زنان‌اند که مریض‌اند و همه‌ی بدبختی‌های جامعه‌ی انسانی زیر سر آن‌هاست و هر جا یک قدرتمندی به زانو درآمده یا بزرگ‌مردی کشته شده پای یک زن وسط بوده چرا که مریضی و بیماری ذاتاً متعلق به زنان‌ است و آنان با فریب‌کاری بیمارمدار خود این همه بلا بر سر مردان می‌آورند و آورده‌اند. البته نیمی از این حرف درست و نیمی دیگر اشتباه است یعنی ممکن است که بتوان معتقد بود که این زنان‌اند که بر اثر توانایی‌های خود بلاهای متعددی بر سر مردها و بلکه بشریت آورده‌اند اما این به این خاطر نیست که ذات زن مریض و بیمار است بلکه دقیقاً به این خاطر است که مردها عموماً  بیمار و مریض اند.

درواقع اگر به سه آیه قرآن خوب توجه کنیم به یک مبنای شاید متفاوت در این مسأله می‌رسیم: خداوند در سوره‌ی نساء می‌فرماید: «ان کید الشیطان کان ضعیفاً» و در سوره‌ی یوسف از قول همسر زلیخا می‌گوید : « ان کیدکن عظیم؛ مکر شما زنان، بزرگ است» و در سوره‌ی احزاب می‌فرماید: « ای زنان پیامبر ! شما هم‌چون زنان دیگر نیستید و اگر اهل تقوایید جوری با مردان سخن نگویید که آن کسی که در قلبش مرضی هست به شما طمع کند و بنا بر عرف با آنان حرف بزنید!» معلوم می‌شود که ضعف و مریضی اصلی در مردهاست و اتفاقاً این زنان‌اند که بسیار توانمندند و درواقع می‌توان در بالای هشتاد درصد از موارد اگر زنی بخواهد می‌تواند از بیماری مرد استفاده کند و بر او مسلط شود. پس مرد به خاطر مردبودنش بیمار است و همیشه باید دعا کند که در مسیر یک زن فریبکار قرارنگیرد!

 

واقعیت این است که اگر اتفاقاتی را که ما امروز در ارتباط خارج از عرف مرد و زن – اعم از متأهل و مجرد -  در جامعه‌مان بشدت با آن مواجهیم و این تکنولوژی‌های ارتباطی جدید هم سطح و فراوانی آن را بیشتر کرده است، با این نگاه تحلیل کنیم درمی‌یابیم که مردها معمولاً این بیماری درونی‌شان را تشخیص نمی‌دهند و همیشه فکر می‌کنند که از زنان تواناترند و می‌توانند یک ارتباط را مدیریت کنند و به خاطر خصوصیات دیگرشان هی پیش می‌روند و پیش می‌روند تا این که بناگاه متوجه می‌شوند در گرداب مریضی درونی‌شان فروافتاده‌اند و نه فقط نتوانسته‌اند این ارتباط را مدیریت کنند بلکه در واقع مدیریت شده‌اند و شیطان توانسته از مریضی مردبودنشان به بهترین وجه استفاده کند. زنان هم در بسیاری از این موارد، ناخواسته و به خاطر توانمندی‌شان در جذب که این هم از الطاف خداوند به آن‌هاست، فریب به کار برده‌اند و به این خیال که می‌توانند هروقت بخواهند این بازی را متوقف کنند، پیش رفته‌اند تا جایی که امکان هیچ بازگشتی از حیث عاطفی و اخلاقی برایشان وجود ندارد. برای بسیاری از مردها و زنانی که به خانواده‌هایشان خیانت کرده‌اند و گاهی مرتکب حرام‌های باورنکردنی شده‌اند، قضیه از یک بازی اس‌ام‌اسی یا چت و وایبر آغاز شده اما بدون این که دو طرف واقعیت‌های مردبودن و زن‌بودن خود را دریابند و به همین خاطر این بازیِ ظاهراً قابل مدیریت، آن‌ها را به بازی گرفته و زندگی‌شان را از بین برده است.

بنابراین من جمله‌ی اولم را تکرار می‌کنم که مریضیِ اصلی از مردهاست – که به اراده‌ی خدا البته باید باشد – اما نمی‌دانم چرا عموم زن‌ها این مریضی را در مردها به‌رسمیت نمی‌شناسند و نمی‌پذیرند که در ارتباط با یک مرد باید این بیماری را لحاظ کنند. این البته به معنای بی‌اعتمادی به مردان نیست بلکه به این معناست که با درنظرگرفتن این بیماری می‌توان یک ارتباط سالم و کاملاً مطمئن در فضاهای اداری و اجتماعی با یک مرد برقرارکرد بدون آن که نگرانی‌ای از عاقبت آن وجود داشته باشد.

 

این روزها و بلکه همه‌ی روزها، ما عادت داریم که این عبارت : اللهم اشف کل مریض را بخوانیم و برای مریض‌های جسمی دعا کنیم؛ اما شاید بد نباشد گاهی هم برای جامعه‌ی مردها دعا کنیم که انصافاً اگر خوب شوند و خوب درک شوند موجوداتی قابل اعتماد و نازنین‌اند...