درباره وبلاگ

اینجا در مورد هرچی که یه ربطی به زندگی داره صحبت میشه از شیر مرغ تا جون ادمیزاد
منوی اصلی
مطالب پیشین
تدبیر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
آرشیو مطالب
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
لوگوی دوستان
امکانات دیگر
چهارشنبه هشتم مرداد 1393

صدای خاموش

 

 

امام جماعت بزرگترین مسجد شیخ نشین امارات، در اقدامی عجیب و سئوال برانگیز، با تحریف آشکار قرآن کریم، سوره جدیدی را در نماز عید فطر اختراع کرد.
بر اساس نوار ویدئویی منتشر شده در شبکه های اجتماعی، امام جماعت مسجد شیخ زاید در امارات، آشکارا به تحریف قرآن کریم پرداخت به طوری که دو آیه سوره الاعلی را ابتدا خواند و در کمال تعجب به جای تکمیل این سوره، سوره اللیل را قرائت کرد تا عامدا قرآن کریم را تحریف کند.
 
در مراسم نماز عید فطر که ولیعهد امارات شیخ محمد بن زاید هم حضور داشت، امام این مسجد، ابتدا دو آیه سوره الاعلی و سپس سوره اللیل را در ادامه این دو آیه به شکل تحریف آمیز خواند : "سبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلَى  الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى"(دو آیه ابتدایی سوره الاعلی) -- "وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى (3) إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى (4) فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى (5) وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى (6) فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى (7) وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنَى (8) وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى (9) فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى (10) وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى (11) إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى (12) وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى (13) فَأَنْذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى (14) لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى (15) الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى (16) وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى (17) الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى (18) وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى (19) إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى (20) وَلَسَوْفَ يَرْضَى (21)".
 
نکته تامل برانگیز این است که وی حتی حاضر نشد اشتباه فاحش خود در تحریف قرآن را اصلاح کند و حتی یک نفر از نمازگزاران به این اقدام عامدانه امام جماعت مسجد اعتراض نکرد و خواستار اصلاح آن نشد.
 
شبکه العالم لینک نوار ویدئویی مربوط به این اقدام تامل برانگیز شیخ اماراتی در تحریف قرآن کریم را در صفحه اینترنتی خود قرار داده است.


دوشنبه ششم مرداد 1393

صدای خاموش

 
اگر زن و شوهر بدانند که در تمام لحظاتی که همسرشان در کنارشان نیست، نمی توانند کار خلافی انجام دهند، چون فیلم کارهایشان گرفته شده و همگان از آن آگاهی خواهند یافت، به نظر شما چه مقدار آمار طلاق و خیانت و ... کاهش خواهد یافت؟

همه ما فرزندان آدم، از صبح علی طلوع که از خواب بلند می شویم تا شب هنگام که دوباره به خواب می رویم ، کارهای زیادی انجام می دهیم، خوب یا بد. از به یادآوری بعضی هایشان شرمگین می شویم و برخی دیگر مایه افتخار ماست، خجالت زده از گناهانمان هستیم و کارهای خوب و ثوابهایمان، دلمان را گرم می کند و آرزو می کنیم که ای کاش می شد همه کارهایمان خوب و زیبا باشد.

می گویند یکی از ویژگی های انسانهای خدا ترس، این است که هر شب،قبل از خواب، به حساب و کتاب کارهای روزمره خودشان می رسند، از گناهان توبه می کنند و تصمیم می گیرند که فردا کارهای ناشایست خود را تکرار نکنند و بر خوبی هایشان اصرار ورزند و ثواب هایشان را بیشتر کنند.

اما کسانی که از خدا نمی ترسند و شرم و حیایی از او ندارند چه؟ چه قید و بندی آنها را از اعمال ناشایست دور می کند؟ کسی که به چیزی اعتقادی ندارد، چه عاملی باعث انجام ندادن کارهای غیر انسانی او می شود؟

اما کسی که می داند همیشه در محضر خداست و هر کاری که انجام دهد از دید خدا دور نمی ماند، چه؟ آیا رفتار و گفتار  و کردار او با دیگران فرقی نمی کند؟ کسی که می داند خدا در حال مشاهده اوست، مسلما به کسی زور نمی گوید و حق کسی را به ناحق نمی خورد، کسی که می داند روز حسابی در پیش دارد، آیا دزدی می کند؟ اختلاس می کند؟ مال مردم را می برد؟ گناه می کند؟

بزرگان بر این باورند که بهترین راه ترک گناه این است که همیشه تصور کنی کسی در حال مشاهده توست، آن وقت آن کار زشت را انجام نمی دهی و رفته رفته عادت زشت گناه از سرت می افتد.روزی شخصی به نزد امیرالمومنین علیه السلام رفت و گفت: می خواهم گناه کنم! حضرت به او فرمودند: باشه گناه کن، اما جایی برو که خدا تو را نبیند!

آیا می دانستید جمله  "این مکان توسط دوربین مداربسته کنترل می شود" بیشتر از جمله " عالم محضر خداست، در محضر خدا خیانت نکنید" روی مردمان تاثیر دارد؟

حتما تا به حال این صحنه را زیاد دیده اید: مجلس عروسی و یا مهمانی است و بعضی افراد انگار که از قحطی فرار کرده اند در حال بلعیدن باقالی پلو با ژله هستند، در همین هنگام دوربین که در حال فیلمبرداری است به سمت آنها می آید، آیا توجه کرده اید که آنها چقدر با کلاس می شوند ، لبخند ملیحی می زنند و  چیزی که تا به حال در حال بلعیدن بوده اند، با چنگال و آرام آرام، و چقدر بی میل می خورند و بعد که دوربین که از آنها رد می شود، دوباره به بشقاب حمله ور می شوند!!!

از دید خانواده و آسیب های آن، اگر زن و شوهر بدانند که در تمام لحظاتی که همسرشان در کنارشان نیست، نمی توانند کار خلافی انجام دهند، چون فیلم کارهایشان گرفته شده و همگان از آن آگاهی خواهند یافت، به نظر شما چه مقدار آمار طلاق و خیانت و ... کاهش خواهد یافت؟

خیانت از جمله بیماری هایی است که شاید تنها راه درمان آن ، همین نوع نگاه است، نگاهی که بدانی هیچگاه تنها نیستی، و نمی توانی کار خلافی انجام دهی و کسی نفهمد.معمولا این آسیب خانواده، با این نوع تفکر همراه است که مواظب باشم کسی نفهمد، آبرویم نرود، همسر و فرزندان و بقیه اعضای خانواده ام نفهمند و وای از روزی که رازش برملا شود و آبروی شخص در پیش دوستان و بستگان برود و زندگی خانوادگی او تحت الشعاع قرار گیرد.

"الم یعلم بان الله یری ، آیا نمی دانید که خدا شما را می بیند" این آیه زیبا ، یک نوع ترس همراه با دلگرمی به انسان می دهد، از طرفی شرم و حیای انسان را در مقابل گناه افزون می کند و از طرف دیگر دلمان را گرم می کند که هیچوقت تنها نیستیم، مثل کودکی که می داند مادرش همیشه مواظب اوست و جرات انجام کار خلافی ندارد و از طرفی آغوش پر مهرش، تنها پناه ترس های اوست.



یکشنبه پنجم مرداد 1393

صدای خاموش

 
اینترنتی شدن روابط اجتماعی در جامعه امروز ایران به طرز ناباورانه ای بیان کننده این واقعیت است که گپ و گفت ها و مراودات دوستانه در دنیای مجازی به شکل نگران کننده ای در حال تبدیل شدن به فرهنگی پذیرفته شده است.

 
ازدواج اینترنتی

امروزه بشر استفاده از وسایل ارتباط جمعی چون اینترنت، ماهواره و رایانه را جز» لاینفک زندگی خود می داند. دنیای جدید نیز شیوه نوین را برای زندگی می طلبد و از همین رو زندگی نسل جدید با نسل گذشته متفاوت شده است به طوری که بسیاری از افراد ترجیح می دهند امور روزمره و گاه ضروری زندگی خود از جمله ازدواج و تجارت را از طریق اینترنت پیگیری کنند.

با نگاهی گذرا به دنیای اینترنت و تفحصی کوتاه در دنیای سایبر مشخص می شود که چند ده سایت دوست یابی و همسریابی با امکانات منحصر بفردی چون آلبوم تصاویر، تالارهای گفتگو و چت روم ها این زمینه را بوجود آورده اند که جوانان به سمت و سوی آشنایی های بی سرانجام کشیده شده بی آنکه از عواقب دردسرساز آن آگاه باشند.

این روزها ازدواج اینترنتی به یکی از مباحث مورد علاقه برخی جوانان تبدیل شده است که از این طریق شریک زندگی آینده خود را از آن طریق می یابند. چنین روندهایی تشکیل خانواده در ایران را با ابهاماتی رو برو کرده است. نخست آنکه خیلی ها با انگیزه دوست یابی وارد این سایتها شده اما پس از جدی شدن مباحث و اصرار یکی از طرفها به ازدواج، فرد برای تداوم رابطه حاضر به پذیرش آن شده در حالیکه خود نیز می داند که هیچ جدیتی در این موضوع ندارد.

تحقیقات نشان می‌دهد 80 درصد پسرها حاضر نیستند با دخترانی که قبلاً با آن‌ها رابطه صمیمی داشته‌اند ازدواج کنند و برای استفاده یا سوء‌استفاده جنسی به سایت‌های دوست و همسریابی مراجعه می‌کنند. چون واقعاً قصد ازدواج ندارند و هدفشان فریب دختران است

چت کردن نقطه شروع آشنایی اینترنتی است. ابزاری که از نظر خیلی ها وسیله مناسبی برای برقراری  ارتباط با افراد مختلف به شمار می رود و حتی برای انتخاب شریک زندگی خود هم به آن متوسل می شوند. البته قرار نیست پیش داوری کنیم و پرونده شناخت چتی را از همین اول ببندیم چرا که خیلی ها معتقدند با تغییر جوامع و رایج شدن روش های ارتباطی جدید، چت کردن هم می تواند جایگاه خود را به عنوان یک روش ارتباطی پیدا کند. به هر حال حتی اگر این فرضیه هم درست باشد، باید دید که در زمان فعلی و جامعه امروزی ما، چت کردن چقدر برای برقراری رابطه مناسب است و مهم تر از آن چقدر می تواند برای هدفی مثل ازدواج به کار گرفته شود.

مشکل اساسی این شیوه ی آشنایی این است که چون افراد در آن با هم ارتباط رو در رو و حضوری ندارند، شناخت، منحصر به گفته های افراد می شود. از آنجایی هم که اغلب نوجوانان و جوانان احساسی و عاطفی هستند به سخنان غیر واقعی فرد مقابل و تناقض های گفتاریش توجه نداشته و پس از گذشت مدتی به فرد مقابل علاقه مند می شوند.

تعارض رفتاری در پس رنگ و لعاب مجازی

متاسفانه پذیرش ازدواج اینترنتی به عنوان یک فرهنگ، مساله ای است که حتی فکر خانواده ها را هم به خود مشغول کرده است.

ارزیابی های آماری در یکی دو سال گذشته حاکی از آن بود که بی برنامگی در امر ازدواج، جامعه را با وضعیت نگران کننده ای روبرو کرده و چنانچه آمار جوانان در سن ازدواج و نا توان از ازدواج همچنان ادامه یابد در 10 سال آینده بر حسب جمعیت دختر و پسر و برخی متغیرهای کیفی چون افزایش دختران تحصیلکرده با یک درهم ریختگی و نا همترازی گیج کننده روبرو خواهیم بود.

سایت های اینترنتی مطمئنا قصد الهی ندارند

ارین منش نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس ازدواج اینترنتی را برای گسترش آشنایی دختران با پسران مفید می داند و می گوید: اگر جنبه آگاهی بخشی این وسیله نادیده گرفته شود و با یک نگاه احساسی و ناآگاهی یک فرد بخواهد همسرش را از طریق اینترنت برگزیند و نقش اینترنت در تشکیل خانواده احساسی باشد و برپایه احساسات، یک خانواده بنا شود، اینترنت را نباید در انتخاب همسر استفاده کرد اما اگر اینترنت بر آگاهی و آشنایی بیشتر طرفین ازدواج بیافزاید بسیار وسیله پسندیده ای است.

ازدواج اینترنتی

چون در فرهنگ ایرانی موانع زیادی برای ارتباط طولانی قبل از ازدواج بین خانواده های جوانان وجود دارد و جوانان نمی توانند با خصوصیات یکدیگر آشنا شوند استفاده از این ابزار برای آشنایی پیش از ازدواج مطلوب و مفید خواهد بود البته باید اطلاعات و خصوصیاتی که افراد از همدیگر می دهند خصوصیات واقعی باشد و فقط شرایط مثبت افراد گفته نشود.

وی با تاکید بر اینکه نباید یک پدیده وارداتی را با همان شرایط که در خارج از ایران وجود دارد، در جامعه ایران برپا کرد، گفت: باید ارزش های اسلامی در همسرگزینی اینترنتی لحاظ شود. آرین منش چت کردن را وسیله مناسبی برای ازدواج نمی داند، بلکه آن را بیشتر برای سرگرمی می داند و معتقد است که چت در این ماجرا نباید مهم تلقی شود چرا که بعید است فردی برای کسب اطلاعات کامل و همسر گزینی واقعی به اینترنت مراجعه کند

ازدواج اینترنتی خوب یا بد

هنوز زمان زیادی از قتل دختر جوانی که به سودای ادامه تحصیل در امریکا فریب پسری از آن سوی آب‌ها را خورده بود نمی‌گذرد. این دختر بر سر اشتباه خود و خانواده که به اندک اطلاعاتی که از جوان خواستگار داشتند اکتفا کرده بودند، جان خود را گذاشت اما ازدواج‌های موفق زیادی هم شکل گرفته است که مبنای رابطه آن دنیای مجازی بوده است.

آسیب شناسان اجتماعی در بررسی‌هایی که در این مورد صورت داده‌اند به این نتیجه رسیده‌اند که ازدواج در شرایط آشنایی در سایت‌های همسریابی اینترنتی حتی اگر با نظارت نهادهای واقعی هم صورت بگیرد چون براساس آگاهی نیست موفق نخواهد بود. از سوی دیگر این مسأله می‌تواند به سوء‌استفاده‌های عاطفی از یک قشر خاص منجر شود.

مشکل اساسی این شیوه ی آشنایی این است که چون افراد در آن با هم ارتباط رو در رو و حضوری ندارند، شناخت، منحصر به گفته های افراد می شود. از آنجایی هم که اغلب نوجوانان و جوانان احساسی و عاطفی هستند به سخنان غیر واقعی فرد مقابل و تناقض های گفتاریش توجه نداشته و پس از گذشت مدتی به فرد مقابل علاقه مند می شوند

تحقیقات نشان می‌دهد 80 درصد پسرها حاضر نیستند با دخترانی که قبلاً با آن‌ها رابطه صمیمی داشته‌اند ازدواج کنند و برای استفاده یا سوء‌استفاده جنسی به سایت‌های دوست و همسریابی مراجعه می‌کنند. چون واقعاً قصد ازدواج ندارند و هدفشان فریب دختران است.

بررسی درخواست‌های سایت‌های همسر‌یابی نیز نشان می‌دهد اغلب دختران قصد خود را ازدواج و اغلب پسران دوستی مطرح می‌کنند.

با این همه فعالیت سایت‌های همسریابی در حال حاضر با امکانات منحصر بفردی چون آلبوم تصاویر، تالارهای گفت‌و‌گو و چت روم‌ها ادامه دارد و این اتفاقی است که در کشورهای اروپایی نیز شاهد شکل‌گیری و رواج آن هستیم اما مبنا در این ارتباطات در اروپا بیشتر صداقت است و این ناشی از فرهنگ درست سایت‌های همسریابی در آن کشورها است.

اما در کشور ما هنوز فرهنگ استفاده مناسب از چنین فضایی وجود ندارد و به نظر می‌رسد این‌گونه‌ آشنایی در موارد بسیاری با دروغ و فریب همراه می‌شود و محل سوء‌استفاده برخی از افراد است که چیزی برای مخفی کردن دارند.

فرهنگ سازی ازدواج اینترنتی در جامعه برای شکل گیری یک خانواده سالم نیازی ضروری است. ایجاد زمینه های شناخت و فراهم نمودن امکان مشاوره بعد از آشنایی و ملاقات همچنین تحقیق و بررسی درباره مورد برگزیده شده نیز نباید مورد غفلت قرار گیرد.

مساله ای که نه تنها خود جوانان بلکه تمامی مسئولان ذیربط هم برای ساماندهی این نوع آشنایی و ازدواج، باید به آن توجه کافی داشته باشند. فقدان آموزش به عنوان کلیدی ترین چالش امروز در بحث ازدواج این امکان را فراهم ساخته که شیوه های همسریابی در کشور تحت تاثیر برخی انگیزه های انحرافی از ماهیت دوگانه ای برخوردار شود.

اثرات انحرافی این شیوه طبعا پیامدهای زیانباری را متوجه روح و روان جوانان این کشور خواهد کرد.همسریابی اینترنتی با این که ممکن است مراحل نهادینه شدن در کشور را طی کند اما باز هم با توجه به ماهیت پنهان فضای مجازی برای فرار انسانها از واقعیت و استفاده از نقاب در مقابل یکدیگر; یک شیوه انحرافی برای فایق آمدن بر مشکل انتخاب گزینه صحیح است در حالی که اتکا به این روش متضمن خطراتی است لذا یک از کارکردهای کاهش آسیب شناسی اینترنتی ایجاد محدودیت در برخی سایت‌هاست به این معنی که گزینه همسریابی در همه پایگاه‌های اینترنتی موجود نباشد و تنها برخی از سایت‌های دینی و فرهنگی از این امکان برخوردار شوند همچنین پرهیز از ارتباط مجازی طولانی‌مدت را نیز باید دیگر راهکار دانست به طوری که پس از آنکه کاربران اطلاعات مقدماتی را از یکدیگر کسب کردند، شرایط آشنایی چهره به چهره آنها تحت نظر خانواده فراهم شود تا رابطه مجازی محدود به مدت کوتاهی شود.



شنبه چهارم مرداد 1393

صدای خاموش

 
وعده و وعید دادن شده خوارک ما. در هر موقعیتی قرار می گیریم انگار موظفیم مسۆلیتی به عهده بگیریم آن هم مسۆلیتی که خوب می دانیم برایمان اهمیتی ندارد و هرگز دنبالش نمی رویم .

مثلا می گویند می خواهیم برای فلان دختر فقیر جهیزیه تهیه کنیم سریع تهیه چند قلم جنس را به عهده می گیریم ، بدون اینکه به جیبمان نگاه کنیم که می توانیم یا نه ؟

می خواهیم به مادرمان کمک کنیم، از جان گذشتگی می کنیم که آشپزخانه و اتاق ها و پرده ها همه با من ، شما خودت را خسته نکن ، اما همین که چشممان به تلویزیون می افتد یادمان می رود که قرار بود چه کار کنیم و نه تنها کمکی نکرده ایم که مادرمان را هم آزرده ایم . 

و این بدقولی و وعده تو خالی دادن در ادبیات محاوره ای ما موج می زند ، بارها شنیده ایم : "بابا بی خیال تا من هستم ، شما تکان نخور ""نمی گذارم آب توی دلت تکان بخورد " ،‌ " اینقدر پول به من قرض بده دو روز نشده بر می گردونم " و ...

ما حتی با خداوند متعال هم خلاف وعده می کنیم تا کارمان می لنگد شروع می کنیم به توبه کردن و  اینکه خدایا تو مشکلم را حل کن من چنین می کنم و چنان می کنم، خدایا دیگر دروغ نمی گویم ، خدایا قسم میخورم فلان قرضم را بدهم ، به پدر و مادرم خدمت کنم ، نمازم را دقیق بخوانم و سهل انگاری نکنم و هزاران قول و قرار دیگر که هرگز به آن ها عمل نمی شود.

خیلی اوقات چیزی برای ما کوچکترین اهمیتی ندارد که خود را ملزم به انجام آن کنیم اما بی دلیل می گوییم که فلان کار را حتما انجام می دهم مثلا از خانه که خارج می شویم هر وقت به مقصد رسیدیم حتما تماس بگیریم می گوییم چشم حتما خبر می دهم اما هرگز این کار را نمی کنیم چون برایمان مهم نیست و غافلیم با این کار چه استرسی به جان خانواده می اندازیم .

به مهمانی دعوت می شویم می پذیرم اما شرکت نمی کنیم ، به همسرمان هزاران قول می دهیم و هرگز عمل نمی کنیم .

وفای به عهد

یک سۆال :

چرا ما اینقدر قول می دهیم؟ چرا به بیشتر قولهایمان عمل نمی کنیم؟ چرا حواسمان نیست این وعده هایی که عمل نمی شود گناهان بزرگی شمرده می شوند که یک به یک در پرونده اعمال ما ثبت می شود .

این موضوع آنقدر اهمیت دارد که خداوند متعال در قرآن کریم صریحا از ما می پرسد: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ » (سوره صف آیه 2) ؛‌ اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، چرا چیزى مى‏گویید كه انجام نمى‏دهید؟

از جمله بدترین موجودات روی زمین كسانی هستند كه از بازخواست خدا نمی‌ترسند و در پیمان شكنی بی‌باكند مانند خود ما که وقتی وعده ای می دهیم به آن عمل نمی کنیم .

یک هشدار جدی برای بدقولان

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید : "وعده دادن چون دِین به گردن گرفتن است. وای بر آنکه وعده دهد و تخلف کند. وای بر آنکه وعده دهد و تخلف کند. وای بر آنکه وعده دهد و تخلف کند." ( راهنمای انسانیت ( ترجمه ی نهج الفصاحه ) – ص 649 )

امام على علیه السلام : وَإیّاكَ ... اَنْ تَعِدَهُم فَتُتبِعَ مَوعِدَكَ بِخُلفِكَ... فَاِنَّ الخُلفَ یوجبُ المَقتَعِندَ اللّه ِ وَ النّاسِ؛ پرهیز از خلف وعده كه آن موجب نفرت خدا و مردم از تو مى شود. (نهج البلاغه، از نامه 53)

 

بی قراری برای انجام وعده

الإمامُ علیٌّ علیه السلام : ما باتَ لِرجُلٍ عِندی مَوعِدٌ قَطُّ فباتَ یَتمَلمَلُ على فِراشِهِ لِیَغدوَ بِالظَّفَرِ بحاجَتِهِ ، أشَدَّ مِن تَمَلمُلی على فِراشی حِرصا علَى الخُروجِ إلَیهِ مِن دَینِ عِدَتِهِ ، وخَوفا مِن عائقٍ یُوجِبُ الخُلفَ ؛ فإنّ خُلفَ الوَعدِ لَیسَ مِن أخلاقِ الكِرامِ . [ غرر الحكم : 9692. ]

امام على علیه السلام : بى قرارى شبانه مردى در بسترش كه به او وعده اى داده ام، تا صبح شود و به مرادش برسد بیشتر از بى قرارى من در بسترم نیست كه جوش مى زنم صبح شود و از دَین وعده اى كه به او داده ام بیرون آیم و از ترس اینكه مبادا مانعى باعث خُلف وعده شود؛ زیرا كه خلف وعده از خصلت هاى كریمان نیست.



سه شنبه سی و یکم تیر 1393

صدای خاموش

 
تو هر خونه ای وارد میشی, میبینی که تابلوهای متفاوتی رو به دیوارها نصب کردن, یه خونه پره از تابلوهای طبیعت مثل گل و منظره و درخت و سبزه, یه خونه دیگه عکس های خودشون رو به دیوارها زدن و خونه بعدی شاید اصلاً هیچ تابلویی نداشته باشه.

اما در کنار این تابلوها یه قاب های طلایی و زیبا هم وجود داره که فکر می کنم با نصب کردنش تو خونه ها و اینکه آدم هر روز اونها رو ببینه, خیلی میتونه به زندگی پر تلاطم امروز ما آدم ها کمک کنه و بهمون انرژی بده تا در مسیر زندگی کم نیاریم و بتونیم با استقامت بیشتری این مسیر رو طی کنیم.

این قاب های طلایی و ارزشمند هستند که میتونن نقشه زندگی رو به ما نشون بدن و در شب های سرد و تاریک زندگی که هیچ کسی پیدا نمیشه دست ما رو بگیره و به ما کمک کنه این تابلوها, با مهربانی و عطوفت خاصی می گویند:

(وَ أَنَّ هذا صِراطی مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبیلِهِ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ: و [بدانید] این است راه راست من؛ پس، از آن پیروی کنید. و از راه‌ها[ی دیگر] که شما را از راه وی پراکنده می‌سازد پیروی مکنید. این‌هاست که [خدا] شما را به آن سفارش کرده است، باشد که به تقوا گرایید.( الأنعام:  153)

در طول تاریخ هم آدم هایی که تو خونه هاشون این تابلوها وجود داشته, آدم هایی بودن پر از صفا و دوستی و مهربانی, که زندگی با تمام سختی هاش هرگز نتونسته ذره ای از نشاط و شادابی اونها کم کنه و لحظه ای هم ناامید و سرگردان نشدن که خدایا من باید الان چکاری رو انجام بدم؟ چون در ثانیه ثانیه زندگی با این قاب ها که گاهی بر روی دیوار خونه هاشون نصب بوده و گاهی بر دیوار قلبشون جا گرفته بوده, میدونستن که باید چه طور با پستی و بلندی های زندگی کنار بیان و اونها رو با امنیت کامل و سرعت مجاز رد کنن.

1)تابلوی گذشت

(وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیمٌ: و نیكى با بدى یكسان نیست. [بدى را] به آنچه خود بهتر است دفع كن؛ آنگاه كسى كه میان تو و میان او دشمنى است، گویى دوستى یكدل مى‏گردد.( فصلت:  34)

بزرگواری و کرامت به عنوان یک خصیصه انسانی، زیباترین جلوه های اخلاقی را ترسیم می کنه. این مسئله در مناسبات اجتماعی ، بویژه در زندگی مشترک، حضور موثر و نافذی دارد. زن و شوهر بیش از هر مجموعه انسانی دیگر باید نسبت به هم روحیه بزرگ منشی داشته باشند. یکی از نشانه های بزرگ منشی و کرامت، عفو و گذشت و مدارا نسبت به هم است.

بله گذشت! اگر این تابلو را سرلوحه ی زندگی هایمان قراردهیم قطعاً بسیاری از مشکلات خانواده حل خواهد شد.

آموزه های اخلاقی اسلام، مدارا در اجتماع و محیط خانواده را توصیه می كند و همسران را به ایجاد فضایی آرام و به دور از تنش دعوت می کند. زن و یا شوهر با چشم پوشی از خطای همسر به نوعی شخصیت خویش را تکریم می كنند و رشد می دهند.

 

2)تابلوی تلاش

(وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ لِتَسْكُنُوا فیهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ‏:و از رحمت اوست كه براى شما شب و روز را قرار داد تا در شب آرامش گیرید و تا (در روز به كسب و كار) از فضل و بخشش او جستجو نمایید، و شاید سپاس‏گزارید.)( القصص :73)

 

3)تابلوی آرامش 

(الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ: همان كسانى كه ایمان آورده‏اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‏گیرد. آگاه باش كه با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد)(. الرعد:  28)

یاد خدا را از زندگی هایمان پاک نکنیم؛ تا می توانیم معنویت و یاد خدا را در زندگی های خود ساری و جاری کنیم، اگر می خواهیم آرامش داشته باشیم.

ایمان

4)تابلوی خوشبختی

(والَّذِینَ یُۆْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ أُوْلَـئِکَ عَلَی هُدًی مِّن رَّبِّهِمْ وَ أُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ: و آنان که به آنچه بر تو و بر پیامبران پیش از تو نازل شده است ایمان می‌آورند و به آخرت یقین دارند. آنهایند که از هدایتی از جانب پروردگارشان برخوردارند و آن‌ها همان رستگارانند.))(بقره 4و5)

بله دوست عزیزم! اگر خواهان خوشبختی واقعی هستیم حواسمون به این چند نکته باشد:

ایمان به آنچه بر ما نازل شده نه اینکه فقط بگوییم مسلمانیم و از زیر اعمالی که نشاندهنده ی ایمان واقعی ما است شانه خالی کنیم و حرف هایی بزنیم و اعمالی را مرتکب شویم که ایمان و مسلمانی ما را زیر سۆال ببرد ؛ " روزه مال 1400 سال قبل بوده نه الان، کجای قرآن گفته حجاب و حجاب مال اعراب بی سواد بوده و..."

به آخرت یقین داشته باشیم و بدانیم اعمال ما بالاخره روزی حساب و کتاب می شوند؛ "کی گفته قیامتی هست" را از گوش هایمان بیرون کنیم.

 

5)تابلوی موفقیت

(وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ: و از نعمت پروردگار خویش [با مردم‏] سخن گوى)(ضحی 11)

بیان موفقیت ها و پیروزی ها ، اثرات معجزه آسایی در زندگی دارد و بر روح و جان خود انسان نیز اثر آرام بخشى مى گذارد. یادآورى موفقیت ها  سبب مى شود كه انسان كمبودها را كمتر احساس كند، از بیماری ها شكوه نكند ، چرا كه بر سلامت اعضاء دیگر خود شكرگزار است، بخاطر از دست دادن چیزى جزع و فزع ننماید چرا كه بقیه امكانات خود را بازگو مى كند. 

 

6)تابلوی ثروت

(فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً, یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً , وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً: و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره آمرزنده است.[تا] بر شما از آسمان بارانِ پی در پی فرست و شما را به اموال و پسران، یاری کند، و برایتان باغ‌ها قرار دهد و نهرها برای شما پدید آورد.( 10تا12:نوح)

بسیاری از مشکلات بشر به سبب گناهان است. استغفار و توبه موجب می شود تا انسان به مسیر درست بازگردد و خود را سرزنش کند که مسیر نادرستی را پیموده است. از این رو در آیات قرآنی استغفار به عنوان عامل مهم در دفع و رفع بلا و جلب نعمت معرفی شده است.

از جمله کارکردهای استغفار افزایش رزق است که در آیات آمده و امیرمۆمومنان علی(علیه السلام) نیز درباره آن می فرماید: الاستغفار یزید فی الرزق؛ استغفار روزی را زیاد می کند.(بحارالانوار ، ج37 ، ص 13)

امام صادق (علیه السلام) برای «استغفار» چنین تأثیری را بیان کرده است: «زمانی که روزی شما کاستی گرفت و اندک شد، رو به استغفار و طلب توبه کنید که پروردگار متعال ، خود این راه را برابر ما گشوده و فرموده است:

یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْكُم مِّدْرَارًا وَیُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَیَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَارًا :

[تا] بر شما از آسمان بارانِ پى در پى فرستد.

و شما را به اموال و پسران، یارى كند، و برایتان باغها قرار دهد و نهرها براى شما پدید آورد.»(بحارالانوار، ج78، ص201. نوح، آیه 11 و 12)

 

7)تابلوی ازخودگذشتگی

((وَیُۆْثِرُونَ عَلَی أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ: و دیگران را بر خویش ترجیح می‌دهند هر چند خود نیازمند باشند و آنان که از بخل خویش درامان مانده باشند رستگارانند.)(حشر9)

مقصود از ایثار و ازخودگذشتگی این است كه انسان كاری را بدون «چشم‌داشت» و انتظار عوض از فرد یا جامعه انجام دهد، در برابر آن كاری كه جنبه معامله و معاوضه دارد و شخص به منظور كسب منافع مادّی زیر بار عمل می‌رود.

فرض كنید مردی است كه از مشاهده مناظر رقّت بار بینوایان و یتیمان، سخت رنج می‌برد و یا از كمك به این گروه خوشحال و شادمان می‌گردد، هرگاه همین فرد بدون ریا و تظاهر، قسمتی از زندگی خود را كه از آن نیز بی‌نیاز نباشد در اختیار این گروه بگذارد، در این موقع این عمل را «ایثار» و از خودگذشتگی می‌نامند؛ درست است كه این كار او را از ضربات شكننده وجدان آزاد می‌سازد و به زندگی او نشاط و شادی می‌بخشد، امّا چون او در این كار محرّك مادّی و سود دنیوی ندارد و حسّ مقابله و معاوضه او را بر این كار وادار نساخته است، از این نظر یك چنین كاری از نظر عقل و شرع، عملی شایسته و یك نوع فداكاری شمرده می‌شود.

به عبارت دیگر: در قضاوت و داوری خود كه آیا كدام عمل ایثار و ازخودگذشتگی است، باید انگیزه‌ها را در نظر گرفت. كارهای عاطفی انسانی كه گاهی از آن به ایثار و ازخودگذشتگی و جانبازی تعبیر می‌آورند، فعّالیّت هایی است كه در آن حساب و كتابی مطرح نباشد و شخص هنگام عمل، هیچ نوع سود مادّی را در نظر نگیرد و انگیزه‌های كاری در درون او نهفته و در اعماق قلب او لانه گزیند و بدون تشویق و تقدیر، بدون تظاهر و ریا، بدون انتظار نفع و سود از فردی یا جامعه‌ای، آن را انجام دهد.

ولی هرگاه در انجام عمل، محاسبات مادّی نادیده گرفته نشود و محرّك وی برای عمل، انتظار عوض مادّی از فردی یا اجتماعی باشد، در این صورت باید این عمل را یك نوع معامله و معاوضه نامید و شخص را یك فرد معامله‌گر شمرد.



سه شنبه سی و یکم تیر 1393

صدای خاموش

 
 با عرض معذرت و احترام نسبت به همه‌ی مردهای محترمی که می‌خواهند این متن را بخوانند و بلکه جامعه‌ی مردها، می‌خواهم اعلام کنم که این مردها هستند که ذاتاً یا بهتر است بگویم عموماً، « مرض قلب» دارند...

عاشقانه

بنابراین  مردها هستند که مریض‌اند و اتفاقاً چون مریض‌ هستند نیاز به مواظبت و حمایت بیشتری دارند. درواقع « مردبودن» اگر چه که یک مریضی نیست و مثل تمام تقدیرات الهی حتماً خوب و شایسته است اما در مرد بودن لوازمی خوابیده که یکی از آن‌ها – البته در بیشتر مردها- مریضی است. این مریضی که اگر اجازه بدهید اسمش را مریضی ذاتی می‌گذارم – هرچند که منظورم بیشتر عمومی است تا ذاتی- البته لازم است و احتمالاً اگر این مریضی در کنار خصوصیات دیگر «مردبودن» وجود نداشت علی القاعده نسل بشر تاکنون از بین رفته بود. خصوصیاتی مثل شجاعت، جسارت و حتی آن چیزی که در کلام امیرالمۆمنین « اهلی‌نبودن» نام گرفته است؛ حضرت امیر در سخنی بلند و واقع‌گرایانه می‌فرمایند: « قلوب مردان وحشی است؛ هر که با آن قلب انس بگیرد، آن قلب رام او خواهد شد.»

حالا بگذارید کمی صریح‌تر راجع به این مریضی سخن بگویم:

عموم ما آدم‌ها و به خصوص مدیران و تصمیم‌گیرانِ فضاهای فرهنگی، وقتی می‌خواهیم درمورد مفاسد اخلاقی حرف بزنیم و تصمیمی بگیریم، تصور اولیه‌مان این است که مشکل اصلی در روابط مرد و زن که مآلاً جامعه را به فساد اخلاقی می‌کشاند، به جامعه‌ی زنان بازمی‌گردد و باید برای این گروه بیشتر برنامه‌ریزی کرد و گویی معتقدیم این زنان‌اند که مریض‌اند و همه‌ی بدبختی‌های جامعه‌ی انسانی زیر سر آن‌هاست و هر جا یک قدرتمندی به زانو درآمده یا بزرگ‌مردی کشته شده پای یک زن وسط بوده چرا که مریضی و بیماری ذاتاً متعلق به زنان‌ است و آنان با فریب‌کاری بیمارمدار خود این همه بلا بر سر مردان می‌آورند و آورده‌اند. البته نیمی از این حرف درست و نیمی دیگر اشتباه است یعنی ممکن است که بتوان معتقد بود که این زنان‌اند که بر اثر توانایی‌های خود بلاهای متعددی بر سر مردها و بلکه بشریت آورده‌اند اما این به این خاطر نیست که ذات زن مریض و بیمار است بلکه دقیقاً به این خاطر است که مردها عموماً  بیمار و مریض اند.

درواقع اگر به سه آیه قرآن خوب توجه کنیم به یک مبنای شاید متفاوت در این مسأله می‌رسیم: خداوند در سوره‌ی نساء می‌فرماید: «ان کید الشیطان کان ضعیفاً» و در سوره‌ی یوسف از قول همسر زلیخا می‌گوید : « ان کیدکن عظیم؛ مکر شما زنان، بزرگ است» و در سوره‌ی احزاب می‌فرماید: « ای زنان پیامبر ! شما هم‌چون زنان دیگر نیستید و اگر اهل تقوایید جوری با مردان سخن نگویید که آن کسی که در قلبش مرضی هست به شما طمع کند و بنا بر عرف با آنان حرف بزنید!» معلوم می‌شود که ضعف و مریضی اصلی در مردهاست و اتفاقاً این زنان‌اند که بسیار توانمندند و درواقع می‌توان در بالای هشتاد درصد از موارد اگر زنی بخواهد می‌تواند از بیماری مرد استفاده کند و بر او مسلط شود. پس مرد به خاطر مردبودنش بیمار است و همیشه باید دعا کند که در مسیر یک زن فریبکار قرارنگیرد!

 

واقعیت این است که اگر اتفاقاتی را که ما امروز در ارتباط خارج از عرف مرد و زن – اعم از متأهل و مجرد -  در جامعه‌مان بشدت با آن مواجهیم و این تکنولوژی‌های ارتباطی جدید هم سطح و فراوانی آن را بیشتر کرده است، با این نگاه تحلیل کنیم درمی‌یابیم که مردها معمولاً این بیماری درونی‌شان را تشخیص نمی‌دهند و همیشه فکر می‌کنند که از زنان تواناترند و می‌توانند یک ارتباط را مدیریت کنند و به خاطر خصوصیات دیگرشان هی پیش می‌روند و پیش می‌روند تا این که بناگاه متوجه می‌شوند در گرداب مریضی درونی‌شان فروافتاده‌اند و نه فقط نتوانسته‌اند این ارتباط را مدیریت کنند بلکه در واقع مدیریت شده‌اند و شیطان توانسته از مریضی مردبودنشان به بهترین وجه استفاده کند. زنان هم در بسیاری از این موارد، ناخواسته و به خاطر توانمندی‌شان در جذب که این هم از الطاف خداوند به آن‌هاست، فریب به کار برده‌اند و به این خیال که می‌توانند هروقت بخواهند این بازی را متوقف کنند، پیش رفته‌اند تا جایی که امکان هیچ بازگشتی از حیث عاطفی و اخلاقی برایشان وجود ندارد. برای بسیاری از مردها و زنانی که به خانواده‌هایشان خیانت کرده‌اند و گاهی مرتکب حرام‌های باورنکردنی شده‌اند، قضیه از یک بازی اس‌ام‌اسی یا چت و وایبر آغاز شده اما بدون این که دو طرف واقعیت‌های مردبودن و زن‌بودن خود را دریابند و به همین خاطر این بازیِ ظاهراً قابل مدیریت، آن‌ها را به بازی گرفته و زندگی‌شان را از بین برده است.

بنابراین من جمله‌ی اولم را تکرار می‌کنم که مریضیِ اصلی از مردهاست – که به اراده‌ی خدا البته باید باشد – اما نمی‌دانم چرا عموم زن‌ها این مریضی را در مردها به‌رسمیت نمی‌شناسند و نمی‌پذیرند که در ارتباط با یک مرد باید این بیماری را لحاظ کنند. این البته به معنای بی‌اعتمادی به مردان نیست بلکه به این معناست که با درنظرگرفتن این بیماری می‌توان یک ارتباط سالم و کاملاً مطمئن در فضاهای اداری و اجتماعی با یک مرد برقرارکرد بدون آن که نگرانی‌ای از عاقبت آن وجود داشته باشد.

 

این روزها و بلکه همه‌ی روزها، ما عادت داریم که این عبارت : اللهم اشف کل مریض را بخوانیم و برای مریض‌های جسمی دعا کنیم؛ اما شاید بد نباشد گاهی هم برای جامعه‌ی مردها دعا کنیم که انصافاً اگر خوب شوند و خوب درک شوند موجوداتی قابل اعتماد و نازنین‌اند...



دوشنبه سی ام تیر 1393

صدای خاموش

 

 

بهشت

 ابوبصیر از امام باقر (علیه السلام) و به نقلی از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرموده اند: هنگامی که جنازه مومن را در قبر می گذارند، شش صورت زیبا با او وارد قبر می گردند، یکی از آن ها در جانب راست او می ایستد، دیگری در جانب چپ او، سومی روبرویِ صورت او، چهارمی در پشت سر او، پنجمی در کنار پای او می ایستد و یکی از آن ها (ششمی) که از همه زیباتر است، در بالای سرش می ایستد و آن که از همه زیباتر است از پنج صورت دیگر می پرسد: شما کیستید؟

 

1. آن که در جانب راست میت قرار دارد می گوید: من نماز هستم

نماز به صورت انسانی سفید چهره وارد قبر میت شده و با او انس می گیرد و وحشت های برزخ را از او برطرف می کند.(1)

پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرماید: نماز مونس (نمازگزار) در قبر، فرش نیکو در زیرش، و پاسخ نمازگزار برای نکیر و منکر می باشد.(2) به وسیله نماز بنده به درجه عالی و مقام والا می رسد، زیرا نماز تسبیح و تهلیل و تحمید و تکبیر و تمجید و تقدیس الهی است، نماز قول حق و دعوت به سوی حق می باشد(3) و نماز زاد و توشه مۆمن در دنیا برای آخرت می باشد. (4)

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: همانا "ملک الموت " شیطان را در دم مرگ از کسی که حافظ نماز است، دور می کند و شهادت بر وحدانیت خدا و رسالت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را در هنگام هولناک مرگ به او تلقین می کند (توفیق شهادتین پیدا می کند.) (5)

پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: هر کس عمدا نمازش را ترک کند، بر درب جهنم نامش از دوزخیان نوشته می شود. (6)

2. آن که در جانب چپ میت قرار دارد می گوید: من زکات هستم

آرى! زكات در برزخ در كنار نماز تجسّم یافته و مونس انسان مى‏شود. پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: نماز کسی کامل نمی شود مگر با پرداخت زکات .(7)

توجه بدان از وظایف مهم شرعى و اسلامى ماست؛ زیرا زكات، سیر كردن فقراست و سیر كردن فقرا، رمز سیر بودن در قیامت و روز محشر است(8) با پرداخت آن درهاى بهشت را به روى خود گشوده و خود را از صفت مذموم بُخل مى‏رهانیم.(9)

3. آن که در روبروی اوست می گوید: من روزه هستم

امام صادق علیه السلام فرمودند: براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است: هنگام افطار و هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قیامت) (10) زیرا براى بهشت درى است ‏به نام (ریان) كه از آن فقط روزه داران وارد مى‏شوند. (11)

خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند. اینان در روز قیامت سیر مى‏شوند.(12) امام صادق علیه السلام فرمودند: روزه سپرى است از آفت هاى دنیا و پرده اى است از عذاب آخرت. (13) 

 

4. آن که در پشت سر اوست می گوید: من حج و عمره هستم

امام علی (علیه السلام) می فرمایند: زیارت خانه خدا امان دهنده است از عذاب دوزخ. (14) چون حاجی قربانی کند، قربانی او بهای آزادی وی از آتش قیامت است. (15)

5. آن که در پایین ایستاده است می گوید: من نیکی های او هستم که به برادران دینی خود می نمود.

نخستین چیزى كه روز قیامت در ترازوى اعمال بنده گذاشته مى‏شود، اخلاق خوب اوست.(16) پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: نزدیك ترین شما به من در قیامت، راستگوترین، امانتدارترین، وفادارترین به عهد، خوش اخلاق ترین و نزدیك ترین شما به مردم است. (17)

آن حضرت فرمودند: من براى كسى كه بگومگو را رها كند، هر چند حق با او باشد و براى كسى كه دروغ گفتن را اگر چه به شوخى باشد، ترك گوید و براى كسى كه اخلاقش را نیكو گرداند، خانه اى در حومه بهشت و خانه اى در مركز بهشت و خانه اى در بالاى بهشت ضمانت مى كنم.(18)

6. آنکه از همه زیباتر است

سپس آن پنج صورت، از آن صورت نورانی تر از هم می پرسند: تو کیستی که از همه ما زیباتر و خوشبوتر هستی؟ او در پاسخ می گوید: اَنا الوِلایةُ آل محمد (صلی الله علیه و آله)؛ من ولایت آل محمد (صلی الله علیه و آله) می باشم. (19)

کسی که با حب و دوستی به آل محمد بمیرد، مورد آمرزش و غفران الهی قرار می گیرد.(20) پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - فرمود: به محبت و عشق به ما اهل بیت روی بیاورید زیرا کسی که خدا را با چنین خصلتی ملاقات کند داخل بهشت گردد و از شفاعت ما برخوردار شود، قسم به خدایی که جانم در دست او است جز با معرفت به حق ما، هیچ کس از عمل خود بهر ه ای نخواهد برد.(21)

ابوحمزه ثمالی می گوید: امام سجاد - علیه السلام - از من پرسید: برترین مکان کجاست؟ گفتم خدا و رسول او داناترند، امام - علیه السلام - فرمود: برترین مکان مابین رکن و مقام (ابراهیم - علیه السلام -) است و اگر کسی به درازی عمر نوح زندگی کند و تمام روزها را روزه دار و شب ها را در آن مکان، در نماز باشد ولی به غیر ولایت ما از دنیا برود، اعمال او هیچ سودی برایش نخواهد داشت. (22)

این شش صورت جلوی خطرات مومن در قبر را می گیرند. شکل گیری این شش صورت در همین دنیا باید اتفاق بیفتد. پس باید این شش کار را در دنیا انجام بدهیم تا بتواند جلوی انحرافات در دنیا را بگیرد و در آخرت سپر ما باشد.

 

پی نوشت ها:

1. لآلی الاخبار، ج 4، ص 1.

2. بحار الانوار، ج 82 ص 232.

3. جامع احادیث الشیعه، ج4، ص 22.

4. بحار الانوار، ج ,82 ص 232.

5. وسائل الشیعه، ج 3، ص 19.

6. کنز العمال، ج 7، حدیث 19090.

7. بحار الانوار، ج 96، ص 29.

8. جامع الاحادیث، ج 9، ص 684.

9. همان، ص53.

10. وسائل الشیعه، ج 7 ص 290 و 294 ح‏6 و 26.

11. معانى الاخبار، ص 116.

12. وسائل الشیعه، ج 7 ص 299، ح‏2.

13. مستدرك الوسائل، ج7، ص369، ح8441.

14. غررالحکم ، باب حج.

15. بحار الانوار، ج 96، 288.

16. قرب الإسناد، ص 46، ح 149.

17. بحارالأنوار، ج75، ص94، ح12.

18. خصال، ص 144، ح 170.

19. آمال الواعظین، ج3: 371.

20. مستدرک سفینه البحار، ج 2، ص 161.

21. امالی مفید، ص 43.

22. ثواب الاعمال، ص 45.



جمعه بیست و هفتم تیر 1393

صدای خاموش

 

رواج خرافه با اعتقادات مردم چه می‌کند؟

images-139.jpg

امیر هاشمی مقدم - پژوهشگر حوزه‌ی مردم‌شناسی - در پاسخ به این مساله که چرا در جامعه‌ی امروز، مسخره کردن اعتقادات دینی عده‌ای از مردم، توسط عده‌ای دیگر، شایع شده ؟  گفت:

در بحث شوخی با عقاید یا مسخره کردن آن‌ها، باید به این نکته اشاره کرد که این مسئله در گذشته نیز وجود داشته است، ولی امروزه رنگ و روی دیگری به خود گرفته است.

 

 ما در کتاب «بررسی متون طنزآمیز عامیانه ایرانی» - تالیف نعمت الله فاضلی و امیرهاشمی مقدم - به این نکته اشاره کرده‌ایم که طنزهای معطوف به مسائل عقیدتی، یکی از اصلی‌ترین گونه‌های طنز و شوخی است. اما در گذشته، عموماً حول و حوش فرعیات و نیز شخصیت‌هایی متمرکز بود. اما اتفاقی که افتاده این است که امروزه شوخی‌ها به سراغ اصول و پایه‌ها هم رفته و بزرگان را نیز هدف گرفته است.

 

 در چرایی این امر باید به دو نکته توجه کرد؛ نخست اینکه رشد جریان‌هایی مانند سکولاریسم، لائیسیته، جریان‌های روشن‌فکری و... در کنار امکان نقد دین در دوران مدرن، یعنی چیزی که در گذشته و سنت ممکن نبود، باعث شده ترس از شوخی با این مفاهیم یا مسخره کردن آن‌ها، تا حدودی بریزد. در جامعه‌ی ایران ولی جریان‌های یادشده کمتر مجال عرض اندام داشته و دارند، باید به دنبال عوامل دیگر رفت. یکی از مهمترین این عوامل، خرافات رایج در بین مردم است.

 

 می‌توان اینگونه ادعا کرد که در بسیاری از مواقع، شوخی با خرافه‌هایی که به نام دین رواج دارند آغاز شده و کم‌کم وارد حوزه دین می‌شود. این خرافه‌ها در گذشته عموماً از مجاری غیررسمی اشاعه و رواج می‌یافت، اما در سال‌های اخیر به نظر می‌رسد که بعضی مجاری رسمی نیز کم و بیش به این جریان پیوسته‌اند.

 «امامزاده بیژن» یکی از نمونه‌های بارز در این زمینه است. شخصی که بر اساس روایت‌های محلی تا چند سال پیش زنده بود، پس از مرگش مورد احترام اهالی واقع می‌شود. هیچ شجره‌نامه رسمی‌ای هم ندارد. ولی به یک‌باره برایش تابلو رسمی نصب می‌شود و همین آغازی می‌شود برای شوخی‌های بسیاری در این‌باره که فضای اینترنت و شبکه‌های اجتماعی پر از آن‌ها است. اما مشکل اینجاست که مسئله به همینجا ختم نمی‌شود؛ وقتی بسیاری افراد با به کاربردن اصطلاح «امامزاده بیژن» شوخی می‌کنند و آن‌را به مسخره می‌گیرند، کم‌کم حرمت پدیده و عنصر دینی‌ای به نام «امامزاده» شکسته می‌شود.

 

مورد دیگری که اخیراً در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود، موضوع سخنرانی در شبکه‌ای تلویزیونی است که برای ترویج بچه‌دار شدن، از مردم می‌خواهد به نیت پنج‌تن (ع)، پنج فرزند بیاورند و یا به نیت امام هشتم (ع)، هشت فرزند و یا به نیت دوازده امام (ع)، دوازده فرزند و یا به نیت چهارده معصوم (علیهم السلام)، چهارده فرزند. کلیپ این بخش از سخنان وی به‌طور گسترده‌ای پخش شده و همراه با شوخی‌ها و طنزهایی درباره جملات وی و عمدتاً همراه با تمسخر این دیدگاه است. در بسیاری از این شوخی‌ها شما می‌بینید که این اعداد را به مسائل و موارد دیگری هم ربط می‌دهند و مثلاً می‌گویند خوب است فلان کار را هم پنج، یا هشت، یا دوازده و یا چهارده بار انجام بدهید. یعنی به‌واسطه یک رویداد، حرمت این اعداد که نزد ما شیعیان مقدس هستند، شکسته شده است.

 

 با بیان این مثال‌ها می‌خواستم به این نکته مهم برسم که برخی رفتارهای نسنجیده افراد و ارگان‌هایی که متولی دین و دین‌داری هستند و باید حساسیت بیشتری روی این مسائل داشته باشند، باعث حرمت‌زدایی ناخواسته از حریم دین و مذهب می‌شود. هر دو مثالی که بیان کردم، جایگاه رسمی‌ای در حوزه دین ندارند، اما نهایتاً باعث تمسخر دیدگاه‌های اساسی دینی می‌شوند. نه امامزاده بیژن واقعاً امامزاده است و نه به تعداد اعداد مقدس بچه‌دار شدن در روایات متقن آمده؛ اما به‌واسطه طرح چنین دیدگاه‌های شبهه‌ناکی می‌بینیم که برخی از مردم حوزه شوخی و نهایتاً تمسخرشان را از همین دیدگاه‌ها آغاز کرده و به حوزه‌های اساسی‌تر می‌رسند.

 در هنگام راهکار بیان کردن برای پیشگیری از تمسخر رفتارهای عقیدتی باید به دو نکته اشاره کرد: نخست اینکه یک بخش از این تمسخرها هر کاری که بکنیم وجود خواهند داشت، بویژه در شرایط امروزی که پیشتر درباره‌اش صحبت کردم. اما بخشی از آن که قابل پیشگیری است، بیشتر به متولیان امر باز می‌گردد تا مردم عادی. پرهیز از اجبارهای غیرضروری در حوزه امور دینی از یکسو، و سنجش پیامد سخنان و رفتارهایی که در حوزه دین از سوی متولیان این حوزه بیان می‌شود از سوی دیگر می‌تواند مهمترین راهکارها از دیدگاه من باشد. ارزیابی پیامدهای اجتماعی و فرهنگی که خوشبختانه امروزه در ایران در حال گسترش است، نباید محدود به طرح‌های عمرانی و فنی شود؛ بلکه در حوزه سینما، مذهب، رسانه، کتاب و... نیز به کار گرفته شود تا بروز چنین رفتارهایی کنترل شود.

 

 مثلاً پیش از اینکه بخواهند درباره‌ی گسترش فضاهای دینی و مذهبی (همچون امام‌زاده‌ها) تصمیم بگیرند یا سخنانی بدعت‌گونه در زمینه تقدس برخی امور (همچون تعداد بچه‌دار شدن) بیان کنند، از کارشناسان فرهنگی و اجتماعی دعوت شود تا پیامدهای مثبت و منفی چنین رفتارها و سخنانی ارزیابی و سنجیده شود. یقیناً اگر چنین می‌شد، نه آن «سید بی‌جن» به امامزاده بیژن تبدیل می‌شد و نه چنین سخنانی درباره تقدس تعداد فرزندان، خسارت‌بار می‌شد.

 

ایسنا/ امیرهاشمی مقدم*



چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393

صدای خاموش

 

 

 از ماجرای تک خوانی زنان، سگ های زرد و فیس بوک بازی وزیر تا روایت سلام رهبری با علی جنتی؛ حاشیه های فرهنگی از سر دولت دست بردار نیست.

دولت حاشیه های زیادی دارد اما علی جنتی یک تنه یکی از این حاشیه ها است. پسر آیت الله جنتی که در مشی سیاسی و فکری تفاوت دیدگاهی با پدر دارد مانند بسیاری دیگر از آقا زاده ها به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی توسط روحانی به مجلس شورای اسلامی معرفی شد و موفق شد با کسب 234 رای موافق، 36 رای مخالف و 12 رای ممتنع به صندلی بهارستانی وزیر ارشاد بنشیند. وی قرابت فکری به اصلاح طلبان و هاشمی رفسنجانی دارد.

علی جنتی

با آمدن دولت روحانی برای جناح مقابل سه نگرانی وجود داشت، سیاست داخلی و برگشت افراد مسئله دار و حاشیه ساز، سیاست خارجی و بحث هسته ای و سوم مسئله فرهنگ اما فرهنگ می تواند اصلی ترین و از صحیح ترین این نگرانی ها باشد. مسئله ای که در هشت سال گذشته نه تنها وضعیت بهتری پیدا نکرده بود بلکه با حواشی زیادی در دولت نهم و دهم نیز روبرو شد. فرهنگ در دولت های گذشته همواره مظلوم بوده است در این میان تفاوتی میان دولت محمد خاتمی یا محمود احمدی نژاد نیست و حال با برخی از دیدگاه ها و عملکردها در دولت یازدهم گویا قرار است اوضاع فرهنگ همچنان ناآرام باشد.

علی جنتی در جلسه رای اعتماد خود گفت که "آمده ام پیام معنوی انقلاب را به گوش جهان برسانم"،" تفکر لیبرالیستی هنر برای هنر را نمی پسندم " ، "می دانم که تهاجم فرهنگی توطئه نیست" او همچنین ترویج ارزش های اصیل دینی، مردمی کردن و عدالت فرهنگی، تمرکز زدایی در مدیریت فرهنگی، توسعه فرهنگ عفاف و حجاب، تقویت فعالیت های قرآنی، توجه به گنجینه فرهنگی برجای مانده از دوران دفاع مقدس، استفاده از مراجع و علما به عنوان پشتوانه فعالیت های فرهنگی و محور قراردادن مساجد و هیئت های مذهبی در دفاع از برنامه های خود عنوان کرد. موافقان او در آن جلسه در ادامه این برنامه ها وی را شهید زنده خواندند و برنامه های او را سازگار با عرصه فرهنگ ، رهنمودهای رهبری و به دور از افراط و تفریط دانستند اما همه این برنامه ها با چشم انداز مثبشان در برخی از مصادیق و اظهارنظرها با حاشیه و دغذغه هایی روبرو بوده است دغدغه هایی که برخی از آنها را در کلام همان علمایی می بینیم که در برنامه های علی جنتی به عنوان پشتوانه فعالیت های فرهنگی معرفی شدند از جمله پدر بزرگوار خود ایشان.

حاشیه ها چیست؟

در برابر موافقان در جلسه رای اعتماد مخالفان روح واحدی در محتوای نطقشان بود و آن نگرانی از ورود و نفوذ افراد و باورهای مسئله دار و به حاشیه راندن اعتدال، وظایف و پتانسیل دولت بود. اولین حاشیه پشت این جمله پنهان بود "بسیاری از مشکلات امروز فرهنگی ناشی از فردی است که جنتی نسبت به وی ارادت دارد" وقتی که علی جنتی در اولین روزهای وزارت خود در جلسه ای که در استودیو موزه موسیقی برگزار شد، گفت: «امیدواریم بتوانیم در وزارت ارشاد ادامه‌دهنده‌ راهی باشیم که سید محمد خاتمی آغاز کرد". این حاشیه بعدها با دیدار نوروزی خاتمی و جنتی کامل شد اما این تنها حاشیه فرهنگی دولت نبود بلکه موضوعات تک خوانی زنان، بهشت بردن مردم، شبکه های اجتماعی، فیلترینگ، حجاب و ساپورت،، هنرمندان ارزشی و غیر ارزشی، تلاش برای بازگشایی انجمن صنفی مطبوعات، جشنواره سینمایی فجر،جشنواره شعر فجر، توقیف مطبوعات، ممیزی، نشر چشمه، صدا و سیما، سگ های زرد، کلیپ نوسفر، هم از دیگر حاشیه ها هستند.

 

برخی حاشیه ها  نیز  با اینکه صحت آنها اثبات نشده است و مدرک و سندی خاصی نیز برای آن نیست اما با این حال کمی پررنگ تر مطرح می شوند از جمله عدم بازدید رهبری از نمایشگاه کتاب امسال که برخی آن را نشان از عدم رضایت ایشان از نهاد فرهنگی دولت تفسیر کردند و همچنین جریان سلام  و گفتگو رهبری با جنتی در دیدار شاعران با ایشان که در شبکه های اجتماعی و برخی رسانه ها مطرح شد و چنین مضمونی داشت" "باهم سلام‌علیکی می‌کنند و  ایشان به آقای جنتی می‌گویند: «ما با شما خیلی حرف داریم. حرف‌های جدی داریم.» و از کنار وزیر می‌گذرند"

برخی از این حواشی به طور مستقیم به وزیر ارشاد و نهاد تحت مدیریت وی باز می گردد برخی متوجه دیدگاه و عملکردهای فرهنگی کل دولت است. در این میان بحث هایی چون فیلترینگ و ماهواره به صورت کلی فارغ از مصداق ها و اظهارنظرهای پیرامونی و نیت خوانی ها قابل تامل و درست به ذهن می رسد اما موضوعاتی هم هستند که دست فشارهای بیرونی و نگاه های انحرافی به وضوح در آن قابل مشاهده است. حاشیه هایی که جنس برخی دغدغه ها را فارغ از تخریب و بهانه جویی ها به رخ می کشد شاید بتوان آن را برگشت اصلاح طلبی فرهنگی- با نگاه لیبرالیستی- نامید.

دغدغه ها چیست؟

علی جنتی

فارغ از اینکه خبر برخورد رهبری با جنتی و یا علت عدم بازدید ایشان از نمایشگاه کتاب صحیح باشد یا خیر؛ اما نگرانی رهبری از مسئله فرهنگ قابل انکار نیست. موضوعی که رهبری آن را سالیانی متوالی است با دولت های مختلف و دیدار با اهالی شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ خبرگان رهبری، دانشگاهیان، اهالی رسانه و صدا و سیما، هنرمندان، شاعران و اقشار مردم در میان گذاشته اند. ایشان بارها به تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی و جنگ نرم اشاره کردند اما با همه گزارش های سالیانه نهادهای فرهنگی، مصاحبه ها و... هنوز این نگرانی وجود دارد. موضوعی که دولت در رفع آن نقش مهمی دارد اما گویا حاشیه های فرهنگی دولت در فرامتن خود از ادامه این نگرانی ها حکابت دارد.

هرچند آقای وزیر از دغدغه شدن ساپورت به عنوان مسئله اصلی انتقاد کرد و نگرانی خود را موضوعات طلاق، مسکن و جوانان عنوان کرد و دل آرامی خود را با شرکت در جشن دل آرامیم تلویحا بیان داشت اما همه می دانیم در مسائل اصلی و فرعی پیرامون فرهنگ نگرانی های جدی وجود دارد که برخی ازحاشیه ها، دیدگاه ها و  بیانات در دولت موید آن است.

فرمایشات رهبری در دیدار اخیرشان با هیئت دولت پیرامون فرهنگ نشان داد که می توان به گمانه ها درباره عدم رضایت و دغدغه مندی از رویکرد دولت و خواست رهبری به دقت بیشتر دولت به عرصه فرهنگ در سال فرهنگ بیشتر نظر داشت.

ایشان در این دیدار به موضوع فرهنگ و دغدغه‌های فرهنگی اشاره کردند و با تأکید بر اینکه خطاها و اشتباهات فرهنگی به راحتی قابل جبران نیست، گفتند: ضروری است در عرصه فرهنگی سیاست‌های نظام به درستی درک و اِعمال شود".حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین تأکید کردند: "هرگونه تغییر مسیر فرهنگ از چارچوب نظام اسلامی، موجب برهم خوردن انتظام فکری و هویت واقعی جامعه خواهد شد".

 

باید با توجه به دغدغه رهبری و رهنمودهای ایشان بدین مسئله توجه کرد که وزارت ارشاد سهم مهمی در رویکردهای کلان رفع نگرانی های فرهنگی دارد از زیر ساخت تا سخت افزار و نرم افزار و سیاستگذاری ها و برنامه ریزی ها اما آیا حاشیه سازی ها ، نظرات شاز و کج سلیقانه، برخی از موضوعات مطرح در عملکرد دولت بسان مسئله اصلی- چه ابتدا به ساکن و چه بر اثر فشارهای بیرونی- و بودجه اختصاص یافته به بدنه فرهنگی کشور... می تواند موید این موضوع باشد؟ ازاین بهار در یکسال اول می توان فصل نکوی ناآرام و پردغدغه ای را پیش بینی کرد!

البته این موضوع به معنی عدم حمایت ازدولت، نقدهای غیر دلسوزانه، مچ گیری، مانع تراشی،  قصاص قبل از جنایت نیست. نباید همایش هایی چون ما نگرانیم و نگرانی های فرهنگی جنس دلواپسی های جلوتر از رهبری، رقابت جویانه و افراط گونه پیدا کند. دغدغه فرهنگی منتقدان و دلسوزان دولت فارغ از سایر دغدغه ها جزو صحیح ترین و اصیل ترین نگرانی ها است که نباید به نام اعتدال بدان بی توجهی کرد و خود دغدغه مندی دولت نیز با هر خوانشی در اینباره قابل مشاهده است اما نه باید دغدغه فرهنگی را آلت دست رقابت های سیاسی کرد نه مسند قدرت فرهنگی را جای اعمال نفوذ نگاه های شخصی و مسئله دار کرد بلکه فرهنگ اساس استقلال یک مملکت است که باید چون منافع ملی از آن حراست کرد.



یکشنبه بیست و دوم تیر 1393

صدای خاموش

 
چند وقتی است رابطه مان سرد شده، احساس می کنم فکرش جای دیگری است حتی گاهی گمان می کنم پای زنی دیگر در میان است!
 
اینترنت

چند باری حتی جیب هایش را گشته ام و تلفن همراهش را هم چک کرده ام اما خبری نبوده و هیچ چیزی مشکوکی پیدا نکرده ام. البته من بی خبر از همه جا فکر می کردم همسرم، مرد سربه زیری است و به زن ها نگاه نمی کند، همیشه سر وقت خانه می آید و برای بیرون بودن هم بهانه های عجیب و غریب نمی گیرد. البته به او شک کرده بودم چون نسبت به سابق کم کار شده بود؛ می گفت:" کارش به گونه ای شده که مجبور است خانه باشد و با رایانه کارهایش را انجام دهد". در اتاقی به تنهایی می نشست و ....

یک بار از سرکنجکاوی در اتاق را بی اطلاع باز کردم،عصبانی شد و پرخاش کرد...

این کارش باعث کنجکاویم شد، روزی که خانه نبود به سختی با وارد کردن پس وردهای مختلف توانستم وارد صفحه رایانه اش شوم و... اینجا بود که دستش رو شد و فهمیدم ماجرا از چه قرار است؟! این همسر سر به زیر من، تصاویر و فیلم هایی را در رایانه اش ذخیره کرده بود که هرگز گمان نمی کردم اهل تماشای این گونه برنامه ها باشد!!حالا احساس می کنم اورا نمی شناسم، سالهای جوانی و زندگی ام بر باد رفته است، از این سادگی خودم و اطمینان بیش از حدم به او ناراحتم، حالا می فهمم که چرا او روز به روز از من دورتر می شود!!!

امروزه به واسطه پیشرفت تکنولوژی و ورود بسیاری از اسباب تصویری، بسیاری از افراد بالاخص جوانان در معرض پورنوگراف قرار گرفته اند. جذابیت های دیداری و تنوع اسباب عرضه آن (فیلم، کتاب، عکس و... ) باعث شده است حتی برخی از افراد متاهل نیز در جستجوی کسب لذت از آن برآیند و آن را بر ارتباط مشروع زناشویی شان ترجیح دهند. این واقعه ای است که متاسفانه مرد و زن نمی شناسد و می تواند هر دو جنس را درگیر خود سازد اگرچه آمار نشان داده است میزان شیوع آن در مردان بیش از زنان است. با توجه به اهمیت این موضوع، در این یادداشت و یادداشت های بعدی سعی خواهیم کرد شما را بیشتر با این عادت همسرتان که بوی اعتیاد به خود گرفته است، و با دلایل بروز این اتفاق و چگونگی برخورد درست و موثر با آن آشنا سازیم.

 

شاید فقط کنجکاوی است؟!!

درست است که همسرتان را در حال مشاهده پورنو دیده اید و هزاران فکر ناخوشایند هم، در سرتان پرورانده اید! شاید هم  احساس کرده اید زندگی تان دچار بحران شده است و دیر و یا زود از هم خواهد پاشید! و ...

صبر داشته باشید این افکار کاملا درست نیست و زندگی تان هنوز از دست نرفته است! پیش از آن که همه چیز را تمام شده بدانید و کاسه چه کنم چه کنم بدست بگیرید، بهتر است در جستجوی این باشید که ماجرا تا کجا پیش رفته است!  گاهی دیدن پورنو فقط یک کنجکاوی ساده و یا تفریحی موقت است که بعد از مدت کوتاهی نیز برای همیشه متوقف می شود، اما گاهی این کنجکاوی شکل عادت به خود می گیرد و ترجیح برخی از افراد در تجربه لذت ارتباط زناشویی می شود، که بحران دقیقا در همین نقطه است. این مسئله به جنسیت و تاهل هیچ ارتباطی ندارد و مردان و زنان متاهل و یا مجرد می توانند دچار آن شوند. ادامه این وضعیت در مجردها می تواند فرد را برای همیشه از ازدواج گریزان کند و یا در صورت ازدواج، رابطه جنسی هیچ جایگاهی در زندگی مشترک نخواهد داشت و به صورت امتناع و یا تمایل اندک به برقراری رابطه جنسی تظاهر می یابد. لذا، پیش از آن که ماجرا را به بحران تبدیل کنید، سعی کنید میزان وابستگی همسرتان را به این تصاویر بسنجید و بدانید در کدام مرحله قرار دارد.

 

وقتی همسرتان معتاد به پورنو می شود که...

همانطور که پیشتر گفته شد سریع قضاوت نکنید و به همسرتان برچسب نزنید. بهتر است نشانه ها را کنار هم بگذارید و به بررسی شرایط بپردازید. زمانی می توانید بگوئید همسرتان به پورنو اعتیاد پیدا کرده است که مثل هر اعتیادی دیگری، فرد وابستگی شدیدی به آن پیدا کند و امکان رهایی از آن نیابد. اگر همسرتان بی هیچ توجهی به زندگی، شما و فرزندانتان ساعتهای زیادی از روز را صرف تماشای تصاویر پورنو می کند و زمان کمتری را برای بودن با خانواده  سَر می کند، برای بدست آوردن ابزارش، رفتارهای بی مبالات و آسیب رسانی چون پرداختن پول زیاد، درگیر شدن با مسائل غیرقانونی و... انجام می دهد، از برقراری ارتباط جنسی با شما امتناع می کند، اگر تعداد دفعات آن نسبت به گذشته کاهش شدیدی یافته است، و یا آن که درخواستهای ناموجه ای که منافات دو صد چندانی با رابطه طبیعی جنسی دارد از شما خواستار است و .... می تواند شما را به این اطمینان سوق دهد که همسرتان احتمالا اعتیاد به پورنو پیدا کرده است!(البته دیدن این تصاویر حتی برای یکبار هم اشکال شرعی دارد اما بحث ما بر سر همسری است که بیماری روحی دارد و باید کمک کنید تا از این مشکل خلاص شود.)

 

از نزدیک شدن به شما امتناع می کند!

روان شناسان معتقدند ریشه بسیاری از مشکلاتی که  افراد در بزرگسالی با آن دست و پنجه نرم می کنند، در دوران کودکی شان نهفته است؛ گرایش به تصاویر پورنو نیز می تواند از این قاعده مستثنی نباشد. اگرهمسرتان"سرد و بی روح" است و رغبت چندانی به رابطه زناشویی نشان نمی دهد و یا آن که به هنگام انجام آن دچار اضطراب، هراس، احساس گناه و ترس می شود باید اندکی تامل نمائید و علت را در گذشته او رصد کنید. گاهی دیدن ناخواسته و ناآگاهانه تصاویر پورن در دوران کودکی، چنین اضطرابی را هم اکنون موجب شده است.

مشاهده تصاویر پورنو، پیش از بلوغ، منجر به تحریک جنسی نمی شود و از آنجایی که کودک هنوز از ارتباط جنسی اطلاعی ندارد و لزوم وجود این روابط را دقیقا درک نمی کند، ممکن است بیشتر به سمت کنجکاوی پیش برود و یا آن که  صحنه ها را نوعی خشونت تصور کند. این مسئله، اگر در بُعد کنجکاوی فعال شود می تواند باعث بیداری زود هنگام به امور جنسی شود و کودک را تا مرز سوء استفاده جنسی نیز به پیش ببرد، اما اگر به صورت خشونتی که نسبت به یک قربانی وارد می شود ، قربانی که غالبا یک جنس مونث است، تصور شود ممکن است نسبت به زنان حس ترحم  و یا حس انزجار از مردان در ذهن کودک حک شود که این احساس ها در بزرگسالی منجر به اضطراب، احساس گناه، اشتغال ذهنی با تصاویر دیده شده، انزجار جنسی و یا حتی ترس و درد از رابطه جنسی می شود.

اگر در گفتگوهای همسرتان متوجه چنین مشکلی شده اید و یا به وجود این مسئله در رابطه تان شک کرده اید، بهتر است این احتمال را یکی از علت های رفتار همسرتان در نظر بگیرید چرا که همه افراد صرفا با چنین دلیلی به سمت این تصاویر گرایش پیدا نمی کنند!



یکشنبه بیست و دوم تیر 1393

صدای خاموش

 
گاهی شیطنت های دوران نوجوانی همسر، زندگی مشترک امروزتان را به چالش می کشاند. دیدن صحنه های پورن در نوجوانی و یا بعد از بلوغ و تخلیه کردن غریزه جنسی با مشاهده تصاویر و یا خیال پردازی های متعاقب آن می تواند تاثیرات منفی ماندگاری را بر روان فرد بگذارد.
 

امروزه به واسطه پیشرفت تکنولوژی و ورود بسیاری از اسباب تصویری، بسیاری از افراد بالخص جوانان در معرض پورنوگراف قرار گرفته اند. جذابیت های دیداری و تنوع اسباب عرضه آن (فیلم، کتاب، عکس و... ) باعث شده است حتی برخی از افراد متاهل نیز در جستجوی کسب لذت از آن برآیند و آن را بر ارتباط مشروع زناشویی شان ترجیح دهند.

دیدن صحنه های پورن

فکری که با شما نیست!

گاهی شیطنت های دوران نوجوانی همسر، زندگی مشترک امروزتان را به چالش می کشاند. دیدن صحنه های پورن در نوجوانی و یا بعد از بلوغ و تخلیه کردن غریزه جنسی با مشاهده تصاویر و یا خیال پردازی های متعاقب آن می تواند تاثیرات منفی ماندگاری را بر روان فرد بگذارد؛ و این دقیقا اشتباهی است که بسیاری از نوجوانان مرتکب آن می شوند و بعدها زندگی مشترکشان را دچار آسیب می کنند. مشاهده پورن در نوجوانی هرگز به این معنا نیست که نوجوان گرایش جنسی ناسالمی دارد بلکه به این معنا است که او در معرض خطر قرار دارد و انحراف جنسی، هر آن ممکن است اتفاق بیفتد.

درست است که کنجکاوی راجع به مسائل جنسی، بخش مهمی از ذهن نوجوان را به خود جلب می کند اما عدم آگاهی و شناخت صحیح از مسائل جنسی که غالبا با مخفی کردن سوالات از والدین و یا افراد دیگر به خاطر حجب و حیا اتفاق می افتد، باعث می شود نوجوان صرفا به خاطر کنجکاوی و پاسخگویی به سوالات خود، به دیدن پورنو متمایل شود تا شاید از این طریق اطلاعات جنسی اش را بالا ببرد، اما تکرار مشاهده صحنه های پورنو برای ارضای کنجکاوی،عادتی می شود که نه تنها اطلاعات جنسی نوجوان را افزایش نمی دهد بلکه ذهن را در مسیری غیر طبیعی پیش می برد و از فرمانی که مغز برای عمل جنسی در یک مسیر معین شده صادر می کند، منحرف می سازد به گونه ای که فرد با خودارضایی و تصور خیالات جنسی با فردی مجازی و نامعلوم که می تواند هر لحظه چهره ای دلخواه و متنوعی نیز داشته باشد به تسکین غریزه جنسی بپردازد. از سوی دیگر، صحنه های غلو شده ارتباط جنسی که همیشه تهی از عاطفه و عشق هستند و برای افزایش توجه و تحریک بیشتر این میل طراحی شده اند و صرفا ارضای جنسی را بر هر مولفه حیاتی این رابطه مهم ترجیح داده و آن را بسیار نیز مورد تاکید قرار می دهند، باعث می شوند ادراک یک رابطه سالم توام با علاقه و عشق در آینده برای همیشه مخدوش شود.

 

وقتی بوی بحران پورنو همه جا را می گیرد!

به تازگی متوجه شده اید که همسرتان سراغ دیدن پورنو می رود... و اکنون علت سردی ارتباط زناشویی تان را فهمیده اید!!

مشکل از آنچه که شما گمان می برید شاید حادتر نیز باشد! به مرور زمان با مشاهده افراطی پورنو تمایل به رابطه جنسی با همسر کاهش می یابد و بدین ترتیب این مسئله می تواند منجر به کمرنگ شدن ارتباط عاطفی همسران نسبت به یکدیگر شده و  از میزان علاقه و دوست داشتن آنان نیز بکاهد. از سوی دیگر گاهی فرد با دیدن روابط جنسی غلو شده در فیلم ها و تصاویر  مختلف ، نه تنها جذابیت جنسی همسرش را کمتر از واقع برآورد می کند و نمی تواند از طریق او به ارضای جنسی برسد بلکه میزان توقعات نیز شدت می گیرد و خواسته های نامعقولی از همسر مطالبه می شود. لذا روی آوردن به  پورنو و جایگزین کردن آن به جای ارتباط مشروع و سالم زناشویی، می تواند عشق ساخته شده روزهای اولین آشنایی و سالیان ابتدایی زندگی را یک شبه به ویرانی تبدیل کند.       

                 

برای درمان همسرتان دست به کار شوید

* در مواجهه با همسرتان و یا هر فرد دیگری که به کرات از ابزارهای پورن استفاده می کند، باید در اولین گام، انگیزه فرد را از این تمایل مشخص کنید. بدانید که چرا او سراغ چنین رفتاری رفته است؟ آیا او کاملا آگاهانه وارد این جریان شده یا ناآگاهانه؟ آیا همسرتان را یک کنجکاوی به دیدن پورنو کشیده ؟ آیا در روابط جنسی اش با شما دچار مشکل شده است؟ آیا مشکلات زندگی و خانوادگی باعث کاهش روابط عاطفی اش با شما شده؟ علت هر چه باشد شما می توانید با یک گفتگوی صریح و بی پرده به شناسایی انگیزه ها و رفع مشکل بپردازید.

نکته: درست است که پورنو می تواند منجر به سردی روابط زناشویی و کمرنگ شدن عاطفه مثبت بین زوجین شود، اما ممکن است سردی میان شما به دلایل دیگری ایجاد شده باشد که با گفتگو با یک مشاور می توانید مشکل اصلی را پیدا کنید، شاید مقصر این فاصله خود شما هم باشید.

*عوامل تقویت کننده این رفتار را جستجو کنید. آیا دوستانش او را ترغیب به دیدن کرده اند؟ آیا تنهایی و بیکاری موجب این گرایش  شده است؟و...

*عوامل کاهش دهنده رفتار را بشناسید. مثلا خلوت شبانه و یا روزانه او را با حضور خود پر کنید، اوقات فراغت شادی را برای او فراهم نمائید، در جمع های خانوادگی و دوستانه بسیار شرکت کنید، رابطه عاطفی خود و همسر را تقویت کنید، او را تشویق به کار کنید و....

* ترغیب همسر و افزایش انگیزه درونی، بهترین راه برای ترک این رفتار است. پیشرفت در مسائل کاری و اجتماعی، بهبود شرایط خانوادگی و عاطفی، در نظر گرفتن پاداش برای ترک این رفتار و... می تواند میزان تمایل او را برای کنارگذاشتن این عادت افزایش دهد.

* عواقب این اعتیاد را برای همسرتان روشن کنید. به او گوشزد کنید که این رفتار چه پیامدهای ناگواری دارد و می تواند آسیب جدی برای او، شما و فرزندانتان داشته باشد و در نهایت به او بگوئید که در صورت ادامه این رفتار، او را ترک خواهید کرد و هرگز باز نخواهید گشت.

*نقش مذهب را برای او پررنگ کنید. یکی از مهمترین عوامل در پیشگیری یا توقف استفاده از ابزارهای پورن، گرایشات اخلاقی و معنوی است. هر اندازه اعتقاد به ارزش های اخلاقی و مذهبی در یک فرد بالا باشد احتمال گرایش به این رفتار کاهش می یابد و حتی عاملی برای کاهش انگیزه ارتکاب مجدد(تماشای پورن) نیز می شود. 

*در صورت مفید به فایده نبودن نکات فوق، می توانید از یک متخصص در امور روابط جنسی  یا یک سکس تراپیست برای حل مشکل درخواست کمک کنید.



شنبه بیست و یکم تیر 1393

صدای خاموش

 

 

  بد حجابی برای روحانی درد سر شده است. دولت تا به حال بر سر این مسائل چند کارت زرد گرفته است باید دید روحانی چگونه با بدحجاب ها و گشت ارشاد رفتار می کند

 

روحانی

مساله عفاف و حجاب همواره یكی از دغدغه‌های مسئولان بوده اما گویا چند ماهی است كه دغدغه طیفی از نمایندگان مجلس در این‌باره شكل جدی‌تری به خود گرفته است و در عوض، دولت بر لزوم مواجهه فرهنگی به جای برخورد سلبی با این موضوع پافشاری می‌کند.

چندی قبل تعداد 195 نماینده مجلس شورای اسلامی با صدور بیانیه‌ای كه رئیس‌جمهور را خطاب قرار داده بود، ضمن ابراز نگرانی جدی از وضعیت عفاف و حجاب در كشور، بر لزوم اجرای قانون عفاف و حجاب و جلوگیری از آنچه «پیامدهای جبران‌ناپذیر» ناشی از عدم اجرای آن خوانده بودند، تاكید كردند.

اشاره این 195 نماینده مجلس به قانونی است كه شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 1384 به تصویب رسانده و در آن به اجرای راهكارهایی برای گسترش عفاف و حجاب در دستگاه‌ها و سازمان‌های مختلف اشاره كرده بود.

نگاهی به زمان تصویب این قانون (دی‌ماه 1384) نشان می‌دهد كه دولت‌های نهم و دهم نیز موظف به اجرای آن بوده‌اند اما مشخص نیست كه چرا نمایندگان مجلس در این هشت سال به دولت وقت فشار نمی‌آوردند كه این قانون را اجرا كند و حتی فراتر از آن، راهكارهای بیشتر و بهتری را برای بهبود وضعیت حجاب در كشور پیاده كند؛ توقعی كه امروز از دولت یازدهم دارند.

یكی از مسائلی كه آشكارا می‌توان به آن اشاره كرد، تفاوت رفتار دولت، مجلس و منتقدان وضعیت حجاب نسبت به یك یا چند سال اخیر است؛ یعنی زمانی كه دولت‌های دهم و یازدهم بر سر كار بود و قاعدتاً اصولگرایان به عنوان هم‌طیفی‌های آن، باید از دولت و رئیس‌جمهور وقت انتظار بیشتری در زمینه‌های فرهنگی می‌داشتند.

دولت یازدهمی‌ها و حامیان آنها بارها گوشزد كرده‌اند كه اگر وضعیت حجاب در جامعه مشكلی دارد، مربوط به امروز نیست بلكه از سال‌های قبل شروع شده است. این مسأله چند نكته قابل تأمل را پیش پا می‌گذارد؛ نكته اول، این پرسش است كه چرا چنین توقعاتی در هشت سال گذشته مطرح نمی‌شد یا اگر هم از سوی برخی افراد مطرح می‌شد مورد حمایت طیفی از نمایندگان اصولگرای مجلس قرار نمی‌گرفت؛ همان‌هایی كه امروز دولت را به بی‌توجهی به مسأله حجاب متهم می‌كنند.

نكته دوم این است كه وقتی مشكلی در بستری از تاریخ شكل می‌گیرد، نباید آنی، مقطعی و سلبی با آن برخورد كرد بلكه باید ریشه‌های شكل‌گیری و آسیب‌های واقعی آن را احصا كرد و مواجهه‌ای منطقی و معقول با آن داشت. بویژه وقتی سخن از مسأله‌ای فرهنگی - اجتماعی به میان می‌آید، تاكید می‌شود كه با این مسائل باید مواجهه‌ای فرهنگی و در بستر مناسبی از جامعه داشت نه برخوردی فیزیكی، قهری و سلبی.

 

این همان نكته‌ای است كه در نشستی كارشناسی با موضوع عفاف و حجاب در مركز بررسی‌های استراتژیك ریاست جمهوری بر آن تاكید شد. چنین تاكیدی نه فقط از سوی دولتی‌های فعلی بلكه از سوی كارشناسان مختلفی كه از طیف‌های مختلف فكری در این نشست حضور یافته بودند، مطرح شده است.

حسام‌الدین آشنا در این‌باره می‌گوید: «تغییرات فرهنگی محصول تحولات عمیقی هستند که به مرور زمان حاصل می‌شوند و نتیجه 10 ماه و یک سال عملکرد دولت‌ها نیستند. با این حال برخی می‌کوشند از این تحولات به اهداف سیاسی برسند و این بدترین شکل مواجه شدن با مسأله‌ای اجتماعی است. هرگونه بزرگنمایی مسأله هم مانع دیدن واقعیت‌ها می‌شود. بهتر است برای بررسی چنین مسائلی، منطق علمی و تخصصی رشته‌هایی که می‌توانند چنین پدیده‌هایی را مطالعه کنند بپذیریم و از مواجهه سیاسی با مسأله اجتناب شود.»

مشاور فرهنگی روحانی همچنین با بیان اینکه "مشکل عمیق‌تر از آن است که با یک قانون یا تقسیم کار اداری و بصورت دستوری از بالا به پایین حل شود"، افزود: «عملکرد صداوسیما در ساختن انگاره‌های مناسب در مورد یک زن متدین و اجتماعی بسیار قابل مناقشه است و متأسفانه صداوسیما با وجود نقش انحصاری و بی‌بدیل خود، مسئولیت چندانی در قبال الگوسازی از زن ایرانی متدین، موفق و اجتماعی نپذیرفته است.»

این نكته‌ای است كه بسیاری دیگر از كارشناسان بر آن تاكید می‌كنند؛ اینكه تنها وزارتخانه‌های كشور و ارشاد مسئول موضوع حجاب نیستند بلكه سازمان و نهادهای زیادی در كشور وجود دارند كه از بودجه‌های كلان ارتزاق می‌کنند اما پاسخگو نیستند و البته جمعی از نمایندگان مجلس كه دلواپس موضوع حجاب هستند نیز تمایلی به پرسش از این دستگاه‌ها ندارند.

به جز تفاوت آشكاری كه رفتار امروز برخی نمایندگان مجلس و البته برخی دیگر از افراد و گروه‌هایی كه امروز از وضعیت حجاب و عفاف جامعه ابراز نگرانی می‌كنند، با گذشته دارد و گویی تازه امروز با این موضوع مواجه شده‌اند، رفتار دولت یازدهم نیز با رفتار دولت‌های نهم و دهم در زمینه فرهنگ و بویژه مسأله حجاب، تفاوت قابل توجهی دارد.

در سال‌های اخیر آنقدر به مسأله فرهنگ كم‌توجهی شد كه حتی مقام معظم رهبری یكی از ضعف‌های اصلی دولت وقت را همین مسأله عنوان كردند. هر از گاهی هم كه درباره موضوع عفاف و حجاب و بی‌توجهی دولت به قوانین موجود در این زمینه صحبت‌هایی می‌شد، احمدی‌نژاد با همان روش‌همیشگی خود دست به فرافكنی‌هایی می‌زد تا از موضوع، از مسیر اصلی خود خارج شود.

بدین ترتیب مردم از سویی گسترش برخوردهای سلبی - هم در سطح و متن جامعه و هم در محیط‌هایی نظیر دانشگاه‌ها - را شاهد بودند و از سوی دیگر سخنان متفاوت رئیس‌جمهور وقت و البته مشایی را درباره عفاف و حجاب می‌شنیدند. گنجاندن «زنان خیابانی» در طیف بدحجاب‌ها، استفاده از تعبیر «مانكن‌های خیابانی» و بیان این ادعا كه برخی از زنان و دختران برای اینكه با وضعی نامناسب در خیابان‌ها حاضر شوند، پول می‌گیرند، تنها بخشی از منظومه فكری احمدی‌نژاد درباره حجاب بود.

 

امروز اما به نظر می‌رسد كه دولت فعلی با این موضوع مواجهه متفاوتی دارد. امروز به جای تفکر قبلی، رئیس‌جمهور نه تنها چنین خلط مباحثی را انجام نمی‌دهد بلکه معتقد است: «عفیف بودن چیزی فراتر از حجاب داشتن است. به نظر من اگر زنی یا مردی حجاب رسمی مدنظر ما را رعایت نکند، عفیف بودنش زیرسوال نمی‌رود. قبل از انقلاب زنان زیادی در جامعه ما حجاب نداشتند ولی آیا انسان‌های عفیفی نبودند؟ هشدار می‌دهم که حجاب را عین عفاف ندانیم. زنان زیادی از جامعه ما حجاب مطلوب قانون را ندارند ولی عفیف هستند. عفت شاخص‌های زیادی دارد کما این‌که می‌توان کسانی را هم یافت که ظاهر مطابق قانون دارند و حجاب دارند ولی اصول عفت را رعایت نمی‌کنند. بنابراین تاکید ما باید بر عفت باشد.»

هم شخص رئیس‌جمهور و هم برخی معاونان، مشاوران و وزرای دولت وی بارها بر چند نكته تاكید كرده‌اند؛ اول اینكه نباید در برخورد با موضوع حجاب و عفاف، برخورد امنیتی و انتظامی را اولویت قرار داد، دوم اینكه این موضوع باید بصورت ریشه‌ای بررسی شود نه سطحی، سوم اینكه بسیاری از معضلات فرهنگی جامعه ریشه در وضعیت اقتصادی خانواده‌ها دارد پس اقتصاد برای خدمت به فرهنگ اولویت دارد. مورد اخیر، موضوعی است كه در نامگذاری امسال نیز بصورت تلویحی بدان اشاره شده است.

روحانی در این رابطه می‌گوید: «باید ببینیم عفت را چه چیزی تهدید می‌کند. به نظر من عفت مردم ما را فقر اقتصادی و ناتوانی در ازدواج، بیشتر تهدید می‌کند تا رعایت حجاب مطابق استانداردهایی که عده‌ای دوست دارند و تعریف کرده‌اند.»

البته درباره یکی از موضوعاتی که از جمله نمودهای اصلی نوع برخورد با مسأله حجاب محسوب می‌شود، یعنی گشت ارشاد، لااقل در مقام سخن، بین دو رئیس‌جمهور پیشین و فعلی قرابت‌هایی وجود دارد. احمدی‌نژاد گفته بود با گشت ارشاد مخالف است و البته روحانی پا را فراتر گذاشت و گفت و که اساساً اهل فرهنگ نیازی به گشت ارشاد ندارند.

در مقام عمل اما تفاوت‌هایی را می‌توان یافت؛ از جمله اینکه به دلیل رویکرد فرهنگی دولت یازدهم در مومضوع حجاب، گشت ارشاد عملاً در حاشیه‌ای از‌ اهمیت قرار گرفته و اصل موضوع عفاف و حجاب تبدیل به متن شده است.

نفس اینكه مواجهه فرهنگی جای برخورد غیرفرهنگی را بگیرد، امری قابل تقدیر خواهد بود و به نظر می‌رسد دولت توان خود را بر این موضوع گذاشته است- که دولت باید در این میان مراقب جریان های تندرو و آسیب زا که مغایر نظرات دولت هستند یا می خواهند از شعار اعتدال آن سو استفاده کنند باشد- كه با شكل‌دهی یك اجماع كلی بین تفكرات مختلف، این كار قابل تقدیر را انجام دهد اما قدر مسلم در این مسیر همراهی نمایندگان مجلس، نیروی انتظامی و نهادهای فرهنگی نیز حیاتی است.



شنبه بیست و یکم تیر 1393

صدای خاموش

 
در بخش نخست این مطلب در مورد گوشه‌ی کوچکی از بلاهایی که نوشابه و در رأس آن کوکاکولا سر بدن می‌آورد صحبت کردیم. نه غرض‌ورزی در کار است و نه زیرآب زنی...
 
نوشابه

 دغدغه‌ی ما فقط و فقط سلامتی است و بس. سلامتی پدران و مادران و فرزندان این خاک و البته همه‌ی آن‌هایی که محبت کرده مطالب ما را می‌خوانند و لطف کرده آن را به گوش بقیه می‌رسانند. مطالبی که گفتیم و در این قسمت هم خواهیم گفت برگرفته از یک سایت معتبر فرانسوی است که روی مضرات نوشابه و اختصاصا برند کوکاکولا تمرکز کرده و فارغ از هر نوع حب و بغضی هر آنچه از دل پژوهش‌ها برآمده را گفته است. ما هم دلمان نیامد شما را از دانستن برخی وقایع بی‌نصیب بگذاریم. چون می‌دانیم در ایران نوشابه‌ها به خصوص در بین نوجوانان و جوانان طرفداران پر و پاقرص زیادی دارند.

در این قسمت وقایع دیگری را برملا می‌کنیم. تصمیم نهایی باشماست که بی‌رویه به مصرف این نوشیدنی مضر ادامه دهید و یا اینکه کلاهتان را قاضی کنید و تغییری در عادت‌های غذایی‌تان بدهید. لطفاً مثل همیشه با ما باشید.

نوشابه‌ها و در رأس آن کوکاکولا ادعایی دارند مبنی بر تولید نوشابه‌های لایت که ترکیباتشان بی‌ضرر نیست. کوکاکولای لایت حاوی آب گازدار، E150D ، E952 ،E951 ،E950 ،E338 ،E330 ،E211 و معطرکننده هاست. به طور خلاصه نگاهی به این ترکیبات می‌اندازیم:

 

آب گازدار: آبی جوشان است که باعث افزایش ترشحات گاستریک (گوارشی) شده و اسید ترشحات معده را بیشتر می‌کند در نتیجه باعث نفخ هم می‌شود.

 

E150D: نوعی رنگ خوراکی که همان کارامل است اما در ترکیب با سولفید آمونیوم.

 

E952: همان سیکلامات سدیم است. نوعی افزودنی شیمیایی و جایگزین قند. سیکلامات یک ترکیب شیمیایی است با طعمی 200 برابر شیرین تر از قند که به عنوان شیرین‌کننده‌ی مصنوعی استفاده می‌شود. در سال 1969 سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) استفاده از سیکلامات سدیم را غیرقانونی اعلام کرد به خاطر اینکه باعث ابتلای موش‌های آزمایشگاهی به سرطان مثانه شده است. این ممنوعیت در سال 1975 در ژاپن، کره‌ی جنوبی و سنگاپور نیز اعمال شد؛ اما در سال 1979، سازمان جهانی سلامت بدون دلیل قانع‌کننده ای‌ مصرف سیکلامات را دوباره مجاز اعلام کرد که در حقیقت موجب شگفتی متخصصان شد.

 

E951: همان آسپارتام یا شیرین‌کننده‌ی مصنوعی و جایگزین قند برای دیابتی‌ها. ترکیبی که از نظر شیمیایی ناپایدار است و در دمای بالا به متانول و فنیل آلانین تجزیه می‌شود. باید بدانید که متانول برای سلامتی خطرناک است. 5 تا 10 میلی‌لیتر آن می‌تواند باعث تخریب عصب بینایی و نابینایی غیرقابل‌برگشت شود. به گزارش مرکز بین‌المللی مطالعات سرطانی فرانسه، در نوشیدنی‌های گازدار ولرم، آسپارتام به فرمالدهید تجزیه می‌شود که سرطان‌زای محض است. البته مضرات این ترکیبات به همین جا ختم نمی‌شود. اگر هنوز قانع نشده‌اید باید بگوییم که این ترکیبات می‌توانند علائم دیگری مانند سردرد، خستگی، سرگیجه، حالت تهوع، لکنت زبان، چاقی، تحریک‌پذیری، اضطراب، از دست دادن حافظه، مشکلات بینایی، درد مفاصل، افسردگی و غیره نیز ایجاد کنند. تومورهای مغزی، ام‌اس، صرع، خستگی مزمن، بیماری آلزایمر، دیابت و غیره نیز از ارمغان‌های شوم آسپارتام موجود در این نوشیدنی‌ها می‌باشد.

 

E950: آس سولفام پتاسیم است. 200 برابر شیرین تر از شکر. این شیرین‌کننده حاوی متیل اتر می‌باشد که عملکرد سیستم قلبی عروقی را به هم می‌ریزد. این ترکیب همچنین حاوی اسید آسپارتیک است که روی سیستم عصبی تأثیر منفی می‌گذارد و در طولانی مدت اعتیادآور است. برای همین هم نوشابه خورهای قهار روز به روز بیشتر به سمت این نوشیدنی می‌روند و به هیچ عنوان حاضر به دل کندن از آن نیستند. آس سولفام به سختی حل می‌شود و مصرف آن برای کودکان و زنان باردار توصیه نمی‌شود.

امیدواریم تا اینجای مطلب خسته نشده باشید. فقط سه ترکیب مهم دیگر باقی مانده است که مطالعه‌ی آن خالی از لطف نیست:

 

E338: همان ارتوفسفریک اسید است که می‌تواند باعث حساسیت و خارش پوست و چشم‌ها شود. این ترکیب برای تولید اسید فسفریک آمونیاک، سدیم، کلسیم، آلومینیوم و همچنین برای تولید کربن چوب و نوار کاست های قدیمی استفاده می‌شود. البته موارد مصرف دیگر دارد که صنعت نساجی و نفت را نیز شامل می‌شود.

در صنایع غذایی از ارتوفسفریک اسید برای تولید آب گازدار و همچنین مواد اولیه‌ی شیرینی‌پزی استفاده می‌شود. یکی از عمده مضرات این ترکیب اختلالی است که در جذب کلسیم و آهن به وجود می‌آورد برای همین هم باعث تضعیف بافت استخوان‌ها شده و احتمال پوکی استخوان را بالا می‌برد. از عوارض جانبی آن می‌توان به عطش و آسیب‌های پوستی اشاره کرد.

 

E330: اسیدسیتریک معروف که به طور گسترده در طبیعت وجود دارد و در صنعت داروسازی و صنعتی غذا و کشاورزی استفاده می‌شود. از املاح معدنی اسیدسیتریک به عنوان نگه‌دارنده‌ها و غیره استفاده می‌کنند. در حوزه‌ی پزشکی برای نگهداری از خون استفاده می‌شود.

 

E211: بنزئات سدیم است که در تولید برخی از محصولات غذایی به عنوان ماده‌ی ضدباکتری، ضد کپک و ضدقارچ استفاده می‌شود. این ترکیبات بیشتر در مرباها، آب میوه‌ها، ماست‌های میوه ای به کار می‌روند. بنزئات سدیم برای افرادی که به آسم مبتلا هستند و همچنین افرادی که به آسپرین حساسیت دارند توصیه نمی‌شود.

نتایج پژوهشی که در دانشگاه شفیلد انگلستان انجام‌شده نشان می‌دهد که E211 باعث آسیب‌های جدی به DNA می‌شود. این مسئله هم می‌تواند به بیماری‌هایی مانند پارکینسون منجر شود.

 

ترکیبات معطر کننده: افزودنی‌های معطری هستند که اثرات آن‌ها تا حدودی ناشناخته است.

 

آسیب‌هایی که نوشابه‌ی محبوب قلب‌ها به سلامتی می‌زند

نمی‌خواهیم مته به خشخاش بگذاریم. بدون شک نوشیدن هر از گاهی نوشابه سلامتی را کن فیکن نمی‌کند. منظور ما از بیان جز به جز این مطالب نهیب زدن به افرادی است که نوشابه را مانند آب خوردن سر می‌کشند. بدانید و آگاه باشید که مصرف زیاد نوشابه‌ها و کلاً نوشیدنی‌های گازدار یکی از عوامل اصلی چاقی در سراسر جهان است. نتایج پژوهش‌ها نشان می د هد که ارتباط مستقیمی بین مصرف نوشابه و چاقی کودکان وجود دارد. به عقیده‌ی همین محققان هر میزان نوشابه‌ی اضافی که در طول دو سال نوشیده می‌شود خطر ابتلا به چاقی مفرط را به میزان 60 درصد افزایش می‌دهد.

مصرف زیاد نوشابه خطر ابتلا به دیابت نوع 2 را به میزان 85 درصد افزایش می‌دهد.

متأسفیم از اینکه می‌گوییم نوشابه خورها خطر ابتلا به سرطان را به جان خریده‌اند. به خاطر اینکه محققان در اکثر نوشابه‌هایی که بررسی کرده‌اند وجود بنزن را به اثبات رسانده‌اند. این ترکیب سرطان‌زاست. البته در معرفی ترکیبات آسیب‌های دیگر این نوشیدنی‌ها مانند خطر پوکی استخوان، بیماری‌های عصبی مانند پارکینسون و غیره نیز اشاره شده است.

اگر با تمام گفته‌هایمان هنوز نمی‌توانید زندگی و میز غذا را بدون نوشابه تصور کنید این چند سطر آخر مخصوص خودتان است:

با عرض احترام به نوشیدنی مورد علاقه‌ی شما اما باید بدانید که توزیع‌کننده‌های کوکاکولا در خود آمریکا از این نوشیدنی برای تمیز کردن موتور کامیون‌های خود استفاده می‌کنند. البته این که خوب است. پلیس آمریکا همیشه چند شیشه کوکاکولا در ماشین خود دارد. البته نه برای نوشیدن. برای شستن خون‌های ماسیده شده در جاده‌ها بعد از تصادفات رانندگی.

نوشابه

پاک کردن لکه‌های سطوح زنگ‌زده‌ی روی ماشین‌ها یکی دیگر از موارد استفاده‌ی کوکاکولاست. شما هم می‌توانید روی باطری ماشینتان یک شیشه کوکاکولا بریزید. خواهید دید که دیگر خبری از خوردگی باطری نخواهد ماند.

از کوکاکولا برای تمیز کردن پیچ و مهره‌های زنگ‌زده هم زیاد استفاده می‌کنند. برای این کار یک تکه کهنه را به این نوشیدنی آغشته کرده و به مدت چند دقیقه روی پیچ‌ها می‌پیچند.

در برخی دیگر از کشورها از کوکاکولا برای لکه بری لباس‌ها استفاده می‌شود. به این ترتیب که آن را روی لباس‌های کثیف ریخته و پودر اضافه کرده و ماشین را روشن می‌کنند. به همین سادگی.

در همین کشور هند خودمان از کوکاکولا به جای آفت‌کش‌ها استفاده می‌کنند تا دفع حشره کنند. به خاطر اینکه این نوشیدنی‌ها خیلی ارزان تر از سم‌های کشاورزی است و نتیجه‌ی دلخواهی نیز دارد.

اگر هنوز هم قانع نشدید بدانید که با عرض معذرت از این نوشیدنی برای تمیز کردن کاسه توالت، لکه‌های چربی، ماهی‌تابه‌های سوخته، سکه‌های فلزی زنگ‌زده و کابینت‌های آشپزخانه نیز استفاده می‌شود. اگر روزی خدای نکرده آدامس به موهای خودتان یا فرزند دلبندتان چسبید هول نکنید چون می‌توانید بدون کشیدن موها به راحتی آن را با کوکاکولای عزیز از روی موها جدا کنید.

 

حرف آخر اینکه

بدون شک نه من به عنوان نگارنده‌ی این متن و نه هیچ یک از اعضای تبیان نمی‌توانیم در برابر غول‌های صنعتی نوشابه‌سازی آن هم کوکاکولا کاری انجام دهیم. تنها کاری که از دست ما برمی آید اطلاع‌رسانی است. شما خودتان باید با درایت جلوی مصرف بی‌رویه خود و اعضای خانواده‌تان را بگیرید وگرنه مطمئن باشید تولیدکننده‌های این نوشیدنی‌ها از سودهای کلانشان به خاطر سلامتی من و شما چشم‌پوشی نخواهند کرد. در نهایت اینکه الهی همیشه سالم و تندرست باشید.



دوشنبه شانزدهم تیر 1393

صدای خاموش

 

کودکی که دو سر دارد اما سر دوم او روی گردنش نیست این عکس حتما حس شما را

عوض خواهد کرد

 

 

نوزاد دو سر

"خدا دیگر خسته شده ام" های ما با مشاهده چنین صحنه هایی از رنگ و رو می رود.

تا نباشد چنین صحنه هایی خدا را نمی بینیم هزاران نشانه ای که از او در ما و اطرافمان هست اما گویا او فقط در مشکلات است که به چشممان می آید و هیچ سهمی در خوشی هایمان ندارد و چه دیر می گوییم خدایا شکرت

شکر برای چه؟! برای پولی که دیگران به دستمان می رسانند و سلامتی که در اثر ورزش و تغذیه سالم به دست می آوریم! و بچه ای که دکتر آن را سالم به این دنیا می آورد!  چه بندگان ناشکری هستیم

خدایا گمانم تو خسته شده ای از این همه بی توجهی ما اما به رویمان نمی آوری اگر ما جای تو بودیم با خود چه می کردیم اما تو مهربانی؛ از تو می خواهیم هیچگاه ما را به چنین اتفاقاتی امتحان نکن که طاقت ما چون دیوار ایمانمان به تو کوتاه است

ما چون این کودک، در ایمان و توکل به تو نقص داریم و جز تو هیچ کس درد ما را نمی داند و توان درمانش نیست که تو "علی کل شی شهید" ی و ما را کفایت خواهی کرد.



دوشنبه شانزدهم تیر 1393

صدای خاموش

 
موحدان نه تنها هیچ یک از قوانین قطعی علوم را انکار نمی‌کنند، بلکه از همه آنها به یاد خدا می‌افتند و به حساب و کتاب داشتن عالم و به یاد مرگ و به یاد حقیقت داشتن آخرت و نابود نشدن اعمال خیر و شر خود.
خدا در سوره فرقان این افراد را با این بیان ستوده است.

 "آیه" کلمه‌ای قرآنی و پرکاربرد می‌باشد که در فارسی می‌توانیم آن را معادل نشانه بدانیم اما تأثیراتی که توجه و تفکر درباره آیات به ما گوشزد شده، به حدی وسیع است که تفکر فراوان درباره آن سزاوار است.

در اینجا می‌خواهیم اندکی درباره معنای لغوی و منظور قرآن از این کلمه بیندیشیم.

معنای اصلی آیه، همان علامت و نشانه است، معانى دیگر این کلمه همگی به همین معناى اصلى باز می‌گردد.

به قسمتى از كلمات قرآن كه از محلّى آغاز و به مقطعى ختم می شود آیه گوئیم ؛ زیرا كه آن از نشانه‏هاى خداوند است و بشر از آوردن نظیر آن عاجز می باشد.

موجودات عالم را از آن جهت آیات اللَّه می گوئیم كه نشانه‏هاى وجود خدا و صفات او هستند. آیه در قرآن به معنای معجزه و نشانه مهم نیز به کار رفته است.(1)

به طور کلی می‌توان گفت که آیه با عبرت در ارتباط است. آیه چیزی است که پس از عبور از ظاهرش باید به عمق آن رسید و معنای اصلی را کشف کرد. مثلاً دنبال هم شدن روز و شب در نظر خدا آیه است. در سوره بقره این "آیه" در کنار برخی آیه‌های دیگر ذکر شده است:

إِنَّ فی‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتی‏ تَجْری فِی الْبَحْرِ بِما یَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فیها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ وَ تَصْریفِ الرِّیاحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ (2)

در اینجا خدا کسانی را وصف فرموده است که عقل خود را به کار می‌بندند. آنان کسانی هستند که از این امور نشانه و علامت و عبرت می‌گیرند:

خلق آسمانها و زمین – دنبال شدن شب و روز – کشتی که در دریا به نفع مردم در جریان است – آب بارانی که از آسمان فرود می‌آید و زمین مرده را زنده می‌کند – جنبندگان زمین – وزیدن بادها – ابرهای معلق میان آسمان و زمین.

مسأله آیه، به حدی بزرگ و مهم است که خدا حتی به دسته بندی آیه‌ها هم اقدام کرده است. برخی آیات را مرتبط با اهل تفکر، برخی را مرتبط با اهل علم، برخی را مرتبط با اهل یقین و ... معرفی می‌کند. (برای فهم این موضوع تفکر در آیات سوره روم سودمند است.)

آیه‌های درونی و آیه‌های بیرونی

اما اگر کسی نخواهد از دنیای بیرون از خودش درس بگیرد، باز هم نشانه‌های فراوانی در درون خودش نهاده شده است. خدا در قرآن به ما از نشانه‌های موجود در آفاق(یعنی کرانه های بزرگ هستی) و نشانه‌های موجود در انفس(یعنی در درون خود ما) خبر داده است:

به زودی نشان خواهیمشان داد آیاتمان را در افق ها و در خودشان تا اینکه بدانند که او حق است ، این آیه در سوره فصلت قرار دارد:

سَنُریهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ یَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهیدٌ (3)

 

توجه به نشانه‌ها در مقابل عبور کورمآبانه از کنار آن

به همین مثال های آیه، از سوره بقره باز می‌گردیم.

کدام یک از ماست که هزاران شب و روز از عمر او نگذشته باشد؟ هیچ نسیم یا بادی به صورتش نخورده باشد؟ زنده شدن گیاهان در بهار را ندیده باشد؟... همه این امور در نظر ما ساده و بدیهی است.

شاید ابلهانه بنماید که در عمق شب و روز بیندیشیم. اگر کسی را مشغول تفکر در شب و روز ببنیم، ممکن است به او بخندیم یا نسبت حماقت بدهیم در حالیکه قرآن نگاهی کاملاً برعکس به این قضیه دارد. از نظر قرآن کسانی که عقل خود را به کار انداخته باشند، این قدرت را پیدا می‌کنند که به این امور توجه کنند و از آنها به یاد خدا بیفتند.

توکل

علمی که به خدا نزدیک می‌کند، علمی که از خدا دور می‌کند

تا اینجا واضح شد که توجه به طبیعت بیرونی و طبیعت درونی، ما را به یاد خدا نزدیک می‌کند.

در میان مردم عده‌ای هستند که با صرف وقت در کسب علوم تجربی، در راه شناخت طبیعت دقیق و ریزبین می‌شوند. بسیاری از این دانشمندان، هرچه داناتر می‌شوند، تحیرشان نسبت به پیچیدگی و نظم بی‌منتهای عالم بیشتر می‌شود و حالت خشوع نسبت به خدا پیدا می‌کنند؛ اما عده‌ای از دانشمندان، تنها به کسب اصطلاحات و یافتن دلایل سطحی و کشف قوانین می‌پردازند و در این مرحله باقی می‌مانند و نگاه درونشان راهی به سوی باطن عالم و یاد خدا پیدا نمی‌کند.

آمد و شد روز و شب، وزش بادها، حرکت کشتی ها و زنده شدن گیاهان در بهار، آنها را تنها به یاد حرکت وضعی کره زمین و اختلاف درجه حرارت و قانون ارشمیدس و قوانین زیست شناسی می‌اندازد و برای هر امری به دنبال یک قانون تجربی می‌گردند.

 

تیزبینانی که کور هستند

در مقابل آنها، موحدان نه تنها هیچ یک از قوانین قطعی علوم را انکار نمی‌کنند، بلکه از همه آنها به یاد خدا می‌افتند و به حساب و کتاب داشتن عالم و به یاد مرگ و به یاد حقیقت داشتن آخرت و نابود نشدن اعمال خیر و شر خود.

خدا در سوره فرقان این افراد را با این بیان ستوده است: آنانکه هرگاه به یاد نشانه‌های خدا انداخته شوند، در برابر آن به حالت کوری و کری نمی‌افتند:  وَ الَّذینَ إِذا ذُكِّرُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْها صُمًّا وَ عُمْیاناً (4) یعنی قرآن به ما می‌گوید که بسیاری از مردم در مواجهه با آیه‌های الهی کور و کر هستند.

 

نشانه‌هایی که خدا از درون خودمان به خودمان نشان می‌دهد

از آیه 53 سوره فصلت آموختیم که همه نشانه‌های خدا در بیرون ما نیستند؛ بلکه بعضی از نشانه‌ها را هم خدا در درون خود ما قرار می‌دهد(آیات انفسی):

سَنُریهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ یَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهیدٌ

یعنی اتفاقاتی در جسم و روحیه خود بر اثر زمان مشاهده می‌کنیم که حقانیت خدا برای ما عملاً ثابت می‌شود. بنابراین اگر انسان لجوجی نباشیم، حتما با گذشت زمان، نشانه‌های الهی را در درون و بیرون خود مشاهده خواهیم کرد.

 

سوال خدا از ما

در انتهای این آیه، خدا یک سۆال را از پیامبر پرسیده است که مطابق قانون "به در بگو تا دیوار بشنود" مخاطب این سوال خود ما هستیم:

آیا کافی نیست که پروردگارت بر هر چیزی دیدنی است؟

پاسخ این سوال را زمانی می‌توانیم بدهیم که به نشانه‌ها توجه کنیم و از کنار امور کوچک و بزرگ، به سادگی نگذریم، مگر آنکه متوجه نشانه‌ بودن آنها بشویم. اگر اشیاء را به صورت صرف همان اشیاء‌ ببینیم، در نگاه خود دچار کوتاه بینی و سرسری عبور کردن شده‌ایم. این نحوه نگاه به عالم، میان انسان های مومن و کافر و حتی حیوانات مشترک است.

بنابراین پاسخ سوال خدا از ما این است: چرا کافی است.‌ پروردگارا تو در همه چیز، دیدنی هستی و به قول باباطاهر:

به صحرا بنگرم صحرا تو بینم                   به دریا بنگرم دریا تو بینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت              نشان روی زیبای تو بینم

 

طلوع مجدد این آیه با ظهور خورشید دوازدهم

در روایات آمده که قرآن همانند خورشید و ماه در جریان است، یعنی هر روز و شب حرف نو و مصداق نویی پیدا می‌کند(5) این طلوع هر چند روزانه درباره کل قرآن رخ می‌دهد، به شکل ویژه‌ای در هنگام ظهور حضرت مهدی علیه السلام درباره آیه فوق نیز رخ خواهد داد.(6)

مطابق روایات، در هنگام ظهور حضرت‌، نشانه‌های بیرونی و نشانه‌های درونی به حدی برای مردم پیدا می‌شود که برای کسانی که حق طلب باشند جای شکی باقی نمی‌گذارد.

 

پی نوشت ها:

1. قاموس قرآن ذیل ماده آیه

2. سوره بقره، آیه 164

3. سوره فصلت، آیه 53

4. سوره فرقان، آیه 73

5. وسائل الشیعه، ج27، ص196

6. کافی،‌ج8، ص166و381



شنبه چهاردهم تیر 1393

صدای خاموش

 
وقتي صحبت از خانه مجردي است ذهن‌ها بيشتر چند جوان يه‌لاقبا را تصور مي‌کنند که به دلايل مختلف گرد هم آمدند. خانه‌هايي که معمولا بي‌نظم و سامان هستند و به دنبال تجربه استقلال تشکيل شده‌اند و مهمان‌هاي مجرد و همسان نيز در آن برو بيا دارند معمولا همسايه‌ها از اين خانه‌ها شاکي هستند.

اما در ميان انواع خانه‌هاي مجردي در کلان‌شهرها خانه‌هايي هم وجود دارد که نه تنها مجهز به تمام امکانات است بلکه شرايط رفاهي بالاتر از متوسط خانه‌هاي مرسوم جامعه دارند.

اين خانه‌ها بيشتر در اختيار ميانسالان پولدار کلان‌شهرها است. ميانسالان پولداري که در کنار خانه خانوادگي خود خانه‌اي براي جمع‌هاي دوستي خود برپا کرده‌اند. معمولا خانواده فرد از وجود اين خانه‌ها بي‌خبرند. اين خانه‌ها برای همسايه‌ها مانند خانه‌هاي مجردي چندان دردسری ندارند.

البته در سال های اخیر به دلیل زیاد شدن طلاق ،خانه های مجردی تنها مخصوص میان سالان پولدار یا جوانان دانشجو نیست، بسیاری از زوج های جوان  و میانسال که در زندگی مشترک خود شکست می خورند، دیگر تمایلی به زندگی با خانواده نشان نمی دهند و به  خانه های مجردی روی می آورند.

بر اساس آمار نیز مقایسه نسبت خانوارهای تک‌نفره از کل خانوارهای موجود در کشور نشان می‌دهد پس از طی یک روند نزولی در نسبت مذکور، از سال 1370 درصد خانوارهای تک‌نفره رو به افزایش نهاده و در سال 1390 به میزان قابل توجه 7/1 درصد رسیده است.

  همچنین آمارها نشان می‌دهد میانگین نسبت قیمت مسکن به درآمد خانوارهای ایرانی پس از طی یک روند نزولی در دهه 70، از سال 1380 شروع به افزایش کرده و در سال 1392 به حدود سه‌برابر سال 1380 رسیده است.
 
بنابر گزارش نسبت قیمت مسکن (با 75مترمربع مساحت) به درآمد خانوار شهری کشور در دوره زمانی 1370 تا 1392 در بین مراکز استان‌ها در سال 1391، بالاترین نسبت قیمت مسکن به درآمد خانوارهای شهری مربوط به شهر تهران و شهر قم و همدان است و شهرهای یزد، اهواز و ایلام به‌ترتیب دارای کمترین نسبت قیمت مسکن به درآمد خانوار هستند.

 این بررسی همچنین نشان می‌دهد بالاترین نسبت قیمت مسکن به درآمد کشور (در شهر تهران) حدود سه‌برابر پایین‌ترین این نسبت (در شهر یزد) است.

 اطلاعات دریافتی از سامانه ثبت معاملات املاک کشور نشان‌دهنده افت مبایعات مسکن طی سال 92 نسبت به سال 91 است. هرچند در اواخر سال با مقاومت قیمت‌ها و همچنین زمزمه‌های اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها، تعویق خرید دارای هزینه ریسک بالا ارزیابی می‌شود که نتیجه آن افزایش تعداد مبایعات از بهمن‌ماه به این‌سو بود.  

همچنین در بازار اجاره نیز با وجود افزایش در نیمه اول سال 1392، نیمه دوم سال با ثبات قابل‌قبولی سپری شد؛ ضمن اینکه نرخ رشد نقطه‌ای با کاهش پیوسته مواجه شد.

به این ترتیب هر چند آمار خبر از گرانی مسکن دارد و هنوز هم تهیه مسکن برای بسیاری از بی خانه ها مشکل است اما بازار برای خانواده های تک نفره یا به عبارت دیگر زنان و مردان مجرد وضعیت بهتری دارد چرا که هم به خانه های کوچکتر و در نتیجه کم هزینه تری نیاز دارند و هم هزینه های زندگی آنها مانند یک خانواده چند نفره زیاد نیست .

دکتر محمد سالم، جامعه شناس در خصوص افزایش خانه های مجردی به شهر خبر می گوید: گسست نسل ها یکی از دلایل اصلی روی آوردن جوانان به خانه های مجردی است. جوان به دلیل عدم درک متقابل از سوی خانواده و عدم توانایی در ازدواج به فرار از خانه روی می آورد و به دنبال استقلال در خانه های مجردی است.

این جامعه شناس در خصوص خانه های مجردی میانسالان نیز تاکید می کند: بزرگترها هم به دلیل خستگی از مشکلات روزمره و عدم آرام شدن در محیط خانواده روی به جایی می آورند که کمی آرامش خیال داشته باشند. در واقع پیشرفت تکنولوژی و دور شدن اعضای خانواده از هم مهمترین دلیل روی آوردن به خانه های مجردی است.

سالم ادامه می دهد: افزایش طلاق، عدم تمایل به ازدواج مجدد و عدم توانایی جوانان به ازدواج به دلیل مسائل عمدتا اقتصادی از دلایل اصلی افزایش خانه های تک نفره به خصوص در کلان شهرها است.

با این تفاسیر معزل خانه های مجردی در کشور روز به روز جدی تر می شود و باید منتظر ماند و دید مسئولان می توانند در این خصوص اقدام مفیدی انجام دهند یا خیر؟



شنبه چهاردهم تیر 1393

صدای خاموش

 
 

حالا ما دعا می‌کنیم که خدایا این گروه از زنان و دختران جامعه‌ی ما را بپوشان! به تنشان لباسی بپوشان که واقعاً پوشاننده باشد نه آن که به عریانی‌شان بیفزاید....

بد حجابی

در روایت عجیبی از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌ و ‌آله‌ و‌سلم وارد شده است که دو  گروه از مردم وارد بهشت نمی‌شوند، یکی از این دو گروه زنانی هستند که در متن روایت اینطور وارده شده است: «کاسیات عاریات»که معنای آن این است: زنان پوشیده‌ی عریان. در روایت دیگری هم در کنار این عبارت، این عبارت هم آمده: « مائلات ممیلات»

اهالی تفسیر و ترجمه‌ی روایات برای این فهم این عبارت دچار مشکل شده‌اند. بعضی گفته‌اند که مقصود پیامبر صلی‌الله‌علیه‌ و ‌آله‌ و‌سلم اشاره به زنانی بوده است که از نعمت‌های الهی پوشیده هستند یعنی نعمت‌های خداوندی سراسر وجودشان را پوشانده ولی از شکر خداوند عریان‌اند یعنی اهل شکر و سپاس نیستند. بعضی دیگر گفته‌اند مقصود پیامبر زنانی بوده است که بعضی از اجزای وجودشان را می‌پوشانند و بعضی از اجزای تنشان را نمی‌پوشانند لذا از یک جهت پوشیده و از جهت دیگری عریانند. برخی گفته‌اند اشاره‌ی پیامبر به لباس‌های نازک و شفافی است که بعضی زنان می‌پوشند بنابراین لباس پوشیده‌اند اما درواقع چیزی نپوشیده‌اند. برخی هم می‌گویند احتمالاً در نقل روایت اشتباهی رخ داده و اصل روایت « کاسبات عاریات» بوده است یعنی زنانی که از راه عریانی و برهنگی کسب و کار می‌کنند. البته نمی‌توان براحتی گفت که کدام معنا درست است اما به نظرم اگر کسی امروز جامعه‌ی ما را می‌دید کاملاً منظور پیامبر صلی‌الله‌علیه‌ و ‌آله‌ و‌سلم را درک می‌کرد.

امروز ما در همین تهران عزیزمان (!)، با زنانی مواجه هستیم که اگرچه پوشیده‌اند اما درواقع عریان‌اند و بلکه گاهی انسان فکر می‌کند که اگر این لباس‌ها را نمی‌پوشیدند جلب توجهشان نسبت به مردان کمتر می‌بود! اتفاقاً این معنا را عبارت دوم روایت تایید می‌کند. چون میل‌مندانی که میل و شهوت را در دیگران تقویت می‌کنند هم دقیقاً همین گروه از زنان هستند.

اولین راه برای پوشیده‌شدن ازدواج است – البته اگر مردها غیرت گذشته را داشته باشند! – اتفاقاً در قرآن هم از زن و مرد به عنوان لباس هم یاد شده است: « هن لباس لکم و انتم لباس لهن ». یک شرط دیگر هم البته دارد و آن این است که زنان هم بپذیرند که مردشان، لباس آن‌هاست نه دستگاهی برای تولید پول و آزادی بی‌قید و شرط!

 

لازم نیست جای دوری برویم، همین میدانی که انسان گاهی تأسف می‌خورد که به نام حضرت ولی‌عصر نامیده شده است، یا انتهای همین خیابان در جایی که به نام چهارراه پارک‌وی شناخته می‌شود یا میدان ونک یا میدانی که باز هم به «نبوت» می‌شناسندش هرچند که بهتر است به همان «هفت حوض» خوانده شود و ... زنانی رفت و آمد می‌کنند که لباسی پوشیده‌اند اما برهنه‌اند و از برهنه بدترند چون همواره به اصطلاح رسانه‌ای‌ها، سکس پنهان از سکس عریان بدتر و تحریک‌کننده‌تر است. بی‌تعارف می‌گویم که مصداق بارز « کاسیات عاریات » همین مانتوهای بی‌دکمه و ساپورت‌هایی است که متأسفانه و در حالی که زنان متدین جامعه‌ی ما حتی از پوشیدن بعضی از این‌ها در خانه هم شرم می‌کنند، بعضی دیگر با افتخار و در خیابان‌ها می‌پوشند و ....

بخشی از این اتفاق، البته به سبب خود همان زنان است که تصمیم گرفته‌اند دین و ایمان مردان را بنابر آیه :« ان کیدکن عظیم » از بین ببرند و جامعه‌ی دینی را دچار مشکل کنند. به این گروه می‌توان رسانه‌ها و ماهواره‌ها را هم اضافه کرد؛ اما بخش مهم‌تری هم وجود دارد که به فعالان فرهنگی و دولت برمی‌گردد. به روحانیت و کسانی که قرار است دین خدا را تبلیغ کنند و کسانی که قرار است فرهنگ کشور را مدیریت کنند برمی‌گردد.

حالا ماییم و این عبارت دعای ماه رمضان؛ همان دعایی که وراد شده است که هر روز بعد از هر نماز بخوانیم اللهم اکس کل عریان». این دعا را معمولاً هر وقت می‌خوانیم احساس می‌کنیم که منظور دعا آدم‌ها بدبخت و بیچاره‌ای هستند که لباسی برای پوشیدن ندارند و حالا ما دعا می‌کنیم که خدا لباسی برایشان فراهم کند تا برهنه نمانند اما شاید یک معنای دیگر این عبارت اشاره به همین خانم‌های تهران باشد؛ یعنی از خدا می‌خواهیم که خدایا این گروه از زنان و دختران جامعه‌ی ما را بپوشان! به تنشان لباسی بپوشان که واقعاً پوشاننده باشد نه آن که به عریانی‌شان بیفزاید.

حالا بگذارید به یک  راه انسانی برای استجابت این دعا هم اشاره کنم: اولین راه برای پوشیده‌شدن ازدواج است – البته اگر مردها غیرت گذشته را داشته باشند! – اتفاقاً در قرآن هم از زن و مرد به عنوان لباس هم یاد شده است: « هن لباس لکم و انتم لباس لهن ». یک شرط دیگر هم البته دارد و آن این است که زنان هم بپذیرند که مردشان، لباس آن‌هاست نه دستگاهی برای تولید پول و آزادی بی‌قید و شرط!

خلاصه این که به نظرم امروز وقتی می‌خوانیم: اللهم اکس کل عریان ، دو تا دعای مهم توش هست: اول این که خدایا به زنان امروز ما پوشیدگی واقعی عنایت فرما و دیگر این که خدایا مجردها را هر چه زودتر به زمره‌ی متأهلین اضافه کن!

بنابراین هروقت دیدیم که یکی از زنانی که همیشه بی‌قید و بند لباس می‌پوشیده، امروز آراسته و پوشیده شده،  بدانیم که این دعایمان به هدف رسیده است . هم‌چنان که هر وقت صدای کاروان عروسی به گوشمان خورد می‌توانیم احساس کنیم که خداوند دعای ماه رمضانمان را شنیده و مستجاب کرده است.

یک پیشنهاد هم به پدر و مادرهایی دارم که می‌خواهند فرزندشان زودتر ازدواج کنند و آن این است که بر این عبارت دعا مداومت کنند و مدام بخوانند: اللهم اکس کل عریان....

 



پنجشنبه دوازدهم تیر 1393

صدای خاموش

 

 

دین

شیعیان در دوران غیبت امام مهدی (علیه السلام)، در شرایطی قرار می‌گیرند که زمینه پاکسازی و غربالگریشان فراهم می‌شود، روایات مبین آنند که دینداری در این عصر سخت و طاقت فرسا است، تا جایی که فقط مومنانی بر ایمان خود پا بر جا می‌مانند که در حفظ دینشان ثابت قدم باشند، به محبت اولیای الهی چنگ زنند، دوستان‌ خدا و اهل بیت (علیهم السلام) را دوست بدارند و از دشمنان‌شان برائت جویند.

پیغمبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله روزى در جمعی از اصحاب، دو بار فرمود:

خداوندا! برادران مرا به من بنمایان.

اصحاب عرض كردند: یا رسول اللَّه! مگر ما برادران شما نیستیم؟

حضرت فرمود: نه! شما اصحاب من می‌باشید، برادران من مردمى در آخرالزمان هستند كه به من ایمان مى‏آورند، با این‏كه مرا ندیده‏اند. خداوند آن‌ها را با نام و نام پدرانشان، پیش از آنكه از صلب پدران و رحم مادرانشان بیرون بیایند، به من شناسانده است. ثابت ماندن یكى از آن‌ها بر دین خود، از صاف كردن درخت خاردار (قتاد) با دست در شب ظلمانى، دشوارتر است. و یا مانند كسى است كه پاره‏اى از آتش چوب درخت (غضا) را در دست نگاه دارد. آن‌ها چراغ هاى شب تار می‌باشند، پروردگار آنان را از هر فتنه تیره و تارى نجات می‌دهد.[1]

در این قسمت، چند موردی که در روایات به عنوان عواملی موثر در سخت شدن دین داری در آخرالزمان، مفاد و زمینه‌های امتحان را فراهم می‌کند، بر می‌شماریم.

 

سخت شدن قلب

خداوند در قرآن می‌فرماید:

وَ لا یَكُونُوا كَالَّذینَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثیرٌ مِنْهُمْ فاسِقُون[2]‏

و مانند كسانى نباشند كه از پیش به آن‌ها كتاب داده شد و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا كشید، و دل‌هایشان سخت گردید و بسیارى از آن‌ها فاسق بودند.

بر اساس برخی روایات این آیه خطاب به شیعیانی است که در زمان غیبت حضرت مهدی (علیه السلام) به سر می‌برند، پس به ایشان هشدار می‌دهد که مانند امم گذشته نباشید که به ایشان کتاب آسمانی داده شد و چون میان آن‌ها و پیامبران فاصله افتاد و عمر‌های طولانی کردند و تنعم و راحتی یافتند و به آرزوهای دراز گرفتار شدند دچار غفلت شدند. همان غفلتی که نتیجه آن قساوت دل است و همان قساوت قلبی که ثمره‌اش فسق و گناه است. شیعیان هم آن گونه نباشند که چون زمان غیبت حضرت مهدی (علیه السلام) طولانی شد، به غفلت گرفتار شوند و دل‌هاشان سخت شود و در وجود حضرت مهدی (علیه السلام) تردید کنند و یا این که به فسق وگناه افتند.[3]

امام حسن عسکری (علیه السلام) در مورد غیبت فرزندش می‌فرماید: بر اثر طولانى بودن مدت غیبتش، دلها قساوت می‌گیرد و جز افرادى كه خداوند مهر ایمان بر دلشان زده و با امداد غیبى مۆید داشته است كسى در راه اعتقاد به وى ثابت نمی‌ماند.[4]

 

ترس از جان و مشکلات اقتصادی

خداوند در قرآن می‌فرماید:

وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ[5]

شما را امتحان می‏كنیم به چیزى از ترس و گرسنگى و كاستن مال و خطر جانى و ثمرات زندگى، و مژده بده به آن‌ها كه ثابت قدم هستند.

از امام جعفر صادق (علیه السلام) روایت شده است كه فرمود:

قبل از آمدن قائم، علاماتى براى امتحان مۆمنین خواهد بود. عرض كردم: آن‌ها چیست؟ فرمود: این امتحان كه خدا می‌فرماید: به چیزى از ترس؛ یعنی ترس (از دشمن)، گرسنگى (که بالا رفتن قیمتها است)، كاستن مال (که مشکلات سیستم‌های اقتصادی است)، خطر جانى (که مرگ شایع و زیاد است). و نقص ثمرات زندگى (که نیامدن باران است). پس در آن موقع به آن‌ها كه در عقیده به ما ثابت می‏مانند، مژده بده. آنگاه فرمود: این تأویل آیه است، و هیچ كس جز آن‌ها كه راسخ در علم هستند، تأویل قرآن را نمی‌داند.[6]

ظہور و قیامت کا انتظار!

سختی تشخیص حق از باطل

امام صادق (علیه السلام) در تبیین موقعیتی که شیعه در عصر غیبت در آن قرار می‌گیرد می‌فرماید: چگونه خواهید بود هنگامى كه نه امامى دارید كه شما را هدایت كند و نه علمى كه بعضى از مردم را از بعضى دیگر جدا سازد؟ در آن موقع از هم تمیز داده مى‏شوید و امتحان مى‏دهید و غربال خواهید شد.[7]

بنابراین مومنان در دوره سرگردانی و حیرت، چاره‌ای جز تمسک به قرآن و نصوص و اسناد رسیده از پیامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) را ندارند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) به امیرالمومنین (علیه السلام) می‌فرماید:

یا علی! عجیب‌ترین ایمان و قوی‌ترین یقین از آن قومی ‌در آخرالزمان است که پیامبر خدا را درک نکرده اند و امامشان هم غایب است و به سیاهی (نوشته شده) بر سپیدی (کاغذ) ایمان می‌آورند.[8]

همچنین به سبب پیچیدگی تشخیص حق از باطل و درهم‌آمیختگی آن دو، زمینه انحراف از دین به تمامی ‌فراهم است، امام باقر (علیه السلام) می‌فرماید:

اى شیعه آل محمّد! حتما باید پاك شوید همچون سرمه كه در چشم پاك مى‏شود كه آدمى داخل شدن سرمه را به چشمش می‌فهمد ولى نمی‌فهمد كى از چشم او بیرون می‌رود و این چنین خواهد شد كه مردى شب را به صبح می‌رساند در حالى كه بر جادّه امامت ما است و روز را به شب می‌رساند در حالى كه از راه راست خارج شده است و صبح را شب می‌کند در حالى كه بر جادّه امر ما است و شب را صبح می‌کند در حالى كه از راه خارج شده است.[9]

 

بی‌حرمتی به شیعیان

آن چه مسلم است این است که شیعه از بدو وجود و شکل‌گیری، همواره در شرایط سختی به سر برده و از طرف سایرین مورد تهدید و اهانت قرار گرفته‌اند. ضمن این که در شرایط جهان امروزی هم نمی‌توان منکر شد که شیعیان هیچ پناهی به غیر از اعتقادات راسخ خویش ندارند و نه تنها در جوامع بشری از مقبولیت فراگیر برخوردار نیستند، بلکه عکس این مورد صادق است، حضرت علی (علیه السلام) فرمودند:

[روزى بیاید] كه شیعیان مانند بز باشند كه شیر نداند دست روى كدام یك از آن‌ها بگذارد! یعنى عزت آن‌ها از دست رفته و كسى احترامى براى آن‌ها قائل نیست، و كسى را ندارند كه در كارهاى خود به وى پناه برند.[10]

 

اختلاف شیعیان

در زمینه اختلاف شیعیان در آخرالزمان از امام حسن مجتبى (علیه‏السّلام) روایت شده كه فرمود: این امر كه مردم انتظار آن را می‌كشند پدید نمی‌آید مگر بعد از آنكه بعضى از شما از بعضى دیگر بیزارى جویند و بعضى آب دهان به صورت دیگران بیاندازند، و یك دیگر را لعنت كنند و بعضى از شما بعضى دیگر را دروغگو بنامند.[11]

بنابراین از ویژگی‌های دیگر دوران غیبت حضرت مهدی (علیه السلام) اختلاف و چنددستگی شیعیان است که شرایط را برای دین داری و تشخیص راه حق از باطل مشکل‌تر می‌کند.

همچنین بر اساس روایات آن کس كه اندوه شیعیان خود را برطرف می‌كند، پس از فشار شدید و بلاى طولانى و بی‌تابى و ترس از دشمن خواهد آمد و شیعیانی که در این مدت با تحمل رنج‌ها و تکذیب بی‌دینان بر عقیده خویش ثابت بمانند مانند کسانی هستند که با شمشیر در رکاب رسول خدا جهاد کردند.

 

[1] . مجلسی، بحار الانوار، ج52، ص123و124.

[2] .سوره حدید،آیه 16

[3] .ر.ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، چاپ اول: تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1374 ش، ج23، ص340و341.

[4] . صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص 524، ح4.

[5] .سوره بقره،آیه 155.

[6] . حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج1،ص142و143.

[7] . صدوق، کمال الدین وتمام النعمه، ج2،ص 348، ح36.

[8] . صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج1، ص 288، ح 8.

[9] . نعمانی، کتاب الغیبه، ص 206و 207، ح12.

[10] . همان، ص192، ح1.

[11] . نعمانی، کتاب الغیبه، ص 206، ح 10.



پنجشنبه دوازدهم تیر 1393

صدای خاموش

 

 

موج ترویج آزادانه بی‌حجابی در فیسبوک و پس کوچه های شهرها دیده می شود. معلوم نیست چرا مسئولان فرهنگی کشور نه تنها واکنش قابل توجهی به ترویج بی‌حجابی نشان نمی‌دهند بلکه برخی سخنان دوپهلوی آنها باعث جسورتر شدن مخالفان، در ترغیب جوانان به فرهنگ غربی شده است.
 
بی حجابی یواشکی

فیس‌بوک، شبکه اجتماعی که دولتی‌ها از شخص حسن روحانی گرفته تا وزیر ارشاد و وزیر ارتباطاتش سعی در رفع فیلتر آن دارند و محمد جواد ظریف، هم پای ثابت آن است، این روزها ابزاری برای مبارزه با ارزش های اصیل ایرانی اسلامی شده است.

البته این شبکه اجتماعی پیش از این نیز در ماجرای فتنه 88 ماهیت خود را نشان داده بود و عناصر فتنه از طریق این شبکه که به موقع ماهیت ان کشف و فیلتر شد برنامه ریزی های فتنه گران را انتشار می دادند.

حالا اما با رشته شدن پنبه های فتنه گران مخالفان ایران و اسلام نوع دیگری از فتنه را در فیس بوک طرح ریزی کرده اند و آن هم ایجاد کمپین هایی است که با شعارهای جذاب غربی سعی در منحرف کردن جوانان ایرانی دارد تا بار دیگر ماهیت اصلی این شبکه اجتماعی بیش از پیش مشخص شود.

البته این شبکه اجتماعی پیش از این نیز در ماجرای فتنه 88 ماهیت خود را نشان داده بود و عناصر فتنه از طریق این شبکه که به موقع ماهیت ان کشف و فیلتر شد برنامه ریزی های فتنه گران را انتشار می دادند

مدت کوتاهی است که آغاز به کار کرده و بیش از 15 هزار طرفدار پیدا کرده است!

این کمپین با انتشار عکس چهره‌های شناخته‌شده گاه از بین طیف‌های سنتی جامعه ایران که اعلام می‌کنند با حجاب اجباری مخالفند، به فرهنگ سازی ضد حجاب می پردازد.

بی حجابی یواشکی

"نه به حجاب اجباری" بر روی پرچم جمهوری اسلامی ایران در سر در یکی از مدارس کشور

 

البته از این صفحات ضد ایران و اسلام در فیس بوک زیاد است.

به عنوان مثال به تازگی صفحه‌ای با نام "برابری زن و مرد" در فیس‌بوک فعال شده است که می خواهد قوانین حقوقی کشور را به چالش بکشد و از طریق اظهارات پر زرق و برق و جذاب برای جوانان ایرانی، قوانینی را که قرآن صراحتا به آنها پرداخته و از لطیفترین و عمیق ترین استدلال‌ها برای آن بهره گرفته است، زیر سوال می برند.

این در حالی است که بسیاری از جوانان ایرانی این روزها از طریق ماهواره، اینترنت، وایبر و تانگو بیش از پیش تحت هجوم فرهنگ غربی قرار دارند و تاثیر پذیری آنها نیز بالاتر رفته است اما هنوز کسی در کشور به فکر این تهاجمات گسترده که به نظر می رسد بعد از استعمار فیزیکی و استعمار اقتصادی، نشان از استعمار فرهنگی کشورهای اصیل و معتقدی چون ایران را دارد، نیست و در مقابل آن پز روشنفکری به حوزه حجاب نیز رسیده است!

این حملات بی وقفه به فرهنگی ایرانی ظاهرا برای ایجاد گسست میان جامعه ایرانی با فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی خود طرح ریزی شده تا از جوانان معتقد ایرانی جوانانی بی اعتقاد و بی انگیزه نسبت به ارزش‌ها بسازد. اما معلوم نیست چرا مسئولان فرهنگی کشور نه تنها واکنش قابل توجهی به این موضوعات نشان نداده اند بلکه برخی سخنان دوپهلوی آنها باعث جسورتر شدن مخالفان در ترغیب جوانان به سمت بی حجابی شده است.

اما ماجرا از چه قرار است؟

برای فراخوان و تبلیغ کمپین ضدارزشی آزادی های یواشکی، مسیح علی نژاد در برنامه "روی خط" شبکه صدای امریکا حاضر شد تا از این طریق طرح یادشده را تبلیغ و فراخوان عمومی خود را تکرار کند.

این حملات بی وقفه به فرهنگی ایرانی ظاهرا برای ایجاد گسست میان جامعه ایرانی با فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی خود طرح ریزی شده تا از جوانان معتقد ایرانی جوانانی بی اعتقاد و بی انگیزه نسبت به ارزش‌ها بسازد

یکی از این کمپین ها، کمپین «نه به حجاب اجباری» است که بنابراطلاعات منتشر شده در صفحه‌اش در فیس‌بوک، توسط گروهی از "دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران در اعتراض به حجاب اجباری و تاکید بر انتخاب آزادانه‌ی نوع پوشش"علی نژاد در معرفی این صفحه اعلام کرد که تمامی تصاویر موجود در این صفحه فیسبوکی را با اجازه بانوان صاحب عکس منتشر کرده است و تمامی افراد، خودشان با رضایت کامل عکس هایشان را برای مشارکت در کمپین ارسال نموده اند.

درست چند دقیقه بعد از ادعای علی نژاد، خانمی با شبکه صدای آمریکا تماس گرفت و اعلام کرد که عکس خصوصی او را "بدون اجازه" از صفحه شخصی اش

سرقت کرده و در آن صفحه فیسبوکی به عنوان عکس ارسالی مخاطبان منتشر کرده اند.

به نظر می رسد استفاده دزدانه از تصاویر خصوصی بعضی از مردم توسط این خبرنگار ضدانقلاب، در آستانه فصل تابستان حربه تازه ای است برای به راه انداختن موج تازه ای از بی بند و باری در کشور.



چهارشنبه یازدهم تیر 1393

صدای خاموش

 

 

 امروزه ارزش ها ، معنای خود را از دست داده اند.معانی با ارزشی چون علم ، ایمان ،دانایی و... چنان دچار تغییر مصداق شده اند که یا پویندگان خود را از دست داده اند ، یا ره پویان به سوی این ارزش های والا ، در بلاتکلیفی عظیمی به سر می برند.و راه را از بیراه نمی شناسند.

 

از دیر باز سوال علم بهتر است یا ثروت ، مطرح بوده است ، و در زمانی نه چندان دور جز جواب علم جواب دیگری در ذهن تداعی نمی شد وحتی تصور اینکه کسی بگوید ثروت، در فهم ها نمی گنجید . اما این روز ها نه تنها این سوال به سوالی طنز تبدیل گشته است ؛بلکه اکثر قریب به اتفاق جواب می گویند ؛ ثروت. و متاسفانه اکثریت این اکثریت را جوانان تشکیل می دهند.

به کجا کشانده اند ما را؟ و ما چه شتابان به سوی نا کجا آباد درحرکتیم! ارزش هایمان را بی ارزش کرده اند و بی ارزش هایمان را ارزش.

 

زمانی نه چندان دور آرزوی پدر و مادر ها این بود که فرزندانشان به سمت علم گرایش داشته باشند و اگر می دیدند که آن ها زمینه علم آموزی دارند دوست داشتند زمین و آسمان را به پایشان بریزند.

 

چه شد که این فرهنگ والا تغییر پیدا کرد؟

آرام آرام این تـئوری را به خوردمان دادند ، که آسایش مهمترین اصل در زندگی است و آسایش به دست نمی آید جز با ثروت ؛غافل  از اینکه آسایش آرامش نمی آورد.ثروت اندوزی ارزش شد و علم آموزی بی ارزش.اگر گاه گاهی به علم ارزش داده شد به خاطر این بود که در خدمت ثروت اندوزی باشد .و این شد که این سوال وجواب ها را به وفور می شنویم:

_در چه رشته ای می خواهی درس بخوانی؟

_درس! نه بابا درس به درد نمی خورد . پول در کار آزاد است. و یا

_در چه رشته ی علمی می خواهی ادامه تحصیل بدهی؟

_مثلا فلان رشته .

_به درآمدش فکر کرده ای؟بازار کارش خوب است؟ فردا پشیمان نشوی؟

جالب اینجاست که بزرگتر ها در قالب نصیحت هم جوانان را به سمت ثروت اندوزی و نه علم ،راهنمایی می کنند و فقط کسب علم را وسیله ای کم ارزش برای به دست آوردن پول می انگارند.غافل از آنکه اینگونه علوم مانندمال هستند که تنها در زندگی دنیا به درد می خورد و با فنای دنیا فانی می گردد(المیزان ج 17 ص 370)

باید باور های خودمان را درست کنیم تا فرزندانمان درست فکر کنند و برای علم ارزش قائل شوند . تا زمانیکه برای خودمان تجملات و ثروت حرف اول را می زند نمی توانیم انتظار داشته باشیم فرزندانمان به دنبال کسب علم و معرفت باشند

 

هدف های زندگی فراموش شده است. فراموش کرده ایم که دنیا مزرعه آخرت است.فراموش کرده ایم که در فصل کاشت،آسایش وجود ندارد؛ همه تلاش است و فعالیت،فکر است و دانایی.نه فقط خمودگی و ثروت اندوزی.

باید باور های خودمان را درست کنیم تا فرزندانمان درست فکر کنند و برای علم ارزش قائل شوند . تا زمانیکه برای خودمان تجملات و ثروت حرف اول را می زند نمی توانیم انتظار داشته باشیم  فرزندانمان به دنبال کسب علم و معرفت باشند.

پیامبر عظیم الشان مان می فرمایند:  زندگی جز برای دو کس فایده ندارد؛عالمی که از او پیروی گردد و دانش طلبی که به سخن دانشمندی گوش دهد.(اصول کافی جلد 1 حدیث 7)

آیا به راستی در جامعه اسلامی امروزی ایران چنین اندیشه می شود؟ آیا تفکر ما و فرزندانمان به معنای واقعی اسلامی است ،یا اینکه تنها اسما و رسما مسلمان شناسنامه ای هستیم.

امام صادق علیه السلام در تفسیر ایه نهم سوره زمر می فرمایند: کسانیکه میدانند ما هستیم و کسانیکه نمی دانند دشمنان ما هستند وشیعیان ما خردمندان هستند.(مجمع البیان ذیل تفسیر آیه نه زمر)

آیا فرزندان ایران که معتقد به شیعه جعفری می باشند، در صدد رسیدن به مقام والای خردمندی هستند،و یا در کوچه پس کوچه های جهل لهو لعب به دنبال موبایل و اینترنت و ماهواره در بی خبری،سر خوش و بی خیال،  روزگار می گذرانند.

روزگاری نه چندان دور دین را باشعار دین افیون توده هاست از دست ما گرفتند ، بر خلاف آنکه مهمترین دعوت انبیا، دعوت به سوی علم و دانش بوده و هست که بیگانگی خود را با جهل در همه جا اعلام کرده اند . علاوه بر آیات قرآن که از هر فرصتی برای بیان این حقیقت استفاده می کند ، در روایات نیز تعبیراتی دیده می شود  که والا تراز آن در اهمیت علم تصور نمی شود.

پس چه خوب است که با قدرت تمام به اصل خویش برگردیم  وبا تمسک به آیات و روایات  ارزش دانایی را دوباره زنده کنیم.