اینترنت

 

انسان یک موجود اجتماعی  است و در  بستر  جامعه اش رشد می کند و  شخصیتش شکل می گیرد، در این روزگار با افزایش وسایل ارتباطی، اجتماعی که ما با آن در ارتباطیم بسیار بزرگتر شده است  اجتماعی که محدود به  مرزهای جغرافیای نیست.

 

 در این جامعه بزرگ، کوچکترین خبر و اتفاقی در چشم بر هم زدنی جهانی می شود. مردم دیگر حرفی را در دلشان نگه نمی دارند حتی جزئی ترین احساساتشان را هم به اشتراک می گذارند، حتی خطاها و اشتباهاتشان را هم با دیگران مطرح می کنند همان مسائلی که بارها گفته اند حتی با دوست خود هم مطرح نکن شاید روزی دشمن تو بشود چه برسد به اهالی  بیشمار شبکه های اجتماعی.
در این فضا به ناگهان حجم زیادی از اطلاعات به دست ما می رسد و ما هم بدون سبک سنگین کردن برای دیگران ارسال می کنیم ، خبرهایی که گاهی ممکن است اثرات سوئی به دنبال داشته باشد. 
دیگر ضرب المثل "یک کلاغ ، چهل کلاغ"  جوابگوی این  شایعه پراکنی ها و نشر اکاذیب نیست ، دیگر هیچ خانه ای حریم خصوصی نیست دیگر اختلافات یک زن و شوهر فقط بین خودشان نیست گاهی مطرح می شود و یک ملت باید درگیر شوند.
عزیزان مطرح کردن اسرار زندگی شخصیمان یعنی افشای راز ، مطرح کردن خبرهایی که نمی دانیم راست است یا دروغ یعنی شایعه پراکنی، نشر اخباری که می دانیم دروغ است اما بازارش داغ است یعنی نشر اکاذیب. این را هم بدانیم هر کدام  از مقولاتی که نام بردیم از موارد گناهان کبیره است که عواقب دنیوی و اخروی خود را هم دارد ، واقعا اینکه یک نفر بیشتر خبر دروغی را بشنود چه فرقی به حال من و شما دارد که تا این حد مشتاقیم پرونده اعمالمان را تیره و تار کنیم.
در اینجا به طور اختصار به چند مورد از آسیب های رفتارهای خود در شبکه های اجتماعی اشاره می کنیم شاید در به اشتراک گذاری هایمان کمی حواسمان را جمع کنیم.

1- افشای اسرار شخصی

وقتی ما می آییم اسرار زندگی شخصیمان را مطرح می کنیم یعنی داریم دشمنان بالقوه خود را  مسلح می کنیم به سلاح هایی که فردای روزگار که دشمن شدیم ما را به رگبار ببندند، تهدیدمان کنند، تمسخر کنند، خانواده مان را زیر سوال ببرند. و این خیانتی است به خودمان به همسر و پدر و مادرمان .
امیرالمومنین علی علیه السلام می فرماید: «كُن بِأسرارِكَ بَخیلاً ، وَ لا تُذِع سِرّا اُودِعتَهُ فَإنَّ الإذاعَةَ خِیانَةٌ» ؛ (گزیده غرر الحكم و درر الكلم 7175) ؛ بخیلِ رازهاى خود باش و رازى را كه به تو سپرده شده است ، افشا مكن كه افشاى راز ، خیانت است.

اگر ما آبروی خودمان برایمان مهم نیست، چگونه ممکن است بخواهیم امین سرّ دیگران باشیم؟! 

 

2- اشاعه فحشاء

معنای اشاعه، انتشار است. و  فحشا به معنای گفتار و رفتار ناپسند و قبیح است.(ابن منظور، لسان العرب، ج10، ص 192) و منظور از آن  آشکار کردن و رواج دادن زشتی هاست، زشتی هایی که مصادیقش در شبکه های اجتماعی می شود، نشر بی حجابی، تشویق به ارتباط  با نامحرم ، رواج دادن فحاشی و بد دهنی با انتشار پیام های غیر اخلاقی و رکیک، نشر دادن مسائل جنسی و تحریک کننده با آیکن ها و پیام ها، تصاویر و فیلم هایی که به همین منظور ساخته شده اند.
این اشتراک گذاری های نا آگاهانه ما باعث کم رنگ شدن قبح این اعمال می شود و روز به روز این مسائل عادی می شود آنقدر عادی که از یک عمل گناه و ضد ارزش به یک ارزش و نمادی از فرهنگ و تجدد تبدیل شده اند.  


گناه اشاعه فحشا
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید : إِنَّ الَّذینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (نور19) كسانى كه دوست دارند زشتی ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناكى براى آنان در دنیا و آخرت است و خداوند مى‏داند و شما نمى‏دانید!
پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «مَنْ أَذَاعَ فَاحِشَةً کَانَ کَمُبْتَدِئِهَا»؛ (کسى که کار زشتى را نشر دهد، همانند کسى است که آن را در آغاز انجام داده). (کافی جلد 2، صفحه 35)

 

اگر به مصادیق اشاعه فحشا دقت کنیم می بینیم که ما هم از عناصر فعال هستیم هر لطیفه ای را خیلی راحت نشر می دهیم، چه یک مرجع عالی قدر را سوژه خود کرده باشد، چه احکام صریح خداوند را، گاهی داریم عامل تفرقه می شویم و گاهی اعتقادات مذهبی افراد را نشانه می رویم. یادمان باشد خداوند متعال در جواب این بی مبالاتی به ما هشدار عذابی دردناک در دنیا و آخرت را می دهد.

 

3- هدر دادن وقت

یک زمانی می گفتند وقت طلاست اما وقتی وارد دنیای مجازی می شویم این وقت دیگر هیچ ارزشی ندارد ساعت ها مطالب تکراری گروههایی که در آن ها عضو هستیم را می خوانیم و پاسخ می دهیم، اخبار زندگی خصوصی بازیگران و هنرمندان داخلی و خارجی جزئی از برنامه روزانه عده ای از ماست خلاصه در این وادی عمرهدر می دهیم و بس.
مادران و پدرانی را می بینیم ساعت ها سر در گوشی خود دارند و لبخند می زنند و خوشند ولی در مقابل کوچکترین سوال فرزندشان عصبانی می شوند و با تندی پاسخ می دهند.
برای ساعت ها کلیپ دیدن و پست گذاشتن وقت داریم و برای خواندن یک نماز که ده دقیقه هم طول نمی کشد وقت نداریم.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این زمینه می فرماید:
«اوقات عزیز را در گناهان و محرّمات خرج مكن تا عابدترین مردم باشى، به آنچه از راه كسب مشروع، خدایت عنایت فرمود خشنود باش تا بى‏نیازترین افراد باشى، به همسایه نیكى كن تا مۆمن به حساب آیى، آنچه براى خود دوست دارى براى همه دوست داشته باش تا اهل یقین باشى و از خنده زیاد بپرهیز كه خنده زیاد دل‏ها را مى‏میراند.» (مجموعة ورّام: 1/ 5؛ كنز العمال: 16/ 242) 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۴ توسط صدای خاموش

صحبت از انجام اعمالی نظیر گوش «شیطونی»، گوش «گرگی» یا «الاغی»، بینی «عقابی» و حتی فک «سگی» و… اینهاست و اگرچه باورش سخت می‌نماید اما گویا واقعیتی است که تصاویرش در فضای مجازی دست به دست می‌چرخد و این سوال را در ذهن ایجاد می‌کند که آیا واقعا در ایران ما هم کسی متقاضی چنین اعمالی هست؟ علت گرایش به چنین اعمالی چیست و نهایتا اینکه آیا واقعا پزشکی حاضر به انجام چنین اعمالی است؟
پاسخ به این سوالات را از دکتر محمد‌ آقاجانی، معاون درمان وزیر بهداشت جویا شدیم:
آقاجانی در مورد اعمال جراحی غیرمتعارف گفت: متاسفانه در حوزه اعمال زیبایی و جراحی‌های پلاستیک با رویکردهای اغراق‌آمیز و گرایش‌های غیرطبیعی مواجه هستیم؛ مسلم است که این موضوع مساله‌ای فرهنگی‌ است و برای تغییر آن متولیان امر آموزش عمومی و فرهنگی در کشور باید در این زمینه کار بیشتری انجام دهند.

از نگاه رفتاری توهم خودزشت پنداری و نقش دوستان در یادآوری نیاز جراحی عوامل اصلی مراجعه بوده و امروز درکشور ما جراحی بینی یک امتیاز اجتماعی محسوب می‌شود که در میان زنان و مردان تقریبا به اندازه مساوی رسیده بطوریکه حتی کسانی که قادر به انجام اینگونه جراحی‌ها نیستند با چسباندن چسبهای مخصوص تظاهر به آن می‌کنند!

وی با تاکید بر اینکه همه نهادهای جامعه باید در زمینه تغییر این رویکرد نقش ایفا کنند، اظهار کرد: رسانه‌های عمومی، خبرگزاری‌ها، سایت‌ها، رسانه‌های مکتوب، آموزش عالی و آموزش و پرورش باید در این زمینه کار کنند؛ زیرا گرایشها به سمت اعمال جراحی غیرطبیعی در جامعه اتفاق می‌افتد و باید دید چرا افراد به این میزان به دنبال اعمال جراحی پلاستیک مانند جراحی‌های بینی و… با توجه به غیرضروری‌ بودن بسیاری از این اعمال هستند.


جراحی بینی یکی از رایج ترین و شایع ترین جراحی های پلاستیک و زیبایی میان زنان و مردان ایرانی محسوب می شود که اگر چه با هدف زیبایی و داشتن ظاهری متناسب میان مردم باب شده ، اما در صورتی که این جراحی با همراهی و مشاوره یک جراح و پزشک متبحر و با تجربه انجام شود، می تواند بسیاری از عارضه ها و اختلالات موجود در بینی از قبیل قوز بینی، افتادگی نوک بینی و یا زاویه دار شدن آن، بزرگ بودن حفره های بینی و دیگر اختلال های شایع بینی را برطرف کند.

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ توسط صدای خاموش

دیگر کار از حاشیه سازی های ساپورت و مانتوی کوتاه گذشته است حالا دیگر باید گوش به زنگ حاشیه های جدید آرایشی باشیم!

 
لاک طلا


«موی بلند ناخن دراز واه واه واه» خیلی از ما که کودک بودیم می دانستیم وقتی موی بلند و ناخن دراز داشته باشیم مورد نکوهش و دید منفی دیگران قرار خواهیم گرفت اما گویا در حال حاضر دیگر اینطور نیست. الآن می توانید با موی بلند و ناخن دراز خیلی متفاوت و امروزی به نظر برسید!

فرهنگ اجتماعی ما در بسیاری از موارد و تحت تأثیر عوامل بسیاری چون شبکه های ماهواره ای و اجتماعی متفاوت شده است فرهنگی که بعضاً نه اسلامیتی در آن دیده می شود و نه ایرانیتی بلکه روح غربی و تقلید کورکورانه در آن موج می زند. در این فرهنگ، چکمه هایی برای بانوان مد می شود که معنا و نشان خوبی به همراه ندارد، ساپورت هایی رونق بازار می شود که  از فرهنگ عفاف زنان ایرانی چیزی در دل خود ندارد. فرهنگی که پسران در آن سعی می کنند خود را هر چه بیشتر شبیه دختران کنند و حتی در آرایش از آنان جلو بزنند و دختران هم تا جایی که می شود پسرانه رفتار کنند.

این فرهنگ باعث شده است که حتی رسانه های غربی هم نسبت بدان واکنش نشان دهند علاوه بر این آمارها ایران را در صرف لوازم آرایش در کشورهای نخستین اعلام می کنند.
پیرامون این انحراف مثال های بیشمار دیگر نیز وجود دارد که در این مقال نمی گنجد، صف جراحی های زیبایی در این روزها از دیگر عوامل است.
این روند صعودی نزولی در رشد ناهنجاری و انحراف فرهنگ غنی ایرانی اسلامی که خیلی وقت است آسیب های اجتماعی و خانوادگی خود را به رخمان می کشد و آن را در بی اخلاقی ها، طلاق ها، جدایی های عاطفی، ازدواج سفید و... مشاهده می کنیم به تدریج در حال ظهور  ابعاد جدیدی می باشد.

مشکل این است که ما می خواهیم برای دیگران زندگی کنیم، متناسب با حرف، نگاه و قضاوت آنها تفریح کنیم،میهمانی بدهیم، ماشین سوار شویم، لباس بپوشیم؛  همه ی آرامشمان را می دهیم تا ناآرامی زندگی دیگران را سبب شویم ،یک دور باطل اجتماعی!

چند وقتی است در کنار  اینگونه سندروم خودنمایی که در میان جامعه به ویژه جوانان نمود پیدا کرده جنبه های اشرافی گری و بی تدبیری اقتصادی آن نیز جلوه نمایی می کند، یعنی علاوه بر آرایش، پوشش های نامناسب و تیپ های ناهنجار  عده ای به دنبال این هستند که با اشرافی گری و ولخرجی های عجیب و غریب خود را به رخ دیگران بکشند و با این کار که شاید آن را بتوان با عنوان هایی چون بی فرهنگی، نوکیسگی و تازه به دوران رسیدگی مطرح کرد، از زندگی لذت ببرند. فارغ از اینکه بدانند این کار چه آسیب هایی برای خود و جامعه دارد و  تا چه حد ما را از فرهنگ غنی ایرانی اسلامی بیش از پیش دور می کند.رشد فزاینده برندگرایی در میان جوانان یکی از مواردی است که به راحتی در سطح جامعه و جوانان قابل مشاهده است. افزایش ناگهانی خودروهای خارجی در کلان شهرها به طور محسوس از دیگر نشانه هایی است که آمارها نیز آن را تأیید می کنند آمار ها حاکی از افزایش 80 درصدی واردات ماشین های خارجی به کشور هستند.از دیگر موارد این موضوع «بستنی با روکش طلا» است که چندی پیش در رستوران گردان برج میلاد حاشیه ساز شد یا پیج بچه پولدارها که چند وقتی در اینستاگرام سر و صدا به پا کرد  و سفرهای خارجی که جای خالی در پروازهای آن پیدا نمی شود  همه این موارد در حالی است که وقتی در جامعه وارد می شوید صدای واحدی از وضع بد اقتصادی میان مردم می شنوید  با این حال اثری از این  شکایت ها در سبک زندگی بسیاری از مردم دیده نمی شود!در واقع تجمل گرایی ،انحراف و آسیبی جدید در زندگی ما ایرانی هاست که به صورت قارچی در حال رشد است که در کنار ناهنجاری های فرهنگی در حال از هم پاشیدن زندگی هایمان می باشد.اما در این رقابت غیر منطقی و سندروم خودنمایی، چشم و هم چشمی و تجمل گرایی این «لاک طلا» است که خبرساز شده . این خبر  را یک آسیب شناس اجتماعی و متخصص علوم رفتاری عنوان کرده و دلیل استفاده غیر منطقی از چنین اقلامی را تغییر سبک زندگی و گرایش به زندگی اشرافی گری بیان داشته است.

دکتر ابهری  در این زمینه تاکید می کند : اینگونه موارد هرچند ممکن است به نظر بعضی ناچیز باشد اما می تواند آغاز رفتارهای جدیدی از سوی تازه به دوران رسیده ها برای جامعه باشد. بنابراین در همین مقطع لازم است مسئولین و سازمان های ذی ربط ضمن اطلاع رسانی و آگاه سازی اقدام به مقابله با این مظاهر اشرافی گری کنند چرا که ممکن است چند وقت دیگر شاهد کفش طلا، جوراب طلا و امثال اینها باشیم در حالیکه عده ای برای چشم و هم چشمی ممکن است در خرید اینگونه اقلام حرکت کنند.

اما در سونامی این معضل جدید با چند گروه روبرو هستیم ابتدا گروهی که با غنای مالی  فاصله معنا داری از فرهنگ ایرانی اسلامی پیدا کرده اند برای همین  نه تنها زندگی مطلوب، توام با آرامش و منطقی با این رقابت ها برای خود ساخته اند بلکه در حال صدمه زدن به فرهنگ عمومی  و تسری فرهنگ چشم و هم چشمی و تجمل گرایی نیز به جامعه می باشند.

اگر جلوی این فرهنگی های وارداتی گرفته نشود بیش از گذشته با بیماری های روانی، بزه های اجتماعی، اختلافات خانوادگی  و فسادهای اخلاقی روبرو خواهیم بود

گروه دوم قشر عمده جامعه هستند  که تحت تاثیر همین فرهنگ مخرب قرار گرفته اند و به جای مقابله با آن به رقابتی  وارد شده اند که برای آنها چیزی جز مشکلات خانوادگی،ضررهای اقتصادی، افسردگی، سرخوردگی و تبیض به همراه نخواهد داشت. رقابت و برخی رفتارهای اجتماعی که کاملا مخالف کرامت انسانی، مغایر اهداف زندگی مطلوب و  منطق اقتصادی شرایط فعلی جامعه. هستند این قشر بیش از گروه اول از این فضا آسیب خواهند دید.

مشکل این است که ما می خواهیم برای دیگران زندگی کنیم، متناسب با حرف، نگاه و قضاوت آنها تفریح کنیم،میهمانی بدهیم، ماشین سوار شویم، لباس بپوشیم؛  همه ی آرامشمان را می دهیم تا نا آرامی زندگی دیگران را سبب شویم ،یک دور باطل اجتماعی!

و اگر جلوی این فرهنگ های وارداتی گرفته نشود بیش از گذشته با بیماری های روانی، بزه های اجتماعی، اختلافات خانوادگی  و فسادهای اخلاقی روبرو خواهیم بود.



نوشته شده در تاریخ شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ توسط صدای خاموش

نگاه ها به فرهنگ عاشورا اکثرا معطوف به بعد دینی این مسئله بوده است در حالی که قیام امام حسین علیه السلام در ابعاد سیاسی و اجتماعی حرف های بسیاری برای گفتن دارد که متاسفانه زیاد و مناسب بدان نپرداخته ایم به همین دلیل به سراغ حجت اسلام و المسلمین نقویان روحانی نام آشنا رفتیم تا با کلام نافذ و شیرین خود پیرامون این موضوعات با ایشان به گفتگو بپردازیم. ایشان در ابتدا نسبت به سایت تبیان اظهار لطف داشته و نسبت به فعالیت های دینی در فضای مجازی اظهار امیدواری کردند و بر اهمیت و ضرورت چنین فعالیت هایی و ارائه محتوای دینی در غالب نو و امروزی تاکید داشتند.

در ادامه مشروح گفتگو ایشان را می خوانید:

معمولا به عاشورا و تبلیغ فرهنگ حسینی با نگاه دینی نگریسته میشود و به نظر می رسد ابعاد اجتماعی و سیاسی این موضع آنطور که باید پرداخته نشده است لطفا درباره این ابعاد از فرهنگ حسینی بیشتر برای ما بگویید.

انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بود امام در سخنرانی هایشان می فرمودند تکلیف ما را سیدالشهدا معلوم کرده است یعنی در مقابل آنها که می گفتند نمی شود با مشت به جنگ درفش رفت ایشان نشان داد که ما کردیم و شد چون سیاست ما طبق همان جمله معروفی است که امام دلباخته ی آن از مرحوم مدرس بود "سیاست ما عین دیانت ماست". اگر بتوانیم و می توانستیم این مفهوم را در تارو پود جامعه وارد کنیم آن وقت فرهنگ عاشورا جواب میداد, فرهنگ عاشورا منظور جنگ و ستیز نیست در آن جمله زیارت اربعین آمده است که”‌ و بذل مهجته فیک”‌ امام حسین (علیه السلام) خون دلش را داد تا مردم بیدار شوند با بصیرت شوند لیستنقذ عبادک عن الجهاله ““و اتفاقاً حضرت امام هم تأکیدشان روی مبارزه معرفتی بود نه مبارزه تسلیحاتی، بنده سراغ ندارم که امام از گروه های چریکی و مسلحانه حتی گروه های خوب و مردان مخلصشان دفاع و تأییدی کرده باشند. ایشان مداوم تأکید داشتند مردم باید بیدار شوند زیرا بر مردم بیدار دیگر نمی شود حکومت دیکتاتوری را اعمال کرد، از مردم بیدار نمی شود کولی گرفت و بیکاری کشید،. آنها را نمی شود استثمار کرد. مردم وقتی بیدار شوند حق خودشان را می گیرند و خودشان در برابر ظلم با هر وسیله ای باشد می ایستند و تاب نمی آورند به همین خاطر چهره عاشورا واقعاً یک چهره سیاسی به همین معنا است و کسانی که  عاشورا را در اشک و آه و سر و سینه زدن و یک نوع روضه های محلی و ثواب دونی برای یک عده خلاصه کنند آن ها حتماً عاشورا را درست نشناختند.

این مسئله در بعد اجتماعی خود چه ابعادی پیدا می کند و پیام های آن برای سبک زندگی ما و بطن زندگی روزمره مان چیست؟

قطعاً عاشورا یک منشور است یعنی وجوه مختلفی دارد. وقتی می بینم امام حسین (علیه السلام) با خانواده اش می آید و حتی همراه این خانواده فردی مانند حضرت رباب است که باردار است و حضرت ایشان را منع نمی کنند. چه درسی بالاتر از اینکه امروز تهاجم فرهنگی که رهبر می فرمایند، مرکز و سیبل آن خانواده است اگر دشمن توانست خانواده را از هم بپاشد به بسیاری از اهداف خود در این تهاجم دست پیدا کرده است. با این فیلم ها و شبکه ها که هست و امواجی که همه جا را گرفته است: دانشگاه ها، کارگاه ها، مجلس قانونگذاری، وعاظ را و ... . من خبر دارم گاهی در یک روضه و هیئت کسی رو به اعتیاد می کشانند. چرا؟ برخی اوقات به این خاطر است که آن فرد بدون اجازه پدر آمده این خود معیار نداشتن فرهنگ عاشورا ست زیرا اگر آن پسر این فرهنگ را داشت باید از پدر اطاعت می کرد.

مردم وقتی بیدار شوند حق خودشان را می گیرند و خودشان در برابر ظلم با هر وسیله ای باشد می ایستند و تاب نمی آورند به همین خاطر چهره عاشورا واقعاً یک چهره سیاسی به همین معنا است و کسانی که عاشورا را در اشک و آه و سر و سینه زدن و یک نوع روضه های محلی و ثواب دونی برای یک عده خلاصه کنند آن ها حتماً عاشورا را درست نشناختند

نقش صداقت هم از مسائل دیگری است که در عاشورا نمایان است وقتی فرزدق به حضرت گفت من خبری از کوفه دارم ولی اجازه بدید آن را در پنهان به شما بگویم حضرت فرمودند ما چیزی پنهان از یاران نداریم هر چه هست در جلو آنها بگو. اگر در جامعه ای پنهان کاری زیاد شد بین مسئولین و مردم اتاق های مخفی زیاد شد که مثلا این را مصلحت نیست مردم بدانند، آن را مصلحت نیست در آمار بیان شود یا این موضوع را مصلحت نیست حاکمان بدانند یعنی هم مردم به حاکمان خلاف واقع گفتند و هم حاکمان به مردم آمارهای غیر واقعی دادند، آن حکومت تهدید شده است. و امام حسین (علیه السلام) نشان داد که ما هیچ چیز پنهانی نداریم همه چیز باید در ملا و علنی باشد این یک مسئله مهمی است.

از نگاه دیگر شما نقش اخلاق را در عاشورا می بینید دشمن رسیده امام حسین (علیه السلام) به یارانشان فرمودند به همه اینها آب دهید. متأسفانه امروز در جامعه مان اخلاق به شدت افول کرده است. اخلاق در کارخانه های ما،در رانندگی ما، در حرفه های ما و... الان خارجی ها بخش عمده ای دارند در طبشان به نام اخلاق پزشکی که ما در حال حاضر در این زمینه دارای فقر هستیم یا با اینکه در جامعه شان آن دولت ها در زمینه اخلاقی افول داشته اند اما در رفتارهای اجتماعی مردم اخلاقمدارهستند در حالی که ما چنین سبکی در زندگی مان نداریم.

موضوعی که اخیرا دیده می شود حضور جوانان به ویزه خانم ها با شکل و ظاهری خاص در مراسم های عزاداری می باشد حضوری که از طرفی فوایدی برای افراد دارد و اسیب های برای جامعه و فرهنگ عزاداری ؛ با این پدیده چگونه باید مواجه شد؟

اینکه ما جلوی خانم هایی که با هر سر و وضعی در این ایام حاضر می شوند را نگیریم از یک منظر درست است و آن اینکه همه مهمان امام حسین اند و به عشق ابا عبدالله آمده اند ولی ما باید کم کم به این جهت دهیم یعنی خطبا و وعاظ ما هر کسی با هر تیپی آمده تأییدش نکنند به عنوان مثال وقتی در بازی آبی ها و قرمزها فردی از قرمزها برود میان آبی ها و شعار هم بدهد بوق قرمز هم دستش باشه همه هوش خواهند کرد و آنجا رسوای عام و خاص می شود که تو طرفدار قرمزهایی برو بین آنها چرا آمدی بین آبی ها.

به عبارت دیگر وقتی روز عاشورا اصحاب ابی عبدالله می خواستند بروند جانفشانی کنند ابتدا از ایشان اجازه می گرفتند حتی حضرت ابالفضل؛ این معنایش این است که کسی که می خواهد برای امام حسین جان دهد باید اجازه بگیرد، حالا ما هم که می خواهیم برای امام حسین یک جایگاهی در دل، جان باز کنیم اینهم باید با اذن باشد. آیا امام حسین (علیه السلام) اجازه می دهد ما با این سر و وضع بیاییم و آیا این روش پذیرفته و پسندیده است؟ چطور در یک مجلس ختم وقتی فردی که عزیزش فوت کرده هیچ گاه با یک آرایش خاص و لباس قرمزی حاضر نمی شود و اگر بیاید همه نگاهش می کنند و او را ملامت و مسخره می کنند بالاخره عاشورا هم اسم آن را ما عزاداری و سوگواری می گذاریم که جشن و پارتی نیست، ابالفضل پارتی که نگرفتیم. متأسفانه یکی از مسئولین صنف لوازم آرایشی به من می گفت که یکی از پرفروش ترین زمان های فروش این لوازم در ایام محرم است.

در واقع نباید جلوی این افراد را گرفت مگر اینکه حس کنیم دشمن یک نقشه ای دارد که آنجا باید جلوگیری کرد مانند شمایلی که چند سال پیش بحثش پیش آمد و برخی از هئیت ها را به بازار تصویرگری تبدیل کرده بودند که جلوی آن را گرفتند و حق هم همین بود یا الان همین کارهای عجیب و غریب و بدعت گونه ای می کنند مانند قمه و زنجیرهای تیغ دار که نه سابقه ای در روایات اهل بیت دارد نه حدیثی داریم.

در اینباره صحبتی داریم که می گوید باید نوع عمل دینی مقبول همه افکار باشد. ما نمازمان را می توانیم برای همه دین ها توضیح دهیم که نماز یعنی چه و هر انسان عاقلی آن رامی پذیرد همچنین روزه، حجاب را می پذیرد اما اگر عزاداری ما رفت در یک وادی که مدل ها و رفتاری هایی در آن باب شد که جای سوال داشت و اسم آن را عزاداری نمیشد گذاشت آن را دیگر نمی توان پذیرفت چون این دین قراراست عالم گیر شود. ما اگر وارد مفاهیم عجیب و غریب شویم قابل بیان نیست وقتی هم قابل بیان نباشد قابل رد است. پس معلوم می شود بی اجازه آمده ایم که مرتکب کارهایی می شویم که هیچ فایده ای برای ما ندارد و آب به آسیاب دیگران ریختیم.

مصاحبه با حجت السلام و المسمین نقویان

امسال شاهد بودیم که فتوا و توصیه هایی از رهبری درباره عزاداری ها منتشر شد که این موضع با استقبال مداحان و هیئتی ها روبرو شد تحلیل شما از این استقبال چیست؟

این موضوع یک معیار و شاخص خوبی برای ما شد اینکه ما رهبری را تنها یک رهبر سیاسی نپذیرفته ایم و یک ارتباط ولایی بین مردم و رهبری شان برقرار شده اینچنین مواقع خود را نشان می دهد. یک رهبر سیاسی فقط دستور سیاسی برای جنگ، انتخابات و... می دهد اما اگر قصه فراتر از این رفت و یک رابطه قلبی، یک ارتباط ولایتی برقرار شد طبیعتاً وقتی رهبر فقیه و حکیم یک نظام هم توصیه می کند، فتوا و دستور می دهد و هم حکم و قانون تعیین می کند باید آن را قبول و اجرا کرد.

باید دقت کرد دستورات ولی فقیه بر اساس فقه و شناخت بر آن است. حکمی که بر اساس اسلام شناسی است و نباید گفت ما حرف آقا را قبول می کنیم چون حرف رهبر است ولی در فقه چیز دیگری آمده است مگر رهبری چیزی جز فقه حکم می کند و یا ما فقیه تر از ولی فقیه هستیم. این حاشیه زدن بر حکم ولی فقیه است که آن را قبول نمی کنیم. نشانه ولایت پذیری خود را اینجاها نشان می دهد.

اخیرا بسیار شبهه هایی درباره خرج کردن در عزداری ها ، گریه بر امام حسین و موضوعات اینچنین مطرح شده است نظرشما درباره این شبهه ها چیست؟

"جهان چون خط و خال و چشم و و ابروست که هر چیزی به جای خویش نیکوست" امیرالمومنین می فرمایند الله الله فی بیت ربکم خدا را خدا را در نظر بگیرید در رفتن به خانه خدا و حج که اگر خانه خدا خلوت شد باید مراقب عذاب الهی باشید. خب می توان گفت علی جان ما این همه فقر داریم چرا برویم حج پول ان را صرف فقرا می کنیم؟!

این جمله را هم حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند که اشک یک بچه یتیم را نمی توانند تحمل کنند و لقب ابوتراب را پیامبر برای این به ایشان داده است که با فقرا همنشین است نه یک حاکم کاخ نشین می باشد. پس هر چیز به جای خویش باید باشد. یک حاجی که حج می رود ولیمه هم باید بدهد استحباب دارد یا ولیمه عروسی یا خانه ی نو اینها هم شعائر دینی است اما قبول داریم که در این زمینه اسراف هایی می شود. پول های بی خودی که برای علم می دهیم یا خدای نکرده روضه هایی با انگیزه های چشم و همچشمی که مداح ما چنین است، و هیئت ما چنان است و ... اینها اگر پیش آمد دیگر پذیرفته نیست.

اتفاقاً می توان این کار را کرد که این مردمی که می آیند چند وعده اطعام می شوند و آن ایام غذایی در خانه اش درست نمی کند همان آقا می تواند پول غذایی که به تبرک گرفته و نیازی هم ندارد و سرمایه دار است را به فقرا بدهد. آن وقت این وعده وعده ها میلیونی می شود.

ما قبول داریم که در ایام تاسوعا و عاشورا و محرم سید الشهدا رسیدگی به فقرا باید بیشتر شود. مثلا روز عاشورا در مراسم ها که برخی پای برهنه می روند با کفش بروند اما به عشق فرزندان سید الشهدا که آن شب شام عاشورا خار در پایشان رفت و پا برهنه بودن چند جفت کفش بخرند و به بچه های فقیر و مستمند جنوب شهر بدهند.

در واقع نباید جلوی این افراد را گرفت مگر اینکه حس کنیم دشمن یک نقشه ای دارد که آنجا باید جلوگیری کرد مانند شمایلی که چند سال پیش بحثش پیش آمد و برخی از هئیت ها را به بازار تصویرگری تبدیل کرده بودند که جلوی آن را گرفتند و حق هم همین بود یا الان همین کارهای عجیب و غریب و بدعت گونه ای می کنند مانند قمه و زنجیرهای تیغ دار که نه سابقه ای در روایات اهل بیت دارد نه حدیثی داریم

اما اینکه بگویم روضه تعطیل، مکه تعطیل، همه چیز تعطیل خب می گوییم شما که این همه دغدغه داری ماشین خود را بفروش و از خونه بزرگ خود که چند متر آن اضافه است آنرا بفروش و بده به فقرا. اینکه بعضی ها بر مبنای یک مبنای روشنفکری بگویند که ما اصلاً روضه نگیریم اطعامی نکنیم چون که فقیرداریم هیچ کس چنین چیزی نگفته است.

جریان لندن نشین که به ترویج تشیع خاص و به قول آقایان تشیع انگلیسی می پردازد در حال ایجاد حواشی بسیاری می باشد که اخیرا یکی از انها برای جناب رحیم پور پیش آمد شما رفتار و مواضع این جریان را چگونه تحلیل می کنید؟

این جمله ای بود که امام آن را حدود چهل سال پیش وارد فرهنگ ما کرد و با آن دید نافذی که ایشان داشت با عنوان اسلام ناب و اسلام آمریکایی که امروز در غالب یک اسلام انگلیسی نمایان شده است. در همین رابطه جناب استاد رحیم پور بسیار مطالب درست و صحیحی را فرمودند که به نظر من هیچ حاشیه ای هم حرف ایشان ندارد. سر تا پا حرفی درست و مطالب حقی است و کسانی که با این حرف مقابله می کنند حتما یا اطلاع درستی از اسلام ندارند یا همان مزدور انگلیسی اند منتها یک بار سرویس جاسوسی انگلیس با کراوات و ریش تراشیده و پرچم خیلی صریح انگلیسی می آید گاهی هم در غالب ریش، عمامه و یقه آخوندی- که این بیشتر اثر می گذارد- او زرنگ است و می فهمد با چه غالبی در بین ما بیاید.

می آید شبکه ماهواره ای درست می کند که عده ای در لندن بنشینند و توهین کنند به عایشه به خیال اینکه داریم مثلاً به شیعه خدمت می کنیم اگر راست می گویید امیرالمومنین (علیه السلام) در جنگ جمل نشان داد چگونه با هایشه برخورد کرد. بروید بخوانید، سواد داشته باشید و بعد بیاید مقابل نکنید. قطعاً امروز خیلی از آقایان در پازل دشمن دارند حرکت می کنند اگر نمی دانند، آنها هم که می دانند خب معلوم است دیگر مامور انگلیس هستند منتها در آن لوا. به عنوان مثال در یکی از شبکه های اجتماعی به نقل از یکی از وزرای اطلاعات پیشین آمده بود که در یکی از شهرهای اهل سنت بنده خدایی هر روز قبل از اذان روضه حضرت زهرا می خواند از او پرسیدند چرا این کار را می کنی؟! او پاسخ داده بود که فردی ینذر داشته و به من پول داده تا این کار را بکنم که نهایتا جویا شدن این عمل با واسطه های بسیار (14 نفر) به سرنخ اصلی آن یعنی به سفارت انگلیس رسیده بود! آنها دارند خیلی هوشمندانه کار می کنند که اگر ما حواسمان نباشد کم کم یک اسلام آمریکایی و انگلیسی می شویم.

آدم های فرصت طلب، مصلحت اندیش و نون به نرخ روز خور هم بدشان نمی آید یک اسلام اینچنینی، یک شیعه به تعبیر آقای رحیم پور انگلیسی داشته باشیم به خیال خودشان هم خدا را داشته باشیم و هم خرما را. یک همچنین اسلامی را اتفاقاً سراغ نداریم

آن وقت می شود یک امام حسین فقط اشک و آه ، زنجیر و سینه زدن دیگر آن امام حسین مبارزه با ظلم نیست، امام حسین هیات من الذله نیست یعنی می گویند هر ظلمی کردید کردید فقط اجازه بدهید ما سینه بزنیم! به قول دکتر شریعتی آن روزی که دارند امام حسین را شهید می کنند تنها یک وظیفه عمل صالح است و آن کمک کردن به پسر فاطمه (سلام الله علیه) است در گودال قتلگاه.

اگر کمک نکردید دیگر فرقی نمی کند بر سفره شراب نشسته باشی یا سجاده نماز؛ جفت آن در جهنم و آتش است و به وظیفه عمل نکردن می باشد و عده ای که امروز بر این طبل می کوبند.

آدم های فرصت طلب، مصلحت اندیش و نون به نرخ روز خور هم بدشان نمی آید یک اسلام اینچنینی، یک شیعه به تعبیر آقای رحیم پور انگلیسی داشته باشیم به خیال خودشان هم خدا را داشته باشیم و هم خرما را. یک همچنین اسلامی را اتفاقاً سراغ نداریم.

 

منبع تبیان



نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۳ توسط صدای خاموش

 چگونگی انتقال و بیان احساسات، همواره یکی از چالش های پیش رو در روابط مجازی، بوده است. در ارتباطات سنتی، رفتار های غیرکلامی هم چون حالات چهره، بیانگر احساسات افراد هستند؛ اما در ارتباطات مجازی، به دلیل عدم برخورداری از این امکان، انتقال احساس با مشکلاتی رو به رو بوده و در بسیاری از مواقع با سوءتفاهم همراه می شود.

 

شکلک های مجازی

ابداع و استفاده از شکلک ها و نقشک های متنوع یکی از راهکار هایی بوده که برای حل این قبیل مسائل در نظر گرفته شده است. امروزه هزاران نمونه شکلک یا اموتیکان در دسترس کاربران آنلاین وجود دارند که حالات روحی مختلف را به نمایش می‌گذارند، شکلک‌هایی که گاه بر رفتار کاربران نیز اثرگذارند.

احساس بخشیدن به ارتباطات ایمیلی

سال  ها پیش یکی از دانشمندان فعال در زمینه مطالعه رفتارهای انسانی، خاطره جالبی از درگیری دو گروه کارشناس از دو شرکت مختلف را تعریف می‌کرد.

مدیران دو شرکت توافق کرده بودند برای تسریع روند انجام امور و نیز کاهش هزینه ها، ارتباط بین کارشناسان شان توسط ایمیل انجام شود، اما اندکی پس از اجرای پروژه، درگیری شدیدی بین این دو گروه روی داد. کارشناسان و مهندسان این دو گروه هرگز همدیگر را ندیده بودند و ارتباط بین آنها فقط در قالب متن های ایمیلی بود. ظاهرا هر بار که یکی از اعضای گروه ایمیلی برای عضوی از گروه دیگر می فرستاد، طرف مقابل برداشتی منفی از لحن فرستنده داشت، در حالی که واقعا فرستنده منظور بدی در نوشته خود نداشت!

بررسی این اوضاع مشخص کرد اشکال کار در ساختار اجتماعی مغز انسان نهفته است. مغز انسان هزاران سال است که برای تعاملات رودررو تکامل یافته است. در تعاملات رودررو، انسان می تواند احساسات مخاطب را از چهره و لحن صدایش دریافت کند. حتی در مکالمات تلفنی هم که در آن امکان گفت وگوی رودررو وجود ندارد، باز هم لحن صدای مخاطب می تواند بخشی از احساسات طرف مقابل را آشکار کند، اما گفت وگوی ایمیلی فاقد هر گونه ویژگی برای ارتباط غیرکلامی است.

نمونه ذکر شده به خوبی نشان می دهد که ایمیل در ابتدای کار نمی توانست ویژگی های غیرکلامی را که در گفت وگوهای انسانی وجود دارد با خود داشته باشد و شاید به همین دلیل بود که برخی به فکر احساس بخشیدن به ارتباط ایمیلی افتادند. این گونه بود که استفاده از برخی کاراکترهای دیجیتال برای نشان دادن احساس آغاز شد. این شکلک ها را "احساس نما" یا "اموتیکان" نامیدند.

تولد شکلک ها در فضای مجازی:

شکل گیری احساس نماها به سال ها پیش از ورود اینترنت به زندگی ما باز می گردد. در واقع سال 1881 یک مجله طنز در ایالات متحده از چند کاراکتر ساده چاپی آن روزگار، تصویرهایی شبیه احساس نماهای خنده یا تعجب امروزی ایجاد کرد.

 

اما در رابطه با استفاده از شکلک ها در فضای مجازی، براساس گزارش BBC، ماجرا از یك لحظه عجیب آنلاین در اوایل دهه 1980 آغاز شد، زمانی كه اسكات فالمن، دانشمند رایانه‌ای دریافت واژه‌ها برای بیان احساساتش ناكارامد هستند و او نمی‌تواند حین برقراری ارتباط با دیگران در یك انجمن آنلاین، به مخاطبانش بفهماند كه برخی از صحبت‌هایش بار طنز و شوخی دارند.

از این رو، فالمن روزی یك علامت دو نقطه، یك خط تیره و یك پرانتز را در كنار یكدیگر قرار داد تا این شكلك (-: ، چهره خندان، ایجاد شود تا به این شكل از بروز سوءتفاهم‌ها در حین مكالمه‌های آنلاین جلوگیری شود. از آن زمان به‌بعد، هزاران شكلك مشابه خلق شدند تا حالات روحی و مفاهیم پیچیده و متنوعی را القا كنند.

قدرت شکلک ها

شكلك‌های آنلاین برروی انسان‌ها اثر قدرتمندی دارند كه تاكنون كسی متوجه آن نبوده است. این شكلك‌ها می‌توانند در زمان برقراری ارتباطات آنلاین تصمیم‌گیری‌های انسان را به شیوه‌های غیرمنتظره تغییر دهند.

برای مثال در یكی از تحقیقات كه به تازگی انجام شده‌اند، مشخص شده كه استفاده از شكلك خندان درهنگام ارسال واكنش‌های منفی به عملكرد كارمندان، منجر به پذیرش راحت‌تر آن واكنش از سوی كارمند می‌شود. دیگر پژوهش‌ها نشان می‌دهند زمانی كه در مباحثات آنلاین آكادمیك از شكلك‌ها استفاده می‌شود،‌ دانشجویان اشتیاق بیشتری در حضور و مشاركت در كلاس‌های آنلاین از خود نشان می‌دهند.

رابطه شکلک ها و شخصیت افراد!

نحوه استفاده از شكلك‌ها می‌تواند جزئیات زیادی از شخصیت افراد را آشكار سازد. برای مثال زنان بیشتر از مردان از شکلک ها استفاده می کنند.

هم چنین برخی زبان شناسان به بررسی تاثیرات استفاده از احساس نماها بر ساختار زبا ن ها و تعاملات مبتنی بر زبان پرداخته اند و به این نتیجه رسیده اند که استفاده از احساس نماها به موقعیت جغرافیایی، سن، جنسیت و طبقه اجتماعی افراد بستگی دارد.

حتی استفاده از یک نوع احساس نما به جای نوعی دیگر نیز می تواند نشانگر ویژگی های فرد استفاده کننده باشد. برای نمونه افرادی که برای نشان دادن چهره خندان از سه کاراکتر : ـ) استفاده می کنند، افرادی به مراتب رسمی تر و مبادی آداب تر از کسانی هستند که تنها از دو کاراکتر :) به این منظور استفاده می کنند و خط تیره بین (که نشانگر بینی) است را به کار نمی برند.

شکلک های مجازی

یک شبکه اجتماعی فقط برای شکلک

چند سالی است که استفاده از نوعی دیگر از احساس نماها برای بیان مفاهیمی پیچیده تر رایج شده است. این شکلک ها "اموژی" نام دارد و خاستگاه آن در ژاپن است، این شکلک ها، علاوه بر بیان انواع گوناگونی از احساسات، طیف گسترده ای از مفاهیم از انواع مکان های عمومی گرفته تا نام فصل ها، شغل ها و حیوانات را نیز دربرمی گیرد. امروزه بیشتر سیستم های عامل موجود از لینوکس و مکینتاش گرفته تا برخی از آخرین نسخه های اندروید، از کاراکترهای اموژی پشتیبانی می کنند.

چندی پیش اعلام شد قرار است بزودی 250 اموژی جدید وارد دنیای دیجیتال شود. به نظر می رسد دامنه کاربردهای اموژی فقط به ایمیل یا پیامک های رد و بدل شده بین افراد محدود نخواهد شد.

برای نمونه شبکه ای اجتماعی با عنوان «اموژلی» در دست راه اندازی است که به کاربران امکان برقراری ارتباط با یکدیگر، البته بدون استفاده از واژگان معمولی و تنها با استفاده از عبارت های اموژی را می دهد. حتی گروهی از علاقه”‹مندان اموژی به فکر ترجمه یکی از رمان های معروف قرن 19 در قالب شکلک های اموژی افتاده اند. در این پروژه که مدتی است آغاز شده، قرار است متن داستان فقط با استفاده از این شکلک ها بازگو شود.

شکلک ها در دنیای بی احساس دیجیتال

در دنیای دیجیتال امروزی، ارتباط چهره به چهره و معمول به حداقل رسیده است. هم چنین ذهن انسان برای تعاملات رودررو برنامه ریزی شده است و در تعاملات مجازی با مشکلاتی مواجه است. به نظر می رسد استفاده از راه حل هایی نظیر احساس نماها یا اموژی می تواند جانی دیگر به دنیای بی روح ارتباطات متنی دیجیتال ببخشد.

 البته نباید فراموش کرد احساس نماها نیز محدودیت های خاص خود را دارند و نمی توانند مفاهیم پیچیده را براحتی مطرح کنند. به کلامی دیگر، بهره گیری از احساس نماها در کنار متن های مختلف دیجیتال تنها تاحدودی می توانند کاستی ناشی از نبود تعاملات رودرروی انسانی را جبران کنند.



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۳ توسط صدای خاموش

جدا شدن از زندگی واقعی و درآمیختن با دنیای مجازی که قائده و قانون خاص خویش را دارد، لذتی وصف ناپذیر برای افراد ایجاد کرده که شاید اطلاق معتاد دنیای مجازی بهترین کلمات برای توصیف این افراد باشد.
 
لذت زندگی در فضای مجازی

فعالیت های ارتباطی بشر که از آغاز زندگی جمعی و اجتماعی با او همراه بوده، دچار تحولات فراوانی شده و در هر عصر و زمانه ای به نوعی خاص جلوه گر شده است. امروزه رسانه های جمعی و وسایل ارتباطی نقش مهمی را در تمامی کشورها برعهده دارند. درک دنیای پیرامون و اطلاع از حوادث و رویدادها به خوبی تاثیرات وسایل ارتباط جمعی را برای ما روشن می سازد. این تغییرات بیش از هرچیز دیگر از رهگذر تغییر در ساختارها و الگوهای ارتباطی که تنها بر فرهنگ جوامع معاصر تاثیر گذاشته بلکه خود یک عرصه فرهنگی نوین پدید آورده که با تعابیر مختلف از آن به نام فرهنگ الکترونیک، فرهنگ دیجیتال، فرهنگ مجازی و فرهنگ سابیر و فرهنگ نوین یاد می شود.

پدیده رسانه دیجیتال با فواید و مضرات خود و با بلوغ زودرس خود هم اکنون جامعه را تحت لوای بلامنازع خود قرار داده است اما از سوی دیگر چالش های زیادی را نیز به عقیده کارشناسان ارتباطات ایجاد کرده است که به نظر عده ای توجه به آنها می تواند برای نسل جوان سوای فواید خود تهدید جدی باشد.

جدا شدن از زندگی واقعی و درآمیختن با دنیای مجازی که قائده و قانون خاص خویش را دارد لذتی وصف ناپذیر برای افراد ایجاد کرده که شاید اطلاق معتاد دنیای مجازی بهترین کلمات برای توصیف این افراد باشد. اما به راستی چرا انسانها از زندگی واقعی به زندگی مجازی تمایل می یابند؟ چرا با وجود خطراتی که دائما رسانه ها گوشزد می کنند دامنه ارتباطات دنیای مجازی رو به گسترش است؟

بدون شک افرادی که به زندگی مجازی تمایل نشان می دهند با رضایت خاطر این محیط ها را انتخاب می کنند ولی بازهم سوال اینجاست چه لذت و دلخوشی در این دنیای مجازی وجود دارد که افراد را شیفته این زندگی می کند؟

تفریح و سرگرمی، ابراز کردن خود، تماس با دیگران شبیه به خود، ثبت روزمره های شخصی، آموزش دیدن و گرفتن توصیه، گرفتن بازخوردها و واکنش های مثبت از مخاطب، تاسیس گروه یا مشارکت در یک اجتماع، رسیدن به مخاطب پرشمار، طرفداری کردن، ارتقای مهارت های شخصی، دریافت اطلاعات، به اشتراک گذاشتن عقیده، در تماس ماندن با دوستان و خانواده، مطالع ماندن در مورد موضوعات به خصوص، جداشدن و کندن از دنیای بیرون، رهایی از فشار مشکلات روحی روانی اجتماعی اقتصادی، یافتن افرادی که مثل افراد دیگر نیستند هر یک دلایلی کافی برای انتخاب این دنیا می باشد.

تمامی این موارد موجب افزایش ارتباطات بین فردی می شود. این پدیده ممکن است افراد را از کنش های حقیقی شان در بطن جامعه دور کند چرا که تمایلات آنلاین نسبت به تعاملات رودرو و حتی تماس های تلفنی در رده دوم قرار می گیرد و موجبات حتمی شدن تولد زندگی مجازی می شود.

 

قهرمان شدن در دنیای مجازی

شخصیت های دنیای مجازی کاستی ها و ضعف های خود را در آواتارها (شخصیت مجازی) از بین رفته می دانند و به شخصیت رویایی تبدیل می شوند که آرزویش را دارند. آواتار در اندیشه هندویی معنای تجسد یک روح خدایی و نجات دهنده بشر در قالب کالبد انسانی است. چیزی نزدیک به معنی انسان کاملی که در تفکر اسلامی است. فیلم آواتار (Avatar,2009) جیمز کامرون مورد خوبی برای درک دقیق‌تر این موضوع است. جیک سالی قهرمان اصلی داستان، از کالبد انسانی فلج و ضعیف خود بیرون می آید و در مراسم آیینی حلول به جسم ناوی منتقل می‌شود و منجی و قهرمان سیاره پاندورا می‌شود.  زندگی مجازی، زندگی قهرمان شدن در عین ناتوانی و فلج بودن مانند جیک سالی فیلم آوارتار است.

زندگی مجازی، علاوه بر اینكه شخص را از قید و بند جسم می‌رهاند، این امكان را نیز ایجاد می‌كند كه دو بار (و شاید چندین بار) در این جهان زیست كند و این شاید راز جذابیت فضای مجازی است.

البته از حق نگذریم دسترسی عموم به منابع علمی و تسریع روند ارتباطات اجتماعی و... از جذابیت های خوب آن محسوب می شود هر چند عامیانه‌شدن اطلاعاتی كه تا پیش از این در انحصار عده‌ای خاص بود تبعاتی از جمله هم‌سطحی و بی‌ارزشی و بی‌تعهدی دارد. همگان در محیط مجازی به تبادل آرا مشغول‌اند بدون اینكه مسئولیتی قبول كنند. این شكل از ارتباطات دچار نوعی توهم دموكراتیك و در واقع تشویق به بی‌عملی و بی‌تعهدی است. بی‌تعهدی مجازی از این جهت خطرناك است كه توهمی از عمل‌گرایی را نیز با خود به همراه دارد. فضای سایبر اساساً فضایی برای فرار از دنیای واقعی است. دنیای واقعی با همه‌ی خوبی‌ها و بدی‌هایش و با همه‌ی آلام و خوشی‌هایش از آن حیث كه واقعی است و مستلزم حضور فیزیكی، مستلزم تعهد است. در عالم واقع نمی‌توان هر لحظه كه اختیار می‌كنیم فرار كنیم و از تعهدات سر باز زنیم. اما در زندگی ‌مجازی، فراركردن و رهایی، تنها با یک كلیك ممکن می شود.

از سویی دنیای مجازی، دنیای شتاب و عجله است و این شتاب سرسام آور دلهره و اضطراب ایجاد می کند. در حالی که انسان نیاز به سکون، آرامش، تأمل درک کردن خود و دیگران دارد. تکنولوژی قرار را از انسان ربوده است و فرصت تأمل به او نمی‌دهد که بداند زندگی واقعی چیست، زندگی مجازی چیست؟

تکنولوژی مدام به انسان نویدهای تازه برای راحت‌تر شدن، سریع‌تر و بهتر انجام دادن کار می‌دهد و این عطش سیری ناپذیر انسان را بی قرار کرده است.

زندگی مجازی سخت در تلاش است تا خود را جایگزین زندگی واقعی كند. کنار آمدن با ویژگی های خوب در مقال بدی های یک تکنولوژی شاید برای خیلی ها میسر باشد اما واقعیت این است که خیلی از آدم ها در جمع اضداد دچار سردرگمی می شوند و وحشتناکترین اتفاق ممکن برای زندگی انسان به وجود می آید و دچار رفاه زدگی در دنیای تکنولوژی می شود.

تکنولوژی به وجود آمده، تا در خدمت انسان باشد. فضاهای مجازی جدا از اهداف پشت پرده، جذابیت هایی را در جذب مخاطب برنامه ریزی کرده اند که اگر جانبدارانه در دفاع یا رد فضای مجازی به این موضوع نگاه نکنیم به این مطلب دست خواهیم یافت برای آسایش انسان به وجود آمده اند البته اگر درست استفاده شود.

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۳ توسط صدای خاموش

 از وقتی شبکه اجتماعی تازه تأسیسی به نام اینستاگرام پای به عرصه ارتباطات گذاشت؛ قابلیت اصلی این شبکه جدید که پس از همانندهایی مانند واتس اپ، وایبر و ویچت راه اندازی شد؛ انتشار تصاویر توسط کاربران این شبکه بود.

 
ستاره ها در اینستاگرام

در همان روزهای ابتدایی آغاز حیات این شبکه، برخی از هنرمندان، قدم به این اپلیکیشن‌های جدید گذاشتند. حضور روزافزون هنرمندان از بازیگران گرفته تا خواننده‌ها به اینستاگرام بود که موج نویی از رقابت میان هنرمندانی که با واسطه حضور در فیلم‌ها و کنسرت‌هایشان در میان مردم به محبوبیت رسیده بودند، به وجود آورد و از آن روزها به بعد، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های بسیاری از هنرمندان این شد که عکس جدیدشان را با چه موضوع و رویکردی تهیه کنند و در این شبکه مقابل دیدگان مخاطبانشان به نمایش دربیاورند تا بتوانند گوی سبقت لایکی را از سایر همکارانشان بربایند.

اینستاگرام برای ستاره ها تبدیل به یک رسانه شده است و آنها کاملا با اشراف بر اینکه پست هایشان علاوه بر مردم عادی توسط رسانه ها هم رصد می شود، حضور فعال تری در این شبکه اجتماعی دارند. 

به گفته دکتر یونس شکر خواه، استاد ارتباطات، ستاره‌ها همه جای جهان دنبال ارائه خود هستند. پس از این جهت نمی‌شود از آنها ایراد گرفت که چرا این کار را می‌کنند. از طرف دیگر پدیده استاردام یا‌‌ همان امپراتوری ستاره‌ای هم که اطراف ستاره‌ها پدید می‌آید، از طریق هواخواهان شکل می‌گیرد. هنرمندان از اینستاگرام برای تقویت امپراطوری ستاره ای خود استفاده می کنند.

انواع فعالیت ستاره ها در اینستاگرام

پرتره و سلفی، اصلی ترین و عمده ترین سوژه عکس های استارهاست. سلفی هایی با محوریت من در شرایط مختلف: «من در آغاز یک روز جدید»، «من قبل از رفتن سر فیلمبرداری»، «من سر صحنه»، «من با گریم جدید»، «من وقتی خیلی خسته ام و موقع برگشتن به خونه» یا سلفی های جورواجور کنار آدم ها و در وضعیت های خاص: «من با هنرمند و پیشکسوت عزیز...»، «من در کنسرت ... عزیزم»، «من و فلانی و فلانی در پشت صحنه فلان کار» و ...

گروه دیگری از پست ها، واکنش به اتفاق های روز است. حالا فرق نمی کند چالش آب سرد و معرفی کتاب و فیلم باشد یا واکنش به یادبود فلان شاعر تا درخواست دعا.

 بازار عکس های عاشقانه و شاعرانه هم داغ است. سفرهای داخلی و خارجی و عکس انداختن از در و دیوار آثار باستانی نمونه دیگری از فعالیت هاست. مرور خاطرات قدیم و بازگشت به گذشته و انتشار عکس های دوران کودکی، جوانی، اولین تئاتر، کنار فلان بازیگر در پشت صحنه فلان فیلم یا ... هم نمونه دیگری از فعالیت هاست که به نوبه خودش در این صفحات رواج دارد.

اینستاگرام، رسانه هنرمندان

هنگامی که هنرمند تعداد زیادی دنبال کننده داشته باشد، خیلی راحت می تواند تبلیغات کند و از طرفدارانش بخواهد فیلم یا سریالش را تماشا کنند یا بلیت تئاتر یا کنسرتش را بخرند. کافی است چندتا عکس از نکات جالب کار بگذارد. البته همیشه هم این تبلیغات جنبه شخصی ندارد و می تواند برای معرفی آثار دوستان، آشنایان، فامیل و ... هم استفاده کند. مثلا از تئاتر یکی از دوستان و نزدیکان عکس بیندازد و برای آن تبلیغ کند و یا تصویری از کتاب جدید یکی از نزدیکان بیندازد و منتشر کند و بنویسد که جذاب ترین کتابی است که تا الان خوانده است تا خیلی زود این کتاب به چاپ چندم برسد.

بازارگرمی برای ترغیب دنبال کننده ها به بازدید از صفحات مختلف هم از دسته فعالیت های دائمی برخی ستاره هاست. یک ستاره، از صفحه مخصوص یک فیلم یا سریال عکس می اندازد و زیرش می نویسد مثلا این صفحه فلان سریالی است که دارم در آن بازی می کنم، بیایید سر بزنید و اخبار و اطلاعات آن را بخوانید. جالب اینجاست که بعضی وقت ها ستاره هایی که دنبال کننده های زیادی دارند برای بازیگرانی که تازه به میدان آمده اند یا ناشناس مانده اند هم تبلیغ می کنند؛ مثلا بهنوش بختیاری از طرفدارانش می خواهد بروند صفحه محمود دینی، کاوه سماک باشی یا مجید یاسر را دنبال کنند یا الهام پاوه نژاد، درخواست بازدید از صفحه شیوا بلوریان را دارد.

ستاره ها در اینستاگرام

استفاده های متنی از یک شبکه اجتماعی دیداری!

به گفته دکتر شکرخواه تعریف اینستاگرام بین هنرمندان و ستاره‌ها تا حدودی تغییر کرده است. اینستاگرام در واقع شبکه‌ای اجتماعی برای روایت‌های دیداری است ولی بعضی‌ها از آن استفاده متنی می‌کنند. از جنبه ارتباطی، این شبکه اساسا زیرساخت خوبی برای خبر‌ رسانی سیستماتیک نیست. شبکه‌های دیگری می‌توانند برای این منظور بهتر جواب دهند. از توئیت‌های کوتاه تا متون بلند فیس‌بوکی. اینستاگرام به این دلیل که موبایل پایه اصلی چنین شبکه‌ای است، چندان ظرفیت متنی ندارد و به همین دلیل هم هست که حتی پیش‌فرض برنامه، طوری طراحی شده که کامنت‌های طولانی به صورت مختصر به نمایش درآیند و حتی در صفحه کامنت‌ها هم پنهان شوند. مردم باید به مرور زمان با خواندن ادبیات مرتبط با این بحث، به این نکته برسند که اینستاگرام جای حرف نیست.

تغییر تعریف اینستاگرام در رابطه بین هنرمندان و مخاطبین!

تعریف جهانی اینستاگرام ارائه جهان از دیدگاه کاربران است، اما این تعریف بین چهره‌ها، هنرمندان و ستاره‌ها تغییر کاربری داشته و اینستاگرام بیشتر برای ارائه اطلاعات و اخبار و نظرات به کار می‌رود.

همین اتفاق موجب شده با پدیده‌های جدیدی روبه‌رو شویم که شاید در کمتر جایی از جهان شاهد آن باشیم. به خصوص صفحات ستاره‌ها و هنرمندان که بیشتر جایی است برای ارائه اخبار و اطلاعات و از طرف دیگر هواداران تصور می‌کنند از طریق این شبکه اجتماعی می‌توانند با آن فرد ارتباط برقرار کنند.

ستاره ها در اینستاگرام

اما بعد از مدتی که می‌بینند این ارتباط یک طرفه است یا تصاویری گذاشته می‌شود که با مزاج آنها سازگار نیست، شروع به رفتارهایی می‌کنند که چندان خوشایند به نظر نمی‌رسد.

دیده شده که در پیج استار‌ها مردم بعضا واکنش‌های قهری نسبت به عکس‌ها نشان می‌دهند و نسبت به تصاویر و مطالبی که می‌گذارند، گارد می‌گیرند. مثلا الناز شاکر دوست در ونیز عکسی از میز صبحانه‌اش در یک رستوران انداخته و با واکنش تند کاربران روبه‌رو شده است که عکس‌العمل‌های خوبی نشان ندادند و با جملات و الفاظ نادرست عکس گذاشته شده را زیر سوال برده‌اند.

بنابراین می توان گفت یکی از دلایل مهم مسائل ناخوشایندی که در رابطه میان هنرمندان و مخاطبان در شبکه اجتماعی اینستاگرام در حال رخ دادن است، ناشی از تغییر کاربری و تعریف این شبکه در میان آن ها بوده است. یکی از راه های جلوگیری از چنین اتفاقاتی، توجه به پایه و اساس این شبکه و دیداری بودن آن است. استفاده از متون در شبکه ای که ذاتا برای تصویر به وجود آمده است می تواند باعث مشکلاتی شود و در این میان مهم نیست که این متون شامل تکریم باشند یا تندگویی و پرخاشگری، چون اساسا اینستاگرام شبکه این رفتارها و ارتباط ها نیست. موضوع بسیار روشن است. اینستاگرام از آغاز یک فریاد بلند داشته است: پایان متن و آغاز عکس!



نوشته شده در تاریخ دوشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۳ توسط صدای خاموش

برده

نگذار دیگران از تو سوء استفاده کنند

یکی از اساتید تعریف می کردند که در کلاسی آمدیم سرمقاله روزنامه ای اصولگرا را در لگوی روزنامه ای اصلاح طلب کپی کردیم و برعکس سرمقاله روزنامه ای اصلاح طلب را در لگوی روزنامه ای اصولگرا کپی کردیم و بعد روزنامه ها را به دانشجویان کلاس دادیم. هر یک از دانشجویان، روزنامه ای با لگوی جناح خود را گرفته و از متن مقاله آن شروع به دفاع کردند. جالب این جا بود که آنان در حقیقت از مقاله ای که دقیقا مربوط به روزنامه جناح مقابل است دفاع کردند و حتی متوجه نشدند که برخی مطالب آن مقاله، مخالف نظر خودشان است.

 

هر آنچه را که به خوردت می دهند نپذیر

بیاییم هر چه از اطراف (فیلم، روزنامه، آهنگ، سخنرانی، کتاب و ...) به خوردمان می دهند را نپذیریم. بیاییم از هر چیزی خوبش را بگیریم و تفاله اش را دور بریزیم.

یکی از اموری که سردمداران امریکا و جهودان صهیونیست به دنبال آن هستند؛ سیستم بردگی نوین است. سردمداران امریکا در اصل این گونه مطرح می کنند: مگر ما بیکاریم که به یک منطقه و کشوری لشکرکشی کنیم و مردم آن منطقه و کشور را به استثمار بکشیم؟ ما می توانیم اندک اندک وضعیت را به گونه ای تغییر دهیم که تمامی امور اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن کشورها، آن شود که ما می خواهیم و مردم آن کشورها با گذشت زمان، به بردگانی از بردگان ما تبدیل شوند؛ به صورتی که زنجیر بردگی نامرئی باشد و آن ها احساس نکنند که برده ما هستند.

شیوه زندگیشان، آن باشد که ما می خواهیم؛ به گونه ای لباس بپوشند و زندگی کنند که ما می خواهیم و بدین ترتیب بخش قابل توجهی از درآمدهایشان، به خزانه های ما به صورتی وارد شود که خودشان هم احساس نکنند.

اندک اندک در این سیستم بردگی نوین ما افراد رو به صورتی در می آوریم که بعدها از این که برده ما هستند؛ افتخار کنند و از این که آن گونه که ما می گوییم زندگی می کنند و لباس می پوشند؛ افتخار کنند و اگر افرادی در آن کشور و جامعه حاضر نیستند که به بردگی ما دربیایند؛ آن ها را مورد تمسخر قرار دهند. به این صورت که می گویند: به آن خانم نگاه کن؛ به آن آقا نگاه کن؛ پوشش دارد؟! حجاب دارد. این چه وضعی است؟ ما را نگاه کنید. ما مدرن هستیم. ما روشنفکریم. ما منور الفکریم. ما دگردیسیم؛ آن ها اُمُّل هستند.

یکی از پروتکل های بزرگان صهیونیست این است که می گویند شالوده دین را در دنیا باید از بین ببریم. چرا؟ چون می گویند اگر ایمان فردی را از او بگیرید؛ به راحتی می توانید بر گرده اش سوار شوید و او را در اختیار خود درآورید. قضیه ای که به راحتی در غرب پیاده کردند. قضیه ای که سعی داشتند در زمان طاغوت در ایران پیاده کنند.(1)


در همه حال به وظیفه ات عمل کن

فتنه ها و حوادث و آشوب هایی که در جهان اتفاق می افتد، گوناگون است، اختلاف گاهی بین دو گروه منحرف می باشد و گاهی بین دو گروه مشکوک، و گاهی نیز بین دو گروه که یکی حق و دیگری باطل است.

روشن است که باید از حق حمایت کرد و با باطل پیکار نمود، اما در فتنه ها و آشوب هایی که میان دو گروه باطل و یا دو گروه مشکوک اتفاق می افتد طوری باش که نتوانند از تو سوء استفاده کنند، نه آن‌که لزوماً خاموش و ساکت باشی. بلکه منظور این است که پلی برای افراد منحرف یا مشکوک نشوی تا از تو در جهت باطل بهره کشی کنند.(2)

بر همین اساس امام علی (علیه السلام) در اولین حکمت نهج البلاغه می فرمایند: كُنْ فِى الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَیُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَیُحْلَبَ: در فتنه ها همچون شتر کم سن و سال باش؛ نه پشت او قوى شده که سوارش شوند نه پستانى دارد که بدوشند!

منظور از فتنه در این سخن گهربار حضرت علی علیه السلام همان آشوب هاى اجتماعى است.(3)

 

جاه طلبان می خواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند

در طول تاریخ ریشه‌ی همه‌ی فتنه‌ها و گمراهی ها و جاهایی که حقّ و باطل به هم مخلوط شده است، در حُبّ دنیاست. کسانی بوده‌اند که به خاطر حبّ به دنیا و جاه و مقام و حبّ به اهل و رفقا، فتنه‌ای را به وجود آورده‌اند.(4)

برای نمونه اگر ما نسبت به عملکرد و یا عزل و نصب های حکومت انتقاد و اعتراضی داشته باشیم؛ باید نسبت به ارائه انتقاد در جهت امر به معروف و نهی از منکر اقدام نمائیم. حال اگر مسئولین حکومت انتقاد و اعتراض ما را پذیرفتند و در صدد رفع و اصلاح نواقص برآمدند که مراد حاصل شده، اما اگر پاسخی برخلاف میل ما دادند چه می کنیم؟ آیا سکوت می کنیم و یا اینکه تفکّر و اندیشه خود را به روزنامه ها، سایت ها و ... می کشانیم؟ اگر روش دوم را برگزینیم و تفکّر و اندیشه خود را به سطح جامعه بکشانیم در واقع آشوب کرده ایم.

این جاست که حضرت می فرماید: همچون بچه شتر باشیم یعنی از ستمکاران کنار گیری کنیم تا نتوانند از شهرت، موقعیت، ثروت، قلم، شخصیت و وجودمان ما به نفع خود سود برند.(5)

در غیر این صورت عده‌ای با ظاهرِ دوست و باطنِ دشمن وارد میدان می شوند و فضا را غبارآلود کنند و ما با همراهی با آنان به غبار آلود کردن این فضا دامن می زنیم. حال در این فضای غبارآلود است که دشمنِ صریح می تواند چهره‌ی خودش را پنهان کند، وارد میدان شود و ضربه بزند(6) و در نهایت از یک سو به ثروت و قدرت بسیاری دست یابد و از سویی دیگر اقتدار مملکت ما را خدشه دار نماید.

بارالها بر محمد و آلش درود فرست و یاریمان کن تا نادانسته سبب نشویم جاه طلبان با کمک ما، به اهداف شیطانی خود برسند. بحق محمد و آله الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین و عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان.

 

پی نوشت ها:

1.      سخنرانی دکتر میرلوحی با عنوان بردگی نوین، برای اطلاعات بیشتر می توانید به کتاب "هالیود قالب ریز و شکل دهنده افکار و اندیشه ها" اثر دکتر میرلوحی مراجعه نمایید.

2.      ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج ‏18، ص 82، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، 1404ق.

3.      ترجمه و شرح نهج البلاغه، حضرت آیه الله العظمی مکارم شیرازی مد ظله اللعالی، حکمت اول.

4.      برگرفته از بیانات مقام معظم رهبری مد ظله اللعالی در آغاز درس خارج فقه ‌1374/06/14.

5.      پایگاه اطلاع رسانی موسسه علوم قرآنی فرهنگی شهرداری اسلامشهر با اندکی دخل و تصرف.

6.      برگرفته از بیانات مقام معظم رهبری مد ظله اللعالی در دیدار با اعضای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی‌1388/10/29.



نوشته شده در تاریخ یکشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۳ توسط صدای خاموش

 خانوم شماره بدم ؟،خانوم میاید دماغامون عوض؟ ،پا می دی واست کفش بخرم؟،خانوم ببخشید مستقیم از کدوم طرفه؟! اینجا به تناسب هر خصوصیتی که دارید متلک بشنوید!

 
متلک پرانی

متلک گویی در هر جامعه ای قصه خودش را دارد.متلک گویی ها به این موارد ختم نمیشود گاهی ممکن است رکیک باشد،گاهی ایرادی از ظاهرت و گاهی هم کنایه ای از ظاهر و وجناتت و البته می تواند پیامی برای عرض اندام جنسیتی باشد.چیزی که حتما تا به حال از بیخ گوش شماها هم رد شده باشد.

تنم عجیب میلرزد،سرم را پایین می اندازم،روسریم را جلوتر میکشم و تندتند قدم برمیدارم تا در معرض دید نگاه های هرزه و متلک های زننده قرار نگیرم اما ناگهان قفل دهانشان را میشکنند و شروع می کنند به متلک پرانی های زننده.

شوخی های سبک و زننده ای که بهانه ای میشود برای پیاده روی های طولانی! چون توفیق اجباریست تا راهت را دور کنی که مجبور نباشی از جلوی پسران جوانی که سر کوچه آماده متلک انداختن هستند، رد شوی.

متلک انداختن به عادت و یا فرهنگی در بین جوانان امروزی تبدیل شده است که ازآسیب های خیابانی آزار دهنده برای زنان می باشد.متلک انداختن،مسخره کردن،زیر ذره بین گذاشتن دختران از راحت ترین جرمی است که در ایران می توان مرتکب شد. جرمی که نه مجرمان از «جرم» بودنش اطلاع چندانی دارند و نه قربانی.زنان عابر با وجود ناراحتی از این مزاحمت ها حتی نمی دانند که این متلک گویی ها جرم است و متلک اندازها هم بدون نگرانی از اینکه با انجام اینکار مورد شماتت قرار بگیرند به کار خود ادامه داده و با آزار دیگران تفریح می کنند.

اما متلک پرانی ها فقط شامل آزارهای گفتاری نیست بلکه آزارهای فیزیکی مثل تنه زدن، ترساندن بانوان با موتورسیکلت و یا بوق زدن از مزاحمت های دیگری است که شاید اغلب دختران و زنان ایرانی با آن مواجه باشند و هر کسی لااقل یک بار آنرا تجربه کرده باشد.

توجیه پسران برای متلک پرانی هایشان چیست؟

عده ای از پسرها می گویند نوع پوشش، آرایش، رفتار و حرکات دختران به گونه ای است که به خود اجازه جسارت و تمسخر و مزاحمت را می دهیم و همچنین عقیده دارند که اگر متلک انداختن با واکنشی از طرف دختران مواجه شود ،برای اینکار بیشتر ترغیب و تشویق میشوند و عده ای هم گفتند با این کار به دنبال قدرت طلبی هم سن و سال هایشان هستندکه مثلا طرف چقدر با جربزه است که به فلان دختر چنین حرفی را می زند.یکی از پسرهای دانشجو می گوید که این نوع رفتارها ریشه در دوران دبیرستان دارد: «پسرها در دوره دبیرستان از هم سن و سال هایشان یاد می گیرندکه باید اینطور رفتار کنند تا مقبول جمع باشند.»

متلک انداختن به عادت و یا فرهنگی در بین جوانان امروزی تبدیل شده است که از اسیب های خیابانی ازار دهنده برای زنان می باشد.متلک انداختن،مسخره کردن،زیر ذربین گذاشتن دختران از راحت ترین جرمی است که در ایران می توان مرتکب شد

پسر دیگری می گوید که این مشکل به جدا بودن مدارس دخترانه و پسرانه ربط ندارد: «مشکل اصلی عقده های فروخفته جنسی است که بعضی از پسرها می خواهند با گفتن متلک تخلیه اش کنند، چون جای دیگری نیست که این هیجانات را تخلیه کنند.»

10درصد دنبال تفریح هستند و بقیه دنبال برقراری ارتباط با دخترها ، برای همین گاهی هم اگر دختر جواب ندهد و یا بی تفاوت رد شود، ممکن است به او حرف بدی بزنند.»

چه کسانی قربانی اصلی متلک پرانی هستند؟

معمولا افرادی که ظاهر و شکل و شمایلی متفاوت با عرف و جامعه دارند بیشتر در معرض متلک پرانی ها قرار می گیرند اما این به این معنا نیست که اگر فردی آرایش و پوشش خود را متناسب با هنجارهای پذیرفته شده شکل دهد از این آسیب اجتماعی در امان خواهد بود بلکه این معضل باحجاب و بی حجاب نمی شناسد.

به همین منظور سراغ دختری چادری که از حجاب خوب و مناسبی برخوردار بود رفتیم تا از او هم درباره مزاحمت های خیابانی جویا شویم . او گفت من دختری نسبتا متدین هستم که چون مجردم تا به حال دست به صورتم نزدم، هر وقت که از جلوی یک عده پسر رد می شوم به من متلک های ناجوری می گویند؟ از او پرسیدم چه متلک هایی میگویند؟ گفت مثلا سیبیلاشو؟!،ماشاالله واسه خودت مردی شدیا! و ...

در برابر این نابهنجاری سکوت اختیار کنید!

یک زمانی بود که مردان ما در برخورد با صحنه های غیر اخلاقی ،مزاحمت ها و متلک پرانی ها به زنان جامعه  غیرت مردانگی شان به جوش می آمد و تذکر صمیمانه و دوستانه ای به آن جوان میدادند و اشتباهش را به او گوشزد میکردند که مثلا اگر کسی به خواهر یا مادر شما متلک بیندازد چه احساسی دارید؟!و با این سوال ساده فرد را از کرده خویش پشیمان میکردند اما امروزه این نوع تذکرات خیلی کمرنگ شده و در توجیه خود بهانه هایی می آورند که حوصله دعوا و پاسگاه کشی را نداریم!،دختری که با این وضع در خیابان ظاهر میشود سزاوار این آزار و اذیت هاست! و یا به ما چه خودمان را دخالت بدهیم!و...

اما متلک پرانی ها فقط شامل آزارهای گفتاری نیست بلکه آزارهای فیزیکی مثل تنه زدن، ترساندن بانوان با موتورسیکلت و یا بوق زدن از مزاحمت های دیگری است که شاید اغلب دختران و زنان ایرانی با آن مواجه باشند و هر کسی لااقل یک بار آنرا تجربه کرده باشد

اما واکنش خانم ها که متلک شونده هستند چگونه است؟

واکنش خانم ها در برابر شنیدن متلک ها متفاوت است ،برخی از خانم ها با شنیدن متلک واکنشی از خود نشان می دهند که در نهایت ممکن است منجر به مشاجره های لفظی شود، در بین این خانم ها کسانی هم هستند که از شنیدن متلک ها بدشان نمی آید و از آن لذت هم می برند مخصوصا وقتی که متلک جنبه تمجید و تعریف هم داشته باشد اما شرع و عرف کدام را می پسندد؟

عفت و حیای یک زن اقتضا می کند که بانوان بدون توجه به اینگونه رفتارهای غیر اخلاقی به مسیر خود ادامه داده و با سکوت کردن شخصیت خود را به اثبات برسانند و درصورت نیاز به نیروی انتظامی گزارش دهند این رفتار مسلما بهتر از دعوا و مشاجره و مواجه فردی است.

متاسفانه در شهرهای کوچک‌تر مزاحمت‌های کمتری برای بانوان ایجاد می‌شود، اما در شهرهایی مثل تهران موارد مزاحمت ایجاد شده برای بانوان بسیار زیاد است شاید در حل این معضل اجتماعی گفته شود که لازم است مسئولین اطلاع رسانی کنند و همینطور ماموران و ضابطین ذی ربط باید نظارت و برخوردهای جدی تری در این زمینه داشته باشنداما به راستی شعار دادن فرهنگ سازی برای برخورد با اینگونه آسیب های اجتماعی تا کی ادامه خواهد داشت؟!مردم تا چند دهه باید صبر کنند تا شاید از جانب کارشناسان و مسئولان فرهنگ سازی صورت بگیرد؟!آیا کلمه فرهنگ سازی همه چیز را توجیه میکند؟!آیا یک جامعه درحال توسعه به صرف شعار دادن و وجود اینگونه ناهنجاری های اجتماعی به مرحله توسعه یافتگی  میرسد؟!

وقتی در کشوری بروز انواع مزاحمت ها، نادر باشد، در نتیجه مردم ثبات و آرامش روانی بیشتری برای کار و پیشرفت دارند و در چنین سرزمینی، مسیر توسعه یافتگی با شتاب بیشتری همراه خواهد بود لذا تا زمانی که در جامعه ی فعلی به آن درجه از آموزش پذیری و تعامل سالم بین همه شهروندان نرسیده باشیم، تشدید برخوردهای فیزیکی و قانونی با افراد مزاحم نمی تواند ریشه مزاحمت ها را به طور کامل برطرف کند اما امروزه افزایش آمار مزاحمت‌ها و خشن‌ترشدن این رفتارها نشان از ضعف کارکرد قوانین دارد.گویا این روزها صرف متوسل شدن به قانون کارساز نیست چرا که قانون نمی تواند افراد را ملزم کند که به ارزش های اخلاقی و اجتماعی خود ملزم باشند لذا تشدید مجازات هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد.

پس باید چه کرد؟

باید به سمت آموزش عمومی مردم و اتخاذ تدابیر تکمیلی مثل ضمانت اجراهای اداری و انضباطی که اتفاقاً در قانون مجازات اسلامی تحت عنوان مجازات‌های بازدارنده پیش‌بینی شده و عملاً بیش از سزادهی و کیفر منجر به مهار و کنترل مزاحمت‌های خیابانی می‌شود حرکت کرد.از سوی دیگر نقش نیروی انتظامی هم در این زمینه بی تاثیر نیست چرا که ما در خیابان ها فقط شاهد جریمه های راهنمایی و رانندگی هستیم ،مساله بعدی اطلاع‌رسانی کارشناسی نه تبلیغاتی توسط رسانه‌ها و سایر نهادهای فرهنگی است که می‌تواند بی‌تفاوتی‌ و ناآگاهی را میان مردم کاهش دهد و از آن طرف مسئولیت‌پذیری عامه مردم را در مقابله با ناهنجاری‌ها بالا ببرد.



نوشته شده در تاریخ شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ توسط صدای خاموش

 

موبایل

من گوشی موبایل شما هستم که هر روز از من استفاده می‌کنید و با این حال هیچ گاه به خود من توجه نمی‌کنید و فقط به دنبال کارهای خودتان هستید.

انگار نه انگار که من هم موجودی هستم و مخلوقی از مخلوقات خدا ( زمر، 62 ).

من هم مثل همه چیزهای دیگر ملکوت دارم و ملکوتم نزد خداست (یس، 83) و مال خدا هستم (نساء، 126) و خدا بر من احاطهدارد و مراقب من است. ( احزاب، 52)

خزانه‌های اصلی من نزد خداست و آنچه در دست شماست، شکل نازل شده‌ای از من است.(حجر، 21)


از شنیدن این حرف ها تعجب می کنید؟ مگر نمی ‌دانید که هر چه در آسمان ها و زمین است خدا را تسبیحمی‌گوید. (جمعه، 1)

مگر نمی دانید که حتی بعضی سنگ ها و صخره ‌ها از حالت خشیت خداست که فرو می ‌ریزند. (بقره، 74) نکند فکر کرده‌اید که فقط خودتان شعور دارید؟

من هم مثل همه چیز دیگر هدایتی مخصوص به خود دارم (طه، 50) و خدا عهده ‌دار هدایتم است.

خدا من را تحت فرمان شما قرار داده ‌است (حج، 65) همچنان که رودخانه ها و شب و روز و خورشید و ماه و هر آنچه در زمین است را تحت فرمان شما در آورده است. (نحل، 12)

نکند خیال کرده‌اید که دنیای تکنولوژی خارج از قدرت خداست؟ (آل عمران، 189) هر چه داناتر شوید، می‌توانید بهتر و بیشتر بهره ببرید. (رحمن، 33)

خدا همیشه چیزهای تازه‌ای دارد که بتواند رو کند و برای مردم زمانه قبلی شناخته نشده باشد. (نحل، 8)

خیال کرده‌اید که ساخت موبایل به خدا ارتباطی ندارد؟ یا اینکه خدا خالق موبایل نیست؟

تا همین چند سال پیش باورتان نمی شد که دو نفر آدم دور از همدیگر بتوانند قدم زنان با یکدیگر حرف بزنند و به سرعت چند ثانیه به همدیگر نامه بنویسند. این هم از نشانه‌های خداست که متأسفانه از کنار آن می‌گذرید اما دریغ از کمی توجه! (یوسف، 105) 

راستش را بخواهید اکثر شما انسان ها در کل تاریخ همین گونه ظاهر بین بوده‌اید و به باطن عالم کاری نداشتید. (روم، 7)

این همه پیامبر در میان شما مبعوث شد که همگیشان را به راستگویی قبول داشتید؛ اما حرفهایشان را خیلی دیر باور می‌کردید و می‌گفتید مگر ممکن است بعد از مرگ هم عالمی باشد (اسراء، 49) یا مگر ممکن است یک نفر انسان مثل خود ما پیامبر شده باشد؟ (شعراء، 186)

همین الان هم همین گونه‌اید. مثلاً شما مسلمان های عزیز، عملکردتان نشان نمی‌دهد که آن طور که شایسته است به دین باور داشته باشید چون آنان که یقیندارند می‌توانند حقایق جهان مثل جهنم را در همین دنیا مشاهده کنید (تکاثر، 5)، اما شما را غافل تر از این حرف ها می‌بینم.

بگذرم، که با کمک قرآن، آنقدر مطلب برای گفتن دارم که به خودم و شما مربوط است که الان فرصت آن نیست. در اینجا می‌خواهم چند توصیه کنم که یادآوریشان به کارتان می‌آید. توصیه‌هایم را کوچک نشمرید. کلاً دارایی های مردم را کوچک نشمرید.(شعراء، 183)

اگر در دست کسی یکی از برادرها یا خواهرهایتان مدل بالای من را دیدید به آنان حسادتنکنید و دقیقاً همانی که در دستشان است را تمنّا نکنید، در عوض به جای آن به خدا بگویید که از بزرگواری ‌اش شما را بهره‌مند سازد. (نساء، 32)

این یک قانون است که رزق بعضی از بعضی بیشتر باشد. (نحل، 71)

البته بخشی از این تفاوت رزق به دست خودتان است (نوح، 10) و به طور کلی رزق دادن به شما را خدا بر خودش حتمی کرده است (هود، 6) بعضی وقت ها هم بهتر است توجهتان را از مدل های بالای خواهرها و برادرهای من پرت کنید و چشمان خود را به دنبال آن نکشید. (حجر، 88)

خدا را هم بخاطر من شکر کنید. (نحل، 121) هر قدر که می توانید از من استفاده کنید تا سود مادی و معنوی به دست آورید. اگر این کار را کردید شکرگزارواقعی من به درگاه خدا بوده‌اید زیرا شکر فقط به زبان نیست بلکه به رفتار است. (سبأ، 13)

 

از من استفاده کنید اما این چند مطلب را از یاد نبرید:

1- خدا دوست ندارد که از طریق من حرف های بد را بلند بلند بزنید مگر اینکه ظلمی به شما رسیده باشد. (نساء، 148)

2- اکثر حرف های پنهانی مردمبا همدیگر هیچ فایده و خیری ندارد مگر اینکه درباره کار خیری باشد یا کاری باشد که خوبی‌ اش را همه می فهمند یا اینکه روابط خراب بین مردم را اصلاح کند. (نساء، 114)

3- خدا من را تحت اختیار شما قرار داده (حج، 65) تا هر وقت خواستید به کمک من با دیگران حرف بزنید. من هم آماده به خدمتم؛ اما فراموش نکنید که بررسی اعمال شبانه روز (حشر، 18) به سکوت نیاز دارد. بررسی نیت هایتان از حرفهایی که می‌زنید نیز به سکوت احتیاج دارد.

4- شاید من را وقتی قدیمی شده باشم دیگر نخواهید. در این صورت می‌توانید من را در راه خدا به شخص نیازمندی انفاق کنید. البته یادتان نرود که چیزی را به دیگران انفاق کنید که اگر به خودتان داده‌ شود، رغبت بکنید که بگیرید. (بقره، 267)

5- در این دنیا کسانی هستند که بر شما حق های ویژه دارند، مثل والدین و کسی که راه زندگی را به شما آموخته باشد. بلد هستید چگونه به آنها حرف های گرانمایه بزنید؟(اسراء، 23)

6- هرچه از طریق من به دیگران بگویید را خدا می‌شنود و می‌داند (انبیاء، 4)؛ بنابراین همیشه مراقب گفته‌های خود باشید.

7- هر حرفی را باور نکنید و ندانسته‌ های خود را مبنای کارهایتان نکنید.(اسراء، 36)

8- اگر مراقب افکار و اعمال خود باشید و حرف هایی که از طریق من می‌زنید درست و استوار باشد، خدا کارهایتان را درست می‌کند و گناهانتان را می‌آمرزد.(احزاب، 70)

9- چه خوب که با من گفته‌ های خوب و مقبول بگویید(اعراف، 199)؛ بنابراین اگر در حین صحبت کردن رابطه تلفنی قطع شد، حتماً تماس مجدد بگیرید و سلام مجدد کنید و در آخر با شخص خداحافظی کنید.

10- من را که به دست می‌گیرید، هر قدر که بتوانید مراقب عواطف مخاطبتان باشید؛ زیرا آنکه شما نمی‌بینید، به دنبال یافتن فرصت برای ایجاد دشمنی است. (اسراء، 53)

11- اگر به وسیله من واسطه کاری شایسته شوید، خودتان هم بهره‌مند خواهید شد و همینطور است واسطه‌گری در مورد امور شر و منفی.(نساء، 85)

آیات زیادی در قرآن وجود دارد که به نوعی به من هم مربوط می‌شود و در اینجا نشانی بعضی از آنها را برای شما آوردم که وقتی قرآن می‌خوانید یاد من هم بیفتید.

خدا نگهدار شما در خوبی ها باد و دور کننده تان از بدی ‌ها.



نوشته شده در تاریخ شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ توسط صدای خاموش

 

گذشته های نه چندان دور وقتی کسی از خانه خارج می شد، دسترسی به آن ممکن نبود مگر اینکه به خانه یا جایی برسد که بتواند با تلفن ثابت صحبت کند. یادتان هست؟ تلفن های مشکی بزرگ با شماره گیرهای چرخان. بعد هی تلفن ها کوچک و جمع و جور شدند،بیسیم شدند و می توانستیم در همه جای خانه با آنها صحبت کنیم. سر و کله‌ی  کامپیوترهای خانگی هم پیدا شد. با مانیتور های بزرگ که اندازه ی یک تلویزیون بود. روزهای اولی که موبایل یا همان تلفن همراه وارد زندگی هایمان شد، را هیچ کدام به خوبی بیاد نداریم. بی سر و صدا آمد. اول مدیرها و افراد ثروتمندتر خریدند و بعد کم‌کم شماره تلفن همراه مثل نام پدر و شماره‌ی شناسنامه پای ثابت مشخصات فردی‌مان شد

.

قدم بعد داشتن رایانه شخصی و دسترسی به اینترنت پر سرعت بود. چت و فیس بوک و .... . خلاصه هر دم از این باغ بری می رسید تا اینکه گوشی‌های اندرویدی  با امکانات ویژه آمدند و شدند گل سرسبد آدم‌هایی که ارتباط‌های مجازی را به واقعی ترجیح می دادند.

 

گوشی به دست، می خواهیم تنهایی و نیازهایمان را در فضایی بر طرف کنیم که خیلی چیزها در آن هست اما واقعی نیست. این گوشی های پیشرفته، خانواده‌های ما را هم تحت تاثیر قرار داده. چون همیشه جوان‌ترها پیشتاز هستند، فرزندان در دنیایی قدم می‌زنند که برای برخی والدین تعریف مشخص ندارد. همسران هم می توانند کنار گوش هم با یک وسیله‌ی کوچک در یک دنیای بزرگ قدم بزنند.

 

نظر شما چیست؟ پای وایبر و ویچت و واتزاپ به خانه‌ی شما هم باز شده؟ حضورش با خود چه چیزهایی آورده و چه چیزهایی را برده است؟اگر ببینید همسرتان ساعت ها در ویچت قدم می زند،چه عکس العملی نشان می دهید؟از گوشی و دوستان مجازی فرزندتان خبر دارید؟



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲ توسط صدای خاموش

 

استفاده از فضای مجازی به عنوان جهانی موازی که هیچ حد و مرزی بر آن اعمال نمی شود و دولت ها عاجز از اعمال کنترل بر روی آن بوده و امروزه به عنوان تهدیدی نوظهور علیه دولت ها، بویژه نظام های سیاسی-ایدئولوژیک مستقل از غرب به نقش آفرینی می پردازد، از پتانسیل ویژه و منحصر به فردی جهت بسط و گسترش تفکرات مسحیی به عنوان یکی از گزینه های رخنه غرب در سبک زندگی جوامع، بویژه جوامع اسلامی برخوردار است.

مسیحیت یکی از قدیمی ترین ادیانی است که در فلسطین و کرانه باختری رواج داشته و سر منشا خود را در گرو رسالت حضرت عیسی می داند؛ البته باید دانست که همواره "عیسی ناصری" مد نظر مسیحیان تفاوت گسترده ای با "عیسی ابن مریم" به عنوان پیامبر مسلمان مد نظر قرآن کریم داشته و دارد.

پس از جنگ های صلیبی و قدرت گرفتن پادشاهی های اروپایی که همزمان با اوج فساد واتیکان و به ستوه در آمدن مردم از دستگاه تفتیش عقاید (Inquisition) بود؛ قدرت کلیسا رفته به رفته روبه زوال گردید و اروپای تحت سلطه اشراف یهودی، تولد جدید خود را تحت عنوان رنسانس (Renaissance) آغاز نمود.

اینترنت

با گذشت رنسانس و پیدایش عصر معاصر اروپا و ظهور فلاسفه اخلاق مداری همچون کانت، مسیحیت رفته رفته قدرت خود را البته با شروطی جدید بازپس گرفت؛ قدرتی که موجب می شد تا اروپای معاصر بالاخص به دلیل اتخاذ سیاست های استعمارگرایانه، از توفیقاتی عظیم در مسیر امپراطوری بهره مند گردند.

در عصر نوین اروپا برای توجیه و تثبیت اهداف استعماری خود محتاج به اهرمی ایدئولوژیک جهت اعمال حد اعلای سلطه یعنی سلطه فرهنگی بودند؛ این امر قدرت ظاهری کلیسا را رونق بخشید و موجب شد تا هزاران میسیونر در قالب مبلغ دینی، به آفریقا، شرق دور، هند، آمریکا و خارومیانه گسیل داده شده و اقدام به تحکیم قدرت غرب در شرق و جایگزینی چکمه های سربازان با قلم و کاغذ میسیونری نمایند.

اگر چه این امر در گام نخست پس از اتمام جنگ دوم جهانی و در گام نهایی خود با اتمام جنگ سرد و ظهور جنبش های دین ستیزانه و نسل جدید روشنفکران سکولار، در کنار اتخاذ مواضع خلاف اخلاق کلیسا و افشای فساد دستگاه پاپی، مسیحیت را بیش از پیش دستخوش تغییراتی اساسی و فروپاشی در داخل جامعه غرب نمود، اما با این همه این فروپاشی هیچگاه موجب خروج مسیحیت به عنوان مولفه ای تاثیر گذار از سیاست خارجی اروپا نگردید. بر این اساس مسیحیت با وجود انحطاط کامل خود در جامعه غرب، همچنان به دنبال تبلیغ و جذب در خارج از مرزهای موجود خود بوده و سعی می کند تا با بروز رسانی خود در قالب استفاده و بکارگیری از ابزار آلات جدید همچون فیلم، موسیقی، آثار ادبی، به صدور سبک زندگی انسان سکولار غربی مبادرت ورزد.

باید توجه داشت که تبلیغات فرصتی به دست کارگزار و مجری می‌دهد که با بهره‌گیری از تکنیک‌های خاص رسانه‌ای اهداف خود را تحقق بخشد. به هر حال، تبلیغات پدیده‌ای خنثی و بریده از رأی و نظر مجری خود نیست. چنانچه در تاریخ معاصر جهان، بخش غالب فرهنگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جوامع توسط آن رقم خورده است. ضمن این که تأثیرپذیری ارکان فکری و رفتاری افراد در سنین مختلف به ویژه نوجوانان و جوانان بالاخص در محیط مجازی از الگوهای عرضه شده در تبلیغات مختلف، مسئله‌ای است که توجه بسیاری از ارباب دانش را به خود مشغول ساخته است.

 

در این راستا استفاده از فضای مجازی به عنوان جهانی موازی که هیچ حد و مرزی بر آن اعمال نمی شود و دولت ها عاجز از اعمال کنترل بر روی آن بوده و امروزه به عنوان تهدیدی نوظهور علیه دولت ها، بویژه نظام های سیاسی-ایدئولوژیک مستقل از غرب به نقش آفرینی می پردازد، از پتانسیل ویژه و منحصر به فردی جهت بسط و گسترش تفکرات مسحیی به عنوان یکی از گزینه های رخنه غرب در سبک زندگی جوامع، بویژه جوامع اسلامی برخوردار است. به این ترتیب یکی از جدید ترین و مهمترین میدان های نقش آفرینی نسل جدید میسیونر ها در رخنه فرهنگی به جوامع، فضای مجازی می باشد؛ فضایی که نمونه عینی آن در ایران اسلامی قابل مشاهده و بررسی است.

سایت دوستی با خدا از جمله سایت های میسیونرهای سایبری است که در تقابل غرب با تفکر اسلامی و ایرانی، اقدام به استفاده از روشی نسبتا بدیع جهت رخنه با باورهای عقیدتی و سبک زندگی اسلامی در قالب کیش و آیین مسیحیت دارد. سایت دوستی با خدا بر خلاف اکثر سایت های وابسته به میسیونری، به جای استفاده از روش های تکراری و کلیشه ای، شیوه هایی نوین را برگزیده و به هیچ عنوان در صدد توجیه مسیحیت تبشیری نبوده و از هیچ یک از روش های متداول همچون گرفتن مصاحبه از مسیحیان تبشیری و یا تحلیل گران اسلام ستیز و انتشار مقاله علیه اسلام  استفاده نمی نماید؛ بلکه در این سایت از نسل جدیدی از روش های القای ذهنی استفاده می شود.

استفاده از روش آماده سازی تدریجی

از جمله روش ها و نوع عمل این شبکه در القای پیام تبشیری خود، برگزیدن شیوه آماده سازی تدریجی ذهن می باشد؛ شیوه و متدی که مبتنی بر آن هجوم و سلطه روانی-فرهنگی به طور کامل خزنده و آهسته-پیوسته ادامه یافته و در گام نخست از طریق مقدمه سازی از امور کلی به منظور آماده سازی ذهنی آغاز می گردد. این نحوه عمل سپس به طور گام به گام در حرکت به سمت اشغال ذهن هدف ادامه داده شده که در مجموع ذهن هدف بدون هیچگونه شوک ناگهانی مشغول به آرمان های ناهمگون این شبکه میسیونری می گردد.

اینترنت-سایبری

به عبارتی دیگر این شبکه در گام نخستین خود به آماده سازی ذهنی و یا ایجاد جرقه آغازین مبادرت ورزیده و سپس در گام های مکمل به تسخیر و اشغال ذهن هدف خود مبادرت می ورزد.

در این راستا همیاری و کمک شرکت گوگل (Google) نیز نقش بسزایی در فراهم سازی شرایط تاثیر گذاری و تحقق گام نخست عملیات روانی این شبکه وابسته به مسیحیت تبشیری ایفا می نماید. شرکت گوگل بوسیله سیستم تبلیغات خود، بر اساس داده هایی که از عموم افراد و ازجمله ایرانیان جمع آوری می کند تبلیغات مرتبط با مسیحیت را در حاشیه ایمیل ایرانیان و فارسی زبانان قرار می دهد. همچنین این شبکه اقدام به ارسال نامه محبت آمیز پدر آسمانی به گروه هدف فارسی زبان می نماید؛‌ که تنظیم هوشمندانه و دقیق این امر به عنوان نخستین حلقه فرایند ذهنی، ضمن جلب اعتماد و از کار انداختن گارد روانی مخاطب، موجبات شوق به ادامه ی مسیر را برای هدف فراهم می سازد.

البته فارغ از کلیات ذکر شده، این گام دارای ویژگی های کیفی خاص خود می باشد که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود:

1-  استناد به مسلمات

اولین ویژگی این شبکه استفاده از بدیهیات در قاعده  شیوه استدلالی استتناج از کل به جز می باشد. درحقیقت این شبکه با بهره گیری و پرداختن به مسائل کلی و مورد پذیرش انسان ایرانی هچون مهربان باری تعالی و خلقت خداوند، اسباب رخنه را در هدف خود فراهم نموده و سپس اقدام به کاشت و استنتاج باورهای انحرافی مسیحیت، در قاعده جزء انگاری آن از امور مقبوله کلیه و مبدل سازی آن به ایمان می نماید.

2- تلطیف هدفمند

دیگر ویژگی این شبکه تلطیف هدفمند ذهن می باشد؛ به این نحو که با درج مسائلی احساسی و در ظاهر محبت آمیز سعی می شود که از یک سو به اعتماد مخاطب دست یافته و از سوی دیگر با به تصویر کشیدن چهره ای خیر از ماهیت اصلی گردانندگان این سایت در منظر مخاطب بکاهد. در این راستا این شبکه ضمن استفاده از جاذبه های سمعی و بصری، در کنار بهره گیری از جاذبه های جنسی، با پخش صحنه های آرامش بخش از طبیعیت و موزیکی با ریتم آرام، به طور گذرا به مضمون پاره ای از مفاد نامه محبت آمیز پدر آسمانی اشاره و به اعمال روانکاوی ذهن هدف و تلطیف آن مبادرت می ورزد.

 

3- ابهام آفرینی هوشمندانه

از دیگر ویژگی های این شبکه ابهام آفرینی هوشمندانه در قالب طرح عباراتی همچون به راستی چرا مسیح چنین می گوید و دارای چه قدرتی ست که می تواند چنین ادعایی داشته باشد؟ در ذهن و فکر مخاطب فارسی زبان می باشد. سوالاتی که طرح هوشمندانه آن موجب ایجاد اشتیاق در هدف برای پیگیری موضوعات مد نظر این شبکه و در حقیقت ادامه فرآیند به طور داوطلبانه و با آغوش باز از سوی ذهن هدف می باشد.

مسیحیت

این شبکه ضمن کم حجمی خاص خود و بکارگیری ادبیات روان و ساده در بازتولید مفاهیم متعالی اسلامی با برند و عنوان جعلی مسیحیت، همواره در حال سنجش موقعیت و کامیابی یا عدم باور پذیری فرآیند مذکور توسط کاربران جذب شده خود می باشد. بر این اساس در خاتمه هربار فرایند ارتباط گیری، این شبکه از مخاطب می پرسد که آیا تمایل به دعا دارد یا خیر؛ که در حقیقت نوعی سنجش کارآیی فرایند است که در هر دو حالت متصور، موسیونرهای گرداننده سایت، رفتاری متفاوت را برای ذهن هدف در نظر گرفته اند.

به این ترتیب در هنگامی که مخاطب اعلام قبول فرآیند دعا را می نماید و در حقیقت به حلقه مسیحیان تبشیری می پیوندد، متنی به منظور تبریک به وی پدیدار می شود که در آن عبارات بسیار مایل هستیم برایتان ایمیلی حاوی آدرس لینک هایی را بفرستیم که بجهت شناخت بیشتر ایمان و رشد روحانی تان به شما کمک خواهند کرد.

از آنجا که نظام ایران، نظامی اسلامی و مبتنی بر ارزش ها و آرمان های متعالی مذهب تشیع می باشد، بدیهی است که پایداری و ثبات نظام در گرو بقا و دوام نظام اسلامی در کشور بوده و از این رو مسلم است که همواره بایستی به بررسی روش های مقابله با خروج اذهان عمومی از منویات اسلامی و تحکیم اصول و ارزش های اسلامی در اذهان جامعه پرداخته شود. سازمان تبلیغات و سایر گروههایی که به تبلیغ اسلام و تشیع می پردازند نیز می توانند از روش های نوین تبلیغ استفاده کنند مساله ای که کمتر در فعالیت های آنان دیده می شود



نوشته شده در تاریخ سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲ توسط صدای خاموش

 

شیطان

انسان در مسیر سعادت و تکامل خود باید طریق بندگی را طی کند، در اینجا این سۆال پیش می آید که چرا خداوند شیطان را آفرید؟ العیاذبالله بدین جهت که انسان نتواند به تکامل برسد؟ وجود یک موجود ویرانگر ضد تکاملى چه دلیلى مى تواند داشته باشد؟ آن هم موجودى هوشیار، کینه توز، مکار، پرفریب و مصمم!این نوشتار در پی برطرف کردن تناقض میان آفرینش شیطان و تکامل انسان است.

كلمه شیطان از ماده (شطن) گرفته و (شیاطین) به معنای خبیث و پست آمده است و شیطان به موجودی سركش و متمرد اطلاق می‎شود، اعم از انسان و یا جن و یا جنبدگان دیگر، باید توجه داشت كه شیطان اسم عام است یعنی اسم برای جنس موجودات شریر است، اما ابلیس اسم خاص است كه اسم برای یك موجودی خاص است كه آدم (ابوالبشر) را فریب داد و هم اكنون با لشكر خود در كمین فرزندان آدم است و همواره تلاش می‎كند تا آنها  را همانند پدرشان آدم فریب دهد.(1)

شیطان از ابتدا شیطان نبود

درباره شیطان (ابلیس) بحث‎های متعدد و مختلفی در میان صاحب نظران مطرح است اما در این جا به طور خلاصه اشاره می‎شود كه برخی بر آن‎اند كه خداوند شیطان را شیطان نیافرید، به این دلیل كه سالها هم‎نشین فرشتگان و بر فطرت پاك بود، ولی بعد از آزادی خود سوء استفاده كرد و بنای طغیان و سركشی گذارد، پس او در آغاز پاك آفریده شد و انحرافش بر اثر خواست خودش بوده است.(2)

 

و بنابر این دیدگاه گفته شده است كه هرگز خداوند از همان اول موجودی به عنوان شیطان با داشتن ماهیت پلید شیطانی نیافریده است بلكه خداوند موجودی قابل تكامل آفریده و آن را در گذرگاه هستی هدایت كرده است این خود موجود است كه راه خود را منحرف ساخته و خویشتن را ساقط كرده است، همچنان كه خداوند، فرعون را با صفت فرعونی خلق نكرده است بلكه خداوند انسان آفریده است كه شایستگی رشد و اعتلای انسانی را دارا بوده‎اند اما آنها خودشان با میل و اختیار خویش، راه انحرافی را برگزیده و عنوان فرعونی، ابن ملجمی پیدا نموده‎اند و این مسئله اشكالی را بر نظام آفرینش پدید نمی‎آورد مثلاً فرض كنید پنبه بودن یك ماده برای ما مطلوب است، اگر این پنبه آتش بگیرد و بسوزد سوختة این پنبه را می‎توانیم در جلوگیری از جریان خون یك جراحت به كار ببریم، آفرینش موجودات شیطانی نیز چنین است كه نسبت به كل نظام آفرینش خیراند اما نسبت به برخی دیگر شر هستند شیطان (ابلیس) نیز ازاین قاعده بیرون نیست، زیرا بر اساس احادیث معتبر و مضمون بعضی از آیات قرآنی، ابلیس قرن‎های متمادی پس از خلقتش مشغول تسبیح و تقدیس خداوندی بوده است، اگر ماهیت او پلید بوده است، اشتغال به تسبیح و تقدیس پیدا نمی‎كرد و اگر ذات او فضیلت و كمال بوده است، انحراف و پلیدی بعداً برای او پدید آمده است.(3) برابر این نظریه معلوم می‎شود كه شیطان همانند موجودات دیگر با فطرت توحیدی آفریده شده و پلید و ناپاك و صفت شیطانی نداشته است اما بر اثر تكبرش در برابر خداوند و سجده نكردن به فرمان الهی بر انسان كامل، گرفتار عجب، تكبر و خودبزرگ‎بینی گردید و پلید و منحرف شد.

وسوسه

شیطان وسیله ای برای تکامل

اگر اندکى بیشتر بیندیشیم خواهیم دانست که وجود این دشمن کمکى است به پیشرفت تکامل انسانها.راه دور نرویم همیشه نیروهاى مقاوم در برابر دشمنان سرسخت جان مى گیرند، و سیر تکاملى خود را مى پیمایند.فرماندهان و سربازان ورزیده و نیرومند کسانى هستند که در جنگهاى بزرگ با دشمنان سرسخت درگیر بوده اند. سیاستمداران با تجربه و پر قدرت آنها هستند که در کوره هاى سخت بحرانهاى سیاسى با دشمنان نیرومندى دست و پنجه نرم کرده اند. بنابراین چه جاى تعجب که بندگان بزرگ خدا با مبارزه مستمر و پى گیر در برابر «شیطان» روز به روز قویتر و نیرومندتر شوند!

دانشمندان امروز در مورد فلسفه وجود میکربهاى مزاحم مى گویند: اگر آنها نبودند سلولهاى بدن انسان در یک حالت سستى و کرخى فرو مى رفتند، و احتمالاً نمو بدن انسانها از 80 سانتیمتر تجاوز نمى کرد، همگى به صورت آدمهاى کوتوله بودند، و به این ترتیب انسانهاى کنونى با مبارزه جسمانى با میکربهاى مزاحم نیرو و نمو بیشترى کسب کرده اند.

 

علت تامه گناه

پس خداوند چون انسان را موجود داراى اختیار آفرید، نمى توان گفت چرا راههاى گناه ( و از جمله وجود شیطان ) بسته نشد. بله خداوند انسان را آفرید و هدف این است كه او به بهشت دست یابد امّا شیطان، علّت تامه گناه نیست به این معنا كه غرائز نفسانى در وجود انسان، باعث و علّت گناه است و شیطان هم با ترفندهاى خود به آن كمك مى‏كند. بنابراین، اگر شیطان هم خلق نمى‏شد، انسان به وسیله همان غریزى كه در وجودش هست، گناه مى‏كرد.

حدیثى را از امام صادق(علیه السلام) نقل مى‏كنیم كه فرمود: "اصول الكفر ثلاثة: الحرص و الاستكبار و الحسد، فامّا الحرص، فانّ آدم(علیه السلام) حین نهى عن الشجرة حمله الحرص على أن أكل منها و امّا الاستكبار فابلیس حیث امر بالسجود لآدم(علیه السلام) فأبى و امّا الحسد فابنا آدم حیث قتل احدهما صاحبه؛ امام صادق(علیه السلام) فرمود: ریشه‏هاى كفر سه چیز است: حرص و استكبار و حسد، امّا حرص، باعث شد كه آدم از درختى كه خوردن از آن ممنوع شده بود، بخورد و از بهشت رانده شد و اما استكبار، باعث شد كه ابلیس وقتى كه خدا به او امر كرد كه بر آدم سجده كن، سجده نكرد و باعث كفر او شد و امّا حسد باعث شد كه قابیل، برادرش هابیل را بكشد.(4)

در این روایت ریشه‏هاى گناه را همان غرایز موجود در نفس انسان دانسته است. فریب شیطان از طریق همین نیروها در وجود انسان است و اگر كسى بتواند نیروهاى وجود خود را در كنترل خود قرار دهد و عقل و خرد بر هواهاى نفسانى غالب كند، فریب شیطان را نخواهد خورد.

 

کلام آخر

شیطان از روز اول خلقتى پاک داشت، مانند همه موجودات دیگر، انحراف و انحطاط و خواست خودش  موجب ناپاکی اش شد.و این موجود ناپاک وسیله ای شد جهت تکامل و پیشرفت انسانها.

 

پی نوشتها:

1ـ مكارم شیرازی، تفسیر نمونه،ج 1، ص 92.

2ـ همان، 194.

3ـ محمد تقی جعفری، شرح نقد و تحلیل مثنوی، ج 1، ص 206.

4ـ اصول كافى، ج 2، ص 289.



نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۲ توسط صدای خاموش

 

این روزها بین دارندگان گوشی‌های هوشمند تلفن همراه بحث استفاده از نرم‌افزار‌های جدیدی به نام وی‌چت، وایبر و اینستاگرام داغ است و با وجود اینکه مدت زیادی از معرفی این برنامه‌ها نگذشته است، استفاده از آنها به‌خوبی توانسته جا پای خود را بین جوانان محکم کند.
تلفن همراه

ناگفته پیداست که استفاده صحیح و اصولی از این نرم‌افزار و قابلیت‌های آن در فضای مجازی نه‌تنها مورد نکوهش نیست بلکه می‌تواند به عنوان یک برنامه با قابلیت بالا برای ارزان‌تر‌شدن ارتباط و ارسال پیام مورد استفاده قرار گیرد، اما آنچه درباره وی‌چت و اینستا‌گرام بیشتر مورد بحث است استفاده‌های نادرستی است که منجر به ترویج فساد در جامعه می‌شود. تا جایی که در رسانه‌ها شاهد انتشار خبری از سوی رئیس پلیس امنیت اخلاقی نیروی انتظامی مبنی بر نظارت پلیس بر فضای وی چت، وایبر و اینستاگرام بودیم. گویا این سه قابلیت فضای مجازی در حال تبدیل شدن به مثلث برمودایی هستند که قرار است فاجعه بیافریند. در حقیقت این بار نیروی انتظامی وارد ماجرای وی‌چت و اینستاگرام شده است. ورود پلیس امنیت اخلاقی به این ماجرا نشان‌دهنده افزایش آمار کاربرانی است که با استفاده ناصحیح از این نوع نرم‌افزارها باعث ایجاد مزاحمت برای سایر کاربران شده‌اند یا اینکه با سوءاستفاده از این امکانات به دنبال ترویج فساد در جامعه هستند.

کمین پلیس برای شارلاتان‌های فضای مجازی

به گفته سرهنگ مسعود زاهدیان؛ رئیس پلیس امنیت اخلاقی ناجا، پلیس برای حفظ سلامت افراد و جلوگیری از گرفتاری شهروندان در دام فساد و فحشا در این فضا حضور خواهد داشت. اما موضوع سیستم‌های وی‌چت نقطه آغاز اینگونه مسائل نیست و مدت‌هاست نیروی انتظامی نسبت به افزایش جرائم در فضای مجازی هشدار می‌دهد. در آن سوی ماجرا برخی از کاربران اینترنت هم میل به استفاده‌های ناصحیح از این فضا را دارند.

 

سردار سیدکمال هادیانفر، رئیس فضای تولید و تبادل اطلاعات ناجا هم چند روز پیش در سومین همایش سراسری رۆسای پلیس فتای استان‌های کشور، گفت: شهروندان با ورود به فضای مجازی هر روز با دریچه جدیدی از دنیای اطلاعات آشنا می‌شوند و جرائم و تهدیدات پدیده‌های عصر دنیای دیجیتال، با سرعت و به شکل قارچ‌گونه در حال رشد در دنیای کنونی است، رشد شتابان این فضا و علاقه‌مندی کاربران جدید در ورود به این فضا باعث شده تا به تهدیدات و جرائم آن کمتر توجه جدی کنند و به همین لحاظ کاربران تازه‌کار در این فضا قربانیان مجرمان می‌شوند و در این راستا آسیب‌های غیرقابل جبران روحی، معنوی و مادی متوجه آنها می‌شود. بخش دیگری از اظهارات هشدارگونه این مقام انتظامی اعلام آمار 45 میلیونی کاربران اینترنت در کشور بود که 23 میلیون نفر از این آمار سهم جوانانی است که در فضای بیکران اینترنت به گشت و گذار مشغولند. اما آنچه این روزها امکان استفاده بیشتر آن در هر زمان و مکان برای جوانان فراهم است استفاده از نرم‌افزارهای گوشی‌های تلفن همراه یعنی همانوی‌چت و اینستاگرام است که باید از طرف خانواده‌ها با دقت بیشتری مورد بررسی و نظارت قرار گیرد.

وی چت و اینستاگرام

وی‌چت چیست؟

نرم‌افزاری است که با نصب روی گوشی‌های هوشمند امروزی امکانات فراوانی از قبیل چت صوتی، چت تصویری با کیفیت اچ‌دی، چت گروهی، به اشتراک گذاشتن تصاویر و افزودن دوستان به لیست مخاطبین تنها با تکان دادن گوشی را فراهم می‌آورد.

اینستاگرام چگونه فضایی است؟

اینستاگرام از نظر عملیات شبیه به توئیتر است. با این تفاوت که در توئیتر شما متن و لینک به اشتراک می‌گذارید اما در اینستاگرام شما عکسی را با توضیح یا بدون توضیح به اشتراک می‌گذارید و همانند توئیتر یک عده شما را دنبال (فالو) می‌کنند یا شما می‌توانید به دنبال فردی بگردید و برای همدیگر کامنت بگذارید. از دیگر قابلیت‌های اینستاگرام امکان ارسال عکس روی سایت‌های معروف دنیا از جمله توئیتر، فیس‌بوک، فلیکر، تامبلرو فوراسکوور است. بدین معنا که ضمن آپلود عکس روی اینستاگرام شما می‌توانید آن را همزمان یا بعدا روی سایت‌های یاد شده نیز ارسال کنید.

 وایبر چیست؟

وایبر یک اپلیکیشن است که توسط شرکتی به همین نام به صورت رایگان تولید می شود. با استفاده از این نرم افزار می توانید با دوستان خود که این اپلیکیشن را نصب کرده و به اینترنت متصل هستند به صورت رایگان ارتباط تماس تلفنی و پیامکی داشته باشید. البته این اپلیکیشن رو به گسترش برای گوشی های همراه هوشمند هست که با استفاده از شبکه های بی سیم 3G کار می کند.وایبر از رابط کاربری جذابی بهره می برد و صدای مطلوب آن در برقراری تماس صوتی باعث شده تا بیش از 140 میلیون کاربر را به خود اختصاص دهد. جالب است بدانید کاربران در روز حدود 10 میلیون مکالمه با میانگین 2 میلیارد دقیقه انجام می دهند و بیش از 6 میلیارد پیامک در ماه ارسال می کنن 

وایبر مدیا شرکتی مستقر در اسرائیل است که مراکز توسعه ای در بلاروس، و قبرس دارد. این شرکت را تلمن مارکو، کارآفرین اسرائیلی- آمریکایی، دانش آموخته علوم کامپیوتر دانشگاه تل آویو و عضو سابق نیروهای دفاعی اسرائیل تاسیس کرده است. جالب است بدانید که تالمون مارکو به مدت چهار سال در ارتش اسرائیل سابقه خدمت دارد و همچنین به عنوان مدیر اجرایی بخش اطلاعات در هسته مرکزی ارتش فعالیت داشته است. وی در زمینه تولید جاسوس افزارها، ویروس‌های دانلود کننده اطلاعات و برنامه‌ های هک از سابقه طولانی برخوردار است، که از جمله این برنامه‌ها می‌توان به iMesh – Bandoo اشاره کرد.

 

مدل چرخه سرمایه شرکت نامعلوم است؛ تبلیغات یا هیچ منبع درامدی ندارد. حال سوال این است که این برنامه با چه هدفی، به صورت کاملاً رایگان در اختیار 140 میلیون کاربر در نقاط مختلف جهان قرار گرفته است؟

به تازگی ارتش مصر استفاده سربازان از نرم افزار "وایبر" را به علت سوء استفاده جاسوسی رژیم صهیونیستی از آن، ممنوع کرده است؛ زیرا هدف این شرکت صهیونیستی از راه اندازی این نرم افزار رایگان سودآوری یا آگهی نیست، بلکه جاسوسی از کاربران است.

"عرب تایمز" به نقل از مطبوعات مصر نوشت: سیاست این شرکت جمع آوری و استفاده از اطلاعات است، ولی معمولا کاربران بدون اینکه جزئیات فرم درخواست عضویت را به دقت بخوانند، آن را تایید می کنند. این شرکت در فرم عضویت نوشته است نرم افزار وایبر فایل صوتی مفصلی از مکالمه هر تماسی از همه تلفن ها و شبکه ها بدست می آورد تا درک بهتری از عملکرد شبکه و جزئیات آن از نظر تعداد مکالمه های کاربران و مکان های تماس و زمان مکالمه ها و نوع شبکه استفاده شده، داشته باشد.

وی چت

این شرکت این اقدام را اینگونه توجیه کرده است که به دنبال اطلاع از هر مشکل فنی و بهبود خدمات یا دلایل امنیتی عمومی است؛ ولی این شرکت فایل مکالمه های ضبط شده را به مدت سی ماه نگه داشته و در اختیار مزدوران قرار می دهد.

حواستان ششدانگ به تهدیدات جدید باشد

اما در همین باره مسعود جعفری، کارشناس فضای مجازی معتقد است که این روزها فضای مجازی و همچنین تکنولوژی‌هایی که به تازگی به بازار عرضه شده است، دارای رنگ و جذابیت خاصی است و به‌راحتی مخاطب و کاربران را در هر سنی جذب می‌کند.جعفری می‌گوید: در این شرایط هم مردم و هم مسۆولان باید حواسشان ششدانگ به تهدیدات پیش رو در فضای مجازی باشد، این جاذبه‌های جدید در برخی شرایط به صورت حرفه‌ای امنیت اخلاقی را در جامعه تهدید می‌کنند. به باور این کارشناس فضای مجازی، یکی از شگرد‌های تازه در تهدیدات امنیت اخلاقی، توسل به تکنولوژی‌های جدید در گوشی‌های همراه است، به این صورت که یک گوشی در حال حاضر در بازار به راحتی کار رایانه شخصی را انجام می‌دهد و کاربر می‌تواند در لحظه با دیگران گفت‌وگوی آنلاین و تصویری داشته باشد، به همین دلیل باید بیشتر از گذشته همه نسبت به این فضا آشنایی داشته باشند و اطلاعات خود را به‌روز کنند. وی همچنین با اشاره به نقش نظارتی نیروی انتظامی خاطرنشان کرد: نیروی انتظامی باید به‌صورت مداوم همه تحرکات جدید در فضای مجازی را رصد کند و با اقدامات پیشگیرانه از بروز جرائم جدید در این حوزه جلوگیری کند.



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ توسط صدای خاموش

برنامه حجاب شبکه من و تو با حضور ارمیا

شبکه من و تو می خواهد متفاوت تر ظاهر شود و ارمیا نقش اول را در اینباره بازی خواهد کرد!

همیشه شبکه های  ماهواره ای به دنبال این هستند که اباحه گری را ترویج کنند، بی قید و بندی و عریانی را اما اینبار می خواهند شما حجاب داشته باشید. شاید ظاهر قضیه اینچنین به نظر برسد اما این فقط ظاهر آن است.

سمت نو، من و تو

ارمیا دختری که حضورش در شبکه من و تو برنامه اکادمی گوگوش بی حواشی نبود دختر محجبه ای که می گفت شوهرش که یک آلمانی مسلمان شده است مشوق او بوده و گفته است حجاب و خوانندگی با هم مغایرتی ندارند و او می تواند در حالی که حجاب خود را حفظ می کند بخواند و این اول داستانی جدید برای شبکه ای است که در اکادمی گوگوش هم مثل همیشه دنبال ترویج اباحه گری و لذت گرایی صرف خود بوده است و قطعه ای از پازل آن است.

اما این هدف با ارمیا در برنامه اکادمی باقی نماند و حال قرار است این فرد که طرفدارانی هم پیدا کرد، کمک این شبکه در ادامه این پروژه باشد به همین منظور من و تو برنامه ای را با موضوعات خاص کلید زده است که پخش قسمت اول آن نیز شروعی خاص داشت در اولین قسمت این برنامه در رابطه با حجاب و خوانندگی با حضور نفر اول اکادمی موسیقی گوگوش،‌ ،وی  به بیان مسائلی از دیدگاه خودش در رابطه با حجاب پرداخت.او دفاع و ترویج از همان خط عقاید خود را ادامه داد اینکه می توان با حجاب خواند اما چرا شبکه بهایی نشین من و تو حجاب را به مخاطبان خود هدیه می کند؟

 

فارسی وان، زمزمه، جم و من  و تو  می خواهند سبک زندگی خانواده ها و افراد ایرانی را تغییر دهند آنهم نه در 10 درجه بلکه در 180 درجه! خیانت، شراب خواری، بی قیدی و لاابالی گری، رقص، ارتباطات نامشروع همه و همه آنچه است که این شبکه ها روی آن تمرکز دارند و این امری مسلم است که خانواده های ایرانی این موارد را تاب نخواهند آورد. البته فارسی وان زود از تب و تاب خود افتاد و برای همین شبکه ای چون من و تو سعی کرده است این نقصان را برطرف کند و با بیان نرم و گام به گام این مسائل، شما تغییر درجه به درجه به سمت 180 درجه متغایر ارزش های فعلی شما را دنبال می کند. او در ابتدا قبح زدایی و بعد  یک فرد را قبح گرا می کنند! این همان برنامه فراماسونری و صهیونیست ها در روند بردن جوامع به سمت ارزش های خود است و یا روند طی کردن پله های فراماسونری به سمت راس یک هرم سازمانی خود.

سمت نو، من و تو ، ارمیا

من و تو در کنار برنامه های قبح زدای خود و تزریق ارزش های غربی، حال مخاطب خاص تری را که با این سرعت با او جلو نمی رود، مد نظر قرار داده است. پروژه ای که از دو منظر، خاص و تخصصی می باشد از منظر اول تمرکز بر روی بانوان که خود نقطه نیل جامعه به سمت سعادت یا شقاوت هستند این جمله از امام خمینی را به یاد بیاورید که فرمود "از دامن زن، مرد به معراج می رسد" و حال این شبکه این نسخه را معکوس دنبال می کند که صادق هم می باشد. در واقع بانوان و سعی در تغییر سبک فکری و زندگی آنها نوعی سرمایه گذاری است که شبکه ها برای جنگ نرم می کنند - آیا رسانه ملی چنین کرده است و برنامه ای نوشته شده دارد؟ –  از منظر دوم نیز خاص بودن آن در هدفی و نقشه ای است که برای استحاله این قشر از جامعه مد نظر قرار داده اند. یک زن ایرانی در وهله اول خیانت، ارتباط ناشروع و ... را قبول نمی کند اما باید آن را گام به گام جلو برد  یک بانوی ایرانی شاید با این شبهه کمی جا بخورد اینکه آیا نمی توان با حجاب کارهای زیادی کرد زن ها که این روزها بیشتر در اجتماع اند و می خواهند باشند برای انها بهترین توجیه این است که با حجاب خیلی از کارها را می شود انجام داد و چه بهتر که یک نفر این کارها را برای زنی که می خواهد اجتماعی شود تعریف کند و برای او فرهنگ سازی کند و یا برای حرکت های هنجارشکن او توجیه بتراشد، من و تو زود این کار را می کند. یک زن می تواند حجاب داشته باشد و بخواند! رسانه ملی چنین کاری را شروع کرده است؟

 

استحاله گام اول و مهم در میان گام ها برای یک چنگ نرم است استحاله در نقشه راه این جنگ، مقصد نیست بلکه محل گذار به سمت بی قیدی کامل است شبکه من و تو اصلا عجله ای برای گرفتن ارزش های یک زن ایرانی و مسلمان از او ندارد بلکه زنی که امروز می خواند آن هم با حجاب، فردا با حجاب با پسری دوست خواهد شد، در کاباره خواهد رفت، شراب خواهید نوشید و........ و در آخر خیانت می کند و دیگر محلی از اعراب از حجاب برای او نمی ماند، ارمیا زمانی قاری قرآن مدرسه بود و حالا خواننده محجبه آکادمی گوگوش! در واقع کشتن حیا در یک زن مقدمه کشتن حجاب او و انداختنش در دل ضد ارزش های دیگر است حال شاید بهتر بتوان متوجه شد که چرا ارمیا سوژه می شود؟!

من و تو

در واقع این شبکه به این نتیجه رسیده است که کشتن حیا در یک زن مقدم بر حجاب اوست زیرا زنی که حیا ندارد با حجاب و بی حجاب آماده ادامه پذیرش و تاثیر از سایر برنامه های من و تو خواهد شد. دیگر برنامه ها هم در کنار قبح زدایی چنین کاری می کنند برنامه بفرماید شام شاید انتظارندارد از فردا ایرانی ها در مهمانی های خود شراب سر میزها بیاورند اما سبک زندگی غربی در چینش خود سبک زندگی را عوض می کند و کم کم شراب را هم مهمان خواهد کرد این پروژه نزدیک نیست اما برای یک رسانه کاری حرفه ای محسوب می شود. اما برای زنان محجبه علاوه بر خوانندگی تغییر سبک زندگی، سبک رفتاری، سبک پوشش برنامه هایی است که در آینده باید منتظر آن از این شبکه ها باشید مطمئن باشید شما می توانید حجاب داشته باشید و با نامحرم ارتباط برقرار کنید تا دیگر نیت جنسی به وجود نیاید! آرایش کنید تا مرتب باشید! و...مواظب سایر برنامه ها باشید شاید در نگاه اول برای شما شبهه های ایجاد شده منطقی باشد و راه حل آسانی به نظر برسد اما همه حرف این شبکه ها این نیست شما می توانید زن باشید اما مفهوم خانواده، مادر،عفاف را باید زیر کنترل تلویزیون خود بگذارید حال ریسور خود را روشن کنید!



نوشته شده در تاریخ دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۲ توسط صدای خاموش

 

روان شناسان معتقدند رفتارها و سکنات انسان همیشه در راستای رفع نیازهایش است و در صورتی که سطح یک نیاز در جامعه به صورت کاذب بالا رود، رفتارهایی که در مسیر رفع آن نیاز موثر و مفید فرض می شود، رفتارهایی مطلوب و ارزشمند خواهند بود.

مراقبت از چشم

طی سالیان اخیر، به واسطه فیلم‌های مبتذل و عکس های پورنوگراف ، ماهواره، اینترنت، مواد مخدر و… به تمایلات جنسی افراد جامعه بالاخص جوانان دامن زده شده ، حتی در مواردی نیز از حد استاندارد خارج گردیده و شدت افزون تری یافته است؛ اعتیاد جنسی برخی از افراد، شاید نمونه بارز این امر باشد.  

متاسفانه اشخاص تبدیل به افرادی شده اند که گویی در همه حال از نظر جنسی تحریک شده هستند. از سوی دیگر، ارضای این میل نیز باعث شده است، آنان  رفتارهای منفی و ناپسند را رفتارهایی مثبت و ارزشمند تلقی کرده  و انجام آن را  با دلایل منطقی و غیر منطقی  توجیه کنند و چه بسا به موجب آن، از هر رفتاری که نیازشان را مرتفع می سازد، کوتاهی نکرده و با جسارت تمام بدان مبادرت ورزند.

 

برای روشن تر شدن مسئله به مثال زیر توجه کنید:

وارد فروشگاهی می شوید تا اسباب مورد نیاز خود را خریداری کنید،ناگاه زنی با پوشش نامناسب و چهره ای بزک کرده وارد مغازه می شود، فروشنده با رفتار خندان و بشاش از وی استقبال می کند و سریعتر کار او را انجام می دهد.

به هنگام مواجه با چنین صحنه ای تعجب نکنید،  رفتار این مرد، یک توجیه روان شناختی و علمی دارد.

وقتی که  پوشش نامناسب و یا آرایش چهره یک زن می تواند در راستای برطرف کردن نیاز جنسی تهییج شده یک مرد قرار گیرد، این رفتار از جانب مرد ارزشمند تلقی شده و به آن پاداش نیزداده می شود. این درحالی است که اگرهمان مرد با زنی که پوشش عفیفانه ای دارد مواجه شود، رفتار سرد و بی توجهی خواهد داشت چرا که رفتار عفیفانه آن زن را در مسیر رفع نیازهای خود ارزیابی نمی‌کند.

اگرچه این رفتارهای کریه به ظاهر مطلوب، به قدری شدت یافته اند (به همان دلیل افزایش غریزه جنسی)که گاها می شنویم زنان محجبه وعفیفه نیز از این برخوردها در امان نمانده و در تیررس نگاه های آلوده و ناپاک و رفتارهای غیر انسانی برخی از مردان قرار می گیرند.

 

عدم کنترل نگاه، ریشه مشکلات جنسی است

بی هیچ شبهه ای بپذیرید که نگاههای بی هدف و سرگردان ریشه این نابهنجاری است، نگاه هایی که مسبب هوسرانی و عدم حفظ حیاست. از سوی دیگر، تحریکات مکرر بصری به وسیله اسباب تحریک سازی چون فیلم، عکس، عدم رعایت حریم زنان و مردان و... منجر به افزایش میل جنسی و مشکلات متعاقب آن می شود.

انحرافات و بیماریهای جنسی مشکلی است  که خواه یا ناخواه گریبانگیر بسیاری از افراد جامعه شده و خانواده های بی شماری را نیز تا سرحد ویرانی پیش رانده است.

برای تحقق رفتار عفیفانه در مردان و زنان؛ در بدو امر، باید ببینیم که چه نیازی است که  باعث بیدار شدن عفت در افراد می شود، پس به دنبال آن برویم و احیایش کنیم. زنده کردن نیاز به پرستش خدا یکی از راه های آن است

به راستی برای درمان آن چه باید کنیم؟!

نگاه ها را کنترل کنید!! : کنترل نگاه، یکی از روشهای مقابله با این میل سرکش است. زمانی که ما اجازه می دهیم نگاهمان هرز برود و در هر خوشایند نقطه ای خیره شود و غرق در آن گردد و تا مرز سیرابی و عطش دوباره  پیش برود،  دیگر چه انتظاری می توان داشت؟ چگونه می توان خود را از وسوسه های مدام و دل فریبِ این دنیای رنگارنگ نجات داد؟

اگر ما قانع به نگاه حلال مان باشیم و امیال جنسی خود را در چارچوب خانواده و همسر محدود و معطوف گردانیم، و از لذات زودگذر اما فریبنده بی تفاوت بگذریم و خط بطلان قرمزی به دور آنها بکشیم و زندگی هدفمندی را پی بگیریم؛ چه بسا از مصائب بسیار این دنیای معاصر چون خیانت، دلسردی و بی عاطفگی، اعتیاد جنسی، انحراف جنسی، بیماریهای جنسی  و... در امان خواهیم ماند و در دام گرداب مهلک و کشنده آن فرو نخواهیم رفت و به سلامت مقصد زندگی را خواهیم پیمود.

 

رفتار عفیفانه را احیا کنید!! : برای تحقق رفتار عفیفانه در مردان و زنان؛ در بدو امر، باید ببینیم که چه نیازی است که  باعث بیدار شدن عفت در افراد می شود، پس به دنبال آن برویم و احیایش کنیم. زنده کردن نیاز به پرستش خدا یکی از راه های آن است.



نوشته شده در تاریخ دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۲ توسط صدای خاموش

 

روان شناسان معتقدند رفتارها و سکنات انسان همیشه در راستای رفع نیازهایش است و در صورتی که سطح یک نیاز در جامعه به صورت کاذب بالا رود، رفتارهایی که در مسیر رفع آن نیاز موثر و مفید فرض می شود، رفتارهایی مطلوب و ارزشمند خواهند بود.

مراقبت از چشم

طی سالیان اخیر، به واسطه فیلم‌های مبتذل و عکس های پورنوگراف ، ماهواره، اینترنت، مواد مخدر و… به تمایلات جنسی افراد جامعه بالاخص جوانان دامن زده شده ، حتی در مواردی نیز از حد استاندارد خارج گردیده و شدت افزون تری یافته است؛ اعتیاد جنسی برخی از افراد، شاید نمونه بارز این امر باشد.  

متاسفانه اشخاص تبدیل به افرادی شده اند که گویی در همه حال از نظر جنسی تحریک شده هستند. از سوی دیگر، ارضای این میل نیز باعث شده است، آنان  رفتارهای منفی و ناپسند را رفتارهایی مثبت و ارزشمند تلقی کرده  و انجام آن را  با دلایل منطقی و غیر منطقی  توجیه کنند و چه بسا به موجب آن، از هر رفتاری که نیازشان را مرتفع می سازد، کوتاهی نکرده و با جسارت تمام بدان مبادرت ورزند.

 

برای روشن تر شدن مسئله به مثال زیر توجه کنید:

وارد فروشگاهی می شوید تا اسباب مورد نیاز خود را خریداری کنید،ناگاه زنی با پوشش نامناسب و چهره ای بزک کرده وارد مغازه می شود، فروشنده با رفتار خندان و بشاش از وی استقبال می کند و سریعتر کار او را انجام می دهد.

به هنگام مواجه با چنین صحنه ای تعجب نکنید،  رفتار این مرد، یک توجیه روان شناختی و علمی دارد.

وقتی که  پوشش نامناسب و یا آرایش چهره یک زن می تواند در راستای برطرف کردن نیاز جنسی تهییج شده یک مرد قرار گیرد، این رفتار از جانب مرد ارزشمند تلقی شده و به آن پاداش نیزداده می شود. این درحالی است که اگرهمان مرد با زنی که پوشش عفیفانه ای دارد مواجه شود، رفتار سرد و بی توجهی خواهد داشت چرا که رفتار عفیفانه آن زن را در مسیر رفع نیازهای خود ارزیابی نمی‌کند.

اگرچه این رفتارهای کریه به ظاهر مطلوب، به قدری شدت یافته اند (به همان دلیل افزایش غریزه جنسی)که گاها می شنویم زنان محجبه وعفیفه نیز از این برخوردها در امان نمانده و در تیررس نگاه های آلوده و ناپاک و رفتارهای غیر انسانی برخی از مردان قرار می گیرند.

 

عدم کنترل نگاه، ریشه مشکلات جنسی است

بی هیچ شبهه ای بپذیرید که نگاههای بی هدف و سرگردان ریشه این نابهنجاری است، نگاه هایی که مسبب هوسرانی و عدم حفظ حیاست. از سوی دیگر، تحریکات مکرر بصری به وسیله اسباب تحریک سازی چون فیلم، عکس، عدم رعایت حریم زنان و مردان و... منجر به افزایش میل جنسی و مشکلات متعاقب آن می شود.

انحرافات و بیماریهای جنسی مشکلی است  که خواه یا ناخواه گریبانگیر بسیاری از افراد جامعه شده و خانواده های بی شماری را نیز تا سرحد ویرانی پیش رانده است.

برای تحقق رفتار عفیفانه در مردان و زنان؛ در بدو امر، باید ببینیم که چه نیازی است که  باعث بیدار شدن عفت در افراد می شود، پس به دنبال آن برویم و احیایش کنیم. زنده کردن نیاز به پرستش خدا یکی از راه های آن است

به راستی برای درمان آن چه باید کنیم؟!

نگاه ها را کنترل کنید!! : کنترل نگاه، یکی از روشهای مقابله با این میل سرکش است. زمانی که ما اجازه می دهیم نگاهمان هرز برود و در هر خوشایند نقطه ای خیره شود و غرق در آن گردد و تا مرز سیرابی و عطش دوباره  پیش برود،  دیگر چه انتظاری می توان داشت؟ چگونه می توان خود را از وسوسه های مدام و دل فریبِ این دنیای رنگارنگ نجات داد؟

اگر ما قانع به نگاه حلال مان باشیم و امیال جنسی خود را در چارچوب خانواده و همسر محدود و معطوف گردانیم، و از لذات زودگذر اما فریبنده بی تفاوت بگذریم و خط بطلان قرمزی به دور آنها بکشیم و زندگی هدفمندی را پی بگیریم؛ چه بسا از مصائب بسیار این دنیای معاصر چون خیانت، دلسردی و بی عاطفگی، اعتیاد جنسی، انحراف جنسی، بیماریهای جنسی  و... در امان خواهیم ماند و در دام گرداب مهلک و کشنده آن فرو نخواهیم رفت و به سلامت مقصد زندگی را خواهیم پیمود.

 

رفتار عفیفانه را احیا کنید!! : برای تحقق رفتار عفیفانه در مردان و زنان؛ در بدو امر، باید ببینیم که چه نیازی است که  باعث بیدار شدن عفت در افراد می شود، پس به دنبال آن برویم و احیایش کنیم. زنده کردن نیاز به پرستش خدا یکی از راه های آن است.



نوشته شده در تاریخ دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۲ توسط صدای خاموش

 

همین الان اگر کسی را ببینیم که در تصادف مقصر نبوده اما با خوش اخلاقی با طرف مقابل برخورد می کند همه با تعجب نگاهش می کنند؛ انگار طاعون دارد! اصلا خیلی ها می گویند که او حتما ترسیده که کتک بخورد و گرنه هیچ آدم عاقلی بعد از داغون شدن ماشینش نمی خندد. اصلا این روزها انگار کسی که متانت داشته باشد، عصبی نباشد، خوش اخلاق باشد، به آرامی راه برود، به آرامی رانندگی کند، به حقوق شهروندی احترام بگذارد به سختی پیدا می شود.

قبول کنیم بداخلاقیم

قصد داشتیم برای موضوع اخلاق در جامعه با یک کارشناس و جامعه شناس گفتگو کنیم اما ابتدا قرار شد برخی از مشکلات اخلاقی فردی و جمعی خود را مرور کنیم. یادآوری مجموع این بی اخلاقی ها نتیجه ای وحشتناک داشت و آن اینکه مرور بداخلاقی های ما از اندازه یک گزارش هم فراتر رفت. اصلا می دانیم اخلاق چیست؟ با اخلاق اسلامی و غیر اسلامی و اخلاق غربی و شرقی و عرف و شرع  کاری نداریم. اخلاق فراتر از آن چیزی است که فکر می کنیم.

اخلاق شهروندی چی هست؟

در بزرگترین، پر جمعیت ترین و پرامکانات ترین شهر ایران زندگی می کنیم اما هنوز نمی دانیم حقوق شهروندی یعنی چه. هنوز هم خودروی خود را جلوی پارکینگ دیگران پارک می کنیم. هنوز هم در مترو همدیگر را هل می دهیم. هنوز هم چراغ قرمز را رد می کنیم. هنوز هم وقتی در تصادفات مقصر هستیم و نیستیم به یکدیگر فحش می دهیم و بدتر از آن از فحاشی کردن خجالت نمی کشیم! هنوز نمی دانیم وقتی خودرویمان مشکل فنی دارد و آلودگی ایجاد می کند یعنی زیر پا گذاشتن حقوق میلیونها آدم. نتیجه آن هم شهری است که می بینید؛ دود، آلودگی، ترافیک، مشکلات شهری فراوان، کثیف و ...

 

حسن خلق در کلام رهبری
 

در محل کار بی اخلاقیم

اگر ارباب رجوع داشته باشیم آنگونه که شایسته است برخورد نمی کنیم. اگر متصدی بانک هستیم با وجود دستگاه شماره سنج نوبت را رعایت نمی کنیم. اصلا هنوز بلد نیستیم صف بایستیم. با همکاران خود دوست نیستیم و دوست نداریم به آنها کمک کنیم چون آنها را رقیب خود می دانیم. برای رسیدن به جایگاه بالاتر و اینکه نشان دهیم شایسته تر هستیم، پشت سر همکار خود غیبت می کنیم. کار مفید ما فقط 20 دقیقه است در حالی که در قراردادی که امضا کردیم برای 8 ساعت در روز حقوق می گیریم. همه تلاشمان را برای گرفتن کارانه و پاداش و سبد خرید و دریافت وام و سایر تسهیلات از اداره می کنیم اما به همان اندازه برای وظیفه مان تلاش نمی کنیم. با این نیت که حق ما بیشتر از اینهاست اما اداره حقمان را نمی دهد کار می کنیم اما با این نیت که حقوق ما پول بیت المال است و نباید از کار کم گذاشت کار نمی کنیم. اگر در کار ساخت و ساز هستیم به مشاوران و ناظران رشوه می دهیم تا پای برگه ای را امضا کنند که حتی به نصف آن تعهدات هم عمل نکرده ایم. اگر راننده تاکسی هستیم کرایه اضافه می گیریم و فکر می کنیم حقمان است.

 

 اگر میوه فروش هستیم ترازو را دستکاری می کنیم چراکه معتقدیم مردم نمی دانند که میوه چقدر گران شده است و ایرادی ندارد برای جذب مشتری قیمت را کم و ترازو را دستکاری کنیم. اگر ورزشکار هستیم به اندازه پولی که می گیریم و عمده آن از بین المال است نمی دویم و باز هم توقع داریم. اگر پزشک هستیم در زمان معاینه بیماری که فرش زیر پایش را فروخته تا پول ویزیت و عمل جراحی را  بپردازد، به فکر ساختمانی هستیم که داریم می سازیم. اگر پلیس هستیم بسیاری از مواقع وظیفه اصلی مان یادمان می رود. اگر روزنامه نگار و خبرنگار هستیم به بهانه سختی کار و حقوق کم، حاضر به نوشتن و گزارش کردن مطالبی می شویم که اعتقادی به آنها نداریم یا به خاطر بودن در فلان جناح سیاسی درد مردم را فراموش می کنیم. اگر مسوول رده بالای بانکی هستیم برای دریافت اقساط بانکی مردم بدبخت و گرفتن جریمه ناحق له له می زنیم و در مقابل برای بدهکاران بزرگ بانکی تا می توانیم از تبصره و ماده و ... بهره می گیریم تا ضرر نکند. اگر ...

همسایه بداخلاق هستیم

اصلا همسایه ها را نمی شناسیم! آشغال ها را حاضریم جلوی در ساختمان آنها قرار دهیم اما جلوی در واحد خودمان نمی گذاریم. هنوز فرهنگ آپارتمان نشینی نداریم. هنوز نمی دانیم صدای تلویزین را تا چقدر باید بلند کنیم. هنوز سر جای پارک خانه دعوا داریم و حتی همسایه برای جا به جایی خودرو التماس می کند با تندی جواب می دهیم. هنوز نمی دانیم همسایه ها با گرسنگی می خوابند. هنوز...

بدهنی-دعوا-ناسزا

اخلاق جنسی هم نداریم

فاجعه ترین جا در خانه است. زن و شوهرها نمی دانند چگونه با هم برخورد کنند. هنوز نمی دانیم چگونه فرزند خود را تربیت کنیم. هنوز نمی دانیم وقتی فرزندمان درباره اینکه چگونه به وجود آمده سوال کرد، چه توضیحی بدهیم. هنوز نمی دانیم باید از چه سنی به فرزندانمان آموزش جنسی بدهیم. اصلا نمی دانیم چه برنامه های تلویزیونی برای فرزندانمان مناسب هست. هنوز نمی دانیم برخی از سریالهای ماهواره درون نوجوان خانه غوغایی به پا می کنند و تاثیر فراوانی روی او می گذارد. هنوز نمی دانیم وقتی دختر نوجوانمان برخی سریالها را می بیند، برای او قبح دوست پسر داشتن می ریزد. نمی دانیم وقتی پسر نوجوانمان برخی سریالها را می بیند برای زدن رکورد تعداد دوست دختر با دوستانش مسابقه می دهد. هنوز نمی دانیم همان نوجوانی که به ظاهر همه واجبات دینی را انجام می دهد تا دلمان را خوش کند در خفا امکان دارد پیک مشروبی به دست بگیرد یا پکی به سیگار و مواد بزند. هنوز نمی دانیم بسیاری از نوجوانان و جوانان معتاد، پدر و مادردار و آبرودار بوده اند. هنوز اخلاق جنسی هم نداریم.

 

هنوز وظایف زناشویی را به درستی نمی دانیم. هنوز نیازهای همسرمان را شناسایی نکردیم و اگر می دانیم برای آن اهمیتی قائل نیستیم. هنوز نمی دانیم بسیاری از طلاق ها به علت عدم آگاهی از مسائل جنسی و زناشویی است. بعد از سالها زندگی با همسرمان روراست نیستیم و رودربایستی داریم. هنوز نمی دانیم باید در منزل بیشتر از بیرون آرایش کنیم. هنوز نمی دانیم باید در بیرون با حیا باشیم و در خانه و در کنار همسر حیا را کنار بگذاریم. هنوز نمی دانیم که اگر هر روز هم به همسرمان بگوییم دوستت دارم باز هم کم است. هنوز بدون اینکه بدانیم سطح آگاهی فرزندانمان از مسائل زناشویی چقدر است آنها را عروس و داماد می کنیم. هنوز یکی از بداخلاق ترین مردم جهان در زمینه جنسی هستیم.

نظافت

اخلاق دینی هم نداریم

دلتان را به روزه ای که می گیرید و نمازی که می خوانید خوش نکنید. اینها تکالیف دینی است و از واجبات است اما نمی دانیم داشتن اخلاق هم یک واجب است. هنوز باور نداریم غیبت کردن از زنا بدتر است. هنوز به راحتی به هم تهمت می زنیم. هنوز به راحتی فحاشی می کنیم. هنوز موی سر دخترانمان را نامحرمان می بینند. هنوز بخیل هستیم. هنوز در مراسم های عزاداری مانند مراسم عروسی آرایش می کنیم. هنوز حدود شرعی را نمی دانیم. هنوز حسادت می کنیم. هنوز همسایه آزار هستیم و نمی دانیم با این کار آتش جهنم را به جان خریدیم. برای امام حسین (ع) سینه می زنیم و عزاداری می کنیم اما نمی دانیم امر به معروف و نهی از منکر از فروع دین است. زکات و خمس را نمی دانیم چیست.

 

 

چه کنیم؟

اولین مساله ای که به ذهن همه می رسد اینکه گرفتاریم و معیشت درست و حسابی نداریم و به همین علت همه عصبی و بداخلاق شدیم! یعنی طبق این گفته ها کسانی که ثروتمند هستند خوش اخلاق ترین مردم هستند؛ معلوم است که چنین نیست. تصمیمات مسوولان، دولتمردان و حاکمان شاید بر زندگی ما تاثیر بگذارند اما خودمان برای اینکه اخلاق را زیر پا نگذاریم چه کردیم؟ باور کنید بدخلاقیم و خود را رها کردیم؛ خدا کند خدا ما را رها نکند.



نوشته شده در تاریخ یکشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۲ توسط صدای خاموش

 

میگم: می‌آی بریم سینما؟ می‌گه: وای نه، حسش نیست! می‌گم: بیا صبح‌جمعه با هم بریم کوه، هوا پاییزی و دلنشینه! می‌گه: من هر روز 6 صبح باید از خواب بلند شم، می‌خوام جمعه تا ظهر بخوابم!

جوانی

می گم: بیا یه سفر بریم یه جای جدید؟ به جای شمال بریم جنوب، به جای جنگل بریم کویر، آسمون کویر واسه خودش یه دنیاست، یه تور ثبت نام کنم؟ میگه: بابا تو چه حالی داری! شاید هم وضع جیبت خیلی خوبه، من که نمی تونم واسه این چیزا پول خرج کنم! خلاصه هر چه من از فعالیت و نشاط و تجربه های جدید حرف می زنم، با بهانه ای از جنس خواب و خمودگی و افسردگی روبه رو می شوم.

این داستان بعضی از جوان های امروزی است که انگارنه انگار روزگار جوانی را طی می کنند، امروز با خاطره های دیروزشان می گذرد و فردا با حسرت امروزشان. غافل از این که عقربه هیچ ساعتی به عقب برنمی گردد،

هر لحظه ای که می گذرد دیگر بازگشتی ندارد و این پیمانه عمر است که با این لحظه ها پر می شود.

 

هر خاطره ای از آن مکان و زمان خودش است و حتی اگر بی کم وکاست تکرارش کنیم، احساس همان روز و همان لحظه را با همان کیفیت تجربه نخواهیم کرد، جوانی فصل تجربه های تازه است، فصل نشاط و تحرک و فعالیت. جوانی، فصل انتخاب های عاشقانه و عاقلانه است. فصل جوانی تان را با چه حس و حالی می نویسید؛ گرم و تابستانی یا سرد و زمستانی؟

 

مراقب همنشین‌هایتان باشید

افسانه کاظمی بیست و چهار ساله، کارشناس شرکت بیمه است، می گوید:  «من شغلم را دوست دارم و از کارم راضی ام اما بعضی از همکارانم با وجود تحصیلات بالا و کار خوب، همیشه از وضعشان ناراضی اند. گاهی اوقات وقتی سرحال و بانشاط به محل کارم می روم مصاحبت با آنان کم کم انرژی و نشاطم را کاهش می دهد تا جایی که نزدیک بعدازظهر می بینم در وجودم خبری از آن همه انرژی نیست.» دوستان، همکاران و نزدیکان شما در وجودتان اثرگذارند. اگر دقت کنید، می بینید معمولا کسانی که با هم دوست می شوند پس از مدتی اخلاق و عادات مشترک زیادی پیدا می کنند، این یعنی همنشینی اثر عمیقی بر رفتار و حالات شما می گذارد، پس در انتخاب دوستانتان دقت کنید. دوست باانگیزه و هدفمند، شما را به سوی هدفمندی سوق می دهد و دوست بی هدف و بی حوصله برایتان خمودگی و افسردگی می آورد.

 

سنگ‌صبور هر کسی نباشید

«دوستی دارم که دو سه ماه یکبار با من تماس می گیرد تا مثلا حالم را بپرسد و هر بار که زنگ می زند از اول تا آخر حرف هایش گله و شکایت از اطرافیان و روایت غم و غصه های همیشگی است. من همیشه با گوش جان حرف هایش را می شنوم اما هر وقت می خواهم راهکاری به او بدهم بهانه ای می آورد، انگار خودش هم نمی خواهد مساله اش حل شود. بعد از این که یک ساعت برایم روضه می خواند و درددل می کند، می گوید: «آخیش! سبک شدم یه ذره باهات حرف زدم!» بعد هم خداحافظی می کنیم، گوشی را که قطع می کنم، می بینم حالم خوب نیست. او راست می گوید که سبک شده، چرا که تمام انرژی منفی روانش را به جان من انتقال داده است» این حرف های ریحانه بیست و هفت ساله است که حسابی از دست دوستش کلافه شده و فکر می کند در این تماس های تلفنی یا دیدارهای گاه به گاه، به جای این که حالش بهتر شود، جانش فرسوده می شود.

بد نیست بدانید بسیاری از درددل کردن ها به قصد پیدا کردن راه حل نیست، بلکه فقط ابراز کردن آن است، معمولا کسانی که عادت دارند درددل کنند، بیشتر دوست دارند سبک شوند و حال بهتری پیدا کنند، بسیاری از آنان حتی نمی دانند این درددل چقدر بر جان و روان دوستانشان آسیب می زند؛ پس اگر می خواهید انرژی جوانی تان به هدر نرود، سعی کنید نسبت به چیزهایی که می گویید و می شنوید حساسیت بیشتری به خرج دهید.

 

از تکرارها برحذر باشید

حتما دیده یا شنیده اید که بعضی از افراد وقتی به کافه یا رستوران می روند، به جای این که به منو نگاه کنند و چیزی را سفارش دهند می گویند همان همیشگی! راستی وقت آن نشده که دست از همان همیشگی بردارید و یک طعم تازه را تجربه کنید؟ اگر همیشه برای سفر، به شمال می روید، جمعه ها فقط به یک کوه مشخص می روید، برای دیدن فیلم همیشه به نزدیک ترین سالن سینما سر می زنید، برای سفارش غذا فقط به فست فود نزدیک خانه زنگ می زنید بد نیست در این سبک تکراری زندگی تجدید نظر کنید. رنگ لباس هایتان را متنوع کنید، چیدمان اتاقتان را عوض کنید و اثر این تغییرات را در روانتان ببینید. خیلی وقت ها با همان میزان هزینه، شاید کمی بیشتر یا کمتر تجربیات تازه ای به دست می آید.

 

هدفگذاری کنید

هیچ چیز به اندازه بی هدفی و بی انگیزگی شما را به سوی رخوت و افسردگی نمی برد، قرار نیست قله های دست نیافتنی را برای خودتان هدف کنید بلکه کافی است برای هر روزتان برنامه ای داشته باشید تا ابتدا به اهداف کوتاه مدت و با صبر بیشتر به اهداف بلند مدتی برسید که با ظرفیت، روان و علایق شما هماهنگ است. یادتان باشد اگر در هدف گذاری هایتان کمال گرایی افراطی داشته باشید، عملا راهتان را به سوی هدف می بندید، پس چیزی را انتخاب کنید که با توانایی ها و استعدادهایتان متناسب است و امکانات کافی برای رسیدن به آن را می توانید مهیا کنید. تا زمانی که خودتان دست به کار نشوید هیچ دستی از غیب برون نمی آید و برایتان کاری نمی کند!

 

ورزش کنید

شما جوانید و به لطف الهی چهارستون بدنتان سالم است، می توانید صبح ها پیاده روی کنید، کوه بروید، باشگاه ورزشی ثبت نام کنید، فوتبال بازی کنید، به استخر بروید و شنا کنید؛ دوچرخه سواری کنید و خلاصه با توجه به علایق تان یک رشته ورزشی را کم و بیش دنبال کنید. ورزش کردن علاوه بر این که سلامت جسمی را تامین می کند، در درمان افسردگی و بی حوصلگی هم بسیار موثر است.

جوان

چیزهای تازه یاد بگیرید

اجازه ندهید ذهنتان از کار بیفتد و به همان چیزهایی که قبلا یاد گرفته بسنده کند. همیشه به دنبال یادگرفتن باشید، کتاب های تازه بخوانید، چیزهایی را که یاد گرفته اید دسته بندی کنید، سراغ رشته هایی بروید که همیشه از دور با علاقه آنها را نظاره کرده اید، اما هیچ گاه قدمی به سویشان برنداشته اید. یادتان باشد ذهنتان باید فعال و پویا باشد، این همه انرژی جوانی حیف است که در راه آموختن و رشد کردن صرف نشود.

 

خلق کنید

خداوند انسان را خلاق آفریده است، شما هم به دنبال آفرینش و خلق کردن باشید. این کار علاوه بر این که حالتان را خوب می کند، به شما اعتماد به نفس می دهد. منظور ما از خلق کردن یعنی بافتن یک شال گردن، درست کردن یک تابلو با گل های خشکی که قرار است بیرون ریخته شود، نوشتن یک مطلب آموزنده، شعر گفتن، کامل کردن یک پازل بزرگ و.... می توانید کارهای اینچنینی را در کنار بقیه کارهایتان و بتدریج انجام دهید. کلاس های هنری در این زمینه کمک بیشتری به شما می کنند، کافی است این کار را آغاز کنید تا خودتان ببینید چقدر حالتان بهتر می شود.

 

گیاهان آپارتمانی پرورش دهید

اگر اصلا اهل گل و گیاه نیستید پیشنهاد می کنیم از یک گلدان کوچک شروع کنید؛ ممکن است بگویید خانه مان نورگیر نیست یا آپارتمانمان کوچک است، می توانید از گلفروشان اطلاعات کسب کنید و بپرسید چه گلدانی در نور کم مقاومت خوبی دارد و از بین نمی رود. آب دادن به یک گلدان و رسیدگی به آن به شما رضایت درونی می دهد. کمترین پیام گلدانی که از آن مراقبت می کنید این است که به شما نیاز دارد و مراقبت های شما به او زندگی می بخشد. زندگی بخشیدن شیرین است حتی اگر به یک گلدان باشد.

 

به خورد و خوراکتان توجه کنید

وعده صبحانه را جدی بگیرید، اندام هایتان صبح هنگام، برای تامین انرژی مورد نیاز آماده جذب غذا بویژه پروتئین است، پس سعی کنید در وعده صبحانه از غذاهایی مثل تخم مرغ، کره بادام زمینی، آجیل و پنیر استفاده کنید. در خوردن قهوه و کافئین احتیاط کنید، زیرا این نوشیدنی ها در کوتاه مدت سبب هوشیاری اما در بلندمدت سبب وابستگی و افسردگی می شوند، در وعده های غذایی از مواد فیبری استفاده کنید و از غذاهای چرب بپرهیزید.

 

در آخر این که یادتان باشد در تمام فصول زندگیتان، تلخ یا شیرین، شاد یا افسرده، خداوند نزدیک تر از هر کسی به شماست. نشاط و فعالیت شما، شکرگزاری از نعمت های بی پایان اوست و رخوت و خمودگی تان ندیده گرفتن و به هدر دادن جانی است که او بخشیده است.



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ توسط صدای خاموش

 

ازدواج های نامتعارفی را این روزها می بینیم. ازدواج هایی که معیارهایشان تناسبی با هم ندارند و در نتیجه خیلی زود به جدایی می رسند.

ناهمگونی در ازدواج

در مساله ازدواج تفاوت‌های فردی زیادی وجود دارد یعنی هیچ دو ازدواجی نیست که بر اساس ملاک‌های ثابتی صورت گرفته باشد. در این شرایط باید بررسی کرد که اساساً یک ازدواج موفق بر اساس چه ملاک‌هایی باید صورت بگیرد و تا چه اندازه ازدواج‌هایی که در حال حاضر انجام می‌شود بر اساس معیارهای درست است. باید به این نکته توجه شود که در حال حاضر ما در ازدواج‌های امروزی شاهد نوعی ناهمگونی هستیم و هر کسی بر روی ملاک خاصی تاکید می‌کند. به هم ریختگی معیارها در ازدواج باعث پدید آمدن ازدواج های ناموفق و پنهان کاری در زندگی های امروز شده است که نهایتا در زندگی منجر به مسایلی مانند خیانت و عدم وفاداری زن و مرد نسبت به هم خواهد شد.

سن‌های نامتناسب

در حال حاضر شاهد ازدواج‌هایی هستیم که به سن توجه نمی‌شود و به مساله هم سنی زوجین و یا زوج‌هایی که زنان از مردان بزرگتر هستند در سال‌های اخیر به عنوان پدیده جدید شاهد هستیم که در گذشته این گونه ازدواج‌ها معنایی نداشت و یا امروزه شاهدیم مساله مناطق جغرافیایی نادیده گرفته می‌شود و افراد با وجود منطقه جغرافیایی متفاوت با هم ازدواج می کنند. در واقع نوعی تحرک و انتقال را در ازدواج‌ها شاهد هستیم به طور نمونه در گذشته ازدواج‌ها درون فامیل، درون روستا، درون شهرستان بود ولی در حال حاضر این گونه از تغییرات به وجود آمده است.

در مساله تناسب سنی باید به این نکته توجه شود که در اکثر فرهنگ‌ها به دلیل مسایل فیزیولوژیکی جنسی بهتر است که زن از مرد کوچکتر باشد و این به دلیل این است که زن نیاز به حمایت دارد، زن، موجودی حمایت طلب است و زن از برتر بودن همسر خود احساس افتخار و رضایت درونی می‌کند. ولی این احساس در شرایط بالعکس وجود ندارد و مرد احساس حقارت می‌کند، برای مثال، در مواردی مانند تناسب تحصیلی، اگر پسر دیپلمه با یک خانم پزشک ازدواج کند، هیچ گاه مرد احساس غرور نخواهد کرد، بلکه احساس حقارت می‌کند و احتمال شکست این گونه ازدواج‌ها بیشتر است، چون در این شرایط مرد می‌خواهد بر احساس حقارت خود غلبه کند، ناخودآگاه همسر خود را اذیت می‌کند و برای او محدودیت به وجود می‌آورد. البته باید به این مساله توجه شود که تمامی این ملاک‌ها در یک شخص وجود ندارد، بلکه باید به مجموعه‌ای از ویژگی‌ها و تناسبات نگاه کرد و از طرفی نسبی است.

مخالفت خانواده‌ها

در گذشته بسیاری از ازدواج‌ها بر اساس همسانی طبقات اجتماعی و اقتصادی بود. به طور مثال پسر یک کدخدا با دختر کدخدای دیگر ازدواج می‌کرد ولی در حال حاضر این طور نیست و امکان دارد پسر پولداری با دختری از طبقه متوسط با هم ازدواج کنند. از طرفی امروزه شاهد بسیاری از ازدواج‌ها هستیم که خانواده‌ها موافق نیستند که این مساله هم در گذشته بسیار کم بود و در گذشته معتقد بودند که خانواده‌ها با هم وصلت می‌کنند.

امروزه به تناسب خانواده‌ها توجهی نمی‌شود و دختر و پسر می‌گویند که ما می‌خواهیم با هم زندگی کنیم، در صورتی که این درست نیست، در روانشناسی به عوامل پشت پرده مانند خانواده‌ها عوامل مکنون و یا نهفته می‌گوییم. باید به این مساله توجه شود اگر پدر و مادرها مخالف ازدواجی باشند، مرتب سمپاشی می‌کنند و این زمینه‌ای برای شکست می‌شود، اما اگر موافق باشند فضا را برای ازدواج تلطیف می کنند.

 

عشق یا عقل؟

در یک ازدواج موفق ما دو بعد منطقی و احساسی داریم. ابعاد منطقی ازدواج که با شناخت خود شروع می‌شود و به دیگر شناسی، هدف شناسی، تناسب اخلاقی، تناسب اعتقادی و مذهبی، تناسب سنی، تناسب ظاهری و جسمی، تناسب فرهنگی و اجتماعی، تناسب خانوادگی، تناسب اقتصادی، تناسب هوشی، تناسب تحصیلی، تناسب در رغبت‌ها و علایق، تناسب جغرافیایی و به تناسب سیاسی می‌رسد. ما در یک ازدواج موفق اول به بعد منطقی که شامل تناسبات گفته شده است، توجه می‌کنیم و بعد به مساله دوست داشتن و عشق ورزیدن می‌پردازیم.

عشق، محبت و دوست داشتن ناگهانی به وجود نمی‌آید، بلکه به مرور زمان ایجاد می‌شود. به همین دلیل است که در ازدواج باید ابتدا به ابعاد منطقی ازدواج توجه کنیم، چون زمانی که دو طرف تناسب‌های لازم را با هم داشته باشند، احتمال ایجاد محبت هم در آنها افزایش می‌یابد و بر این اساس ازدواج‌ها موفق می‌شود.

ازدواج‍های تک معیاری

امروزه شاهد بسیاری از ازدواج‌ها هستیم که فرد فقط به دلیل موقعیت شغلی، مالی و یا تحصیلی با فردی ازدواج می‌کند و به مابقی تناسبات توجهی نمی‌کند، متأسفانه ازدواج‌هایی که بر این اساس شکل می‌گیرند از جمله ازدواج‌هایی هستند که به شکست می‌رسند. ازدواج زن و یا مرد به خاطر ترحم، اقدام به ازدواج بعد از فوت یکی از نزدیکان در شرایطی که فرد در شرایط نیاز عاطفی شدید قرار دارد، اقدام به ازدواج به دلیل فرار از خانواده نامطلوب و هر نوع شتاب‌زدگی در ازدواج باعث ایجاد این شکست خواهد شد.

هارمونی ملایم

گاهی ازدواج‌هایی را می‌بینیم که در طول یک ماه، پس از آشنایی به ازدواج ختم می‌شود. بدیهی است این نوع شتاب‌زدگی است که منجر به شکست می‌شود، ازدواج باید با یک سرعت و هارمونی ملایم پیش برود. توصیه ما به زنان و مردان در آستانه ازدواج این است که سه ماه آشنایی، یک سال نامزدی رسمی، زیرا اصل بر این است که دختر و پسر در موقعیت‌های طبیعی و واقعی همدیگر را بشناسند. بعد از یک سال نامزدی باید بررسی شود و اگر احتمالات برای زندگی موفق بالاتر رفته بود، آنگاه عقد و بعد عروسی و زندگی مشترک صورت گیرد.

ناهمگونی در ازدواج

سنتی می‌پسندید یا مدرن؟

ازدواج‌ها را بر اساس سنتی بودن و یا جدید بودن نمی‌توانیم بررسی کنیم. ازدواج‌ها بر اساس هم‌کفو بودن و یا هم کفو نبودن مورد بررسی قرار می‌گیرد. این تناسب‌ها در هر شرایط زمانی که رعایت شود می‌تواند یک ازدواج موفق را به وجود آورد و اگر رعایت نشود ازدواج ناموفق به بار خواهند آورد. ما باید تفاوت‌های فردی و فرهنگی همدیگر را بشناسیم، بپذیریم و با آنها کنار بیاییم.

خط قرمزهای ازدواج

دوستی‌های قبل از ازدواج به همراه روابط آزاد قبل از ازدواج موجب نوعی بد بینی، سوء ظن و محافظه کاری در دختران و پسران شده است.

وقتی افراد با هم ارتباط آزاد دارند، زمانی که می‌خواهند ازدواج کنند شک بر اینکه آیا فرد مورد نظر با شخص دیگری رابطه داشته است یا نه؟ موجب می‌شود ازدواج شخص به تأخیر بیفتد.

باید به این مساله توجه شود که این مساله یک آفت است. دوستی با جنس مخالف با روابط آزاد جنسی قبل از ازدواج متفاوت است. در آشنایی قبل از ازدواج، خط قرمزهایی وجود دارد و آن دسته از دختران و پسرانی که این خط قرمزها را رعایت می کنند ازدواج‌های موفق‌تری دارند. به همین دلیل به دختران و پسران توصیه می‌کنیم عفت و پاکدامنی خود را همواره، به ویژه پیش از ازدواج حفظ کنند. البته افرادی که این مسایل را رعایت نمی‌کنند، مسایلی مانند اختلال شخصیت، مشکلات فرهنگی و کمرنگ شدن باورهای مذهبی وجود دارد.



نوشته شده در تاریخ یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ توسط صدای خاموش

قالب وبلاگ